|
|
| خط ۲۸: |
خط ۲۸: |
| #{{متن حدیث|لَا أَمَانَةَ لِمَنْ لَا دِينَ لَهُ}}: امانتی نیست برای کسی که [[دیندار]] نیست. | | #{{متن حدیث|لَا أَمَانَةَ لِمَنْ لَا دِينَ لَهُ}}: امانتی نیست برای کسی که [[دیندار]] نیست. |
| #{{متن حدیث|أَدِّ الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكَ، وَ لَا تَخُنْ مَنْ خَانَكَ}}: امانت را به کسی که تو را [[امین]] دانسته بازگردان، و به کسی که به تو خیانت کرده، خیانت مکن<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۱۳.</ref>. | | #{{متن حدیث|أَدِّ الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكَ، وَ لَا تَخُنْ مَنْ خَانَكَ}}: امانت را به کسی که تو را [[امین]] دانسته بازگردان، و به کسی که به تو خیانت کرده، خیانت مکن<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۲۱۳.</ref>. |
|
| |
| == امانت در ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ==
| |
| در [[روایات]] [[عامه]] و [[خاصه]]، برای [[امانت]] مصادیق گوناگونی ذکر شده که طی مباحث آتی به اهمّ آنها اشاره میکنیم
| |
| === مدارک عامّه ===
| |
| در مدارک عامّه، اشارهای به اینکه منظور از امانت، [[مقام]] [[ولایت اهل بیت]] {{عم}} میباشد نشده است. ولی از لوازم برخی از روایات میتوان چنین معنایی را استفاده کرد که ذیلاً به برخی اشاره میشود:
| |
| * امانت به معنی [[اطاعت]] از [[اوامر و نواهی]] [[پروردگار]] است<ref>أنوار التنزیل و أسرار التأویل (ط. دارإحیاء التراث العربي، ۱۴۱۸ ﻫ.ق)، ج۴، ص۲۴۰.</ref>. این مطلب در روایات عامی به تفصیل ذکر شده و به [[نماز]]، [[روزه]]، [[غسل]] و سایر [[احکام]] و [[اوامر الهی]] تعمیم داده شده است.
| |
| {{متن حدیث|عَنْ زَیْدِ بْنِ أَسْلَمْ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ {{صل}}: الأَمانَةُ ثَلاثٌ: الصَّلاةُ وَالصِّيامُ وَالغُسلُ مِنَ الجَنابَةِ[}}<ref>الدر المنثور فی التفسیر بالماثور (ط. کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ﻫ.ق)، ج۵، ص۲۲۶.</ref>.
| |
| * برخی دیگر، امانت را [[دین الهی]] به طور مطلق - اعم از [[اعتقادات]] و احکام - دانستهاند. این قول اعمّ از قبلی است. {{متن حدیث|أَخْرَجَ عَبْدُ بْنُ حُمَیْدٍ وَ ابْنُ جَرِیرٍعَنْ قَتَادَة رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ}} قَالَ: یَعْنِی بِهِ الدِّینَ وَ الْفَرَائِضَ وَ الْحُدُودَ}}<ref>الدر المنثور فی التفسیر بالماثور (ط. کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ﻫ.ق)، ج۵، ص۲۲۶.</ref>. توضیح: با توجه به [[سیاق]] [[آیه امانت]]، روشن میگردد که [[امتثال]] همه احتمالات فوقالذکر زمانی به [[درستی]] انجام میگیرد که تحت [[رهبری]] [[مقام ولایت]] باشد؛ و الا چگونه ممکن است که [[خداوند]] امر به تقیّد به [[دین]] و [[فهم]] [[احکام الهی]] از [[قرآن]] نموده باشد، ولی راه فهم دین و پیچیدگیهای [[استنباط احکام]] [[دینی]] را از قرآن بیان نفرموده باشد. بنابراین، اگر مراد از امانت، دین الهی و یا [[احکام دینی]] باشد، بنابر هر معنای از دین، [[نیازمندی]] [[امت]] به [[مقام عصمت]] در همه زمانها [[اثبات]] میگردد.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۴۵۵.</ref>
| |
|
| |
| ==== دین؛ یعنی مجموعه همه احکام الهی ====
