بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «==مقدمه== ===مخالفت با سنت الهی=== نظام هستی، نظامی نیک و احسن است به گونهای که نمیتوان بهتر از آن را در شرایط این چنینی تصور کرد. این نظام مبتنی بر اصولی چند است که از آن به سنتهای الهی تعبیر میشود. سنتهای الهی، همان قوانین...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
===[[مخالفت]] با [[سنت الهی]]=== | ===[[مخالفت]] با [[سنت الهی]]=== | ||
[[نظام هستی]]، نظامی [[نیک]] و احسن است به گونهای که نمیتوان بهتر از آن را در شرایط این چنینی تصور کرد. این [[نظام]] مبتنی بر اصولی چند است که از آن به [[سنتهای الهی]] تعبیر میشود. سنتهای الهی، همان [[قوانین]] [[تکوینی]] است که بر هستی و [[جامعه]] و [[تاریخ]] [[حکومت]] میکند. مثلا آن چه در فیزیک از آن به [[قانون]] [[جاذبه]] یاد میشود، در [[حقیقت]] یکی از سنتهای الهی در ماده است. [[سنت]] [[ابتلاء]] و [[آزمون]] از سنتهایی است که در جامعه و تاریخ جاری میشود. | [[نظام هستی]]، نظامی [[نیک]] و احسن است به گونهای که نمیتوان بهتر از آن را در شرایط این چنینی تصور کرد. این [[نظام]] مبتنی بر اصولی چند است که از آن به [[سنتهای الهی]] تعبیر میشود. سنتهای الهی، همان [[قوانین]] [[تکوینی]] است که بر هستی و [[جامعه]] و [[تاریخ]] [[حکومت]] میکند. مثلا آن چه در فیزیک از آن به [[قانون]] [[جاذبه]] یاد میشود، در [[حقیقت]] یکی از سنتهای الهی در ماده است. [[سنت]] [[ابتلاء]] و [[آزمون]] از سنتهایی است که در جامعه و تاریخ جاری میشود. | ||
سنت [[عدالت]]، سنتی است که نظام هستی بر پایه آن [[استوار]] یافته و همه هستی بیکوچکترین تخطی از این اصل در جریان است. عدالت، نظامی است که هر چیزی را در جای خود به [[درستی]] قرار داده و [[اجازه]] میدهد تا در مسیر کمالی [[شایسته]] و بایسته خود نیز به درستی حرکت کند و به [[کمالات]] شایسته خویش برسد. | سنت [[عدالت]]، سنتی است که نظام هستی بر پایه آن [[استوار]] یافته و همه هستی بیکوچکترین تخطی از این اصل در جریان است. عدالت، نظامی است که هر چیزی را در جای خود به [[درستی]] قرار داده و [[اجازه]] میدهد تا در مسیر کمالی [[شایسته]] و بایسته خود نیز به درستی حرکت کند و به [[کمالات]] شایسته خویش برسد. | ||
همه موجودات هستی در یک نظام جبری به این سمت و در این چارچوب حرکت میکنند. [[انسان]] و [[جنیان]] از موجوداتی هستند که به سبب دارا بودن عنصر [[اراده]]، از [[حق]] [[اختیار]] و [[انتخاب]] بهره مند شدهاند. این عنصر وجودی موجب میشود تا امکان تخطی برای [[آدمی]] به گونهای فراهم آید. از این رو [[خداوند]] از [[صفات ذاتی]] آدمی، [[ظلوم]] بودن را ذکر کرده است؛ چراکه این انسان به طور طبیعی از عدالت خارج شده و به سمت دو سویه [[افراط]] و [[تفریط]] [[گرایش]] مییابد. البته چون این عنصر و این [[گرایشها]]، برای