←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در [[عهدنامه]] مالک اشتر به او [[فرمان]] میدهند با [[کارگزاران]] [[خائن]] برخورد جدّی صورت گیرد و صرفاً با [[عزل]] به پایان نرسد. حضرت میفرمایند: از همکاران نزدیکت سخت [[مراقبت]] کن و اگر یکی از آنان دست به [[خیانت]] زد و گزارش ماموران مخفی تو هم آن خیانت را [[تأیید]] کردند، به همین مقدار [[گواهی]] [[قناعت]] کرده، او را با تازیانه [[کیفر]] کن و آنچه را که از [[اموال]] در [[اختیار]] دارد از او باز پسگیر، سپس او را [[خوار]] کن و خیانت کار بشمار و طوق بدنامی به گردنش بیفکن.<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۲</ref> | [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در [[عهدنامه]] مالک اشتر به او [[فرمان]] میدهند با [[کارگزاران]] [[خائن]] برخورد جدّی صورت گیرد و صرفاً با [[عزل]] به پایان نرسد. حضرت میفرمایند: از همکاران نزدیکت سخت [[مراقبت]] کن و اگر یکی از آنان دست به [[خیانت]] زد و گزارش ماموران مخفی تو هم آن خیانت را [[تأیید]] کردند، به همین مقدار [[گواهی]] [[قناعت]] کرده، او را با تازیانه [[کیفر]] کن و آنچه را که از [[اموال]] در [[اختیار]] دارد از او باز پسگیر، سپس او را [[خوار]] کن و خیانت کار بشمار و طوق بدنامی به گردنش بیفکن.<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۲</ref> | ||
همچنین حضرت یکی از [[فرمانداران]] خویش در [[بصره]] به نام [[عثمان بن حنیف]] را که [[دعوت]] به یک مهمانی مجلل را پذیرفته بود، مورد [[عتاب]] قرار دادند و فرمودند: ای پسر [[حنیف]] به من خبر رسیده که مردی از بصره تو را به میهمانی فراخوانده و تو نیز [[اجابت]] کردهای. سفرهای رنگین برایت افکنده و کاسهها پیش [[رؤیت]] نهاده، هرگز نمیپنداشتم تو دعوت کسانی را اجابت کنی که بینوایان را از در میرانند و [[توانگران]] را بر سفره مینشانند… بدان که هر کس را امامی است که به او [[اقتدا]] میکند و از [[نور]] [[دانش]] او فروغ میگیرد، اینک [[امام]] شما از همه دنیایش به پیراهنی و دستاری و از همه طعامهایش به دو قرص نان اکتفا کرده است؛ البته شما را یارای آن نیست که چنین کنید اما مرا با [[پارسایی]] و [[مجاهدت]] و [[پاکدامنی]] و [[درستی]] خویش [[یاری]] دهید. <ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۵</ref> این مقدار حساسیت حضرت نشاندهنده [[میزان]] خطراشرافیت و [[تجملگرایی]] است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|فسق اقتصادی از نظر قرآن]].</ref>. | همچنین حضرت یکی از [[فرمانداران]] خویش در [[بصره]] به نام [[عثمان بن حنیف]] را که [[دعوت]] به یک مهمانی مجلل را پذیرفته بود، مورد [[عتاب]] قرار دادند و فرمودند: ای پسر [[حنیف]] به من خبر رسیده که مردی از بصره تو را به میهمانی فراخوانده و تو نیز [[اجابت]] کردهای. سفرهای رنگین برایت افکنده و کاسهها پیش [[رؤیت]] نهاده، هرگز نمیپنداشتم تو دعوت کسانی را اجابت کنی که بینوایان را از در میرانند و [[توانگران]] را بر سفره مینشانند… بدان که هر کس را امامی است که به او [[اقتدا]] میکند و از [[نور]] [[دانش]] او فروغ میگیرد، اینک [[امام]] شما از همه دنیایش به پیراهنی و دستاری و از همه طعامهایش به دو قرص نان اکتفا کرده است؛ البته شما را یارای آن نیست که چنین کنید اما مرا با [[پارسایی]] و [[مجاهدت]] و [[پاکدامنی]] و [[درستی]] خویش [[یاری]] دهید. <ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۵</ref> این مقدار حساسیت حضرت نشاندهنده [[میزان]] خطراشرافیت و [[تجملگرایی]] است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|فسق اقتصادی از نظر قرآن]].</ref>. | ||
==رواج نابهنجاریها در [[جامعه اسلامی]]== | |||
در [[آموزههای قرآنی]]، [[شهروندان]] جامعه اسلامی از نظر شخصیتی و [[افکار]] و [[عقاید]] و با توجه به سطوح [[اعتقادی]] و رفتاریشان به چند گروه و دسته تقسیم میشوند. | |||
از آنجایی که جامعه اسلامی و [[امت]]، گروهی از افراد [[بشر]] هستند که بر اساس [[عقیده]] و [[فکر]] نه نژاد، قومیت، جغرافیا و مانند آن در یک جا گرد آمدهاند، عقیده و فکر، نقش اساسی را در [[انسجام]] و [[وحدت اجتماعی]] آن ایفا میکند. از این رو همه امور جامعه اسلامی در این چارچوب مورد توجه و ارزیابی قرار میگیرد. شخصیتهای جامعه اسلامی نیز بر اساس آن دستهبندی شده و روابط میان افراد [[جامعه]] به شکلی متاثر از این دستهبندیهاست. | |||
شهروندان جامعه اسلامی شامل گروههای [[فکری]] و [[عقیدتی]] چندی هستند که همه آنان با توجه به معیارهای [[اصول دین]] سنجیده میشوند و بر اساس اصولی چون [[تقوا]] و [[عمل صالح]] تقسیم و ساماندهی میشوند. از نظر [[آموزههای اسلامی]] هر کسی که [[شهادتین]] را بر زبان جاری کند، [[مسلمان]] و جزو شهروندان [[امت اسلام]] است. در [[حقیقت]] جاری کردن زبانی شهادتین، کف [[شهروندی]] و [[تابعیت]] جامعه اسلامی است. چنین کسی از [[حقوق شهروندی]] [[اسلامی]] برخوردار بوده و [[جان]] و [[مال]] و عرض او در [[امان]] خواهد بود. | |||
بر همین اساس کسی نمیتواند متعرض مال و جان و عرض شهروندان مسلمان شود و با اتهامهای فرقهای و مذهبی یا سطوح دیگر [[ایمان]]، جان و مال و عرض ایشان را [[حلال]] کند؛ چراکه هر گونه تعرض به مسلمان به معنای [[اعلان]] [[جنگ]] با [[خداوند]] است و کشتن [[مسلمانی]] [[مجازات]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] را به دنبال خواهد داشت. | |||
با نگاهی به مسئله [[منافقان]] به خوبی این معنا روشن میشود که تا چهاندازه شهادتین و [[اقرار]] و اعتراف زبانی میتواند در تحقق شهروندی اسلامی نقش ایفا کند؛ زیرا [[منافق]] کسی است که بر خلاف [[اعتقاد]] کفری خود، شهادتین را بر زبان جاری میسازد و [[باطن]] خویش را [[کتمان]] و ظاهری [[اسلامی]] به خود میدهد.<ref>{{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}} «چون منافقان نزد تو میآیند، میگویند: گواهی میدهیم که بیگمان تو فرستاده خدایی و خداوند میداند که تو به راستی فرستاده اویی و خداوند گواهی میدهد که منافقان، سخت دروغگویند» سوره منافقون، آیه ۱. {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ * يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ * فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ * وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِن لاَّ يَشْعُرُونَ}} «و برخی از مردم میگویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آوردهایم با آنکه آنان مؤمن نیستند * با خداوند و با کسانی که ایمان دارند فریب میورزند در حالی که جز خود را نمیفریبند و در نمییابند * به دل بیمارییی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود؛ و برای دروغی که میگفتند عذابی دردناک خواهند داشت * و چون به ایشان گفته شود در زمین تباهی نورزید میگویند جز این نیست که ما مصلحیم * آگاه باشید! آنانند که تبهکارند امّا در نمییابند» سوره بقره، آیه ۸-۱۲.</ref> | |||
با آنکه [[منافق]] همان [[کافر]] بلکه بدتر از آن است؛ زیرا کافر [[اعتقاد]] [[باطل]] خود را آشکار میکند و دم از [[اسلام]] و [[مسلمانی]] نمیزند، ولی منافق [[دورو]] و دو چهره، بر خلاف [[باطن]] کافر خود،اظهار اسلام میکند و بر زبان [[شهادتین]] را جاری میسازد تا اینگونه خود را به عنوان [[شهروند]] [[امت اسلام]] قرار داده و از [[منافع]] [[شهروندی]] استفاده کند. | |||
البته افراد و گروههای دیگری را میتوان در [[جامعه اسلامی]] یافت که تنها از کف اسلام برخوردار هستند و بر همین اساس از [[حقوق شهروندی]] اسلامی بهره میبرند. برخی از اینها افراد تازه مسلمانی هستند که هنوز [[ایمان]] در جانهایشان [[رسوخ]] نکرده است و هنوز در آزمونهای عملی [[صداقت]] خویش را نشان نداده و [[ایمان]] خود را بارور نکردهاند.<ref>{{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «تازیهای بیاباننشین گفتند: ایمان آوردهایم بگو: ایمان نیاوردهاید بلکه بگویید: اسلام آوردهایم و هنوز ایمان در دلهایتان راه نیافته است و اگر از خداوند و پیامبرش فرمان برید از (پاداش) کردارهایتان چیزی کم نمیکند که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref> | |||
هر [[مسلمانی]] در آزمونهای متعدد و متفاوتی که [[خداوند]] از او به عمل میآورد سطح ایمان خویش را مشخص میکند. برخی از [[مسلمانان]] کسانی هستند که [[اقرار]] به [[اصول دین]] دارند و به [[احکام شریعت]] اقرار و [[التزام]] دارند، ولی [[التزام عملی]] ندارند و بر خلاف احکام شریعت عمل میکنند. این دسته از مسلمانان مثلا [[حرمت]] [[شرابخواری]] را میدانند، ولی شراب میخورند؛ [[حکم]] [[زنا]] را میدانند، ولی زنا میکنند. یا [[اهل]] [[غیبت]] و [[تهمت]] و [[افترا]] هستند با آنکه حرمت آن را میدانند و بدان اقرار دارند. میدانند که خداوند [[حجاب]] را [[واجب]] کرده است ولی بیحجابی و بدحجابی را در پیش گرفتهاند. احکام شریعت را درباره [[نماز]] و [[روزه]] میدانند، ولی روزه [[خواری]] میکنند و یا نمازهای روزانه را به جا نمیآورند. | |||
این گروه از [[شهروندان]] [[جامعه اسلامی]] خود به دو دسته تقسیم میشوند؛ برخی از آنها کسانی هستند که این کارهای خلاف را در خفا انجام میدهند و برخی دیگر کسانی هستند این کارهای خلاف را آشکارا انجام میدهند. | |||
[[فاسق]] کسی است که [[میل به گناه]] دارد<ref>تربیت کتاب العین، ج ۳، ص۱۳۹۶</ref> و ترک [[امر خدا]] کرده و از طریق [[حق]] خارج شده و [[عصیان]] میورزد<ref>لسان العرب، ج ۱۰، ص۲۶۲</ref> و از محدوده [[شریعت]] خارج میشود. | |||
نوعا فاسق در [[شریعت اسلام]] و [[فرهنگ قرآن]] بر کسی اطلاق میشود که ملتزم و مقر به [[حکم شرع]] باشد و خلاف آن عمل کند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۶۳۶</ref> | |||
[[خداوند]] در [[قرآن]] از کسانی که مردار میخورند<ref>{{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیمخور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کردهاید- و آنچه بر روی سنگهای مقدّس (برای بتها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بختآزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بیآنکه گراینده به گناه باشد بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>، یا از گوشت [[ذبح]] شده [[حرام]] که [[نام خدا]] برآن برده نشده میخورند<ref>{{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ * قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطانها بیگمان در یاران خویش میدمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود * بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمییابم که برای خورندهای که آن را میخورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بیگمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۲۱ و ۱۴۵.</ref> یا از گوشت قمار<ref>مائده، آیه ۳</ref>، یا [[خون]] ریخته شده<ref>انعام،آیه ۱۴۵</ref>، یا گوشت خوک میخورند، به عنوان [[فاسق]] یاد میکند. اینها مسلمانهایی هستند که با اینکه [[حرمت]] این امور را میدانند ولی با این همه گوشت خوک میخورند و یا از گوشتهایی که [[حلال]] نیست استفاده میکنند. | |||
[[زنا]]، [[همجنسگرایی]] و مانند آن نیز از دیگر مصادیق [[فسق]] است که در [[آیات قرآن]] به آن اشاره شده است. | |||
[[انسان]] فاسق در [[جامعه اسلامی]] [[مسلمانی]] است که [[ایمان قوی]] ندارد و [[اسلام]] او مانع از انجام [[محرمات]] نمیشود و [[اهل تقوا]] نیست<ref>{{متن قرآن|تَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ * وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِيِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ}} «بسیاری از آنان را مینگری که کافران را سرور میگیرند؛ به راستی زشت است آنچه خود برای خویش پیش فرستادند که (سبب شد) خداوند بر آنان خشم گرفت و آنان در عذاب، جاودانند * و اگر به خداوند و پیامبر و آنچه به سوی او فرو فرستاده شده است ایمان میداشتند آنان را سرور نمیگرفتند اما بسیاری از ایشان نافرمانند» سوره مائده، آیه ۸۰-۸۱؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}} «ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> چنین [[انسانی]] از نظر [[قرآن]] فردی [[محبوب خداوند]] نیست و [[اسلام]] او برایش فایدهای در [[دنیا]] و [[آخرت]] جز همان [[حفظ]] [[شهروندی]] ظاهری و عدم تعرض از سوی [[مسلمانان]] نخواهد داشت. | |||
بر این اساس، این گروه از [[شهروندان]] [[جامعه اسلامی]]، شهروندانی هستند که نابهنجاری را در خفا و یا آشکارا انجام میدهند. | |||
البته در عرف متشرع، [[فاسق]] تنها به کسی گفته میشود که نابهنجاری و خلاف [[شریعت]] را آشکارا انجام میدهد و کسی که در خفا [[خلاف شرع]] عمل میکند فاسق دانسته نمیشود. به هر حال، شهروندان فاسق با ارتکاب خلاف شریعت، نابهنجاری را در جامعه اسلامی دامن زده و رواج میدهند. از اینرو درمان و مقابله این افراد در دستورکار شریعت قرار گرفته است؛ زیرا یکی از [[وظایف]] [[دین]] اسلام، سالمسازی [[جامعه]] از رفتارهای نابهنجار و خلاف [[عقل]] و [[شرع]] و [[اخلاق]] است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق و فاسق از نگاه قرآن (مقاله)|فسق و فاسق از نگاه قرآن]].</ref>. | |||
==آثار [[فسق]] بر شخص و جامعه== | |||
یکی از روشهای [[اسلامی]] در [[بیان احکام]]، بیان [[فلسفه]] و علل آن است که این روش موجب میشود تا شخص آگاهانه و از روی [[علم]] و انگیزه به موضوع توجه یافته به انجام و یا ترک آن مبادرت ورزد. یکی از راههای بیان [[فلسفه احکام]]، بیان آثاری است که بر انجام و یا ترک آن [[حکم]] بار میشود. برای اینکه نقش زیانبار فسق بر [[سلامت]] شخص یا جامعه دانسته شود، یکی از راههای معتبر و مناسب، مراجعه به [[آیات قرآنی]] است که آثار و کارکردهای هر عملی را بیان میکند. | |||
از جمله آثار [[فسق]] که در [[قرآن]] بیان شده، ارتکاب امور [[خبیث]] است. کسی که در برخی از امور زندگیاش فسق میورزد و برخلاف [[احکام شریعت]] عمل میکند، در یک فرآیندی از حالت طبیعی خارج خواهد شد و اندکاندک مزاج طبیعی خود را از دست داده و بهجای [[گرایش]] به طیبات و امور [[پاک]] و [[پاکیزه]]، به امور خبیث و [[ناپاک]] و [[زشت]] گرایش مییابد و [[کارهای زشت]] و بد برای او عادی شده و حساسیت خودش را نسبت به آنها از دست میدهد. از اینرو [[خداوند]] از آثار فسقورزی در برخی از امور را گرفتار شدن به انجام کارهای زشت و خبیث میداند.<ref>{{متن قرآن|وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ}} «و به لوط داوری و دانشی دادیم و او را از شهری که (مردم آن) کارهای پلید میکردند رهاندیم که آنان گروه بدی نافرمانبردار بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۴.</ref> | |||
[[آیه]] فوق بیان میکند که [[قوم لوط]] تنها به هم جنسگرایی گرایش داشتند و این فسق و خروج از [[حکم]] [[طبیعت]] و [[شریعت]] موجب شد تا در دام کارهای زشت و خبیث بیفتند و در [[زندگی]] خویش از کارهای خوب و [[زیبا]] دور شوند و به کارهای زشت و بد گرایش یابند و آنها را انجام دهند. در [[حقیقت]] انجام کاری که فسق میباشد، موجب میشود تا شخص مزاج سالم و طبیعت و [[فطرت سالم]] خود را از دست بدهد و مزاجی [[بیمار]] پیدا کند. | |||
انسانهای [[فاسق]] با آنکه [[مسلمان]] هستند، دچار بیمار دلی میشوند و زنگار [[گناه]] موجب میشود تا [[التزام عملی]] به [[اسلام]] نداشته باشند. بنابراین، به جای اینکه [[عدالت]] و اسلام را در زندگی خویش بر هر چیزی مقدم دارند، دچار [[هوا و هوس]] شده و [[منافع]] خود و [[خویشان]] را بر [[منافع اسلام]] مقدم میدارند. | |||
خداوند در آیه ۲۴ [[توبه]] روشن میکند که چگونه فسق [[مسلمانان]] موجب میشود تا [[خدا]] و پیامبرش را کنار گذارند و [[منافع دنیوی]] و مادی خود و [[خویشان]] را مقدم دارند. | |||
همچنین [[فسق]] موجب میشود تا [[انسان]] در یک فرآیندی از [[ولایت الهی]] خارج شده و در [[ولایت کافران]] قرار گیرد. | |||
کسانی که در برخی از امور [[زندگی]] فسق میورزند، از این زمینه برخوردار هستند که ولایت کافران را بپذیرند. بسیاری از مسلمانانی که ولایت کافران را پذیرفتهاند از مسلمانانی هستند که [[اقرار]] به [[اسلام]] و [[ولایت خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} دارند و حتی در [[قلب]] ملتزم به آن میباشند،ولی به سبب همین فسقورزی، [[تغییر]] [[منش]] و [[گرایش]] میدهند و در [[مقام عمل]] ملتزم به [[احکام]] و [[قوانین اسلام]] نمیشوند و تحت ولایت کافران در میآیند.<ref>مائده، آیات ۸۰ و ۸۱</ref> | |||
شما در پیرامون و خویشان خود میتوانید افرادی را پیدا کنید که [[مسلمان]] هستند ولی چون به همه [[احکام اسلامی]] عمل نمیکنند و حتی بر خلاف آن بهطور علنی [[رفتار]] میکنند، گرفتار ولایت کافران و [[شیطان]] شدهاند. [[مسلمانی]] که [[زنا]] میکند یا شراب میخورد، در یک فرآیندی از ولایت الهی خارج شده و تحت ولایت کافران در میآید. | |||
اینگونه است که مزاج او برمیگردد و [[ولایت]] [[طیب]] [[مؤمنان]] را برنمیتابد و بهجای آن، ولایت [[خبیث]] و [[ناپاک]] [[کافران]] را پذیرفته و حتی بدان [[افتخار]] میکند. اینگونه است که [[پذیرش ولایت]] [[مستکبران]] [[جهانی]] را بر [[ولایت مؤمنان]] [[خداجو]] ترجیح میدهد و [[اشتباهات]] و خطاهای کوچک مؤمنان را بزرگنمایی میکند تا ولایت کافران را برای خود توجیه کند. در حالی که میداند همه وجود کافران را [[خباثت]] پر کرده است و چیزی از [[سلامت]] [[اخلاقی]] [[انسانی]] ندارند، با این همه ولایتشان را بر [[ولایت خداوند]] و مؤمنان ترجیح میدهد. | |||
فاسق، [[عزت]] و [[کرامت]] و [[شرافت]] خویش را بازیچه دیگران قرار میدهد و با رفتارهای نابهنجار [[شخصیت]] خود را تخریب میکند و [[ذلت]] و [[خواری]] و در یوزگی را برای خود میخرد.<ref>{{متن قرآن|وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}} «و روزی که کافران را بر آتش (دوزخ) عرضه کنند و (به آنان گویند): چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰؛ {{متن قرآن|مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ}} «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشههای آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند» سوره حشر، آیه ۵.</ref> | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۸ [[سوره محمد]]<ref>{{متن قرآن|فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جَاءَ أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءَتْهُمْ ذِكْرَاهُمْ}} «پس آیا جز چشم به راه رستخیزند که ناگهان بر آنان فرا میرسد؟ و به راستی نشانههای آن در رسیده است و چون به سراغشان بیاید یادکردشان، آنان را چگونه سود خواهد داشت؟» سوره محمد، آیه ۱۸.</ref> روشن میکند که چگونه [[فسق]] موجب میشود تا [[انسان]] [[مسلمان]] [[سقوط]] کند و [[شخصیت]] خود را تباه سازد بهگونهای که هیچ ارزشی در [[جامعه]] نداشته باشد. برای چنین مسلمانانی جز [[زیان]] و [[تباهی]] چیزی نیست.<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ * الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}} «خداوند پروا ندارد که به پشه یا فراتر از آن مثلی بزند، پس آنان که ایمان دارند میدانند این از سوی پروردگار آنها درست است اما کسانی که کافرند میگویند: «خداوند از این مثل، چه میخواهد؟»؛ با آن بسیاری را بیراه و بسیاری (دیگر) را رهیاب میکند. و جز نافرمانان را با آن بیراه نمیگرداند * همان کسان که پیمان با خداوند را پس از بستن آن میشکنند و چیزی را که خداوند فرمان به پیوند آن داده است میگسلند و در زمین تباهی میورزند، آنانند که زیانکارند» سوره بقره، آیه ۲۶-۲۷.</ref> و در [[دنیا]] و [[آخرت]] برای خود، [[خواری]] و [[ذلت]] و [[عذاب]] را میخرند.<ref>{{متن قرآن|فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «امّا ستمکاران گفتاری دیگر را جایگزین آنچه به آنان گفته شده بود، کردند آنگاه ما بر ستمگران به کیفر نافرمانی که میکردند، عذابی از آسمان فرو فرستادیم» سوره بقره، آیه ۵۹؛ {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «و به آنان که آیات ما را دروغ انگاشتند برای نافرمانی که میکردند عذاب میرسد» سوره انعام، آیه ۴۹؛ {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ}} «آنگاه چون اندرزی که به ایشان داده شده بود از یاد بردند کسانی را که (مردم را) از کار بد باز میداشتند رهایی بخشیدیم و ستمورزان را برای آنکه نافرمانی میکردند به عذابی سخت فرو گرفتیم» سوره اعراف، آیه ۱۶۵.</ref> | |||
نکته مهم در تاثیرگذاری [[فسق]] این است که [[فاسق]] با فسق خویش چنان به [[طبیعت]] و [[فطرت]] سالمش ضربه میزند که دیگر [[ناتوان]] از [[درک]] [[حق]] از [[باطل]] و خوب از بد میشود. از اینرو [[مسلمان]] فاسق همیشه کژاندیش و کج [[فکر]] و کژرفتار است و هنگامی که به ارزیابی [[رفتار]] دیگران میپردازد کارهای خوب و هنجارهای دیگران را [[زشت]] و بد میبیند و [[کارهای زشت]] را [[نیکو]] میداند؛ لذا این افراد [[فساد]] و [[تباهی]] را [[دوست]] میدارند و در [[زمین]] فساد میکنند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷</ref> | |||
[[خداوند]] با اشاره به فساق از [[اهل کتاب]] نشان میدهد که چگونه این رفتار زشت آنان موجب میشود تا کژاندیش شده و نسبت به [[مؤمنان]] [[خردهگیری]] و [[عیبجویی]] کنند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ}} «بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما میستیزید که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۹.</ref> | |||
از این [[آیه]] همچنین فهمیده میشود که [[فسق]] با [[تغییر]] در [[شخصیت]] افراد موجب میشود تا نسبت به [[اهل]] [[صدق]] و [[صفا]] و [[انسانهای پاک]] و [[مؤمن]]، به جای اینکه [[مهربان]] و با ایشان همراه باشند، علیه آنان [[خشم]] میگیرند. | |||
فسق در [[مسلمانان]] میتواند [[روابط اجتماعی]] سالم در [[جامعه اسلامی]] را تخریب کند. از اینرو [[خداوند]] فسق را عاملی برای گسست پیوندها و روابط [[خویشاوندی]] در جامعه اسلامی میداند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷؛ توبه، آیات ۷ و ۸</ref> | |||
فسق مانع جدی در برابر کارهای خیر است و [[اجازه]] نمیدهد تا شخص کارهای خیر و [[نیکی]] را به جا آورد و یا از خیر بهرهمند شود.<ref>{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ}} «شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از (کار) ناپسند باز میدارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان میآوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانند» سوره آل عمران، آیه ۱۱۰.</ref> | |||
فسق مانع جدی در [[قبولی اعمال]] [[مسلمان]] است. اگر مسلمان بخواهد کارهای [[عبادی]] و خوب او مورد قبول [[درگاه الهی]] باشد میبایست هرگز نسبت به حکمی از [[احکام شریعت]] [[تخلف]] نورزد. کسانی که کارهای خوب و نیکی انجام میدهند ولی در همان حال [[اهل فسق و فجور]] هستند، امیدی به قبولی اعمال خود نباید داشته باشند.<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ * وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ}} «بگو: چه خواسته چه ناخواسته بخشش کنید هرگز از شما پذیرفته نمیگردد که شما گروهی نافرمان بودهاید * هیچچیز آنان را از پذیرفته شدن بخششهایشان باز نداشت جز اینکه آنان به خداوند و پیامبرش انکار ورزیدند و جز با کسالت نماز نمیگزارند و جز با ناخشنودی بخشش نمیکنند» سوره توبه، آیه ۵۳-۵۴.</ref>؛ چراکه [[خداوند]] [[اعمال]] را تنها از [[متقین]] میپذیرد و کسی که [[فسق]] میورزد [[اهل تقوا]] نیست پس عمل او پذیرفته نخواهد شد. | |||
فسق میتواند شخص را به [[گمراهی]]<ref>بقره، آیه ۲۶</ref> و در نهایت به [[کفر]] بکشاند.<ref>بقره، آیه ۹۹؛ آلعمران، آیه ۱۱۰؛ توبه، آیه ۸۰؛ یونس، آیه ۳۳</ref> | |||
خداوند در آیاتی از جمله [[آیه]] ۵۹ [[سوره بقره]]، ۱۶۵ [[سوره اعراف]]، ۱۶ [[سوره اسراء]] و ۳۴ و ۳۵ [[سوره عنکبوت]] به [[انسانها]] هشدار میدهد که فسق و [[فجور]] یکی از مهمترین عوامل نابودی و [[فروپاشی]] [[جوامع بشری]] است. | |||
بنابراین [[مسئولان]] و [[رهبران]] [[جامعه]] باید مواظب باشند تا فسق در جامعه گسترش پیدا نکند؛ زیرا افزایش نابهنجاریها در جامعه عامل نابودی [[تمدن]] و جامعه | |||
بشری است. به هر حال، انسانهای [[فاسق]] نهتنها خود [[محروم]] از [[رحمت]] و [[مغفرت الهی]]<ref>{{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که میگفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دلهایشان بر جای نهاد * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچگاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شدهاند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۷۷ و ۸۰؛ {{متن قرآن|سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «برای آنان برابر است چه برایشان آمرزش بخواهی چه نخواهی هرگز خداوند آنان را نمیآمرزد؛ بیگمان خداوند نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره منافقون، آیه ۶.</ref> و [[محروم]] از [[رضوان الهی]]<ref>{{متن قرآن|يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «برای شما سوگند میخورند تا از آنان خشنود شوید، اگر هم شما از آنان خشنود شوید بیگمان خداوند از این گروه نافرمان خشنود نخواهد گشت» سوره توبه، آیه ۹۶.</ref> و نیز [[هدایت خاص]] [[الهی]]<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاسْمَعُوا وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «این (روش) نزدیکتر است به اینکه گواهی دادن را درست به جای آورند یا بترسند که سوگندهایی جایگزین سوگندهای آنان شود و از خداوند پروا کنید و گوش فرا دهید و خداوند گروه نافرمانان را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۱۰۸؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ * اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}} «بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند * چه برای آنان آمرزش بخواهی چه نخواهی (سودی ندارد زیرا) اگر هفتاد بار برای آنها آمرزش بخواهی هیچگاه خداوند آنان را نخواهد آمرزید؛ این از آن روست که آنان به خداوند و پیامبرش کافر شدهاند و خداوند این گروه نافرمان را راهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۲۴ و ۸۰.</ref>> و [[نفرین]] [[الهی]]<ref>{{متن قرآن|قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ * قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}} «گفتند: ای موسی، تا آنان در آنند ما هرگز، هیچگاه بدان وارد نمیشویم؛ تو برو و پروردگارت، (با آنان) نبرد کنید که ما همینجا خواهیم نشست * (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خویش و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز!» سوره مائده، آیه ۲۴-۲۵.</ref> هستند بلکه موجب نابودی [[جوامع بشری]] میشوند و [[عذاب]] [[خدا]] را برای [[جامعه]] خویش به ارمغان میآورند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق و فاسق از نگاه قرآن (مقاله)|فسق و فاسق از نگاه قرآن]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۷۰: | خط ۱۱۸: | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|'''فسق اقتصادی از نظر قرآن''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق اقتصادی از نظر قرآن (مقاله)|'''فسق اقتصادی از نظر قرآن''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فسق و فاسق از نگاه قرآن (مقاله)|'''فسق و فاسق از نگاه قرآن''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||