|
|
| خط ۱۲۲: |
خط ۱۲۲: |
|
| |
|
| در [[حکمت الهی]]، اصالت در هستی با حق است که سن و کمال و [[زیبایی]] از مظاهر آن است. در [[نظام هستی]] اگر [[نیک]] بنگریم باطلی راه ندارد؛ یعنی هستی را از آن جهت که هستی است بدون باطل است. [[طبیعت]] و [[سرشت]] [[بشر]] نیز بر خیر و [[حق]] و [[درستی]] و [[راستی]] است، [[انسان]] موجودی [[اخلاقی]]، صلحجو و [[خیرخواه]] است. اصل در طبیعت[[بشر]]، [[نور]] و [[عدالت]] و [[امانت]] و [[تقوا]] است. آنچه که بشر را به [[فساد]] میکشاند علت خارجی دارد، یعنی از بیرون به بشر [[تحمیل]] میشود. [[پیامبر]]{{صل}} فرموده: {{متن حدیث|كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ وَ يُمَجِّسَانِهِ}}، «هر بچهای از مادر که به [[دنیا]] میآید بر [[فطرت]] [[پاک]] متولد میشود؛ آنگاه پدر و مادر او را [[یهودی]] یا [[نصرانی]] یا مجوسی به بار میآورند»<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۷۴؛ بحار الانوار، ج۵۸، ص۱۸۷.</ref>. یعنی [[فطرت انسان]] سالم است، ولی [[جامعه]] میتواند آن را [[منحرف]] کند.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا]]، [[باطل - کوشا (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[ دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)| دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 354-356.</ref> | | در [[حکمت الهی]]، اصالت در هستی با حق است که سن و کمال و [[زیبایی]] از مظاهر آن است. در [[نظام هستی]] اگر [[نیک]] بنگریم باطلی راه ندارد؛ یعنی هستی را از آن جهت که هستی است بدون باطل است. [[طبیعت]] و [[سرشت]] [[بشر]] نیز بر خیر و [[حق]] و [[درستی]] و [[راستی]] است، [[انسان]] موجودی [[اخلاقی]]، صلحجو و [[خیرخواه]] است. اصل در طبیعت[[بشر]]، [[نور]] و [[عدالت]] و [[امانت]] و [[تقوا]] است. آنچه که بشر را به [[فساد]] میکشاند علت خارجی دارد، یعنی از بیرون به بشر [[تحمیل]] میشود. [[پیامبر]]{{صل}} فرموده: {{متن حدیث|كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ حَتَّى يَكُونَ أَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَ يُنَصِّرَانِهِ وَ يُمَجِّسَانِهِ}}، «هر بچهای از مادر که به [[دنیا]] میآید بر [[فطرت]] [[پاک]] متولد میشود؛ آنگاه پدر و مادر او را [[یهودی]] یا [[نصرانی]] یا مجوسی به بار میآورند»<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۷۴؛ بحار الانوار، ج۵۸، ص۱۸۷.</ref>. یعنی [[فطرت انسان]] سالم است، ولی [[جامعه]] میتواند آن را [[منحرف]] کند.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا]]، [[باطل - کوشا (مقاله)|مقاله «باطل»]]، [[ دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)| دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 354-356.</ref> |
|
| |
| == باطل در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ==
| |
| از جمله آیاتی که در خطاب به [[پیامبر]] نسبت به [[مخالفان]] به صورتهای مختلف با عنوان باطل مفهومی شناخته شده غیر ارزشی، و جریانی منفی در میان مخاطبان موضعگیری میکند.
| |
| #{{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی میخواندی و نه به دست خویش آن را مینوشتی که آنگاه، تباهاندیشان، بدگمان میشدند» سوره عنکبوت، آیه ۴۸.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|إِنَّ هَؤُلَاءِ مُتَبَّرٌ مَا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«بیگمان آنچه اینان میکنند از هم پاشیده است و آنچه میکردند باطل است» سوره اعراف، آیه ۱۳۹.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بیگمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا}}<ref>«و ما فرستادگان را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم و کافران به وسیله باطل چالش میورزند تا حق را با آن از میان بردارند؛ و آیات مرا و بیمهایی را که یافتهاند به ریشخند گرفتند» سوره کهف، آیه ۵۶.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«بگو: خداوند، میان من و شما گواه بس (که) آنچه را در آسمانها و زمین است میداند و آنان که به باطل ایمان آورده و به خداوند کفر ورزیدهاند زیانکارند» سوره عنکبوت، آیه ۵۲.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ}}<ref>«بگو: حقّ آمد و باطل، نه (آفرینش چیزی را) میآغازد و نه باز میگرداند» سوره سبأ، آیه ۴۹.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیهای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری میشود و در آنجا تباهاندیشان، زیانکار» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref>
| |
| #{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ}}<ref>«این از آن روست که کافران از باطل و مؤمنان از- حق که از سوی پروردگارشان است- پیروی کردند، بدینگونه خداوند برای مردم مثلهایشان را میآورد» سوره محمد، آیه ۳.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۲۱۷.</ref>.
| |
|
| |
| '''نکات:'''
| |
|
| |
| در این [[آیات]] بر این محورها تأکید شده است:
| |
| # أمی بودن [[پیامبر]] [[پیش از بعثت]] عامل از بین برنده تشکیک [[اهل باطل]] در [[حقانیت]] [[قرآن]]، و [[نبوت]] [[پیامبر]]. {{متن قرآن|وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و تو پیش از آن (قرآن) نه کتابی میخواندی و نه به دست خویش آن را مینوشتی که آنگاه، تباهاندیشان، بدگمان میشدند» سوره عنکبوت، آیه ۴۸.</ref>
| |
| # [[تکذیب]] کنندگان [[حقانیت]] [[قرآن]] و [[پیامبر]] در زمره [[اهل باطل]] هستند. {{متن قرآن|إِنَّ هَؤُلَاءِ مُتَبَّرٌ مَا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«بیگمان آنچه اینان میکنند از هم پاشیده است و آنچه میکردند باطل است» سوره اعراف، آیه ۱۳۹.</ref>
| |
| # [[پیامبر]] مامور به اعلان [[پیروزی]] [[حق]] برباطل و این که [[سنت]] جاریه [[الهی]] و مسیر حرکت درجهت [[نابودی باطل]] است: {{متن قرآن|قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا}}<ref>«و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بیگمان باطل از میان رفتنی است» سوره اسراء، آیه ۸۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ}}<ref>«بگو: حقّ آمد و باطل، نه (آفرینش چیزی را) میآغازد و نه باز میگرداند» سوره سبأ، آیه ۴۹.</ref>{{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا}}<ref>«و ما فرستادگان را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم و کافران به وسیله باطل چالش میورزند تا حق را با آن از میان بردارند؛ و آیات مرا و بیمهایی را که یافتهاند به ریشخند گرفتند» سوره کهف، آیه ۵۶.</ref>
| |
| # در مقابل [[بشارت]] و [[انذار پیامبران]] پیشین و پیامبراسلام، [[کافران]] باجدال باطل و [[مسخره کردن]] [[آیات الهی]] [[ایستادگی]] میکنند: {{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا}}<ref>«و ما فرستادگان را جز نویدبخش و بیمدهنده نمیفرستیم و کافران به وسیله باطل چالش میورزند تا حق را با آن از میان بردارند؛ و آیات مرا و بیمهایی را که یافتهاند به ریشخند گرفتند» سوره کهف، آیه ۵۶.</ref>.
| |
| # [[پیامبر]] ماموربه اعلان اینکه [[ایمان]] آورندگان به باطل و [[کافران]] به [[خداوند]] از زیان کارانند در [[دنیا]] {{متن قرآن|قُلْ... وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}}<ref>«بگو: خداوند، میان من و شما گواه بس (که) آنچه را در آسمانها و زمین است میداند و آنان که به باطل ایمان آورده و به خداوند کفر ورزیدهاند زیانکارند» سوره عنکبوت، آیه ۵۲.</ref> و [[آخرت]]: {{متن قرآن|وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ}}<ref>«و به راستی ما پیامبرانی پیش از تو فرستادهایم که (داستان) برخی از آنان را برای تو گفتهایم و برخی دیگر را نگفتهایم و سزیده هیچ پیامبری نیست که جز با اذن خداوند آیهای آورد و چون فرمان خداوند در رسد به حق، داوری میشود و در آنجا تباهاندیشان، زیانکار» سوره غافر، آیه ۷۸.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۲۱۷.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۲۱۷.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==تقابل حق و باطل== | | ==تقابل حق و باطل== |