جوانی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۴ ژانویهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۴: خط ۱۴:
همان‌طور که [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود:
همان‌طور که [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود:
[[دل]] و [[روح]] جوان مانند کاغذ سفید [[زمین]] بکر است که بهترین [[آمادگی]] را برای قبول خط دارد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۴، ص۱۲۶.</ref>.
[[دل]] و [[روح]] جوان مانند کاغذ سفید [[زمین]] بکر است که بهترین [[آمادگی]] را برای قبول خط دارد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۴، ص۱۲۶.</ref>.
در مواجهه با پیر و جوان باید توجه داشت که از [[عقل]] [[پیران]] و بازوی [[جوانان]] باید استفاده کرد. ولی امروز می‌گویند که عقل پیر کهنه است و از [[فکر]] [[نوجوانان]] باید استفاده کرد. معمولاً این‌گونه است که عقل [[تجربی]] پیر بیشتر است، ولی پیر کمتر حاضر است با وضع [[تکامل]]، خود را آشنا سازد. پس موارد فرق می‌کند<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۲، ص۴۰.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان - رضوانی‌نسب]] ص ۱۳.</ref>
در مواجهه با پیر و جوان باید توجه داشت که از [[عقل]] [[پیران]] و بازوی [[جوانان]] باید استفاده کرد. ولی امروز می‌گویند که عقل پیر کهنه است و از [[فکر]] [[نوجوانان]] باید استفاده کرد. معمولاً این‌گونه است که عقل [[تجربی]] پیر بیشتر است، ولی پیر کمتر حاضر است با وضع [[تکامل]]، خود را آشنا سازد. پس موارد فرق می‌کند<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۲، ص۴۰.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان]] ص ۱۳.</ref>


===بایدهای جوانی===
===بایدهای جوانی===
خط ۴۳: خط ۴۳:


۴. '''[[پایداری]] و [[ثبات]]''': یکی از ارکان [[سعادت بشر]] توصیه و [[تشویق]] به [[صبر]] و استقامت و پایداری است. چرخ [[روزگار]] همیشه بر وفق مراد اشخاص نمی‌شود و تندباد حوادث همواره در جهت موافق حرکت کشتی نمی‌وزد. باید دائماً یکدیگر را به صبر و استقامت و پایداری توصیه و تشویق کنند. [[قرآن کریم]] می‌فرماید:
۴. '''[[پایداری]] و [[ثبات]]''': یکی از ارکان [[سعادت بشر]] توصیه و [[تشویق]] به [[صبر]] و استقامت و پایداری است. چرخ [[روزگار]] همیشه بر وفق مراد اشخاص نمی‌شود و تندباد حوادث همواره در جهت موافق حرکت کشتی نمی‌وزد. باید دائماً یکدیگر را به صبر و استقامت و پایداری توصیه و تشویق کنند. [[قرآن کریم]] می‌فرماید:
{{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم» سوره جن، آیه ۱۶.</ref><ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۹۳.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان - رضوانی‌نسب]] ص ۱۴.</ref>
{{متن قرآن|وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا}}<ref>«و اینکه (به من وحی شده است) اگر بر راه (حقّ) پایداری ورزند آنان را از آبی (و رفاهی) فراوان سیراب می‌کنیم» سوره جن، آیه ۱۶.</ref><ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲۲، ص۹۳.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان]] ص ۱۴.</ref>


===آثار [[اعتماد به نفس]] و [[خودباوری]]===
===آثار [[اعتماد به نفس]] و [[خودباوری]]===
شخصی که دارای اعتماد به نفس باشد، تحت [[حمایت]] [[خداوند متعال]] قرار می‌گیرد و می‌داند در کارها [[پشتیبانی]] دارد. جوانانی که دارای [[اعتماد به نفس]] هستند ضمن [[یادگیری]] [[حرفه]] و [[شغل]] و تلاش مناسب، باعث [[حفظ]] [[شخصیت]] خود و جلب [[اعتماد دیگران]] می‌شوند.
شخصی که دارای اعتماد به نفس باشد، تحت [[حمایت]] [[خداوند متعال]] قرار می‌گیرد و می‌داند در کارها [[پشتیبانی]] دارد. جوانانی که دارای [[اعتماد به نفس]] هستند ضمن [[یادگیری]] [[حرفه]] و [[شغل]] و تلاش مناسب، باعث [[حفظ]] [[شخصیت]] خود و جلب [[اعتماد دیگران]] می‌شوند.
بنابراین اعتماد به نفس یعنی اتکال نداشتن به [[انسان]] دیگر و از احدی تقاضا نکردن، چنانچه [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} حتی در [[مسافرت]]، خودشان زانوبند شتر را باز می‌کردند و می‌فرمودند:
بنابراین اعتماد به نفس یعنی اتکال نداشتن به [[انسان]] دیگر و از احدی تقاضا نکردن، چنانچه [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} حتی در [[مسافرت]]، خودشان زانوبند شتر را باز می‌کردند و می‌فرمودند:
تا می‌توانید در کارها از دیگران کمک نگیرید<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان - رضوانی‌نسب]] ص ۱۸.</ref>
تا می‌توانید در کارها از دیگران کمک نگیرید<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۲۰۵.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان]] ص ۱۸.</ref>


===[[امید به آینده]]===
===[[امید به آینده]]===
خط ۵۸: خط ۵۸:
کسی که به [[عنایات الهی]] امید دارد، هرگز و در هیچ شرایطی امید خویش را از دست نمی‌دهد و [[تسلیم]] [[یأس]] و [[ناامیدی]] و بیهوده‌گرایی نمی‌شود. برای [[مؤمن]]، [[انتظار فرج]] و دل‌بستن به آینده نیروآفرین و تحرک‌بخش است و در واقع نوعی [[عبادت]] محسوب می‌شود. بنابراین مؤمن با [[امید به آینده]] و با [[مهدویت]] و ظهور زنده است. [[شأن]] یک انسان و [[جامعه]] زنده این است که بگوید: آینده از آنِ ما است<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۳، ص۳۱۲.</ref>.
کسی که به [[عنایات الهی]] امید دارد، هرگز و در هیچ شرایطی امید خویش را از دست نمی‌دهد و [[تسلیم]] [[یأس]] و [[ناامیدی]] و بیهوده‌گرایی نمی‌شود. برای [[مؤمن]]، [[انتظار فرج]] و دل‌بستن به آینده نیروآفرین و تحرک‌بخش است و در واقع نوعی [[عبادت]] محسوب می‌شود. بنابراین مؤمن با [[امید به آینده]] و با [[مهدویت]] و ظهور زنده است. [[شأن]] یک انسان و [[جامعه]] زنده این است که بگوید: آینده از آنِ ما است<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۳، ص۳۱۲.</ref>.
بنابراین امید به آینده عامل تحرک و [[نشاط]] و موفقیت است و این عامل مهم در [[دوره جوانی]] برای [[حفظ]] [[روحیه]] رشد و تعالی، بسیار مؤثر است؛ زیرا اگر بر اثر [[ناملایمات]] [[زندگی]] [[جوان]] دچار ناامیدی شد، توان حرکت از او گرفته می‌شود؛ بنابراین یا باید روح خود را تقویت کند یا اطرافیان [[آگاه]] و [[دلسوز]] او را [[یاری]] کرده [[روشنایی]] آینده را به او نشان دهند.
بنابراین امید به آینده عامل تحرک و [[نشاط]] و موفقیت است و این عامل مهم در [[دوره جوانی]] برای [[حفظ]] [[روحیه]] رشد و تعالی، بسیار مؤثر است؛ زیرا اگر بر اثر [[ناملایمات]] [[زندگی]] [[جوان]] دچار ناامیدی شد، توان حرکت از او گرفته می‌شود؛ بنابراین یا باید روح خود را تقویت کند یا اطرافیان [[آگاه]] و [[دلسوز]] او را [[یاری]] کرده [[روشنایی]] آینده را به او نشان دهند.
از طرفی امید مقدمه عمل است و امید انسان در واقع، در عمل او متبلور است؛ همچنان که عمل در [[سایه]] امید محقق می‌شود.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان - رضوانی‌نسب]] ص ۱۸.</ref>
از طرفی امید مقدمه عمل است و امید انسان در واقع، در عمل او متبلور است؛ همچنان که عمل در [[سایه]] امید محقق می‌شود.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان]] ص ۱۸.</ref>


