عصمت حضرت آدم: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۴۵۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۳ سپتامبر ۲۰۲۳
خط ۷۸: خط ۷۸:
در نتیجه، با کلی دانستن مفاد این آیات، دیگر نمی‌توان به آنها برای [[اثبات]] [[لغزش]] در [[پیامبران]] استناد جست<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۶۳-۱۷۵.</ref>.
در نتیجه، با کلی دانستن مفاد این آیات، دیگر نمی‌توان به آنها برای [[اثبات]] [[لغزش]] در [[پیامبران]] استناد جست<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]]، ص ۱۶۳-۱۷۵.</ref>.


=== آیات 121 و 122 سوره طه ===
=== آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ سوره طه ===
یکی دیگر از آیاتی که توهم عدم عصمت حضرت آدم را برای برخی به وجود آورده، داستان معروف خوردن میوه درختن ممنوعه است. [[خداوند متعال]] بعد از [[خلقت آدم]] {{ع}}، بهره‌مندی از تمامی نعمت‌های بهشتی را بر آن حضرت [[مباح]] نمود: به جز تناول میوه‌های یک درخت خاص. اما [[حضرت آدم]] {{ع}} به سبب [[وسوسه‌های شیطان]]، از [[فرمان الهی]] [[سرپیچی]] کرد و از میوه آن درخت استفاده نمود. [[خداوند]] کریم درباره این جریان، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى * ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى}}<ref>«آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد * سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد» سوره طه، آیه ۱۲۱-۱۲۲.</ref>.
یکی دیگر از آیاتی که توهم عدم عصمت حضرت آدم را برای برخی به وجود آورده، داستان معروف خوردن میوه درختن ممنوعه است. [[خداوند متعال]] بعد از [[خلقت آدم]] {{ع}}، بهره‌مندی از تمامی نعمت‌های بهشتی را بر آن حضرت [[مباح]] نمود: به جز تناول میوه‌های یک درخت خاص. اما [[حضرت آدم]] {{ع}} به سبب [[وسوسه‌های شیطان]]، از [[فرمان الهی]] [[سرپیچی]] کرد و از میوه آن درخت استفاده نمود. [[خداوند]] کریم درباره این جریان، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى * ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى}}<ref>«آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد * سپس پروردگارش او را برگزید و او را بخشود و راهنمایی کرد» سوره طه، آیه ۱۲۱-۱۲۲.</ref>. در این [[آیه]] به صراحت، [[سخن]] از "[[عصیان]]" [[آدم]] و پذیرش "[[توبه]]" او به میان آمده است. این تعابیر و یا مضمون آنها، در [[آیات]] دیگری نیز وجود دارد. علاوه بر صراحت تعبیر "عصیان" در [[ارتکاب گناه]]، توبه و [[استغفار]] نیز بر همین معنا دلالت می‌کند؛ چرا که توبه در جایی معنا دارد که [[گناه]] و معصیتی از [[انسان]] سر زده باشد.


در این [[آیه]] به صراحت، [[سخن]] از "[[عصیان]]" [[آدم]] و [[پذیرش]] "[[توبه]]" او به میان آمده است. این تعابیر و یا مضمون آنها، در [[آیات]] دیگری نیز وجود دارد. علاوه بر صراحت تعبیر "عصیان" در [[ارتکاب گناه]]، توبه و [[استغفار]] نیز بر همین معنا دلالت می‌کند؛ چرا که توبه در جایی معنا دارد که [[گناه]] و معصیتی از [[انسان]] سر زده باشد.
'''پاسخ:''' از [[مفسران]] نخستین [[اسلام]]، مانند [[ابن عباس]] و [[مجاهد]] و دیگران در [[تفسیر]] این [[آیه]] موضع‌گیری ویژه‌ای گزارش نشده است؛ اما [[بخاری]] در کتاب خود به نقل این [[حدیث]] از [[ابوهریره]] از [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} پرداخته است: حضرت آدم و [[موسی]] {{عم}} نزد خداوند با یکدیگر به [[محاجه]] پرداختند، و [[حضرت موسی]] {{ع}} با حالت [[عتاب]] به حضرت آدم {{ع}} خطاب کرد که تو بودی که با [[گناه]] خود موجب رانده شدن [[مردم]] از [[بهشت]] و [[بدبختی]] آنها شدی؟<ref>{{متن حدیث|أنت الذي أخرجت الناس من الجنة بذنبك و أشقيتهم}}؛ محمد بن اسماعیل بخاری، الصحیح، ج۵، ص۲۳۹-۲۴۰.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۶۳.</ref>


'''پاسخ''':
از این روست که این آیه از آیاتی است که مورد اختلاف شدید واقع شده و هر گروهی مطابق [[عقیده]] و نظریه خویش در باب [[عصمت]]، آن را [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>المیزان، ج۱۴، ص۲۲۲. </ref>. برخی از این نظریات عبارت است از:
 
# برخی از علمای [[اهل سنت]]، گفته‌اند که حضرت آدم {{ع}} از "نوع" آن درخت [[نهی]] شده بود و نه از خصوص یک درخت خارجی، یعنی در واقع، مراد خداوند این بود که آدم {{ع}} از یک نوع درخت در تمامی جاهای [[بهشت]] [[احتراز]] نموده، به آن نزدیک نشود. امّا وی به این [[گمان]] که خداوند او را از یک درخت خاص، نهی کرده ـ {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ}}<ref>«اما به این درخت نزدیک نشوید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> ـ واقعاً به آن درخت اشاره [[خداوند]] نزدیک نشده و از میوه آن تناول نکرد؛ بلکه از میوه درخت دیگری، از همان نوع، خورد. از این‌رو، آدم‌{{ع}} در فهم منظور و مراد خداوند به [[خطا]] رفت، نه اینکه [[مرتکب معصیت]] و [[نافرمانی]] عمدی شده باشد<ref>ر.ک: ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۷، ص۱۳-۱۲؛ التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۴. </ref>.
از [[مفسران]] نخستین [[اسلام]]، مانند [[ابن عباس]] و [[مجاهد]] و دیگران در [[تفسیر]] این [[آیه]] موضع‌گیری ویژه‌ای گزارش نشده است؛ اما [[بخاری]] در کتاب خود به نقل این [[حدیث]] از [[ابوهریره]] از [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} پرداخته است: حضرت آدم و [[موسی]] {{عم}} نزد خداوند با یکدیگر به [[محاجه]] پرداختند، و [[حضرت موسی]] {{ع}} با حالت [[عتاب]] به حضرت آدم {{ع}} خطاب کرد که تو بودی که با [[گناه]] خود موجب رانده شدن [[مردم]] از [[بهشت]] و [[بدبختی]] آنها شدی؟<ref>{{متن حدیث|أنت الذي أخرجت الناس من الجنة بذنبك و أشقيتهم}}؛ (محمد بن اسماعیل بخاری، الصحیح، ج۵، ص۲۳۹-۲۴۰).</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۶۳.</ref>
# عده‌ای دیگر گفته‌اند که حضرت آدم‌{{ع}} واقعاً مرتکب معصیت شد. اما این [[معصیت]]، پیش از [[نبوت]] او روی داده است. از طرفی، [[عصمت]] ضروری برای [[پیامبران]]، مربوط به دوران نبوت ایشان است؛ نه پیش از آن<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۷، ص۱۸. </ref>.
 
از این رو است که این آیه از آیاتی است که "معرکة الآراء" شده است و هر گروهی مطابق [[عقیده]] و نظریه خویش در باب [[عصمت]]، آن را [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>المیزان، ج۱۴، ص۲۲۲. </ref>. جای دارد مروری گذرا داشته باشیم بر نظریاتی که در تفسیر این آیه، از سوی علمای [[مسلمان]] بیان شده است؛ تا با سنجش و ارزیابی آنها، بتوان راه به صواب برد.
# برخی از علمای [[اهل سنت]]، گفته‌اند که حضرت آدم {{ع}} از "نوع" آن درخت [[نهی]] شده بود و نه از خصوص یک درخت خارجی، یعنی در واقع، مراد خداوند این بود که آدم {{ع}} از یک نوع درخت در تمامی جاهای [[بهشت]] [[احتراز]] نموده، به آن نزدیک نشود. امّا وی به این [[گمان]] که خداوند او را از یک درخت خاص، نهی کرده - {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ}}<ref>«اما به این درخت نزدیک نشوید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref> - واقعاً به آن درخت اشاره [[خداوند]] نزدیک نشده و از میوه آن تناول نکرد؛ بلکه از میوه درخت دیگری، از همان نوع، خورد. از این‌رو، آدم‌{{ع}} در [[فهم]] منظور و مراد خداوند به [[خطا]] رفت، نه اینکه [[مرتکب معصیت]] و [[نافرمانی]] عمدی شده باشد<ref>ر.ک: ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۷، ص۱۳-۱۲؛ التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۴. </ref>.
# عده‌ای دیگر گفته‌اند که [[حضرت]] آدم‌{{ع}} واقعاً مرتکب معصیت شد. اما این [[معصیت]]، پیش از [[نبوت]] او روی داده است. از طرفی، [[عصمت]] ضروری برای [[پیامبران]]، مربوط به دوران نبوت ایشان می‌باشد؛ نه پیش از آن<ref>ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۷، ص۱۸. </ref>.
# برخی دیگر از [[اهل سنت]] بر این باورند که آدم‌{{ع}} ولو آنکه ظاهراً از آن درخت، منع شده بود، اما واقعاً و در [[باطن]] [[امر]]، [[مأمور]] به برخورداری از آن بود<ref>ر.ک: اظهار العقیدة السنیة، ص۵۵؛ التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۴. </ref>. از این‌رو - هر چند به ظاهر - ایشان [[گناهکار]] تلقی می‌شود، اما در واقع هیچ‌گونه معصیتی را مرتکب نشده است.
# برخی دیگر از [[اهل سنت]] بر این باورند که آدم‌{{ع}} ولو آنکه ظاهراً از آن درخت، منع شده بود، اما واقعاً و در [[باطن]] [[امر]]، [[مأمور]] به برخورداری از آن بود<ref>ر.ک: اظهار العقیدة السنیة، ص۵۵؛ التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۴. </ref>. از این‌رو - هر چند به ظاهر - ایشان [[گناهکار]] تلقی می‌شود، اما در واقع هیچ‌گونه معصیتی را مرتکب نشده است.
# وجه دیگری که برای [[عصیان]] آدم‌{{ع}} ذکر شده، این است که [[انبیا]] از [[ارتکاب گناهان]] صغیره‌ای که نفرت‌آور محسوب نمی‌شوند، مبرّا نیستند. عصیان آدم‌{{ع}} نیز از این قبیل بوده است<ref>اظهار العقیدة السنیة، ص۵۵ </ref>.
# پاره‌ای دیگر از علمای اهل سنت معتقدند که حضرت آدم‌{{ع}}، هر چند به [[نهی]] تحریمی از نزدیک شدن به آن درخت منع شده بود، اما تناول از آن، هیچ منافاتی با [[عصمت]] او ندارد؛ زیرا [[ارتکاب گناه]] و [[سرپیچی]] از [[دستورهای الهی]]. هر چند موجب [[ظلم]] بر خود و دوری از خداوند شده، [[عذاب اخروی]] را به دنبال دارد. امّا اگر کسی از روی [[سهو]] و [[نسیان]] مرتکب گناهی شود و ندانسته و نخواسته از دستورهای الهی سرکشد، نمی‌توان او را [[گناهکار]] نامید. گویا حضرت آدم‌{{ع}} در هنگام استفاده از میوه آن درخت، [[حکم خداوند]] و [[دستور الهی]] را فراموش کرده بود<ref>برای روشن شدن بطلان این نظریه، ر.ک: المیزان، ج۱۴، ص۲۲۷-۲۲۸. </ref>؛ چنان‌که [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}}<ref>«و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم» سوره طه، آیه ۱۱۵.</ref> از این رو، این عمل آدم‌{{ع}} هیچ منافاتی با عصمتش ندارد<ref>تفسیر فخر رازی، ج۱، ص۴۶۳؛ روح المعانی، ج۱، ص۲۱۵؛ الجواهر الکلامیة فی العقیدة الاسلامیة، ص۵۷. همچنین ر.ک: التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۵. </ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص ۲۰۵-۲۰۹.</ref>
# برخی می‌گویند: تناول از آن درخت، [[لغزش]] و خطائی بود که حضرت آدم‌{{ع}} مرتکب شد؛ نه یک [[گناه]] واقعی<ref>الکشاف، ج۳، ص۹۴. </ref>.
# نظر دیگری که برخی از بزرگان علمای شیعه، در [[تفسیر]] این [[آیات]] ارائه داده‌اند، این است که نهی در این دست آیات، نهی تحریمی و مولوی نبوده، بلکه نهی ارشادی بوده است. با این توضیح که گاهی ارتکاب کاری موجب [[عذاب]] و [[شقاوت]] [[اخروی]] می‌شود و [[انسان]] را از [[خدا]] دور می‌کند؛ بر این اساس، نهی [[خداوند]] از انجام آن کار، نهی تحریمی یا مولوی خوانده می‌شود و انجام دادن آن [[حرام]] خواهد بود و عصمت به معنای آن است که [[معصوم]] از ارتکاب حرام و رعایت نکردن نهی تحریمی خودداری کند. پیامبران از این‌گونه نهی معصوم‌اند. در مقابل، برخی از [[کارها]] هرچند موجب شقاوت و [[عذاب اخروی]] و دوری از خدا نمی‌شوند، ولی عواقب و پیامدهایی را در [[دنیا]] به دنبال دارند که نهی از آنها، [[نهی]] ارشادی خوانده می‌شود؛ یعنی جنبه ارشادی، توصیه‌ای و نصیحتی دارند و انجام آنها لطمه‌ای به [[عصمت]] نمی‌زند. بررسی [[آیات]] نشان می‌دهد که آن نهی، ارشادی است نه مولوی؛ زیرا در [[سوره بقره]] [[آیه]] ۳۵ خطاب به [[حضرت آدم]] و [[حوا]]{{عم}} چنین آمده است: {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>. این آیه، می‌گوید اگر نزدیک این درخت شوید، از [[ظالمان]] می‌شوید. اما در [[سوره]] «طه» آیه‌های ۱۱۷ - ۱۱۹ موضوع کاملاً بازگو می‌شود و می‌فرماید: [[مشقت]] و گرفتاری‌های [[زندگی]] برای به دست آوردن خوراک و [[پوشاک]] و [[مسکن]]، بر خوردن از آن درخت مترتب شده است: {{متن قرآن|فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى * إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى * وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى}}<ref>«گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و دشمن همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون براند که در سختی افتی * بی‌گمان برای تو (مقرّر) است که در آنجا گرسنه نشوی و برهنه نمانی * و اینکه در آنجا تشنه نشوی و آفتاب‌زده نگردی» سوره طه، آیه ۱۱۷-۱۱۹.</ref>.
# برخی هم با عبارات و سخنانی روشنفکر مآبانه، بیانات [[قرآن]] در زمینه داستان آدم‌{{ع}} را سمبلیک دانسته و در توجیه آن گفته‌اند: این مسأله، حکایت از واقعیت بسیار عمیق و اساسی‌در نهاد [[انسان]] دارد که خداوند آن را به این صورت در "داستان مانند" بیان فرموده است و بعید نیست که همه اینها کنایه از یک واقعیت [[تکوینی]] باشد<ref>ماهنامه پاسدار اسلام، ش۱۲۱، ص۱۳۷. </ref>.
# پاره‌ای دیگر از علمای اهل سنت معتقدند که حضرت آدم‌{{ع}}، هر چند به [[نهی]] تحریمی از نزدیک شدن به آن درخت منع شده بود، اما تناول از آن، هیچ منافاتی با [[عصمت]] او ندارد؛ زیرا [[ارتکاب گناه]] و [[سرپیچی]] از [[دستورهای الهی]]. هر چند موجب [[ظلم]] بر خود و دوری از خداونده شده، [[عذاب اخروی]] را به دنبال دارد. امّا اگر کسی از روی [[سهو]] و [[نسیان]] مرتکب گناهی شود و ندانسته و نخواسته از دستورهای الهی سرکشد، نمی‌توان او را [[گناهکار]] نامید. گویا [[حضرت]] آدم‌{{ع}} در هنگام استفاده از میوه آن درخت، [[حکم خداوند]] و [[دستور الهی]] را فراموش کرده بود<ref>برای روشن شدن بطلان این نظریه، ر.ک: المیزان، ج۱۴، ص۲۲۷-۲۲۸. </ref>؛ چنان‌که [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا}}<ref>«و ما از پیش به آدم سفارش کردیم اما او از یاد برد و در وی عزمی نیافتیم» سوره طه، آیه ۱۱۵.</ref> از این رو، این عمل آدم‌{{ع}} هیچ منافاتی با عصمتش ندارد<ref>تفسیر فخر رازی، ج۱، ص۴۶۳؛ روح المعانی، ج۱، ص۲۱۵؛ الجواهر الکلامیة فی العقیدة الاسلامیة، ص۵۷. همچنین ر.ک: التعرف لمذهب اهل التصوف، ص۸۵. </ref>.
# برخی دیگر گفته‌اند که حضرت آدم‌{{ع}} به نهی تحریمی از آن درخت منع نشده بود، بلکه نهی او، نهی تنزیهی بود. به عبارت دیگر، تناول از درخت ممنوعه "[[کراهت]]" داشت، نه [[حرمت]]<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۵. </ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص ۲۰۵-۲۰۹.</ref>.
# نظر دیگری که برخی از بزرگان [[علمای شیعه]]، در [[تفسیر]] این [[آیات]] ارائه داده‌اند، این است که نهی در این دست آیات، نهی تحریمی و [[مولوی]] نبوده، بلکه نهی ارشادی بوده است. [[نهی]] در این آیات، نهی تحریمی و [[مولوی]] نبوده، بلکه نهی ارشادی و به سبب توصیه و [[نصیحت]] بوده است.
با این توضیح که گاهی ارتکاب کاری موجب [[عذاب]] و [[شقاوت]] [[اخروی]] می‌شود و [[انسان]] را از [[خدا]] دور می‌کند؛ بر این اساس، نهی [[خداوند]] از انجام آن کار، نهی تحریمی یا مولوی خوانده می‌شود و انجام دادن آن [[حرام]] خواهد بود. و عصمت به معنای آن است که [[معصوم]] از ارتکاب حرام و رعایت نکردن نهی تحریمی خودداری کند. پیامبران از این‌گونه نهی معصوم‌اند. در مقابل، برخی از [[کارها]] هرچند موجب شقاوت و [[عذاب اخروی]] و [[دوری از خدا]] نمی‌شوند، ولی عواقب و پیامدهایی را در [[دنیا]] به دنبال دارند که نهی از آنها، [[نهی]] ارشادی خوانده می‌شود؛ یعنی جنبه ارشادی، توصیه‌ای و نصیحتی دارند و انجام آنها لطمه‌ای به [[عصمت]] نمی‌زند. بررسی [[آیات]] نشان می‌دهد که آن نهی، ارشادی است نه [[مولوی]]؛ زیرا در [[سوره بقره]] [[آیه]] ۳۵ خطاب به [[حضرت آدم]] و [[حوا]]{{عم}} چنین آمده است:
{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران گردید» سوره بقره، آیه ۳۵.</ref>.
 
این آیه، می‌گوید اگر نزدیک این درخت شوید، از [[ظالمان]] می‌شوید. اما در [[سوره]] «طه» آیه‌های ۱۱۷ - ۱۱۹ موضوع کاملاً بازگو می‌شود و می‌فرماید: [[مشقت]] و گرفتاری‌های [[زندگی]] برای به دست آوردن [[خوراک]] و [[پوشاک]] و [[مسکن]]، بر خوردن از آن درخت مترتب شده است:
{{متن قرآن|فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى * إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى * وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى}}<ref>«گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و دشمن همسر توست، مبادا شما را از بهشت بیرون براند که در سختی افتی * بی‌گمان برای تو (مقرّر) است که در آنجا گرسنه نشوی و برهنه نمانی * و اینکه در آنجا تشنه نشوی و آفتاب‌زده نگردی» سوره طه، آیه ۱۱۷-۱۱۹.</ref>.
 
با مقایسه این دو دسته آیه روشن می‌شود که نهی در آیه مورد بحث ارشادی است، نه مولوی و تحریمی؛ همچنین، مراد از «[[ظلم]]» [[ظلم به خود]] و روا داشتن [[سختی‌ها]] و [[مشقت‌ها]] بر خویش است، نه ظلم به معنای [[گناه]] و [[معصیت]] و خروج از دایره [[عبودیت]]؛ زیرا [[مخالفت]] با نهی مولوی و تحریمی [[عذاب]] و [[آتش دوزخ]] را در پی دارد، ولی مخالفت با نھی ارشادی به سبب توصیه و [[نصیحت]]، غیر از [[مشکلات]] [[دنیوی]] مربوط به خودش [[مفسده]] دیگری بر آن مترتب نمی‌شود. درباره حضرت آدم{{ع}} نیز مخالفت با نھی ارشادی، زمینه‌ساز شد که از آسایشی که در [[بهشت]] داشت [[محروم]] شود و به [[زمین]] فرود آید و آن پیامدهای [[دنیوی]] گریبان‌گیرش شود، و این هیچ‌گونه [[ناسازگاری]] با [[عصمت]] وی ندارد.
 
از سوی دیگر، بررسی کاربردهای واژه‌های «[[عصیان]]»، «[[ظلم]]»، «[[غفران]]»، «[[استغفار]]» و «[[توبه]]» نشان می‌دهد که همه کاربردهای آنها مستلزم [[معصیت]] و [[ارتکاب گناه]] نیست:
واژه «عصیان» در لغت به معنای [[پیروی]] نکردن از دستور مولاست، اعم از دستور [[مولوی]] یا ارشادی.
واژه «ظلم» در لغت به معنای روا داشتن [[سختی]] و [[مشقت]] به خویش است، اعم از [[گناه]] و [[آتش دوزخ]] یا پیامدهای دنیوی.
واژه «غفران» در لغت به معنای [[پوشش]] است، اعم از عواقب وخیم گناه یا [[ترک اولی]].
واژه «توبه» به معنای بازگشت [[بنده]] به سوی مولا و [[پشیمانی]] از [[کردار]] خود است.


با روشن شدن معانی واژه‌های مزبور، درباره [[حضرت آدم]]{{ع}} باید گفت: هنگامی که حضرت آدم{{ع}} طبق [[وسوسه]] [[شیطان]] و قسم<ref>{{متن قرآن|وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ}} «و برای آن دو سوگند خورد که من از خیرخواهان شمایم» سوره اعراف، آیه ۲۱.</ref> او به اینکه اگر می‌خواهید جاودان بمانید، از میوه این درخت بخورید، به [[نهی]] ارشادی [[خداوند]] بی‌توجهی کرد و از آن میوه خورد و همچنین، درباره قسم شیطان از [[خدا]] [[راهنمایی]] نخواست و ترک اولی کرد، پشیمان شد و توبه کرد. خداوند نیز [[مغفرت]] و پوشش را شامل حال آنها کرد و آنان از [[نعمت‌های بهشتی]] بی‌بهره شدند و در پی آن، خداوند [[آدم]] و [[حوا]]{{عم}} را به [[زمین]] فرستاد و سختی و [[مشکلات]] [[زندگی]] بر زمین متوجه آنان شد.
با مقایسه این دو دسته آیه روشن می‌شود که نهی در آیه مورد بحث ارشادی است، نه مولوی و تحریمی؛ همچنین، مراد از «[[ظلم]]» [[ظلم به خود]] و روا داشتن [[سختی‌ها]] و [[مشقت‌ها]] بر خویش است، نه ظلم به معنای [[گناه]] و [[معصیت]] و خروج از دایره [[عبودیت]]؛ زیرا [[مخالفت]] با نهی مولوی و تحریمی [[عذاب]] و [[آتش دوزخ]] را در پی دارد، ولی مخالفت با نهی ارشادی به سبب توصیه و [[نصیحت]]، غیر از [[مشکلات]] [[دنیوی]] مربوط به خودش [[مفسده]] دیگری بر آن مترتب نمی‌شود. درباره حضرت آدم{{ع}} نیز مخالفت با نهی ارشادی، زمینه‌ساز شد که از آسایشی که در [[بهشت]] داشت [[محروم]] شود و به [[زمین]] فرود آید و آن پیامدهای [[دنیوی]] گریبان‌گیرش شود، و این هیچ‌گونه ناسازگاری با [[عصمت]] وی ندارد.


این نشان می‌دهد که «عصیانِ» [[حضرت آدم]]{{ع}} از [[نهی]] ارشادی بود، و «[[ظلم]]» او رواداشتن [[سختی‌ها]] به خود و [[تحمل]] پیامدهای [[دنیوی]] و بی‌بهره شدن از [[نعمت‌های بهشتی]] بود و «[[غفران]]» او همان [[پوشش]] بود که در [[مکافات]] [[ترک اولی]] از او گرفته شده بود. سرانجام او از کرده خود پشیمان شد و «[[توبه]]» کرد و [[خداوند]] توبه او را پذیرفت.
هنگامی که حضرت آدم{{ع}} طبق [[وسوسه]] [[شیطان]] و قسم<ref>{{متن قرآن|وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ}} «و برای آن دو سوگند خورد که من از خیرخواهان شمایم» سوره اعراف، آیه ۲۱.</ref> او به اینکه اگر می‌خواهید جاودان بمانید، از میوه این درخت بخورید، به [[نهی]] ارشادی [[خداوند]] بی‌توجهی کرد و از آن میوه خورد و همچنین، درباره قسم شیطان از [[خدا]] [[راهنمایی]] نخواست و ترک اولی کرد، پشیمان شد و توبه کرد. خداوند نیز [[مغفرت]] و پوشش را شامل حال آنها کرد و آنان از نعمت‌های بهشتی بی‌بهره شدند و در پی آن، خداوند [[آدم]] و [[حوا]]{{عم}} را به [[زمین]] فرستاد و سختی و [[مشکلات]] [[زندگی]] بر زمین متوجه آنان شد.
این موضوع نشان می‌دهد که حضرت آدم{{ع}} هیچ‌گونه [[مخالفت]] با [[امر مولوی]] و [[گناه]] انجام نداده است؛ پس هیچ‌گونه [[ناسازگاری]] با [[عصمت حضرت آدم]]{{ع}} ندارد.<ref>[[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۲۱۸.</ref>


به نظر می‌رسد که متقن‌ترین و [[بهترین]] این نظریات، همان نظریه اخیر است، که [[مرحوم علامه]] و برخی دیگر<ref>ر.ک: الالهیات، ج۳، ص۵۳۰؛ راهنما‌شناسی، ص۱۷۵-۱۷۷. </ref> از [[علمای شیعه]] به سوی آن رفته‌اند»<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص ۲۰۵-۲۰۹.</ref>.
این نشان می‌دهد که «عصیانِ» [[حضرت آدم]]{{ع}} از [[نهی]] ارشادی بود، و «[[ظلم]]» او رواداشتن [[سختی‌ها]] به خود و تحمل پیامدهای [[دنیوی]] و بی‌بهره شدن از نعمت‌های بهشتی بود و «[[غفران]]» او همان [[پوشش]] بود که در مکافات [[ترک اولی]] از او گرفته شده بود. سرانجام او از کرده خود پشیمان شد و «[[توبه]]» کرد و [[خداوند]] توبه او را پذیرفت. این موضوع نشان می‌دهد که حضرت آدم{{ع}} هیچ‌گونه [[مخالفت]] با امر مولوی و [[گناه]] انجام نداده است؛ پس هیچ‌گونه ناسازگاری با [[عصمت حضرت آدم]]{{ع}} ندارد<ref>[[سید موسی هاشمی تنکابنی|هاشمی تنکابنی، سید موسی]]، [[عصمت ضرورت و آثار (کتاب)|عصمت ضرورت و آثار]]، ص ۲۱۸.</ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]]، ص ۲۰۵-۲۰۹.</ref>


=== آیات 35 و 36 [[سوره بقره]] ===
=== آیات 35 و 36 [[سوره بقره]] ===
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش