غلو: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸٬۳۷۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ نوامبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۱: خط ۹۱:
===[[غلو]] در صفات===
===[[غلو]] در صفات===
بررسی غلو در صفات، به آسانی قسم اول نیست؛ زیرا اولاً، روایاتی که حاوی یا لااقل موهم به این نوع غلو باشد، در میان [[روایات شیعه]] یافت می‌شود؛ ثانیاً [[عقل]] و نقل به صراحتی که در نوع اول دیدیم، در مورد [[نفی]] آن [[حکم]] صادر نمی‌کنند؛ ثالثاً [[روایات]] [[ائمه]]{{عم}} در نفی این نوع از غلو، به شدت روایات نوع پیشین نیست. علاوه بر آن‌که ممکن است در جهت صدور این روایات، بعضی از توجیهات همچون «صدور تقیه‌ای» مطرح شود؛ رابعاً از سوی [[فقهای شیعه]] ادعای [[اجماعی]] در [[تکفیر]] این نوع از [[غالیان]] وجود ندارد؛ خامساً با مطالعه و بررسی [[عقاید]] [[عوام]] [[شیعه]] و بلکه گاه [[علما]]، می‌توان [[اعتقاد]] به بعضی از مصادیق این نوع غلو را [[مشاهده]] کرد؛ به گونه‌ای که حتی نافی آنها را متهم به تقصیر و گاه خروج از دایره [[تشیع]] می‌کنند.<ref>[[نعمت‌الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت‌الله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۸۴.</ref>
بررسی غلو در صفات، به آسانی قسم اول نیست؛ زیرا اولاً، روایاتی که حاوی یا لااقل موهم به این نوع غلو باشد، در میان [[روایات شیعه]] یافت می‌شود؛ ثانیاً [[عقل]] و نقل به صراحتی که در نوع اول دیدیم، در مورد [[نفی]] آن [[حکم]] صادر نمی‌کنند؛ ثالثاً [[روایات]] [[ائمه]]{{عم}} در نفی این نوع از غلو، به شدت روایات نوع پیشین نیست. علاوه بر آن‌که ممکن است در جهت صدور این روایات، بعضی از توجیهات همچون «صدور تقیه‌ای» مطرح شود؛ رابعاً از سوی [[فقهای شیعه]] ادعای [[اجماعی]] در [[تکفیر]] این نوع از [[غالیان]] وجود ندارد؛ خامساً با مطالعه و بررسی [[عقاید]] [[عوام]] [[شیعه]] و بلکه گاه [[علما]]، می‌توان [[اعتقاد]] به بعضی از مصادیق این نوع غلو را [[مشاهده]] کرد؛ به گونه‌ای که حتی نافی آنها را متهم به تقصیر و گاه خروج از دایره [[تشیع]] می‌کنند.<ref>[[نعمت‌الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت‌الله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۸۴.</ref>
==اثبات غلو==
برای [[اثبات]] [[غلو]] در [[عقیده]] به [[ولایت تکوینی]] کلیه بر [[جهان]] و [[علم غیب]] کلی و [[تشریع]]، نیاز به مقیاس‌هایی [[قطعی]] و مورد قبول همه [[مسلمانان]] است که [[عقل]] و نقل، اصلی‌ترین آنها است.
[[دلیل عقلی]] بر بطلان این‌گونه [[باورها]]، آن است که لازمه آنها [[جانشینی]] وجود محدود بشری در جای وجود نامحدود [[الهی]] در [[علم]] و فعل است؛ زیرا در این هنگام باید [[بشر]] محدود، نامحدود گردد و یا آن‌که وجود نامحدود الهی در ظرف وجود محدود بشری جای گیرد؛ یعنی [[اجتماع]] نقیضین. استناد به عموم [[قدرت الهی]] در این گونه موارد نیز چاره‌ساز نیست؛ زیرا قدرت الهی به اموری تعلق می‌گیرد که از جهت [[عقلی]]، امکان آن وجود داشته باشد، نه به امور محال عقلی، مانند اجتماع نقیضین.
همچنین [[مخلوق بودن]] بشر و تقید [[آفرینش]] او به ظرف زمانی خاص، بهترین دلیل بر عدم [[تسلط]] [[علمی]] و فعلی او بر [[زمان]] قبل از آفرینشش می‌باشد که این خود موجب تخصیص در کلیت [[تفویض]]، تشریع و علم غیب خواهد بود؛ در حالی که مدعا کلیت هر سه بود.
افزون بر اینها، چنین غلوی در بعضی از شاخص‌های خود مانند تفویض، به کنار گذاشتن [[خداوند]] از صحنه هستی می‌انجامد که مساوی با [[شرک در خالقیت]] است، و به اصطلاح [[توحید افعالی]] خداوند خدشه می‌پذیرد. شاید به همین جهت است که [[امام رضا]]{{ع}} فرموده اند: {{متن حدیث|الْمُفَوِّضَةُ مُشْرِكُونَ}}<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۸.</ref>.
[[دلیل نقلی]]، [[قرآن کریم]] و [[روایات]] موثوق الصدور - نه به معنای روایاتی که [[راویان]] آنها [[ثقه]] هستند - است. در قرآن کریم [[آیات]] فراوانی است که در آنها خداوند امور [[تکوینی]] عالم مانند آفرینش، [[رزق]]، [[میراندن]] و [[زنده کردن]] را به خود نسبت داده است و نیز آیاتی است که بر توحید افعالی دلالت دارند. از این رو، جایی برای عقیده به تفویض باقی نمی‌ماند. در این باره، به ذکر آیه‌ای بسنده می‌کنیم: در روایتی از امام رضا{{ع}} که در رد قول [[مفوضه]] است، می‌خوانیم:
... [[خداوند]] آفریننده همه چیز است و او است که می‌گوید: «خداوند همان کسی است که شما را آفرید، سپس روزی داد، بعد می‌میراند، سپس زنده می‌کند. آیا هیچ یک از همتایانی که برای [[خدا]] قرار داده‌اید، چیزی از این [[کارها]] را می‌توانند انجام دهند؟ او [[منزه]] و [[برتر]] است از آنچه همتای او قرار می‌دهند»<ref>بحار الانوار، ج۲۵، ص۳۲۸، ح۱. آیه مورد اشاره امام در این روایت، آیه ۴۰ سوره روم است.</ref>.
[[امام]] در [[استدلال]] یاد شده اشاره می‌کند که این [[اعتقاد]]، به [[مشرک]] بودن [[مفوضه]] منجر می‌شود.
در بخش [[علم]] نیز می‌توانیم به دو دسته از [[آیات قرآن]] استدلال کنیم: دسته اول آیاتی است که [[علم غیب]] را به طور کلی و یا در بعضی از مصادیق آن منحصر به خداوند دانسته است؛ دسته دوم آیاتی است که [[علم غیب پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} و [[پیامبران]] دیگر را نیز منتفی دانسته است. بعضی از [[آیات]] دسته اول چنین است:
#{{متن قرآن|وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ}}<ref>«و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمی‌داند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند و هیچ برگی فرو نمی‌افتد مگر که او آن را می‌داند و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و هیچ‌تر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«و نهان آسمان‌ها و زمین از آن خداوند است و همه کارها بدو باز گردانده می‌شود پس او را بپرست و بر او توکل کن و پروردگارت از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست» سوره هود، آیه ۱۲۳.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ}}<ref>«بگو: جز خداوند کسی در آسمان‌ها و زمین غیب را نمی‌داند و درنمی‌یابند که چه هنگام برانگیخته خواهند شد» سوره نمل، آیه ۶۵.</ref>.
#{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«بی‌گمان، تنها خداوند است که دانش رستخیز نزد اوست و او باران را فرو می‌فرستد و از آنچه در زهدان‌هاست آگاه است و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست خواهد آورد و هیچ کس نمی‌داند در کدام سرزمین خواهد مرد؛ بی‌گمان خداوند دانایی آگاه است» سوره لقمان، آیه ۳۴.</ref>.
پاره‌ای از [[آیات]] دسته دوم بدین قرارند:
#{{متن قرآن|قُلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ}}<ref>«بگو: من به شما نمی‌گویم که گنجینه‌های خداوند نزد من است و غیب نمی‌دانم و به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام؛ جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم؛ بگو: آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۵۰.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب می‌دانستم خیر بسیار می‌یافتم و (هیچ) بلا به من نمی‌رسید؛ من جز بیم‌دهنده و مژده‌آور برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>.
#{{متن قرآن|قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ}}<ref>«بگو من در میان پیامبران، نوپدید نیستم و نمی‌دانم با من و شما چه خواهند کرد، جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم و من جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیستم» سوره احقاف، آیه ۹.</ref>.
#{{متن قرآن|تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>.
آری، آیاتی هست که حکایت از اعطای [[علم]] [[غیب الهی]] از سوی [[خداوند]] به بعضی از افراد دارد؛ مانند دو [[آیه]] زیر:
#{{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمی‌کند * جز فرستاده‌ای را که بپسندد» سوره جن، آیه ۲۶۲۷-</ref>
#{{متن قرآن|وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ}}<ref>«خداوند بر آن نیست که مؤمنان را به حالی که شما بر آن هستید رها سازد تا آنکه ناپاک را از پاک جدا کند؛ و (نیز) بر آن نیست که شما را از نهان آگاه گرداند اما خداوند از فرستادگان خویش هر که را بخواهد برمی‌گزیند؛ پس به خداوند و فرستادگانش ایمان آورید و اگر ایمان آورید و پرهیزگاری ورزید پاداشی سترگ خواهید داشت» سوره آل عمران، آیه ۱۷۹.</ref>.
نیز ممکن است آیاتی که از [[تعلیم]] مطالب [[غیبی]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} حکایت می‌کنند<ref>مانند آیه: {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ}} [«این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم» سوره هود، آیه ۴۹] و آیه {{متن قرآن|ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ}} [«(ای پیامبر) این از خبرهای نهانی است که به تو وحی می‌کنیم» سوره یوسف، آیه ۱۰۲].</ref>، به عنوان مخصص [[آیات]] قبلی ذکر شوند؛ اما باید دانست که سخن درباره [[علم غیب]] کلی فعلی است، نه علم غیب اجمالی. این گونه آیات تنها دلالت بر [[علم اجمالی]] [[پیامبران]] بر مقداری از [[اسرار]] غیبی می‌کند. چنین آیاتی با این محتوا نمی‌توانند، آیات دسته نخست را تخصیص زده، بر علم غیب کلی [[رسولان]] دلالت کنند. علاوه بر آن، اگر بخواهیم به عموم دو آیه پیشین [[استدلال]] کنیم، باید بپذیریم که غیر از پیامبر اکرم{{صل}}، بعضی از پیامبران دیگر نیز علم غیب می‌دانستند؛ در حالی که [[مفوضه]] به چنین امری ملتزم نمی‌شود.
در بخش [[تشریع]] به معنای اول (آوردن [[دین جدید]]) می‌توان از آیاتی که در آنها سخن از [[ختم نبوت]] به وسیله [[پیامبر اکرم]]{{صل}}<ref>مانند آیه {{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ}} «محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است» سوره احزاب، آیه ۴۰].</ref> و نیز آیاتی که در آنها سخن از مردود بودن هر [[دینی]] غیر از [[اسلام]] به میان آمده<ref>مانند آیه {{متن قرآن|وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ}} «و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref>، برای رد این قول استفاده کرد. اما بطلان [[تشریع]] به معنای دوم، یعنی واگذاری [[اختیار]] مطلق در [[قانون‌گذاری]] و تحلیل [[حرام]] و [[تحریم]] [[حلال]] به پیامبر اکرم{{صل}} و [[ائمه]]{{عم}} از دیدگاه [[قرآن]] واضح‌تر از آن است که بخواهیم به تفصیل بدان بپردازیم؛ زیرا فقط [[آیات]] فراوانی که [[خداوند]] در آنها با استفاده از الفاظی همچون «[[شرع]]»<ref>شوری، آیه ۲۱ و ۱۳.</ref> و مشتقات «کتب»<ref>مانند سوره بقره آیات ۱۸۷، ۱۸۳، ۱۸۰، ۱۷۸ و سوره مائده، آیات ۴۵ و ۳۲.</ref> و مشتقات «[[حرم]]» و «حل»<ref>این گونه آیات، فراوان است و با مراجعه به المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ماده «حرم» و «حل» به راحتی می‌توان به آنها دسترسی پیدا کرد.</ref>، تشریع و [[جعل احکام]] را به خود نسبت داده است<ref>برای اطلاع از موارد تفصیلی این گونه آیات، می‌توان به کتب آیات الاحکام مراجعه کرد.</ref>، دلالت روشنی بر عدم واگذاری مطلق آن به دیگری می‌کنند. گرچه در بعضی از آیات، [[جعل]] مواردی از [[احکام]] مانند تحریم بعضی از [[خوردنی‌ها]] به [[یعقوب]]{{ع}} نسبت داده شده است<ref>منظور، آیه ۹۳ از سوره آل عمران است که می‌فرماید: {{متن قرآن|كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ}} «همه خوردنی‌ها برای بنی اسرائیل حلال بود جز آنچه اسرائیل (- یعقوب) پیش از آنکه تورات فرو فرستاده شود، بر خویش حرام کرده بود» سوره آل عمران، آیه ۹۳. به مقتضا و دلالت صریح این آیه، بعد از نزول تورات از سوی خداوند، این حکم نسخ شده است.</ref>، هیچ آیه‌ای در [[قرآن]] به [[اختیار]] مطلق افراد در امر [[قانون‌گذاری]] اشاره ندارد.
آیاتی مانند {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}}<ref>«آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید» سوره حشر، آیه ۷.</ref> و نیز {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref> که در بعضی از [[روایات تفویض]] به آنها اشاره شده<ref>اصول کافی، ج۲، ص۹-۲، ح۹، ۶-۱.</ref>، به دیگر مصادیق [[تفویض]] مربوط است؛ از جمله: [[تشریع]] بر طبق [[مصالح]] و [[مفاسد]]، قانون‌گذاری برای [[اداره جامعه]]، تفویض [[زمان]] بیان قانون‌گذاری به [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}}. از بررسی و مطالعه احادیثی که در آنها به این گونه [[آیات]] اشاره شده است، همین برمی‌آید.
[[علامه مجلسی]] در [[مقام]] رد این نوع تشریح، ضمن اشاره به بطلان [[عقلی]] آن، به شواهد دیگری مانند [[انتظار]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برای [[وحی]] در مورد [[نزول]] [[احکام]] و نیز [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۳-۴.</ref><ref>عبارت او چنین است: {{عربی|وهذا باطل لا يقول به عاقل فان النبي{{صل}} كان ينتظر الوحي اياما كثيرة لجواب سائل ولا يجيبه من عنده وقد قال تعالى وما ينطق...}}.</ref>.<ref>[[نعمت‌الله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمت‌الله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۳۸۹.</ref>


== رابطه غلو با ایمان به علم امام ==
== رابطه غلو با ایمان به علم امام ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش