←حیات معنوی، حیات حقیقی انسان
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
از نظر [[آموزههای قرآن]]، [[پیامبر]]{{صل}} [[احیاگر]] [[انسان]] است؛ هرچند که ایشان به سبب [[اذن الهی]] [[توانایی]] احیا و [[اماته]] به مفهوم اعاده نفس به بدن و [[اخراج]] آن را دارد، ولی مهمترین و اصلیترین کار آن حضرت{{صل}} احیای دلمردگی [[نفس انسانی]] است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | از نظر [[آموزههای قرآن]]، [[پیامبر]]{{صل}} [[احیاگر]] [[انسان]] است؛ هرچند که ایشان به سبب [[اذن الهی]] [[توانایی]] احیا و [[اماته]] به مفهوم اعاده نفس به بدن و [[اخراج]] آن را دارد، ولی مهمترین و اصلیترین کار آن حضرت{{صل}} احیای دلمردگی [[نفس انسانی]] است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[احیاگری پیامبر از نظر قرآن (مقاله)|احیاگری پیامبر از نظر قرآن]].</ref>. | ||
==[[حیات معنوی]]، [[حیات حقیقی انسان]]== | ===[[حیات معنوی]]، [[حیات حقیقی انسان]]=== | ||
براساس آموزههای قرآن، حیات معنوی همان [[حیات]] حقیقی است که مدنظر [[خدا]] در [[زندگی]] انسان است<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ}} «تنها کسانی (فراخوان تو را) پاسخ میدهند؛ که گوش شنوا دارند و خداوند مردگان را برمیانگیزاند؛ آنگاه به سوی او بازگردانده میشوند» سوره انعام، آیه ۳۶؛ {{متن قرآن|وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ * لِيُنْذِرَ مَنْ كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ}} «و به او شعر نیاموختیم و در خور او (نیز) نیست، این (کتاب) جز پند و قرآنی روشن نیست * تا هر که را زنده (دل) است بیم دهد و فرمان (عذاب) بر کافران تحقق یابد» سوره یس، آیه ۶۹-۷۰.</ref>؛ چراکه انسان برای زندگی [[ابدی]] نیازمند حیات معنوی است که با [[ایمان حقیقی]]<ref>{{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲؛ {{متن قرآن|إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}} «(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیکتر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایینتر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) میگذاشتید در آن خلاف میکردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر کس که نابود میشود از روی برهانی باشد و هر کس زنده میماند (نیز) با برهانی؛ و بیگمان خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۴۲.</ref> تحقق مییابد و نورانیتی را در [[دل انسان]] بر میافروزد که میتواند نه تنها [[حقایق]] هستی را ببیند و بشناسد و بدان [[گرایش]] یابد، بلکه میتواند در جایگاه [[خلافت الهی]] در مظهریت [[ربوبیت]] و پروردگاری به احیای [[قلوب]] دیگران بپردازد. | براساس آموزههای قرآن، حیات معنوی همان [[حیات]] حقیقی است که مدنظر [[خدا]] در [[زندگی]] انسان است<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ}} «تنها کسانی (فراخوان تو را) پاسخ میدهند؛ که گوش شنوا دارند و خداوند مردگان را برمیانگیزاند؛ آنگاه به سوی او بازگردانده میشوند» سوره انعام، آیه ۳۶؛ {{متن قرآن|وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ * لِيُنْذِرَ مَنْ كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ}} «و به او شعر نیاموختیم و در خور او (نیز) نیست، این (کتاب) جز پند و قرآنی روشن نیست * تا هر که را زنده (دل) است بیم دهد و فرمان (عذاب) بر کافران تحقق یابد» سوره یس، آیه ۶۹-۷۰.</ref>؛ چراکه انسان برای زندگی [[ابدی]] نیازمند حیات معنوی است که با [[ایمان حقیقی]]<ref>{{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲؛ {{متن قرآن|إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}} «(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیکتر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایینتر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) میگذاشتید در آن خلاف میکردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر کس که نابود میشود از روی برهانی باشد و هر کس زنده میماند (نیز) با برهانی؛ و بیگمان خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۴۲.</ref> تحقق مییابد و نورانیتی را در [[دل انسان]] بر میافروزد که میتواند نه تنها [[حقایق]] هستی را ببیند و بشناسد و بدان [[گرایش]] یابد، بلکه میتواند در جایگاه [[خلافت الهی]] در مظهریت [[ربوبیت]] و پروردگاری به احیای [[قلوب]] دیگران بپردازد. | ||