| |
| [[عمل به احکام]] دینی باید از مبنای محکمی برخوردار باشد؛ و الا بنا بر [[برهان لطف]]، چون مکلّفین [[یقین]] دارند که بنا بر [[آیه امانت]]، موظف به حمل [[امانت]] در قالب [[احکام دینی]] هستند، باید احکامی را [[امتثال]] نمایند که یقین داشته باشند که با امتثال آنها [[رضایت]] مولای خود را به جا آوردهاند و به تعبیر [[روایات]] عامی، از عهده حمل امانت بر آمده باشند. چنین اطمینانی زمانی حاصل میشود که فردی [[راسخ]] در [[قرآن]] و مؤید به [[علوم الهی]]، احکام دینی را از قرآن [[استنباط]] و بیان نماید. [[بدیهی]] است که مصداق چنین فردی تنها در [[امامان معصوم]] بعد از وجود [[مبارک]] [[رسول خدا]] {{صل}} تحقق مییابد.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۴۵۶.</ref>
| |
|
| |
| ==== [[دین]]؛ یعنی مجموعه [[اعتقاد]] و عمل به [[توحید]] ====
| |
| اگر مراد از دین، کلمه توحید و عمل به لوازم آن در اعتقاد و عمل باشد -چنانکه [[روایات شیعه]] نیز به آن اشاره نموده- روشن است که [[حقیقت توحید]] را تنها [[عباد]] [[مخلَص]] [[درک]] میکنند و تنها آنان هستند که اجازه توصیف [[خداوند]] را دارند و بقیّه باید شاگردی آنان را نمایند:
| |
| {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند * مگر بندگان ناب خداوند،» سوره صافات، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>.
| |
| و اگر مراد از دین، مجموعه [[اعتقادات]] و [[احکام]] و [[اخلاق]] باشد، این همان معنای [[فطرت توحیدی]] است که خداوند [[انسان]] را براساس آن [[خلق]] کرد. همین فطرت توحیدی است که در [[اولیای الهی]] {{عم}} [[ظهور]] تامّ و تمام یافت و لذا خداوند آنان را [[خلیفه]] و [[مظهر]] اسمای حسنای خود قرار داد؛ چنانکه در روایات، وجود مبارک [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[آیت]] عظمای [[الهی]] بیان شده است:
| |
| {{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى {{متن قرآن|عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ}}<ref>«از همدیگر از چه میپرسند؟ * از آن خبر سترگ» سوره نبأ، آیه ۱.</ref> فَقَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ {{ع}} يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ أَنَا وَ اللَّهِ النَّبَأُ الْعَظِيمُ الَّذِي اخْتَلَفَ فِيَ جَمِيعُ الْأُمَمِ بِأَلْسِنَتِهَا وَ اللَّهِ مَا لِلَّهِ نَبَأٌ أَعْظَمُ مِنِّي وَ لَا لِلَّهِ آيَةٌ أَعْظَمُ مِنِّي}}<ref>شواهد التنزیل (ط. وزارة الثقافة و الارشاد الإسلامی، ۱۴۱۱ﻫ.ق)، ج۲، ص۴۱۷.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۴۵۶.</ref>
| |
|
| |
| ==== [[امانت]]؛ به معنای مطلق [[اطاعت]] از [[تکالیف الهی]] ====
| |
| این نظریه اغلب مفسّرین عامّه و برخی از [[شیعه]] است<ref>تفسیر الصافی (ط. مکتبة الصدر، ۱۴۱۵ﻫ.ق)، ج۴، ص۲۰۹؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۵۸۵؛ التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ج۲۵، ص۱۸۷؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل (ط. دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ﻫ.ق)، ج۳، ص۵۶۴.</ref>. آنان با بیانهای گوناگون، مراد از امانت را تکالیف الهی و یا اطاعت از [[تکالیف]] دانستهاند. برای بررسی این احتمال میتوان به [[سیاق آیه]] نیز [[رجوع]] کرد. بدین ترتیب، مراد از امانت، اطاعتی است که به همراه [[ولایت]] از [[مؤمن]] سر زند؛ زیرا در [[آیه]] بعد ملاک تفکیک [[مشرک]] و [[منافق]] از مؤمن، حمل امانت بیان شده است؛ در حالی که منافق و مؤمن در انجام [[ظواهر دینی]] و تکالیف الهی مشترکند و تفاوت آنها در عدم برخورداری [[عبادات]] دو گروه اول از [[روح]] ولایت است. همان طور که طیّ [[براهین]] دیگر اشاره شد، این ظاهر [[اعمال عبادی]] نیست که به محضر [[پروردگار]] عرضه میشود؛ بلکه [[تقوی]]<ref>خداوند درباره انفاق گوشت قربانی در حج میفرماید: {{متن قرآن|لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ}} «هرگز گوشت و خون آنها به خداوند نمیرسد اما پرهیزگاری شما (در قربانی کردن آنها) به او میرسد» سوره حج، آیه ۳۷. قاعده کلی در این باره آنست که عمل صالح ظرف اعتقاد پاک است و اصالت با اعتقاد درست است: {{متن قرآن|إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ}} «سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد» سوره فاطر، آیه ۱۰.</ref> یا کلمه طیّب -که همان [[اعتقاد]] [[پاک]] است - عرضه میگردد. چنین [[اعتقادی]] در پرتو بهرهمندی از [[تعالیم]] [[مقام]] [[ولیّ]] [[معصوم]] و [[امتثال]] از [[امام]] برحق حاصل میگردد. اعتقاد و عمل [[عبادی]] و طاعتی که از غیر طریق [[ولایت]] به محضر [[حق]] عرضه شود، مقبول نیست:
| |
| {{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ {{ع}} يَقُولُ كُلُّ مَنْ دَانَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَيِّرٌ وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ}}<ref>الکافی، ج۱، ص۱۸۳؛ و نیز: {{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ {{ع}} إِنَّمَا يَعْبُدُ اللَّهَ مَنْ يَعْرِفُ اللَّهَ فَأَمَّا مَنْ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا يَعْبُدُهُ هَكَذَا ضَلَالًا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ تَصْدِيقُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَصْدِيقُ رَسُولِهِ {{صل}} وَ مُوَالاةُ عَلِيٍّ {{ع}} وَ الِائْتِمَامُ بِهِ وَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى {{عم}} وَ الْبَرَاءَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ هَكَذَا يُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ}}؛ و همچنین: {{متن حدیث|الْحُسَيْنُ عَنْ مُعَلًّى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ حَدَّثَنَا غَيْرُ وَاحِدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا {{ع}} أَنَّهُ قَالَ: لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّةَ كُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ وَ يَرُدَّ إِلَيْهِ وَ يُسَلِّمَ لَهُ ثُمَّ قَالَ كَيْفَ يَعْرِفُ الْآخِرَ وَ هُوَ يَجْهَلُ الْأَوَّلَ}} (الکافی، ج۱، ص۱۸۰).</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۴۵۵.</ref>۷
| |
|
| |
| * منظور از [[امانت]]، امانت مصطلح در میان [[مردم]] به طور مطلق است و مراد [[آیه]]، اهتمام به اهمیت امانت است که باید در هر صورت به صاحبش بازگردد<ref>البحر المحیط فی التفسیر (ط. دارالفکر، ۱۴۲۰ ﻫ.ق)، ج۸، ص۵۰۹.</ref>.
| |
| توضیح: این مطلب در برخی [[روایات اهل بیت]] {{عم}} نیز آمده است؛ چنانکه مرحوم [[علامه مجلسی]] در باب [[وجوب]] ادای امانات، ضمن بیان اهمیت امانت و [[ضرورت]] رسانیدن آن به صاحبش، اشاره به این [[آیه شریفه]] مینماید و روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} میآورد که [[امام]] {{ع}} با [[استشهاد]] به آیه، بر ضرورت [[ادای امانت]] تأکید فرمودهاند: {{متن حدیث|سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ...}} الْآيَةَ مَا الَّذِي عَرَضَ عَلَيْهِنَّ وَ مَا الَّذِي حَمَلَ الْإِنْسَانُ وَ مَا كَانَ هُوَ قَالَ فَقَالَ عَرَضَ عَلَيْهِنَّ الْأَمَانَةَ بَيْنَ النَّاسِ وَ ذَلِكَ حِينَ خَلَقَ الْخَلْقَ}}.
| |
| جواب احتمال سوم آنکه: اگر مراد از [[آیه]] مطلق [[امانت]] باشد و همه [[امانتها]] را دربرگیرد، دلیلی بر عدم حمل آن توسط سایر موجودات نبود؛ زیرا همه ذوات و [[کمالات]] ذوات موجودات، امانتهای [[الهی]] است و در این جهت تفاوتی میان [[انسان]] و غیرانسان وجود ندارد. اگر مراد امانت خاصّی باشد، با تحلیلی که ضمن [[استدلال]] اشاره شد معلوم میشود که منظور امانتی است که اولاً، به جوهره [[انسانی]] باز میگردد؛ ثانیاً، امری است که با [[دین]] گره خورده است؛ ثالثاً، ممیّز میان [[مشرک]] و [[منافق]] با [[مؤمن]] است و رابعاً، این امانت تنها ملاک [[عنایت]] و [[رحمت]] رحیمیّه [[پروردگار]] به انسان است و گویی بدون حمل آن، هیچ عملی در نزد [[خداوند]] پذیرفته نیست. پس چنین امانتی نمیتواند جزمقام ولایتاللّهی امر دیگری باشد.
| |
|
| |
| === مدارک [[شیعه]] ===
| |
| در مدارک شیعه، امانت به امور مختلفی معنا شده؛ از قبیل [[توحید]]، دین، عمل به [[اسلام]]، [[عقل]]، [[علم]]، [[تکالیف الهی]] و امور دیگر<ref>بحارالأنوار، ج۵، ص۳۱۱، باب ۱۵.</ref> که به اهمّ این موارد ذیل مدارک عامّه اشاره شد. ولی [[روح]] و جوهره همه این موارد، در نهایت به [[مقام ولایت]] باز میگردد؛ زیرا در [[فرهنگ اهل بیت]] {{عم}}، عقل و اسلام و [[اعتقادات]] [[توحیدی]] و سایر امور [[مقدّس]] و [[معنوی]]، اگر تحت [[هدایت]] و [[ولایت]] [[ولیّ]] [[معصوم]] و [[منصوب]] از طرف پروردگار (خواه [[نبی]] و یا [[وصیّ]] نبی) نباشد، ارزشی ندارد؛ تا به آنجا که در [[حدیثی]] معروف میان عامّه و خاصّه، آمده است که:
| |
| {{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: مَنْ مَاتَ وَ لَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً}}.
| |
| [[روایت]] شده که [[حارث]] بن [[مغیره]] از [[امام صادق]] {{ع}} درباره این [[حدیث نبوی]] پرسید:
| |
| {{متن حدیث|جَاهِلِيَّةً جَهْلَاءَ أَوْ جَاهِلِيَّةً لَا يَعْرِفُ إِمَامَهُ}}.
| |
|
| |
| یعنی آیا مراد از [[جاهلیّت]] در این بیان [[نبوی]] {{صل}}، در محدوده [[جهل]] به [[امام]] است و یا جاهلیّتی است که مثل [[زمان]] [[کفر]] مرده است و درنتیجه، هیچ عملی از او مقبول نیست؟ وامام {{ع}} پاسخ میدهند: {{متن حدیث|جَاهِلِيَّةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ ضَلَالٍ}}<ref>وسائل الشیعة (ط. مؤسسة آلالبیت {{عم}} ۱۴۰۹ﻫ.ق)، ج۲۸، ص۳۵۳.</ref>.
| |
| در این میان، [[نصوص]] فراوانی وجود دارد که اشاره به معنای اصلی [[امانت]]، یعنی [[مقام امامت]] و [[ولایت اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]] {{عم}} نموده است:
| |
| {{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ...}} قَالَ هِيَ وَلَايَةُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ {{ع}}}}<ref>الکافی، ج۱، ص۴۱۳.</ref>
| |
|
| |
| توضیح: مرحوم علیّ بن [[ابراهیم]] قمّی، [[سیاق]] [[آیه امانت]] را در راستای معنای [[امامت]] معنا میکند. به این ترتیب که [[خداوند]] در [[آیات]] قبل، توصیه به [[تقوا]] و گفتار صحیح و بر اساس اصول عقلایی و به دور از اعوجاج و تشابه امر مینماید و میفرماید:
| |
| {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و سخنی استوار بگویید» سوره احزاب، آیه ۷۰.</ref>.
| |
| گفتار محکم و صحیح، از [[اعتقاد]] درست به [[توحید]] و لوازم آن برمی آید و چنین امری درسایه [[اطاعت از خدا]] و [[رسول]] {{صل}} است:
| |
| {{متن قرآن|يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا}}<ref>«تا کردارهایتان را شایسته گرداند و گناهانتان را بیامرزد و هر که از خداوند و فرستاده او فرمان برد بیگمان به رستگاری سترگی رسیده است» سوره احزاب، آیه ۷۱.</ref>.
| |
|
| |
| [[فوز]] به معنای [[پیروزی]] و رسیدن به [[نعمت]] و خیر وسلامتی است<ref>مفردات ألفاظ القرآن، ص۶۴۷.</ref> و توصیف آن در [[آیه]] به «[[عظیم]]» بیانگر آن است که چنین [[رستگاری]] در [[امور معنوی]] است؛ و الّا [[خیرات]] [[دنیوی]] چیزی نیست که خداوند آن را عظیم بداند. تنها [[فلاح]] و رستگاری که مقامی بالاتر از آن مفروض نیست، رسیدن به [[مقام]] [[تولّی]] به [[ولایت الهی]] است؛ به گونهای که خداوند همه امور [[انسان]] را خود بر عهده گیرد. از همین رو، [[امام صادق]] {{ع}} [[فوز عظیم]] را به پذیرش امامت [[ائمّه]] {{عم}} معنا کردهاند؛ زیرا تنها در این صورت است که رستگاری نهایی حاصل میشود:
| |
| {{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} فِي قَوْلِهِ {{متن قرآن|وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ}}<ref>«و آنان که از خداوند و رسول او فرمانبرداری کنند» سوره نساء، آیه ۱۳.</ref> فِي وَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ الْأَئِمَّةِ {{عم}} مِنْ بَعْدِهِ {{متن قرآن|فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا}}<ref>«بیگمان به رستگاری سترگی رسیده است» سوره احزاب، آیه ۷۱.</ref>}}<ref>تفسیر القمی (ط. دارالکتاب، ۱۴۰۴ ﻫ.ق)، ج۲، ص۱۹۸.</ref>.
| |
|
| |
| در این [[سیاق]] است که [[خداوند]] در [[آیه]] بعد، درباره [[عظمت]] این [[مقام]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ...}}
| |
| {{متن حدیث|عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا {{ع}} عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا}}<ref>«ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref> فَقَالَ الْأَمَانَةُ الْوَلَايَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍّ فَقَدْ كَفَرَ}}<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}} (ط. جهان، ۱۳۷۸ﻫ.ق)، ج۱، ص۳۰۶.</ref>.
| |
| توضیح: [[ولایت]] در [[کلام امام]] {{ع}} به معنای ادّعای [[امامت]] بر [[مسلمین]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]] {{صل}} است. [[کفر]] نیز در بیان [[حضرت]] {{ع}} جامع [[شرک]] و نفاقی است که خداوند در آیه به آن اشاره مینماید.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۵ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۵ ص ۴۵۹.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |