←انواع دلمردگان از نظر قرآن
(←مقدمه) |
|||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
خدا در [[قرآن]] بارها به عدم منافات میان [[توحید]] و استفاده از اسباب از جمله توسل به مظاهر الهی اشاره کرده است؛ از همین رو توسل جویی به پیامبر{{صل}} برای [[استغفار]] را بیان میکند و به [[انسانها]] میفرماید که استغفار آن حضرت{{صل}} را دست کم نگیرید که بسیار تاثیرگذار است؛ چراکه با استغفار آن حضرت{{صل}} نسبت به هر کسی خدا او را میبخشد.<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}} «و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | خدا در [[قرآن]] بارها به عدم منافات میان [[توحید]] و استفاده از اسباب از جمله توسل به مظاهر الهی اشاره کرده است؛ از همین رو توسل جویی به پیامبر{{صل}} برای [[استغفار]] را بیان میکند و به [[انسانها]] میفرماید که استغفار آن حضرت{{صل}} را دست کم نگیرید که بسیار تاثیرگذار است؛ چراکه با استغفار آن حضرت{{صل}} نسبت به هر کسی خدا او را میبخشد.<ref>{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا}} «و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | ||
==انواع [[دلمردگان]] از نظر [[قرآن]]== | ===انواع [[دلمردگان]] از نظر [[قرآن]]=== | ||
همان طوری که انسانهای [[دل]] زندهای هستند، برخی از [[مردمان]] دلمرده هستند که شامل گروهها و اقشار زیر هستند: | همان طوری که انسانهای [[دل]] زندهای هستند، برخی از [[مردمان]] دلمرده هستند که شامل گروهها و اقشار زیر هستند: | ||
===دلمردگان زندهنما=== | ====دلمردگان زندهنما==== | ||
در برابر چنین افراد دارای [[قلب سلیم]] و سالم، مردمان [[بیماردلی]] هستند که نفس و دل خویش را [[دفن]] و [[زنده به گور]] کردهاند.<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، * بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰</ref> آنان به سبب دلمردگی، [[ناتوان]] از شنیدن و [[پذیرش حق]] و [[دعوت]] [[نورانی]] و [[حیات]] بخش [[الهی]] هستند؛ زیرا [[قلبی]] زنده و بیدار و هوشیار ندارند تا بشنوند و بپذیرند.<ref>فاطر، آیه ۲۲</ref> از همین رو از نظر قرآن [[کافران]] و [[مشرکان]] فاقد [[نورانیت]] و [[حیات معنوی]] و [[حقیقی]] هستند. <ref>انعام، آیات ۳۵ و ۳۶ و ۱۲۲؛ نمل، آیات ۸۰ و۸۱؛ روم، آیات ۵۲ و۵۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | در برابر چنین افراد دارای [[قلب سلیم]] و سالم، مردمان [[بیماردلی]] هستند که نفس و دل خویش را [[دفن]] و [[زنده به گور]] کردهاند.<ref>{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}} «و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد، * بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، * و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۷-۱۰</ref> آنان به سبب دلمردگی، [[ناتوان]] از شنیدن و [[پذیرش حق]] و [[دعوت]] [[نورانی]] و [[حیات]] بخش [[الهی]] هستند؛ زیرا [[قلبی]] زنده و بیدار و هوشیار ندارند تا بشنوند و بپذیرند.<ref>فاطر، آیه ۲۲</ref> از همین رو از نظر قرآن [[کافران]] و [[مشرکان]] فاقد [[نورانیت]] و [[حیات معنوی]] و [[حقیقی]] هستند. <ref>انعام، آیات ۳۵ و ۳۶ و ۱۲۲؛ نمل، آیات ۸۰ و۸۱؛ روم، آیات ۵۲ و۵۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | ||
===کافران و [[منافقان]]=== | ====کافران و [[منافقان]]==== | ||
از نظر قرآن، [[مؤمنان]] زنده هستند و کافران و مشرکان به [[حقیقت]] مردهاند هر چند که به ظاهر نفس میکشند و میخورند و میخوابند و زندهاند.<ref>فاطر، آیه ۲۲؛ مجمع البیان، ج ۷- ۸، ص۶۳۳</ref> | از نظر قرآن، [[مؤمنان]] زنده هستند و کافران و مشرکان به [[حقیقت]] مردهاند هر چند که به ظاهر نفس میکشند و میخورند و میخوابند و زندهاند.<ref>فاطر، آیه ۲۲؛ مجمع البیان، ج ۷- ۸، ص۶۳۳</ref> | ||
[[خدا]] درباره منافقان این [[بیمار]] دلان دلمرده میفرماید: و چون آنان را ببینی هیکلهایشان تو را به [[تعجب]] وامیدارد و چون سخن گویند به گفتارشان گوش فرا میدهی، گویی آنان چوبهای خشک پشت بر دیوارند [که پوک شده و درخور [[اعتماد]] نیستند] هر فریادی را به [[زیان]] خویش میپندارند، خودشان دشمنند، از آنان بپرهیز، [[خدا]] بکشدشان تا کجا [از [[حقیقت]]] [[انحراف]] یافتهاند؛ و چون به آنان گفته شود: بیایید تا [[پیامبر خدا]] برای شما [[آمرزش]] بخواهد سرهای خود را بر میگردانند و آنان را میبینی که تکبرکنان روی برمیتابند. <ref>{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ * وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ}} «و هنگامی که آنان را ببینی، پیکرهاشان تو را به شگفتی میآورد و چون چیزی گویند به گفتارشان گوش میسپاری (اما) گویی چوبهایی خشکند پشت داده بر دیوار، هر بانگی را به زیان خود میپندارند، آنان دشمنند، از آنها دوری گزین! خدایشان لعنت کناد! چگونه (از حق) بازگردانده میشوند؟ * و چون به آنان بگویند که بیایید تا فرستاده خداوند برای شما آمرزش بخواهد، سر برمیگردانند و آنان را میبینی که خودداری میورزند و گردنفرازند» سوره منافقون، آیه ۴-۵.</ref> | [[خدا]] درباره منافقان این [[بیمار]] دلان دلمرده میفرماید: و چون آنان را ببینی هیکلهایشان تو را به [[تعجب]] وامیدارد و چون سخن گویند به گفتارشان گوش فرا میدهی، گویی آنان چوبهای خشک پشت بر دیوارند [که پوک شده و درخور [[اعتماد]] نیستند] هر فریادی را به [[زیان]] خویش میپندارند، خودشان دشمنند، از آنان بپرهیز، [[خدا]] بکشدشان تا کجا [از [[حقیقت]]] [[انحراف]] یافتهاند؛ و چون به آنان گفته شود: بیایید تا [[پیامبر خدا]] برای شما [[آمرزش]] بخواهد سرهای خود را بر میگردانند و آنان را میبینی که تکبرکنان روی برمیتابند. <ref>{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ * وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ}} «و هنگامی که آنان را ببینی، پیکرهاشان تو را به شگفتی میآورد و چون چیزی گویند به گفتارشان گوش میسپاری (اما) گویی چوبهایی خشکند پشت داده بر دیوار، هر بانگی را به زیان خود میپندارند، آنان دشمنند، از آنها دوری گزین! خدایشان لعنت کناد! چگونه (از حق) بازگردانده میشوند؟ * و چون به آنان بگویند که بیایید تا فرستاده خداوند برای شما آمرزش بخواهد، سر برمیگردانند و آنان را میبینی که خودداری میورزند و گردنفرازند» سوره منافقون، آیه ۴-۵.</ref> | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
[[پیامبر اکرم]] میفرماید: {{متن حدیث|ليس مَن ماتَ فاستَراحَ بِمَيِّتٍ ، إنّما المَيِّتُ مَيِّتُ الأحياءِ}}؛ [[مرده]] [[واقعی]] آن نیست که از [[دنیا]] رفته و در [[دیار]] [[آخرت]] سکونت گزیده، بلکه مرده آن است که در بین زندگان میخورد، میآشامد، راه میرود و حرکت میکند، ولی از [[هدایت الهی]] و [[نور]] آن بیبهره و گرفتار [[فسق]] و [[کفر]] شده است. اینان مردههایی متحرّک، زندههای [[دل]] مردهاند. اینان نه مردههای در [[قبرستان]]، بلکه [[مردگان]] حاضر در متن [[اجتماع]] هستند.<ref>امالی طوسی، ۶۲۵/ ۳۱۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | [[پیامبر اکرم]] میفرماید: {{متن حدیث|ليس مَن ماتَ فاستَراحَ بِمَيِّتٍ ، إنّما المَيِّتُ مَيِّتُ الأحياءِ}}؛ [[مرده]] [[واقعی]] آن نیست که از [[دنیا]] رفته و در [[دیار]] [[آخرت]] سکونت گزیده، بلکه مرده آن است که در بین زندگان میخورد، میآشامد، راه میرود و حرکت میکند، ولی از [[هدایت الهی]] و [[نور]] آن بیبهره و گرفتار [[فسق]] و [[کفر]] شده است. اینان مردههایی متحرّک، زندههای [[دل]] مردهاند. اینان نه مردههای در [[قبرستان]]، بلکه [[مردگان]] حاضر در متن [[اجتماع]] هستند.<ref>امالی طوسی، ۶۲۵/ ۳۱۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | ||
===[[دروغگویان]]=== | ====[[دروغگویان]]==== | ||
[[دلمردگان]] زندهنما کسانی هستند دارای ملکاتی [[ناپسند]] هستند. از جمله آنان، دروغگویانی هستند که [[دروغ]] [[ملکه]] آنان شده است؛ چنانکه [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} در باره آنان میفرماید: «{{متن حدیث|اَلْكَذَّابُ وَ اَلْمَيِّتُ سَوَاءٌ فَإِنَّ لِأَنَّ فَضِيلَةَ اَلْحَيِّ عَلَى اَلْمَيِّتِ اَلثِّقَةُ بِهِ فَإِذَا لَمْ يُوثَقْ بِكَلاَمِهِ فَقَدْ بَطَلَتْ حَيَاتُه}}؛ [[دروغگو]] و مرده مساویاند، برای اینکه امتیاز شخص زنده بر شخص مرده، [[اطمینان]] داشتن به شخص زنده است. بنابراین، اگر به گفتار او اطمینان نباشد، پس [[حیات]] او تباه و [[باطل]] شده است».<ref>غررالحکم، ص۲۲۰، ح ۴۳۸۶</ref> | [[دلمردگان]] زندهنما کسانی هستند دارای ملکاتی [[ناپسند]] هستند. از جمله آنان، دروغگویانی هستند که [[دروغ]] [[ملکه]] آنان شده است؛ چنانکه [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} در باره آنان میفرماید: «{{متن حدیث|اَلْكَذَّابُ وَ اَلْمَيِّتُ سَوَاءٌ فَإِنَّ لِأَنَّ فَضِيلَةَ اَلْحَيِّ عَلَى اَلْمَيِّتِ اَلثِّقَةُ بِهِ فَإِذَا لَمْ يُوثَقْ بِكَلاَمِهِ فَقَدْ بَطَلَتْ حَيَاتُه}}؛ [[دروغگو]] و مرده مساویاند، برای اینکه امتیاز شخص زنده بر شخص مرده، [[اطمینان]] داشتن به شخص زنده است. بنابراین، اگر به گفتار او اطمینان نباشد، پس [[حیات]] او تباه و [[باطل]] شده است».<ref>غررالحکم، ص۲۲۰، ح ۴۳۸۶</ref> | ||
همچنین آن دسته از [[انسانها]] هستند که نه تنها به [[منکرات]] و [[ضد ارزشها]] [[گرایش]] دارند، بلکه آن را [[ترویج]] میکنند؛ [[امام علی]]{{ع}} درباره تارکان [[فریضه]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] میفرماید: «{{متن حدیث|مَن تَرَكَ إنكارَ المُنكَرِ بِقَلبِهِ و يَدِهِ و لِسانِهِ فَهُوَ مَيِّتٌ بَينَ الاحيا}}؛ کسی که [[انکار]] منکر را به وسیله دل و دست و زبانش ترک میکند، او همان مرده در بین زندگان است».<ref>بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص۹۴؛ غررالحکم،ج ۲، ص۵۲۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | همچنین آن دسته از [[انسانها]] هستند که نه تنها به [[منکرات]] و [[ضد ارزشها]] [[گرایش]] دارند، بلکه آن را [[ترویج]] میکنند؛ [[امام علی]]{{ع}} درباره تارکان [[فریضه]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] میفرماید: «{{متن حدیث|مَن تَرَكَ إنكارَ المُنكَرِ بِقَلبِهِ و يَدِهِ و لِسانِهِ فَهُوَ مَيِّتٌ بَينَ الاحيا}}؛ کسی که [[انکار]] منکر را به وسیله دل و دست و زبانش ترک میکند، او همان مرده در بین زندگان است».<ref>بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص۹۴؛ غررالحکم،ج ۲، ص۵۲۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | ||
===[[مرفهان]] بیدرد=== | ====[[مرفهان]] بیدرد==== | ||
مرفهان بیدرد نیز از جمله مردگان [[حقیقی]] زندهنما هستند؛ چنانکه [[پیامبر اکرم]] میفرماید: «از [[همنشینی]] با مردگان بپرهیزید». عرض شد: ای [[رسول خدا]]! مردگان کیانند؟ فرمود: «هر [[ثروتمندی]] که ثروتش او را به [[طغیان]] وادارد».<ref>تنبیه الخواطر، ج ۲، ص۳۲</ref> | مرفهان بیدرد نیز از جمله مردگان [[حقیقی]] زندهنما هستند؛ چنانکه [[پیامبر اکرم]] میفرماید: «از [[همنشینی]] با مردگان بپرهیزید». عرض شد: ای [[رسول خدا]]! مردگان کیانند؟ فرمود: «هر [[ثروتمندی]] که ثروتش او را به [[طغیان]] وادارد».<ref>تنبیه الخواطر، ج ۲، ص۳۲</ref> | ||
امیر مؤمنان علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|هَلَكَ خُزّانُ الأموالِ وهُم أحياءٌ}}؛ خزانهداران [[اموال]] هلاک شدند و حال آنکه آنها (در [[دنیا]]) زنده هستند».<ref>نهجالبلاغه، کلمات قصار، ش ۱۳۹، ص۱۱۵۶</ref> | امیر مؤمنان علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|هَلَكَ خُزّانُ الأموالِ وهُم أحياءٌ}}؛ خزانهداران [[اموال]] هلاک شدند و حال آنکه آنها (در [[دنیا]]) زنده هستند».<ref>نهجالبلاغه، کلمات قصار، ش ۱۳۹، ص۱۱۵۶</ref> | ||
[[پیامبراکرم]]{{صل}}میفرماید: «چهار چیز [[قلب]] را میمیراند: [[گناه]] پشت سر گناه، زیاد مناقشه کردن با [[زنان]]، [[مجادله]] کردن با شخص احمق و همنشینی با مردگان». در این هنگام عرض شد: ای [[رسول خدا]]! [[مردگان]] کیانند؟ فرمود: «[[ثروتمندان]] بیدرد».<ref>بحارالانوار، ج ۷۳، ص۳۴۹ و ج ۲،ص ۱۲۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | [[پیامبراکرم]]{{صل}}میفرماید: «چهار چیز [[قلب]] را میمیراند: [[گناه]] پشت سر گناه، زیاد مناقشه کردن با [[زنان]]، [[مجادله]] کردن با شخص احمق و همنشینی با مردگان». در این هنگام عرض شد: ای [[رسول خدا]]! [[مردگان]] کیانند؟ فرمود: «[[ثروتمندان]] بیدرد».<ref>بحارالانوار، ج ۷۳، ص۳۴۹ و ج ۲،ص ۱۲۸.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | ||
===[[تحریفگران قرآن]]=== | ====[[تحریفگران قرآن]]==== | ||
از دلمردگانی که به ظاهر [[اهل]] [[اسلام]] و [[ایمان]] هستند، تحریفگران لفظی و [[معنوی]] [[آموزههای قرآن]] است؛ آنانی که مدعی [[علم]] و [[عالم بودن]] هستند، ولی از [[نورانیت]] [[علم الهی]] هیچ بهرهای نبردهاند. این دسته همان مردگان زندهنما در میان [[امت]] هستند که باید از آنان اجتناب کرد. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در وصف آنان چنین میفرماید: «و [[بنده]] دیگری (را که [[خداوند]] دشمنش دارد، کسی است که) خود را عالم و دانشمند نامیده در صورتی که [[نادان]] است. پس از [[نادانان]]، نادانیها و از [[گمراهان]]، [[گمراهیها]] را فراگرفته و دامهایی از ریسمانهای [[فریب]] و گفتار [[دروغ]] برای [[مردم]] گسترده، کتاب ([[خدا]] را) بر اندیشههای خود حمل نموده (و [[تفسیر به رأی]] کرده)، [[حق]] را طبق خواهشهای خویش قرار داده… و میگوید: از [[شبهات]] خودداری میکنم. و حال آنکه در آنها افتاده است و میگوید: از [[بدعتها]] کناره میگیرم و حال آنکه در میان آنها خوابیده است. پس صورت (او) صورت [[آدمی]] و [[دل]] او دل [[حیوان]] است. باب [[هدایت]] و [[راه راست]] را نمیشناسد تا (در آن قدم نهاده،) [[پیروی]] کند و دروازه [[کوری]] و [[گمراهی]] را نشناخته است تا از آن دوری گزیند. پس او مردهای است در میان زندهها».<ref>نهجالبلاغه، خ ۱۸۵، ص۶۲۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | از دلمردگانی که به ظاهر [[اهل]] [[اسلام]] و [[ایمان]] هستند، تحریفگران لفظی و [[معنوی]] [[آموزههای قرآن]] است؛ آنانی که مدعی [[علم]] و [[عالم بودن]] هستند، ولی از [[نورانیت]] [[علم الهی]] هیچ بهرهای نبردهاند. این دسته همان مردگان زندهنما در میان [[امت]] هستند که باید از آنان اجتناب کرد. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در وصف آنان چنین میفرماید: «و [[بنده]] دیگری (را که [[خداوند]] دشمنش دارد، کسی است که) خود را عالم و دانشمند نامیده در صورتی که [[نادان]] است. پس از [[نادانان]]، نادانیها و از [[گمراهان]]، [[گمراهیها]] را فراگرفته و دامهایی از ریسمانهای [[فریب]] و گفتار [[دروغ]] برای [[مردم]] گسترده، کتاب ([[خدا]] را) بر اندیشههای خود حمل نموده (و [[تفسیر به رأی]] کرده)، [[حق]] را طبق خواهشهای خویش قرار داده… و میگوید: از [[شبهات]] خودداری میکنم. و حال آنکه در آنها افتاده است و میگوید: از [[بدعتها]] کناره میگیرم و حال آنکه در میان آنها خوابیده است. پس صورت (او) صورت [[آدمی]] و [[دل]] او دل [[حیوان]] است. باب [[هدایت]] و [[راه راست]] را نمیشناسد تا (در آن قدم نهاده،) [[پیروی]] کند و دروازه [[کوری]] و [[گمراهی]] را نشناخته است تا از آن دوری گزیند. پس او مردهای است در میان زندهها».<ref>نهجالبلاغه، خ ۱۸۵، ص۶۲۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | ||
===غافلان=== | ====غافلان==== | ||
از نظر [[آموزههای اسلامی]] [[غفلت]] زدگان نیز مردگان [[حقیقی]] زنده نما در میان [[مردمان]] هستند؛ زیرا شخص غلفت زده، قلبش مرده است. امیرمؤمنان علی{{ع}} میفرماید: «هر کس غفلت بر او [[غلبه]] کند، قلبش میمیرد».<ref>نهجالبلاغه، خ ۸۶، ص۲۱۴</ref>؛ همچنین امام باقر{{ع}} میفرماید: «از غفلت بپرهیز، چون در غفلت، قساوت قلب است».<ref>شرح غررالحکم، ج ۵، ص۲۹۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | از نظر [[آموزههای اسلامی]] [[غفلت]] زدگان نیز مردگان [[حقیقی]] زنده نما در میان [[مردمان]] هستند؛ زیرا شخص غلفت زده، قلبش مرده است. امیرمؤمنان علی{{ع}} میفرماید: «هر کس غفلت بر او [[غلبه]] کند، قلبش میمیرد».<ref>نهجالبلاغه، خ ۸۶، ص۲۱۴</ref>؛ همچنین امام باقر{{ع}} میفرماید: «از غفلت بپرهیز، چون در غفلت، قساوت قلب است».<ref>شرح غررالحکم، ج ۵، ص۲۹۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | ||