جز
جایگزینی متن - 'خلاء' به 'خلأ'
جز (جایگزینی متن - 'خلاء' به 'خلأ') |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==[[تمرکز در فتوا]] و [[فقه پویا]]== | ==[[تمرکز در فتوا]] و [[فقه پویا]]== | ||
[[مرجع]] کل یا مرجع [[اعلم]] یا مرجع مبسوط الید، پدیدهای است که با شیخ [[مرتضی انصاری]] در [[حوزه نجف]] به ظهور در آمد و با [[رهبری]] [[میرزای شیرازی]] در [[جنبش]] تنباکو نهادینه شد. این پدیده همزمان کارکردهای مثبت و منفی داشته است. کار کرد مثبت آن ایجاد [[وحدت]] و [[انسجام]] و [[اقتدار]] در [[جامعه]] و در [[روحانیت]] و [[خلق]] ظرفیت بسیجگری بوده است. وجه مشروعیتبخش [[مرجعیت]] چه در صورت تمرکز و [[وحدتگرایی]] و چه در صورت پراکندگیاش این بود که مرجعیت (چنانکه پیشتر در کتاب روحانیت و [[قدرت]] به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است) یکی از طبیعیترین نهادهای [[دموکراتیک]] بود که با انتخابی طبیعی در طول [[زمان]] و بر مبنای کسب صلاحیت و [[عمل صالح]] و [[دانش]] صورت میگرفت. | [[مرجع]] کل یا مرجع [[اعلم]] یا مرجع مبسوط الید، پدیدهای است که با شیخ [[مرتضی انصاری]] در [[حوزه نجف]] به ظهور در آمد و با [[رهبری]] [[میرزای شیرازی]] در [[جنبش]] تنباکو نهادینه شد. این پدیده همزمان کارکردهای مثبت و منفی داشته است. کار کرد مثبت آن ایجاد [[وحدت]] و [[انسجام]] و [[اقتدار]] در [[جامعه]] و در [[روحانیت]] و [[خلق]] ظرفیت بسیجگری بوده است. وجه مشروعیتبخش [[مرجعیت]] چه در صورت تمرکز و [[وحدتگرایی]] و چه در صورت پراکندگیاش این بود که مرجعیت (چنانکه پیشتر در کتاب روحانیت و [[قدرت]] به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است) یکی از طبیعیترین نهادهای [[دموکراتیک]] بود که با انتخابی طبیعی در طول [[زمان]] و بر مبنای کسب صلاحیت و [[عمل صالح]] و [[دانش]] صورت میگرفت. | ||
اما از کارکردهای منفی مرجعیت کل این بود که با [[رحلت]] مرجع، | اما از کارکردهای منفی مرجعیت کل این بود که با [[رحلت]] مرجع، خلأ مرجعیت پدید آمده و تا مدّتی [[سرگردانی]] میان مقلدان حادث میشد. در دوره [[جمهوری اسلامی]] یکبار در پی رحلت آیتاللّه خمینی و یکبار در پی رحلت آیتاللّه اراکی در فضای رسمی به طور نسبی چنین مشکلی بروز کرد؛ زیرا در فضای غیر رسمی، [[مراجع]] [[مقتدر]] و با نفوذی حضور داشتند که ساخت [[سیاسی]]، حضور رسمی آنان را برنمیتابید. | ||
این مشکل را البته باید به نحو ساختاری حل کرد. بدون [[شک]] در جامعهای که طی سدهها شخصیتمحوری و [[فردگرایی]] و ساختارهای سنتی [[قائم]] به فرد، [[سیطره]] داشته است، راه حلهای تازه و ساختی به آسانی به نتیجه نمیرسند. گرچه [[نفوذ]] روحانیت همواره به عنوان قطبی در برابر [[قطب]] سیاسی مانع [[استبداد]] یکپارچه در [[ایران]] شده و به همین دلیل [[تاریخ]] ایران مسیری همچون اروپای قرون وسطی و بعد از آن (عصر [[روشنگری]]) را نپیمود، اما یک شباهت سبب [[پایداری]] ویژگی فردگرایی میشد. همانطور که ساخت سیاسی قائم به شخص بود، قطب مذهبی نیز شخصیتمحور بود، با این تفاوت که جایگاه او غیر موروثی و اکتسابی بود. | این مشکل را البته باید به نحو ساختاری حل کرد. بدون [[شک]] در جامعهای که طی سدهها شخصیتمحوری و [[فردگرایی]] و ساختارهای سنتی [[قائم]] به فرد، [[سیطره]] داشته است، راه حلهای تازه و ساختی به آسانی به نتیجه نمیرسند. گرچه [[نفوذ]] روحانیت همواره به عنوان قطبی در برابر [[قطب]] سیاسی مانع [[استبداد]] یکپارچه در [[ایران]] شده و به همین دلیل [[تاریخ]] ایران مسیری همچون اروپای قرون وسطی و بعد از آن (عصر [[روشنگری]]) را نپیمود، اما یک شباهت سبب [[پایداری]] ویژگی فردگرایی میشد. همانطور که ساخت سیاسی قائم به شخص بود، قطب مذهبی نیز شخصیتمحور بود، با این تفاوت که جایگاه او غیر موروثی و اکتسابی بود. | ||
پس از [[رحلت]] [[آیتاللّه بروجردی]]، | پس از [[رحلت]] [[آیتاللّه بروجردی]]، خلأ [[مرجعیت]] و [[مشکلات]] ناشی از آن رخ نمود. به ویژه «[[تضعیف]] [[اقتدار]] [[قطب]] مذهبی در برابر [[قدرت سیاسی]]» و همچنین «[[سرگردانی]] [[مردم]] در [[تقلید]]» و «دورافتادگی روزافزون [[مراجع]] از [[مسائل مستحدثه]] و پاسخهای درخور به مسائل و فرزند [[زمان]] خویشتنبودن». در چنین شرایطی آیتاللّه [[مطهری]] با استناد به [[رأی]] عدهای دیگر از [[اقطاب]] حوزه [[نظریه]] مرجعیت شورایی یا شورای [[فتوا]] را مطرح کرد. این دیدگاه پس از چهل سال هنوز راهگشاست و میتواند به عنوان نسخهای پیشگیرانه مدّ نظر قرار گیرد. | ||
درباره دیدگاه علمای نامدار و شورای فتوا، علاوه بر نقطه نظرات مساعد علمایی چون حاج آقا [[رحیم]] ارباب، آیتاللّه بروجردی و آیتاللّه غروی که در مجال دیگری باید به آن پرداخت، در زیر به بیان دیدگاههای صریح چند تن از [[علما]] میپردازیم. | درباره دیدگاه علمای نامدار و شورای فتوا، علاوه بر نقطه نظرات مساعد علمایی چون حاج آقا [[رحیم]] ارباب، آیتاللّه بروجردی و آیتاللّه غروی که در مجال دیگری باید به آن پرداخت، در زیر به بیان دیدگاههای صریح چند تن از [[علما]] میپردازیم. | ||