آدمی فواید بسیاری دارد؛ لذا در آدمی نهفته و سرشته شده است. با این همه، [[مدیریت]] و مهار عنصر اراده موجب میشود تا آدمی بتواند در مسیری قرار گیرد که [[خلافت]] مطلق و کامل را برای او فراهم میآورد. از نظر [[قرآن]] همه [[انسانها]] از خلافت عمومی برخوردارند ولی تحقق [[خلافت خاصه]]، نیازمند تحقق شرایطی است که از طریق [[عبودیت]] به دست میآید. | همه موجودات هستی در یک نظام جبری به این سمت و در این چارچوب حرکت میکنند. [[انسان]] و [[جنیان]] از موجوداتی هستند که به سبب دارا بودن عنصر [[اراده]]، از [[حق]] [[اختیار]] و [[انتخاب]] بهره مند شدهاند. این عنصر وجودی موجب میشود تا امکان تخطی برای [[آدمی]] به گونهای فراهم آید. از این رو [[خداوند]] از [[صفات ذاتی]] آدمی، [[ظلوم]] بودن را ذکر کرده است؛ چراکه این انسان به طور طبیعی از عدالت خارج شده و به سمت دو سویه [[افراط]] و [[تفریط]] [[گرایش]] مییابد. البته چون این عنصر و این [[گرایشها]]، برای آدمی فواید بسیاری دارد؛ لذا در آدمی نهفته و سرشته شده است. با این همه، [[مدیریت]] و مهار عنصر اراده موجب میشود تا آدمی بتواند در مسیری قرار گیرد که [[خلافت]] مطلق و کامل را برای او فراهم میآورد. از نظر [[قرآن]] همه [[انسانها]] از خلافت عمومی برخوردارند ولی تحقق [[خلافت خاصه]]، نیازمند تحقق شرایطی است که از طریق [[عبودیت]] به دست میآید. | ||
عنصر [[اراده]] به [[بشر]] این امکان را میدهد تا راه خویش را برگزیند و مراتبی از [[خلافت]] را در خود تحقق دهد و آن را تجلی و مظهریت نماید. اگر کسی بخواهد به [[خلافت خاصه]] دست یابد لازم است در مسیر [[عدالت]] گام بردارد و [[حق]] همه قوای بدن و روان را چنان که [[شایسته]] آن است، ادا نماید. در این صورت است که حق را در خود تجلی میبخشد و جلوهای از مظاهر [[الهی]] میشود. | عنصر [[اراده]] به [[بشر]] این امکان را میدهد تا راه خویش را برگزیند و مراتبی از [[خلافت]] را در خود تحقق دهد و آن را تجلی و مظهریت نماید. اگر کسی بخواهد به [[خلافت خاصه]] دست یابد لازم است در مسیر [[عدالت]] گام بردارد و [[حق]] همه قوای بدن و روان را چنان که [[شایسته]] آن است، ادا نماید. در این صورت است که حق را در خود تجلی میبخشد و جلوهای از مظاهر [[الهی]] میشود. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۶: | ||
وی در ذیل آیه۸۵ [[سوره هود]] نیز مینویسد: بعید نیست که از [[سیاق آیه]] استفاده شود که جمله لاتعثوا عطف [[تفسیری]] برای [[نهی]] قبلی یعنی لاتبخسوا باشد و در نتیجه در این [[آیه]] بر [[نهی]] از [[کمفروشی]] و نقصان در کیل و وزن به این جهت که ارتکاب اینها موجب [[فساد]] در [[جامعه]] میشود، تأکید شده است. <ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۶۳</ref> | وی در ذیل آیه۸۵ [[سوره هود]] نیز مینویسد: بعید نیست که از [[سیاق آیه]] استفاده شود که جمله لاتعثوا عطف [[تفسیری]] برای [[نهی]] قبلی یعنی لاتبخسوا باشد و در نتیجه در این [[آیه]] بر [[نهی]] از [[کمفروشی]] و نقصان در کیل و وزن به این جهت که ارتکاب اینها موجب [[فساد]] در [[جامعه]] میشود، تأکید شده است. <ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۶۳</ref> | ||
بنابراین، از نظر [[قرآن]]، کمفروشی، به عنوان یک [[ظلم اقتصادی]] میتواند آثار خود را در بخشهای دیگر جامعه نیز به جا گذارد و موجب سلب [[امنیت جامعه]] شده و فساد و [[تباهی]] را در آن به دنبال داشته باشد. | بنابراین، از نظر [[قرآن]]، کمفروشی، به عنوان یک [[ظلم اقتصادی]] میتواند آثار خود را در بخشهای دیگر جامعه نیز به جا گذارد و موجب سلب [[امنیت جامعه]] شده و فساد و [[تباهی]] را در آن به دنبال داشته باشد. | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۵: | ||
==آثار و احکام== | ==آثار و احکام== | ||
برای این که [[درک]] [[درستی]] از احکام سخت گیرانه [[قرآن]] درباره کمفروشی داشته باشیم، نیازمند آن هستیم که درک درستی از آثار کمفروشی داشته باشیم. در [[حقیقت]] بیان [[فلسفه]] و علت احکام با بیان برخی از آثار آن میتواند تبیین روشنی از علت احکام و یا مجازاتهای [[دنیوی]] و [[اخروی]] آن ارائه دهد. | برای این که [[درک]] [[درستی]] از احکام سخت گیرانه [[قرآن]] درباره کمفروشی داشته باشیم، نیازمند آن هستیم که درک درستی از آثار کمفروشی داشته باشیم. در [[حقیقت]] بیان [[فلسفه]] و علت احکام با بیان برخی از آثار آن میتواند تبیین روشنی از علت احکام و یا مجازاتهای [[دنیوی]] و [[اخروی]] آن ارائه دهد. | ||
قرآن یکی از روشهایی را که در [[بیان احکام]] در پیش گرفته، توجه دادن به علت یا [[حکمت حکم]] است. از این رو در [[آیات قرآنی]] یا [[روایی]]، بخشی از [[حکم]]، اختصاص به بیان آثار و یا علتها و حکمتهای آن دارد. کتاب [[قیم]] و [[ارزشمند]] [[علل الشرایع]] از [[شیخ صدوق]] نیز به همین منظور تدوین شده است تا انگیزه برای [[عمل به احکام]] در [[آدمی]] تقویت شود و [[گمان]] [[نبرد]] که این احکام تعبدی، بیعلت و یا [[حکمت]] است. هر چند که نمیتوان به تمامی علل و یا [[حکمتهای احکام]] [[شریعت]] اشاره کرد، ولی بخشی از آنها به شکل بیان آثار تبیین شده است. | قرآن یکی از روشهایی را که در [[بیان احکام]] در پیش گرفته، توجه دادن به علت یا [[حکمت حکم]] است. از این رو در [[آیات قرآنی]] یا [[روایی]]، بخشی از [[حکم]]، اختصاص به بیان آثار و یا علتها و حکمتهای آن دارد. کتاب [[قیم]] و [[ارزشمند]] [[علل الشرایع]] از [[شیخ صدوق]] نیز به همین منظور تدوین شده است تا انگیزه برای [[عمل به احکام]] در [[آدمی]] تقویت شود و [[گمان]] [[نبرد]] که این احکام تعبدی، بیعلت و یا [[حکمت]] است. هر چند که نمیتوان به تمامی علل و یا [[حکمتهای احکام]] [[شریعت]] اشاره کرد، ولی بخشی از آنها به شکل بیان آثار تبیین شده است. | ||
[[خداوند]] در بیان حکم شدید و سخت گیرانه خود درباره کمفروشی که آن را از [[محرمات الهی]] دانسته <ref>انعام، آیات ۱۵۱ و ۱۵۲ و نیز هود، آیات ۸۵ و ۹۴ و اسراء، آیه ۳۵ و آیات دیگر قرآن</ref> به برخی از آثار این [[رفتار]] ظلمانه اشاره میکند تا این گونه انسان را [[تشویق]] به ترک این رفتار کند. | [[خداوند]] در بیان حکم شدید و سخت گیرانه خود درباره کمفروشی که آن را از [[محرمات الهی]] دانسته <ref>انعام، آیات ۱۵۱ و ۱۵۲ و نیز هود، آیات ۸۵ و ۹۴ و اسراء، آیه ۳۵ و آیات دیگر قرآن</ref> به برخی از آثار این [[رفتار]] ظلمانه اشاره میکند تا این گونه انسان را [[تشویق]] به ترک این رفتار کند. | ||
خداوند با [[اعلان]] [[حرام]] بودن کمفروشی در همه [[شرایع]] <ref>اعراف، آیه ۸۵ و نیز شعراء، آیات ۱۷۶ تا ۱۸۹</ref> و [[تهدید]] کم فروشان به [[عذاب]] [[قیامت]] <ref>هود، آیات ۸۴ و ۸۵</ref> و نیز [[عذاب دنیوی]] <ref>هود، آیات ۸۴ تا ۸۹</ref> بر آن است تا [[مردم]] را از آن باز دارد تا دچار تبعات و آثار فسادانگیز آن نشوند و از [[هدف اصلی آفرینش]] این گونه باز مانند و سرگرم [[دنیا]] و بازیچههای آن شوند. | خداوند با [[اعلان]] [[حرام]] بودن کمفروشی در همه [[شرایع]] <ref>اعراف، آیه ۸۵ و نیز شعراء، آیات ۱۷۶ تا ۱۸۹</ref> و [[تهدید]] کم فروشان به [[عذاب]] [[قیامت]] <ref>هود، آیات ۸۴ و ۸۵</ref> و نیز [[عذاب دنیوی]] <ref>هود، آیات ۸۴ تا ۸۹</ref> بر آن است تا [[مردم]] را از آن باز دارد تا دچار تبعات و آثار فسادانگیز آن نشوند و از [[هدف اصلی آفرینش]] این گونه باز مانند و سرگرم [[دنیا]] و بازیچههای آن شوند. | ||
[[خداوند]] در [[آیات]] ۱۷۶ تا ۱۸۹ [[سوره شعراء]] به [[انسان]] هشدار میدهد یکی از عوامل [[گرفتاری]] انسان به عذاب [[استیصال]] و نابودی در دنیا، [[کمفروشی]] است؛ چنان که [[اصحاب]]«[[ایکه]]» و مردم [[مدین]] از [[قوم شعیب]]{{ع}} این گونه بودند و خود را به عذابی سخت گرفتار کردند و به [[صیحه آسمانی]] هلاک شدند. <ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۶۲</ref> | [[خداوند]] در [[آیات]] ۱۷۶ تا ۱۸۹ [[سوره شعراء]] به [[انسان]] هشدار میدهد یکی از عوامل [[گرفتاری]] انسان به عذاب [[استیصال]] و نابودی در دنیا، [[کمفروشی]] است؛ چنان که [[اصحاب]]«[[ایکه]]» و مردم [[مدین]] از [[قوم شعیب]]{{ع}} این گونه بودند و خود را به عذابی سخت گرفتار کردند و به [[صیحه آسمانی]] هلاک شدند. <ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۶۲</ref> | ||
از نظر [[قرآن]] کمفروشی عمل [[ظالمانه]] [[اقتصادی]] است که همه تار و پود [[جامعه]] را متاثر از [[فساد]] و [[تباهی]] میکند و با سلب [[امنیت]] و [[اعتماد]] [[اجتماعی]]، جامعه را تا [[مرز]] [[سقوط]] و تباهی پیش میبرد و موجبات [[خشم]] و [[غضب الهی]] را فراهم میآورد. از این رو کمفروشی را که در ظاهر عملی مجرمانه ساده و پیش پا افتاده است، به عنوان [[گناه کبیره]] معرفی کرده و [[وعده]] [[عذاب دوزخ]] در [[آخرت]] و استیصال در دنیا را میدهد. <ref>نساء، آیات ۲۹ تا ۳۱ و آیات پیش گفته</ref> | از نظر [[قرآن]] کمفروشی عمل [[ظالمانه]] [[اقتصادی]] است که همه تار و پود [[جامعه]] را متاثر از [[فساد]] و [[تباهی]] میکند و با سلب [[امنیت]] و [[اعتماد]] [[اجتماعی]]، جامعه را تا [[مرز]] [[سقوط]] و تباهی پیش میبرد و موجبات [[خشم]] و [[غضب الهی]] را فراهم میآورد. از این رو کمفروشی را که در ظاهر عملی مجرمانه ساده و پیش پا افتاده است، به عنوان [[گناه کبیره]] معرفی کرده و [[وعده]] [[عذاب دوزخ]] در [[آخرت]] و استیصال در دنیا را میدهد. <ref>نساء، آیات ۲۹ تا ۳۱ و آیات پیش گفته</ref> | ||
اصولا [[گناهان کبیره]]، آن دسته از گناهانی است که تاثیرات آن فراتر از حوزه شخصی است و جامعه را از خود متاثر میسازد و زمینه گستردهای را برای فساد و تباهی اجتماعی فراهم میکند. از این رو بر ارتکاب همه گناهان کبیره عذاب دوزخ وعده داده میشود و در صورت گسترش و فراگیری آن، جامعه در همین دنیا به عذاب استیصال، گرفتار و نابود میشود. | اصولا [[گناهان کبیره]]، آن دسته از گناهانی است که تاثیرات آن فراتر از حوزه شخصی است و جامعه را از خود متاثر میسازد و زمینه گستردهای را برای فساد و تباهی اجتماعی فراهم میکند. از این رو بر ارتکاب همه گناهان کبیره عذاب دوزخ وعده داده میشود و در صورت گسترش و فراگیری آن، جامعه در همین دنیا به عذاب استیصال، گرفتار و نابود میشود. | ||
خداوند در آیاتی از جمله آیات پیش گفته و [[آیه]] نخست [[سوره مطففین]]، کمفروشی را عامل گرفتاری در [[آتش دوزخ]] دانسته و کم فروشان را در درهای از [[دوزخ]] به عذابی هلاک کننده و دردناک ترسیم میکند <ref>لسان العرب، ج۱۵، ص۴۲۲ ذیل واژه ویل</ref> | خداوند در آیاتی از جمله آیات پیش گفته و [[آیه]] نخست [[سوره مطففین]]، کمفروشی را عامل گرفتاری در [[آتش دوزخ]] دانسته و کم فروشان را در درهای از [[دوزخ]] به عذابی هلاک کننده و دردناک ترسیم میکند <ref>لسان العرب، ج۱۵، ص۴۲۲ ذیل واژه ویل</ref> | ||
همچنین [[هلاکت]] اقوامی چون [[قوم شعیب]] به سبب [[کمفروشی]] و [[گرفتاری]] به [[عذاب]] [[استیصال]]، برای تاکید به جایگاه بلند [[عدالت اقتصادی]] در فروش به [[میزان]] و پیمانه از دیدگاه [[قرآن]] است. این که کسی به نام [[عدالت]]، ریشه عدالت را بزند و یا به نام [[حقوق بشر]]، حقوق بشر را ریشه کن کند یا به عنوان پیمانه و ترازو، ریشه [[عدالت قسطی]] یا همان عدالت ملموس را بخشکاند، فریبی بزرگ است که جز عذاب [[خوار]] کننده و هلاک کننده [[دنیا]] و عذاب [[آخرتی]] [[دوزخ]] و [[آتش]] آن نمیتواند، [[کیفر]] و [[مجازات]] چنین عملی باشد. <ref>شعراء، آیات ۱۸۱ تا ۱۸۹ و نیز هود، آیات ۸۴ تا ۹۵</ref> | همچنین [[هلاکت]] اقوامی چون [[قوم شعیب]] به سبب [[کمفروشی]] و [[گرفتاری]] به [[عذاب]] [[استیصال]]، برای تاکید به جایگاه بلند [[عدالت اقتصادی]] در فروش به [[میزان]] و پیمانه از دیدگاه [[قرآن]] است. این که کسی به نام [[عدالت]]، ریشه عدالت را بزند و یا به نام [[حقوق بشر]]، حقوق بشر را ریشه کن کند یا به عنوان پیمانه و ترازو، ریشه [[عدالت قسطی]] یا همان عدالت ملموس را بخشکاند، فریبی بزرگ است که جز عذاب [[خوار]] کننده و هلاک کننده [[دنیا]] و عذاب [[آخرتی]] [[دوزخ]] و [[آتش]] آن نمیتواند، [[کیفر]] و [[مجازات]] چنین عملی باشد. <ref>شعراء، آیات ۱۸۱ تا ۱۸۹ و نیز هود، آیات ۸۴ تا ۹۵</ref> | ||
البته [[خداوند]] به همین اندازه بسنده نکرده، بلکه افزون بر [[حرمت]] و [[گناه]] و [[عذابهای دنیوی]] و [[اخروی]]، نگاهی [[حقوقی]] نیز به مسئله کمفروشی داشته و هرگونه [[تصرف در اموال]] به دست آمده از راه کمفروشی را [[حرام]] دانسته است. <ref>نساء، آیات ۲۹ و ۳۰</ref> | البته [[خداوند]] به همین اندازه بسنده نکرده، بلکه افزون بر [[حرمت]] و [[گناه]] و [[عذابهای دنیوی]] و [[اخروی]]، نگاهی [[حقوقی]] نیز به مسئله کمفروشی داشته و هرگونه [[تصرف در اموال]] به دست آمده از راه کمفروشی را [[حرام]] دانسته است. <ref>نساء، آیات ۲۹ و ۳۰</ref> | ||
[[امام باقر]]{{ع}} در [[حدیثی]]، [[بخس]] و کمفروشی را از مصادیق [[باطل]] معرفی کرده و [[اجازه]] نمیدهد تا [[مالی]] که از طریق کمفروشی به دست میآید مجاز به [[تصرف]] باشد. <ref>مجمع البیان، ج ۳ و ۴، ص۵۹ و نیز تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۴۷۲، حدیث ۱۹۸</ref> | [[امام باقر]]{{ع}} در [[حدیثی]]، [[بخس]] و کمفروشی را از مصادیق [[باطل]] معرفی کرده و [[اجازه]] نمیدهد تا [[مالی]] که از طریق کمفروشی به دست میآید مجاز به [[تصرف]] باشد. <ref>مجمع البیان، ج ۳ و ۴، ص۵۹ و نیز تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۴۷۲، حدیث ۱۹۸</ref> | ||
بر این اساس، کمفروشی [[معامله]] باطل و غیرصحیح است و موجب انتقال [[مال]] از شخصی به شخص دیگر نمیشود و هرگونه تصرفات در این مال، باطل و غیرمشروع خواهد بود. | بر این اساس، کمفروشی [[معامله]] باطل و غیرصحیح است و موجب انتقال [[مال]] از شخصی به شخص دیگر نمیشود و هرگونه تصرفات در این مال، باطل و غیرمشروع خواهد بود. | ||
اما علت این که خداوند چنین [[سختگیری]] نسبت به کمفروشی و کم فروشان به عمل میآورد، به خاطر خروج از عدالت عمومی است که مبنای [[آفرینش]] است. افزون بر این که دست یابی [[انسان]] به [[فلسفه]] و [[هدف]] و [[حکمت آفرینش]] هستی و خود، تنها در [[سایه]] [[عدالت فراگیر]] و عمومی و کلی خواهد بود. اما کمفروشی موجب میشود تا این عدالت فراهم نیاید و از میان برود و [[هدف آفرینش]] نیز به تبع آن مورد [[غفلت]] قرار گیرد و نادیده گرفته شود. | اما علت این که خداوند چنین [[سختگیری]] نسبت به کمفروشی و کم فروشان به عمل میآورد، به خاطر خروج از عدالت عمومی است که مبنای [[آفرینش]] است. افزون بر این که دست یابی [[انسان]] به [[فلسفه]] و [[هدف]] و [[حکمت آفرینش]] هستی و خود، تنها در [[سایه]] [[عدالت فراگیر]] و عمومی و کلی خواهد بود. اما کمفروشی موجب میشود تا این عدالت فراهم نیاید و از میان برود و [[هدف آفرینش]] نیز به تبع آن مورد [[غفلت]] قرار گیرد و نادیده گرفته شود. | ||
| خط ۴۲: | خط ۵۳: | ||
از نظر [[قرآن]]، کمفروشی عامل مهمی در [[محرومیت]] [[انسان]] از [[رحمت]] خداوندی میشود. کسی که بر خلاف اصل [[حاکم]] بر هستی یعنی [[عدالت]] میرود و با [[میزان]] و ترازو به [[فریب]] میزان و ترازو میرود و با کمگذاری از جنس، [[ارزش]] و اعتبار عدالت و میزان را زیر سؤال میبرد، نمیتواند تحت رحمت خداوندی قرار گیرد، بلکه مستحق [[نفرین]] و [[لعن]] [[ابدی]] خداوند در [[دنیا]] و [[آخرت]] است. <ref>هود، آیات ۸۴ تا ۹۵</ref> | از نظر [[قرآن]]، کمفروشی عامل مهمی در [[محرومیت]] [[انسان]] از [[رحمت]] خداوندی میشود. کسی که بر خلاف اصل [[حاکم]] بر هستی یعنی [[عدالت]] میرود و با [[میزان]] و ترازو به [[فریب]] میزان و ترازو میرود و با کمگذاری از جنس، [[ارزش]] و اعتبار عدالت و میزان را زیر سؤال میبرد، نمیتواند تحت رحمت خداوندی قرار گیرد، بلکه مستحق [[نفرین]] و [[لعن]] [[ابدی]] خداوند در [[دنیا]] و [[آخرت]] است. <ref>هود، آیات ۸۴ تا ۹۵</ref> | ||
در همین آیات به خوبی روشن میشود که کمفروشی، خیر و [[ارزشها]] را از جامعه میبرد و جامعه را با ارزشها [[دشمن]] میکند. شما در نظر بگیرید که کسی با [[حقوق بشر]]، تمام حقوق بشر را لگدمال کند و با [[شعار]] [[آزادی]] تمام آزادیهای [[بشر]] را از میان بردارد. وقتی کسی شعار آزادی و عدالت و [[حق]] و میزان بدهد و بخواهد با میزان، علیه میزان و با عدالت به [[جنگ]] عدالت برود، موجبات تهی شدن ارزشها از ارزش میشود و [[مردم]] را نسبت به این مسایل دشمن میسازد و یک ارزش را با [[بازی]] خودش به [[ضدارزش]] تبدیل میکند. از این رو [[خشم الهی]] را سبب میشود؛ چراکه خیر و ارزشها را از جامعه زدوده است. | در همین آیات به خوبی روشن میشود که کمفروشی، خیر و [[ارزشها]] را از جامعه میبرد و جامعه را با ارزشها [[دشمن]] میکند. شما در نظر بگیرید که کسی با [[حقوق بشر]]، تمام حقوق بشر را لگدمال کند و با [[شعار]] [[آزادی]] تمام آزادیهای [[بشر]] را از میان بردارد. وقتی کسی شعار آزادی و عدالت و [[حق]] و میزان بدهد و بخواهد با میزان، علیه میزان و با عدالت به [[جنگ]] عدالت برود، موجبات تهی شدن ارزشها از ارزش میشود و [[مردم]] را نسبت به این مسایل دشمن میسازد و یک ارزش را با [[بازی]] خودش به [[ضدارزش]] تبدیل میکند. از این رو [[خشم الهی]] را سبب میشود؛ چراکه خیر و ارزشها را از جامعه زدوده است. | ||