←پاسخهای دیگر
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
::::::و این قضیه بدون تردید با افسانههایی آمیخته شده است که صورت حقیقی خود را از دست داده است. | ::::::و این قضیه بدون تردید با افسانههایی آمیخته شده است که صورت حقیقی خود را از دست داده است. | ||
::::::در مجموع میتوان بیان نمود که دو دیدگاه راجع به [[دجال]] وجود دارد: | ::::::در مجموع میتوان بیان نمود که دو دیدگاه راجع به [[دجال]] وجود دارد: | ||
::::::۱. '''[[دجال شخصی:''' که در برخی روایات توصیفاتی برای او ذکر شده است مانند [[دجال]] مردی چاق، سرخرو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است که بر روی آب قرار دارد<ref>صحیح مسلم، ج ۹، باب ۱۰۹۴، ح ۱۹۴۷.</ref>. و در روایت دیگر آمده است در زمان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} [[دجال]] موجود بوده است و نامش عبداللّه یا "[[صائد بن صید]]" است. [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و اصحابش به قصد دیدار او به خانهاش رفتند، او مدّعی خدایی بود، عمر خواست او را به قتل برساند ولی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} مانع شدند<ref>محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۳، چاپ اسلامى.</ref>. قابل توجه است که [[محمد بن یوسف گنجی]] در کتاب البیان صفحه صد و هشت در این مطلب تردید کرده روایتی را نقل میکند که خود فرزند صائد [[دجال]] بودن خود را انکار میکند، اشاره مینماید به روایتی که مسلم از قول او نقل کرده است که میگوید: [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} فرمود: [[دجال]] فرزند ندارد و من دارم، [[پیامبر خاتم|پیامبر]] فرمود: [[دجال]] وارد بر [[مکه]] و [[مدینه]] نمیشود ولی من در [[مدینه]] به دنیا آمدم و اکنون میخواهم به [[مکه]] بروم. | ::::::۱. '''[[دجال شخصی]]:''' که در برخی روایات توصیفاتی برای او ذکر شده است مانند [[دجال]] مردی چاق، سرخرو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است که بر روی آب قرار دارد<ref>صحیح مسلم، ج ۹، باب ۱۰۹۴، ح ۱۹۴۷.</ref>. و در روایت دیگر آمده است در زمان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} [[دجال]] موجود بوده است و نامش عبداللّه یا "[[صائد بن صید]]" است. [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} و اصحابش به قصد دیدار او به خانهاش رفتند، او مدّعی خدایی بود، عمر خواست او را به قتل برساند ولی [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} مانع شدند<ref>محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۳، چاپ اسلامى.</ref>. قابل توجه است که [[محمد بن یوسف گنجی]] در کتاب البیان صفحه صد و هشت در این مطلب تردید کرده روایتی را نقل میکند که خود فرزند صائد [[دجال]] بودن خود را انکار میکند، اشاره مینماید به روایتی که مسلم از قول او نقل کرده است که میگوید: [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} فرمود: [[دجال]] فرزند ندارد و من دارم، [[پیامبر خاتم|پیامبر]] فرمود: [[دجال]] وارد بر [[مکه]] و [[مدینه]] نمیشود ولی من در [[مدینه]] به دنیا آمدم و اکنون میخواهم به [[مکه]] بروم. | ||
::::::۲. '''[[دجال نوعی]] و [[دجال سمبلیک|سمبلیک]]:''' علامه [[سید محمد صدر]] در اینباره میفرمایند: مفهوم [[دجال]] سمبل پیچیدهترین و خطرناکترین دشمن [[اسلام]] و خداست و این در واقع توصیف نمودن و جهانبینی ماتریالیستی غرب است<ref>مهدى علیزاده، نشانههاى یار و چکامه انتظار، ص ۶۷، به نقل از موسوعه امام مهدى، سید محمد صدر.</ref>. و عدّهای دیگر از بزرگان نیز [[دجال]] را نماد و سمبل میدانند و این نکته را نیز باید توجه داشت، جدا از اینکه روایات [[دجال]] قابل اعتماد هستند یا خیر و اینکه [[شیعه]] هم مانند [[اهل سنت]] مسأله [[دجال]] را قبول دارند یا نه و با چشمپوشی از اینکه [[دجال]] شخصی است یا نوعی یک نظریه دیگری نیز درباره [[دجال]] وجود دارد و آن اینکه [[دجال]] را بعضی جزء اشراط الساعة و علائم [[قیامت]] شمردهاند اگر این احتمال پذیرفته شود، پرونده بحث [[دجال]] در باب [[علائم ظهور]] بسته خواهد شد، خصوصا که بعضی روایات این برداشت را تأیید مینمایند از جمله روایتی از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} که ده نشانه قبل از وقوع [[قیامت]] را شمارش میفرمایند، از جمله خروج [[دجال]] که در منابع مختلف و معتبر این روایت نقل شده است<ref>شیخ حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج ۷، ص ۴۰۵؛ مختصر بصائر الدرجات، ص ۲۰۲؛ الغیبة طوسى، ص ۴۲۶؛ خصال شیخ صدوق، ج ۲، ص ۴۳۱.</ref>. | ::::::۲. '''[[دجال نوعی]] و [[دجال سمبلیک|سمبلیک]]:''' علامه [[سید محمد صدر]] در اینباره میفرمایند: مفهوم [[دجال]] سمبل پیچیدهترین و خطرناکترین دشمن [[اسلام]] و خداست و این در واقع توصیف نمودن و جهانبینی ماتریالیستی غرب است<ref>مهدى علیزاده، نشانههاى یار و چکامه انتظار، ص ۶۷، به نقل از موسوعه امام مهدى، سید محمد صدر.</ref>. و عدّهای دیگر از بزرگان نیز [[دجال]] را نماد و سمبل میدانند و این نکته را نیز باید توجه داشت، جدا از اینکه روایات [[دجال]] قابل اعتماد هستند یا خیر و اینکه [[شیعه]] هم مانند [[اهل سنت]] مسأله [[دجال]] را قبول دارند یا نه و با چشمپوشی از اینکه [[دجال]] شخصی است یا نوعی یک نظریه دیگری نیز درباره [[دجال]] وجود دارد و آن اینکه [[دجال]] را بعضی جزء اشراط الساعة و علائم [[قیامت]] شمردهاند اگر این احتمال پذیرفته شود، پرونده بحث [[دجال]] در باب [[علائم ظهور]] بسته خواهد شد، خصوصا که بعضی روایات این برداشت را تأیید مینمایند از جمله روایتی از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} که ده نشانه قبل از وقوع [[قیامت]] را شمارش میفرمایند، از جمله خروج [[دجال]] که در منابع مختلف و معتبر این روایت نقل شده است<ref>شیخ حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج ۷، ص ۴۰۵؛ مختصر بصائر الدرجات، ص ۲۰۲؛ الغیبة طوسى، ص ۴۲۶؛ خصال شیخ صدوق، ج ۲، ص ۴۳۱.</ref>. | ||
:::::*'''محل خروج [[دجال]]''': نکته بعدی محل خروج [[دجال]] است که در روایات مکانهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله [[اصفهان]]، [[خراسان]]، [[سجستان]]، و همچنین سرنوشت [[دجال]] که عاقبت به دست چه کسی به هلاکت میرسد که در اینباره روایات دو دیدگاه را مطرح میکنند، بعضی قائلند که به دستور [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} و دست [[حضرت عیسی]] {{ع}} و بعضی به دست شخص [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}؛ جهت اختصار ما در پی ذکر روایات نیستیم، ولی میتوان به منابع ذیل مراجعه کرد»<ref>[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ج۲، ص۴۵-۴۹.</ref>. | :::::*'''محل خروج [[دجال]]''': نکته بعدی محل خروج [[دجال]] است که در روایات مکانهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله [[اصفهان]]، [[خراسان]]، [[سجستان]]، و همچنین سرنوشت [[دجال]] که عاقبت به دست چه کسی به هلاکت میرسد که در اینباره روایات دو دیدگاه را مطرح میکنند، بعضی قائلند که به دستور [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} و دست [[حضرت عیسی]] {{ع}} و بعضی به دست شخص [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}}؛ جهت اختصار ما در پی ذکر روایات نیستیم، ولی میتوان به منابع ذیل مراجعه کرد»<ref>[[دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ج۲، ص۴۵-۴۹.</ref>. | ||