←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
# این افسانه، انتقادها و ایرادهایی را که به [[صحابه پیامبر]] {{صل}} متوجه میگردد، [[پردهپوشی]] میکند و آنها را از این ایرادها [[پاک]]، [[منزّه]] و مبرّا میسازد و این نکتهای است که همواره مورد علاقه قدرتها و حکومتهای آن دوران بوده است. | # این افسانه، انتقادها و ایرادهایی را که به [[صحابه پیامبر]] {{صل}} متوجه میگردد، [[پردهپوشی]] میکند و آنها را از این ایرادها [[پاک]]، [[منزّه]] و مبرّا میسازد و این نکتهای است که همواره مورد علاقه قدرتها و حکومتهای آن دوران بوده است. | ||
# این افسانه تمام [[عیوب]]، خطاها و جنایات [[تاریخ]] و تمام آثار [[گناهان]] قرون اولیه [[اسلام]] را به گردن [[قبایل]] [[قحطان]] بار میکند و در مقابل تمام [[فضایل]] و شاهکاریهای تاریخ را به قبایل عدنان منتسب میسازد. [[حکومتها]] و قدرتهای [[حاکم]] از [[خاندان اموی]] و [[عباسی]] از تیره [[قریش]] و [[عدنانیها]] بودند و با [[قحطانیها]] و [[سبئیان]] [[عداوت]] شدید داشتند. بسیاری از [[شیعیان]] [[خالص]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} مانند [[مالک اشتر]]، [[قیس بن سعد بن عباده انصاری]]، [[کمیل بن زیاد نخعی]]، [[صعصعة بن صوحان]]، [[حجر بن عدی]]، [[عمار بن یاسر]] و افراد زیاد دیگری از سبائیان بودند. با توجه به قصه عبدالله بن سبا تمامی این شخصیتها متّهم به [[همکاری]] با [[فرقه]] سبائیهاند و در مقابل، حکومتهای [[جور]] صاحب [[فضیلت]] و گرفتارِ این فرقه نشان داده میشود»<ref>[[بهروز مینایی|مینایی، بهروز]]، [[اندیشه کلامی عصمت (کتاب)|اندیشه کلامی عصمت]]، ص ۲۱۳-۲۲۲.</ref>. | # این افسانه تمام [[عیوب]]، خطاها و جنایات [[تاریخ]] و تمام آثار [[گناهان]] قرون اولیه [[اسلام]] را به گردن [[قبایل]] [[قحطان]] بار میکند و در مقابل تمام [[فضایل]] و شاهکاریهای تاریخ را به قبایل عدنان منتسب میسازد. [[حکومتها]] و قدرتهای [[حاکم]] از [[خاندان اموی]] و [[عباسی]] از تیره [[قریش]] و [[عدنانیها]] بودند و با [[قحطانیها]] و [[سبئیان]] [[عداوت]] شدید داشتند. بسیاری از [[شیعیان]] [[خالص]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} مانند [[مالک اشتر]]، [[قیس بن سعد بن عباده انصاری]]، [[کمیل بن زیاد نخعی]]، [[صعصعة بن صوحان]]، [[حجر بن عدی]]، [[عمار بن یاسر]] و افراد زیاد دیگری از سبائیان بودند. با توجه به قصه عبدالله بن سبا تمامی این شخصیتها متّهم به [[همکاری]] با [[فرقه]] سبائیهاند و در مقابل، حکومتهای [[جور]] صاحب [[فضیلت]] و گرفتارِ این فرقه نشان داده میشود»<ref>[[بهروز مینایی|مینایی، بهروز]]، [[اندیشه کلامی عصمت (کتاب)|اندیشه کلامی عصمت]]، ص ۲۱۳-۲۲۲.</ref>. | ||
==عبدالله بن سبأ== | |||
عبدالله بن سبأ شخصیتی جنجالی است که در کتب [[تاریخی]] و [[ملل و نحل]] نقشی عظیم برای او در تحولات [[سیاسی]] و [[عقیدتی]] در اواخر [[حکومت]] [[عثمان]] و طول [[خلافت حضرت علی]]{{ع}} قائل شدهاند. در بعضی از کتب تاریخی، مانند [[تاریخ]] [[طبری]]، [[توطئه]] علیه عثمان در [[مصر]]، تحریک [[عمار یاسر]] برای [[مخالفت]] با عثمان در آن سامان<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۶۴۷.</ref> و [[جنگ افروزی]] بین دو [[سپاه علی]]{{ع}} و [[بصریان]] در [[جنگ جمل]]، پس از اینکه آنان بر [[صلح]] توافق کرده بودند<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۸.</ref>، طرح بعضی از مسائل عقیدتی همچون [[رجعت]] و [[وصایت]] [[حضرت علی]]{{ع}} به او نسبت داده شده است<ref>طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۶۴۷.</ref>. در این کتاب، سخنی از [[اعتقاد]] [[ابن سبأ]] به [[الوهیت حضرت علی]]{{ع}} در میان نیست. | |||
نام ابن سبأ در اواخر [[قرن سوم]] و پس از آن، به کتابهای ملل و نحل راه یافته و جای خود را باز کرده است. در این کتب، [[عقاید]] مختلفی همچون الوهیت حضرت علی{{ع}}، [[انکار]] [[وفات]] او، [[مهدویت]] آن حضرت، [[تناسخ]]، انکار [[روز قیامت]] و [[معاد]]، [[حلول]] جزء [[الهی]] در حضرت علی{{ع}}، وجود حضرت علی{{ع}} در ابرها، رجعت وی، و [[لعن]] [[دشمنان]] ایشان، به او نسبت داده شده است. حتی از آنجا که بعضی او را شخصی [[یهودی]] میدانستند، از طریق او ارتباطی وثیق بین [[شیعه]] و [[یهودیت]] برقرار کردند<ref>برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به کتب مختلف ملل و نحل، ذیل فرقه «سبائیه» همچون: اشعری قمی، سعد بن عبدالله بن ابی خلف، المقالات والفرق؛ نوبختی، ابو محمد حسن بن موسی، فرق الشیعه؛ اسفراینی، ابو المظفر، التبصیر فی الدین؛ ملطی شافعی، ابوالحسین محمد بن احمد، التنبیه والرد علی اهل الاهواء والبدع؛ بغدادی، ابوطاهر، الفرق بین الفرق؛ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱؛ ابن حزم، ابو محمد بن احمد، الفصل فی الملل والاهواء والنحل.</ref>، که بعدها نیز این نظر دستاویز بعضی از [[مستشرقان]] برای تکرار این ادعا گشت<ref>ولهاوزن، جولیوس، الاحزاب المعارضه السیاسیه الدینیه فی صدر الاسلام، الخوارج والشیعه، ص۱۷۰.</ref>. | |||
[[ابن سبأ]] همچنان در طی قرون و اعصار، قهرمان کتب [[تاریخی]] و [[ملل و نحل]] بود، تا آنکه در [[قرن چهاردهم]] اصل وجود او زیر سؤال رفت و در آن تشکیک شد<ref>ر.ک: بیضون، ابراهیم، عبد الله بن سبأ اشکالیه النص والدور الاسطوره، ص۲۳.</ref>. این تشکیک را [[طه حسین]] به راه انداخت. او با استفاده از قرائن تاریخی همچون عدم نقل این داستان در کتب [[موثق]] تاریخی، [[انحصار]] [[روایات]] این [[افسانه]] به فردی چون [[سیف بن عمر تمیمی]]، نسبت دادن [[معجزات]] به ابن سبأ، [[سکوت]] [[عثمان]] در برابر توطئههای او، در حالی که در مقابل [[اصحاب]] بزرگی چون [[ابوذر]] و [[عمار]] با [[شدت عمل]] برخورد کرد، عدم نقل داستان [[سوزاندن]] ابن سبأ به [[فرمان]] [[حضرت علی]]{{ع}} در کتب معتبر و بالاخره عدم ذکر نام او در پایان [[جنگ صفین]] و نیز [[جنگ نهروان]]<ref>وائلی، احمد، هویه التشیع، ص۱۳۷.</ref> به این نتیجه رسید که: | |||
ابن سبأ موجودی است که [[دشمنان شیعه]] او را ساخته و به آنان نسبت دادند تا در اصل این [[مذهب]]، عنصری [[یهودی]] را، برای ضربه زدن به آنان وارد کنند؛ زیرا [[شیعه]] ادعای [[حکومت]] داشت؛ به همین دلیل بود که این عنصر را در [[مذهب خوارج]] وارد نکردند؛ زیرا [[خوارج]] ادعای [[خلافت]] نداشتند<ref>طه حسین، الفتنه الکبری؛ علی وینوه، ص۹۸.</ref>. | |||
همچنین در این [[قرن]]، علی وردی، نظریه جالبی را درباره علل [[جعل]] ابن سبأ ابراز کرد. طبق این [[نظریه]]«[[قریش]] برای کوبیدن عمار [که از سویی][[تأییدات]] فراوانی از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} داشت و نیز در میان [[مردم]] شخصیتی [[محبوب]] بود [و از سوی دیگر یکی از طرفداران سرسخت حضرت علی{{ع}} و از ارکان اولیه [[تشیع]] به حساب میرفت] این [[شخصیت]] را اختراع کردند تا کنایه و رمزی از [[عمار یاسر]] باشد». او برای [[تأیید]] نظریه خود دست به دامان مشابهتهای تاریخی بین شخصیت عمار و داستان ابن سبأ میشود؛ از جمله: | |||
#[[ابن السوداء]] بودن [[کنیه]] هر دو؛ | |||
#[[یمنی]] بودن پدر هر دو؛ | |||
#علاقه شدید هر دو به [[حضرت علی]]{{ع}}؛ | |||
#[[اعتقاد]] هر دو به عدم [[مشروعیت حکومت]] [[عثمان]]؛ | |||
#ارتباط نزدیک هر دو با [[ابوذر]]؛ | |||
#داشتن نقش کلیدی در [[جنگ جمل]]؛ | |||
#ناپدید شدن ابن. [[سبأ]] در [[صفین]] پس از [[شهادت]] [[عمار]]<ref>وردی، علی، وعاظ السلاطین، ص۲۷۳ و ۲۷۲.</ref>. بعدها همین نظریه با آوردن تأییداتی مختصر در بعضی از جهات، از سوی کامل [[مصطفی]] شیبی نیز [[تأیید]] شد<ref>الصله بین التصوف والتشیع، ص۴۷-۴۴.</ref>؛ که از جمله آنها این نکته است که [[طبری]] در هنگام ذکر وقایع جنگ جمل، هرگاه از عمار یاد میکند، ابن سودا ([[ابن سبأ]]) غایب است و برعکس<ref>الصله بین التصوف والتشیع، ص۴۸.</ref>. همچنین او سابقه عمار را در [[تقیه]] که یکی از مسائل مهم [[شیعه]] است، به عنوان یکی دیگر از علل [[انتخاب]] این [[شخصیت]] برای [[سرکوب]] شیعه ذکر مینماید<ref>الصله بین التصوف والتشیع، ص۴۹.</ref>. | |||
در همین [[قرن]]، [[دانشمندان]] دیگری از [[اهل سنت]] همچون [[هشام جعیط]] در کتاب [[الفتنه جدلیه الدین والسیاسه فی الاسلام المبکر (کتاب)|الفتنه جدلیه الدین والسیاسه فی الاسلام المبکر]]؛ محمد عبدالحی شعیان در کتاب [[صدر الاسلام والدوله الامویه (کتاب)|صدر الاسلام والدوله الامویه]]<ref>عبدالله بن سبأ اشکالیه النص والدور الاسطوره، ص۹۵-۹۱.</ref>؛ محمد کرد علی در کتاب خطط [[الشام]] و احمد محمد در کتاب [[نظریه الامامه (کتاب)|نظریه الامامه]]<ref>هویه التشیع، ص۱۳۸.</ref>، ساختگی بودن ابن سبأ را [[اثبات]] کردهاند. اما شاید بتوان گفت ضربه اساسی بر پیکره این [[افسانه]] را در این قرن، دانشمند [[شیعی]] [[علامه سید مرتضی عسکری]] وارد کرد که توانست با بررسی شخصیت [[سیف بن عمر تمیمی]] (م ۱۷۰ق) که محور اصلی همه گزارشهای طبری از شخصیت ابن سبأ است و نیز بررسی گرایشهای قبیلهای او، بیشتر گزارشهای [[تاریخی]]، از جمله این گزارش را زیر سؤال برده، و رد کند. او همچنین با استفاده از [[کتب رجالی]] [[اهلسنت]] که [[سیف]] را شخصیتی [[زندیق]]، [[وضاع]] و [[کذاب]] معرفی نمودهاند، توانست بیپایگی گزارشهای او را برای اهلسنت به اثبات رساند. | |||
ضربه اساسی دیگر با تألیف کتاب مأه وخمسون [[صحابی]] مختلق از [[علامه]] [[عسکری]] بود<ref>این کتاب را عطاء محمد سردار نیا با عنوان یکصد و پنجاه صحابی ساختگی، ترجمه کرده است.</ref> که به ذکر شخصیتهای فراوانی که به عنوان صحابی یا [[تابعی]] از سوی [[سیف]] ساخته شده و در هیچ منبع معتبر دیگری یافت نمیشوند، پرداخته است. از نتایج مهمی که علامه عسکری در طی مطالعات خود به دست آورده، آن است که [[شخصیت]]، [[اعمال]] و [[عقاید]] [[ابن سبأ]] در [[تاریخ]] [[طبری]] با آنچه در کتب [[ملل و نحل]] آمده تفاوت اساسی دارد؛ زیرا در تاریخ طبری عمدتاً حوادث [[سیاسی]] همچون [[توطئه]] علیه [[عثمان]] و نیز بعضی از عقاید همچون [[وصایت]] و [[رجعت]] به او نسبت داده میشود، اما کتب ملل و نحل یکباره نقطه عطفی درباره این شخصیت پدید آورده، او را قائل به عقایدی چون [[الوهیت حضرت علی]]{{ع}} و [[حلول]] و [[تناسخ]] میشناسانند. علامه عسکری از راه بیاعتباری کتب ملل و نحل و عدم ذکر سند در آنها، به رد نوشتههای آنها میپردازد<ref>عبد الله بن سبأ و اساطیر اخری، ج۲، ص۲۵۵-۲۱۵.</ref>. | |||
مشکل اساسی علامه عسکری به عنوان یک دانشمند [[شیعی]] در این نظریه، وجود روایاتی منسوب به [[ائمه شیعه]]{{ع}} است که در آنها از «ابن سبأ» و [[عقیده]] او به الوهیت حضرت علی{{ع}} یاد و [[لعن]] شده است. این [[روایات]] در کتب [[روایی]] و رجالی همچون [[بحار الانوار]]، [[وسائل الشیعه]]، [[اختیار]] معرفه الرجال، حل الاشکال [[سید احمد بن طاووس]] و خلاصه الأقوال [[علامه حلی]] ذکر شده است. وی برای حل این اشکال، پس از ریشهیابی به این نتیجه میرسد که منبع اصلی همه این روایات، رجالکشی است و با توجه به نقل فراوانکشی از افراد [[ضعیف]] و امکان اخذ او از کتب ملل و نحل، به رد سندی این روایات میپردازد. همچنین با نقل دو [[روایت]] دیگر که در آنها «ابن سبأ» فردی [[موحد]] ذکر شده، تناقض بین روایات را نشان میدهد. همچنین از راه عدم ذکر این [[روایات]] در منابع معتبر [[شیعی]]، همچون [[کتب اربعه]]، ساختگی بودن این روایات را [[مبرهن]] میکند<ref>عبد الله بن سبأ و اساطیر اخری، ج۲، ص۲۱۵-۱۶۷.</ref>. | |||
تلاشهای [[علامه عسکری]] نه تنها در میان [[شیعیان]] بازتاب عمیقی داشت، بلکه [[دانشمندان اهل سنت]] را در [[ممالک اسلامی]]، وادار به بازنگری درباره [[شخصیت]] [[ابن سبأ]] کرد و باعث پدید آوردن کتب، نوشتهها و مناقشات فراوانی میان [[اهلسنت]] در این باره شد<ref>ر.ک: آراء واصداء حول عبدالله بن سبأ وروایات سبف فی الصحف السعودیه؛ عبد العال، حمدی، السبثیون منهجاً وغایه، ص۲۵ و ۲۴ (نویسنده مخالف نظر علامه عسکری است.)؛ عبدالله بن سبأ اشکالیه النص والدور الاسطوره، ص۱۰۲-۹۹.</ref>. همچنین صرف نظر از بیشتر [[رجالیون شیعه]] که هنوز حاضر به قبول ساختگی بودن شخصیت ابن سبأ نیستند، بسیاری از نویسندگان و تحلیلگران [[تاریخی]] معاصر [[شیعه]]، یا با تأثیرپذیری از نظر علامه عسکری و یا بدون آن، به [[اثبات]] جعلی بودن این [[افسانه]] پرداختهاند<ref>از جمله میتوان از کتب زیر یاد کرد: حیدر، اسد، الامام الصادق والمذاهب الأربعه، ج۳، ص۴۷۹-۴۷۶؛ هویه التشیع، ص۱۳۵ و پس از آن؛ غفار، عبدالرسول، شبیهه الغلو عند الشیعه، ص۶۰ و پس از آن؛ فیاض، عبدالله، تاریخ الامامیه واسلافهم من الشیعه، ص۹۵ و پس از آن.</ref>. | |||
در پایان این بحث مناسب است علل [[جعل]] و پرورش داستان ابن سبأ را به اشاره برشمریم: | |||
# [[مخالفان شیعه]] به وسیله [[خلق]] ابن سبأ [[یهودی]]، توانستند بین شیعه و [[یهود]] حلقه اتصال خیالی برقرار سازند. | |||
# اهلسنت نمیتوانستند با توجه به [[نظریه]] [[عدالت همه صحابه]]، نزاعهای میان آنان را توجیه نمایند. از اینرو با خلق و پرورش این شخصیت توانستند همه [[توطئهها]] و [[فسادها]] را به او منتسب کنند. | |||
#نسبت دادن [[عقاید شیعه]] به شخصیتی همچون ابن سبأ، وسیله مناسبی برای [[تضعیف]] [[عقاید]] اساسی آن همچون [[وصایت]] و [[مهدویت]] بود. | |||
# ابن سبأ وسیله خوبی بود برای کوبیدن [[عمار]] که [[دشمن]] سرسخت [[بنی امیه]] و نیز مخالف [[مشروعیت حکومت]] [[عثمان]] و نیز از ارکان اصلی [[شیعه]] به شمار میآمد. | |||
# [[دشمنان شیعه]] با نسبت دادن [[عقاید]] [[غلوآمیز]] [[ابن سبأ]] به [[شیعیان]]، بهخوبی میتوانستند شورشهای [[شیعی]] را [[سرکوب]] نمایند. | |||
# [[مخالفان شیعه]] با [[خلق]] [[افسانه ابن سبأ]] چنین وانمود میکردند که علی{{ع}} با [[خلفای سهگانه]] مخالف نبود، بلکه طرفداران غالی او همچون ابن سبأ به این [[افکار]] دامن زدند<ref>صفری، نعمت الله، غالیان: کاوشی در جریانها و برآیندها، ص۷۹.</ref>.<ref>[[نعمتالله صفری فروشانی|صفری فروشانی، نعمتالله]]، [[غلو - صفری فروشانی (مقاله)| مقاله «غلو»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]] ص ۴۱۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||