===[[دوراندیشی]] و [[آینده‌نگری]]===
===[[دوراندیشی]] و [[آینده‌نگری]]===
خط ۶۸: خط ۶۸:
بعضی افراد درست مثل چرخ‌دستی هستند. همین که آنها را به گردش آورند خودبه‌خود به گردش خود ادامه می‌دهند؛ همین که یک سنتی معمول شد به هیچ‌وجه دست از آن صفت و [[سنت]] برنمی‌دارند مگر اینکه فعلاً هیچ موجبی برای آن نباشد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۹، ص۳۲۷.</ref>.
بعضی افراد درست مثل چرخ‌دستی هستند. همین که آنها را به گردش آورند خودبه‌خود به گردش خود ادامه می‌دهند؛ همین که یک سنتی معمول شد به هیچ‌وجه دست از آن صفت و [[سنت]] برنمی‌دارند مگر اینکه فعلاً هیچ موجبی برای آن نباشد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۹، ص۳۲۷.</ref>.
در هیچ کاری پیش از آنکه کاملاً آن را زیر و رو کنیم و نتایج و عواقب آن را بسنجیم نباید وارد شویم<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۲۰۰.</ref>. [[انسان]] باید از [[منطق]] [[پیروی]] کند نه از [[احساسات]]. وقتی انسان از احساس‌های خود پیروی کند و هیجانی و به دور از عواقب و نتایج کار تصمیم بگیرد، باعث می‌شود غبار و تیرگی در کار به‌وجود آید و مجال دوراندیشی از انسان سلب شود. بنابراین [[نگرانی پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} بر [[امت]] خود از ناحیه [[فقر]] نیست، بلکه [[نگرانی]] ایشان از ناحیه [[سوء]] [[تدبیر]] و قلت [[میزان]] منطق و [[استدلال]] است<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۲۰۱.</ref>.
در هیچ کاری پیش از آنکه کاملاً آن را زیر و رو کنیم و نتایج و عواقب آن را بسنجیم نباید وارد شویم<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۲۰۰.</ref>. [[انسان]] باید از [[منطق]] [[پیروی]] کند نه از [[احساسات]]. وقتی انسان از احساس‌های خود پیروی کند و هیجانی و به دور از عواقب و نتایج کار تصمیم بگیرد، باعث می‌شود غبار و تیرگی در کار به‌وجود آید و مجال دوراندیشی از انسان سلب شود. بنابراین [[نگرانی پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} بر [[امت]] خود از ناحیه [[فقر]] نیست، بلکه [[نگرانی]] ایشان از ناحیه [[سوء]] [[تدبیر]] و قلت [[میزان]] منطق و [[استدلال]] است<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۲۰۱.</ref>.
کسانی که در [[اختیار]] خطبا و [[وعاظ]] قرار می‌گیرند، غالباً میانسالان و کهن‌سالان‌اند که [[آمادگی]] پذیرش آنها بسیار کم است؛ درحالی‌که [[آینده]] به [[جوانان]] تعلق دارد. به ویژه باید توجه داشته باشیم که [[روح]] [[جوان]]، بلکه روح [[بشر]]، عموماً برای پذیرش مسلمات [[دینی]]، اگر به صورت جالب و زنده‌ای عرضه بشود، آماده است. بنابراین باید بیشترین [[زمان]] را برای [[جوانان]] قرار داد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۴، ص۱۲۶.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان - رضوانی‌نسب]] ص ۲۰.</ref>
کسانی که در [[اختیار]] خطبا و [[وعاظ]] قرار می‌گیرند، غالباً میانسالان و کهن‌سالان‌اند که [[آمادگی]] پذیرش آنها بسیار کم است؛ درحالی‌که [[آینده]] به [[جوانان]] تعلق دارد. به ویژه باید توجه داشته باشیم که [[روح]] [[جوان]]، بلکه روح [[بشر]]، عموماً برای پذیرش مسلمات [[دینی]]، اگر به صورت جالب و زنده‌ای عرضه بشود، آماده است. بنابراین باید بیشترین [[زمان]] را برای [[جوانان]] قرار داد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۴، ص۱۲۶.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان]] ص ۲۰.</ref>


===[[اغتنام فرصت]]===
===[[اغتنام فرصت]]===
خط ۷۷: خط ۷۷:
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در آخرین [[خطبه]] در [[نهج‌البلاغه]] توصیه می‌کند:
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در آخرین [[خطبه]] در [[نهج‌البلاغه]] توصیه می‌کند:
{{متن حدیث|فِي التَّسْوِيفِ وَ التَّأْخِيرِ آفَاتٌ}}.
{{متن حدیث|فِي التَّسْوِيفِ وَ التَّأْخِيرِ آفَاتٌ}}.
با این جمله‌ها اغتنام وقت و توجه به گذران عمر را مورد توجه قرار می‌دهد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۱، ص۳۴۸.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان - رضوانی‌نسب]] ص ۲۲.</ref>
با این جمله‌ها اغتنام وقت و توجه به گذران عمر را مورد توجه قرار می‌دهد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۱، ص۳۴۸.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان]] ص ۲۲.</ref>


===[[وقت‌شناسی]]===
===[[وقت‌شناسی]]===
خط ۸۶: خط ۸۶:
[[قرآن]] نیز کسانی را که اوقات [[ارزشمند]] زندگی خود را در [[دنیا]] [[بیهوده]] صرف کردند مورد بازخواست شدید قرار می‌دهد<ref>{{متن قرآن|وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ}} «و آنان در آن فریاد سر می‌دهند که پروردگارا! ما را بیرون آور تا کاری شایسته جز آنچه (پیش‌تر) می‌کردیم در پیش گیریم؛ آیا ما به شما عمر (دراز) ندادیم که در آن آن کس که اهل پند است، پند می‌گیرد، و (آیا) هشداردهنده‌ای نزدتان نیامد؟ پس (عذاب را) بچشید که ستمکاران را یاوری نیست» سوره فاطر، آیه ۳۷.</ref>.
[[قرآن]] نیز کسانی را که اوقات [[ارزشمند]] زندگی خود را در [[دنیا]] [[بیهوده]] صرف کردند مورد بازخواست شدید قرار می‌دهد<ref>{{متن قرآن|وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ}} «و آنان در آن فریاد سر می‌دهند که پروردگارا! ما را بیرون آور تا کاری شایسته جز آنچه (پیش‌تر) می‌کردیم در پیش گیریم؛ آیا ما به شما عمر (دراز) ندادیم که در آن آن کس که اهل پند است، پند می‌گیرد، و (آیا) هشداردهنده‌ای نزدتان نیامد؟ پس (عذاب را) بچشید که ستمکاران را یاوری نیست» سوره فاطر، آیه ۳۷.</ref>.
بنابراین از جمله عوامل اساسی [[موفقیت]]، [[وقت‌شناسی]] و [[نظم]] و تقسیم‌بندی اوقات همراه با [[برنامه‌ریزی]] [[منظم]] است. [[نظم]] و برنامه داشتن، سامان‌دهنده [[زندگی]] و وسیله‌ای مؤثر برای رسیدن به هدف‌های بزرگ است. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در وصایای خود به فرزندش، نظم را یکی از والاترین [[ارزش‌های الهی]] می‌شمارد و می‌فرماید:
بنابراین از جمله عوامل اساسی [[موفقیت]]، [[وقت‌شناسی]] و [[نظم]] و تقسیم‌بندی اوقات همراه با [[برنامه‌ریزی]] [[منظم]] است. [[نظم]] و برنامه داشتن، سامان‌دهنده [[زندگی]] و وسیله‌ای مؤثر برای رسیدن به هدف‌های بزرگ است. [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در وصایای خود به فرزندش، نظم را یکی از والاترین [[ارزش‌های الهی]] می‌شمارد و می‌فرماید:
{{متن حدیث|أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۷، وصیت به امام حسن{{ع}}.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان - رضوانی‌نسب]] ص ۲۴.</ref>
{{متن حدیث|أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۷، وصیت به امام حسن{{ع}}.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان]] ص ۲۴.</ref>


===[[مشورت با صاحب‌نظران]]===
===[[مشورت با صاحب‌نظران]]===
خط ۹۶: خط ۹۶:
در [[اسلام]] هم [[حق]] [[معلم]] و مربی بر [[حق والدین]] ترجیح دارد؛ چون معلم و مربی، سازنده شخصیت‌اند و [[والدین]] سازنده شخص [[انسان]] هستند<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۶، ص۲۲.</ref>.
در [[اسلام]] هم [[حق]] [[معلم]] و مربی بر [[حق والدین]] ترجیح دارد؛ چون معلم و مربی، سازنده شخصیت‌اند و [[والدین]] سازنده شخص [[انسان]] هستند<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۶، ص۲۲.</ref>.


محیطی که در آن [[جوان]] هست، از خصوصیاتش این است که همیشه احتیاج به کمک [[فکری]] دارد؛ نه اینکه پیرها کمک فکری نمی‌خواهند؛ چرا، همه [[انسان‌ها]] کمک فکری می‌خواهند. ممکن است [[ابتکار]] و [[شادابی]] فکری [[جوان‌ها]] هم بیشتر باشد، لیکن محیط جوان، ناگزیر به کمک فکری از اطراف نیاز دارد. چون خاصیت [[جوانی]]، اقدام و تحرک است. گاهی ممکن است که این اقدام و تحرک، احتیاج داشته باشد به اینکه در اطرافش، مطالعه بیشتری انجام بگیرد. این است که محیط‌های [[جوان]] به خصوص، نیازمند [[مشاوره]] دائمی هستند. برای نمونه، [[قانون]] [[مدنی]] در [[ازدواج]]، [[مشورت]] با پدر را برای دختر باکره لازم می‌شمرد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۵، ص۲۶.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان - رضوانی‌نسب]] ص ۲۵.</ref>
محیطی که در آن [[جوان]] هست، از خصوصیاتش این است که همیشه احتیاج به کمک [[فکری]] دارد؛ نه اینکه پیرها کمک فکری نمی‌خواهند؛ چرا، همه [[انسان‌ها]] کمک فکری می‌خواهند. ممکن است [[ابتکار]] و [[شادابی]] فکری [[جوان‌ها]] هم بیشتر باشد، لیکن محیط جوان، ناگزیر به کمک فکری از اطراف نیاز دارد. چون خاصیت [[جوانی]]، اقدام و تحرک است. گاهی ممکن است که این اقدام و تحرک، احتیاج داشته باشد به اینکه در اطرافش، مطالعه بیشتری انجام بگیرد. این است که محیط‌های [[جوان]] به خصوص، نیازمند [[مشاوره]] دائمی هستند. برای نمونه، [[قانون]] [[مدنی]] در [[ازدواج]]، [[مشورت]] با پدر را برای دختر باکره لازم می‌شمرد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشت‌های استاد، ج۵، ص۲۶.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان]] ص ۲۵.</ref>


===[[حق مشورت کننده]] و [[حق مشورت شونده]]===
===[[حق مشورت کننده]] و [[حق مشورت شونده]]===
خط ۱۰۳: خط ۱۰۳:


حق کسی که تو با او به مشورت نشسته‌ای و از او چاره کار خویش را می‌جویی آن است که اگر در [[مقام]] مشورت چیزی را پیشنهاد کرد که تو با آن مخالفی، او را متهم نسازی؛ زیرا [[آرای مردم]] گوناگون است، و نظرهای متفاوتی دارند و اگر به صلاحدید او بدگمان هستی، [[اختیار]] از آن توست، اما متهم ساختن او که در چشم شایسته مشورت بوده است، بر تو روا نیست. و نیز از آنجا که نظر خود را به خوبی به تو ارائه کرده و به نیکویی به تو مشورت داده در [[سپاسگزاری]] او کوتاهی مکن و اگر نظری داد که با خواست تو یکی بود، [[خدا]] را [[سپاس]] گو، و آن نظر را با تشکر از برادرت بپذیر، و در [[انتظار]] فرصتی باش که اگر او از تو مشورتی خواهد و چاره‌ای جوید همان‌گونه او را [[پاداش]] دهی<ref>رساله حقوق امام سجاد{{ع}}.</ref>.
حق کسی که تو با او به مشورت نشسته‌ای و از او چاره کار خویش را می‌جویی آن است که اگر در [[مقام]] مشورت چیزی را پیشنهاد کرد که تو با آن مخالفی، او را متهم نسازی؛ زیرا [[آرای مردم]] گوناگون است، و نظرهای متفاوتی دارند و اگر به صلاحدید او بدگمان هستی، [[اختیار]] از آن توست، اما متهم ساختن او که در چشم شایسته مشورت بوده است، بر تو روا نیست. و نیز از آنجا که نظر خود را به خوبی به تو ارائه کرده و به نیکویی به تو مشورت داده در [[سپاسگزاری]] او کوتاهی مکن و اگر نظری داد که با خواست تو یکی بود، [[خدا]] را [[سپاس]] گو، و آن نظر را با تشکر از برادرت بپذیر، و در [[انتظار]] فرصتی باش که اگر او از تو مشورتی خواهد و چاره‌ای جوید همان‌گونه او را [[پاداش]] دهی<ref>رساله حقوق امام سجاد{{ع}}.</ref>.
[[قرآن]] می‌گوید: «[[پیامبر]] ما، در کارها با [[مسلمانان]] [[مشورت]] کن». عجبا! [[پیغمبر]] است، نیازی به مشورت ندارد، ولی برای اینکه این اصل را پایه‌گذاری نکند که بعدها هر کس که [[حاکم]] و [[رهبر]] شد بگویند او مافوق دیگران است، او فقط باید دستور بدهد، دیگران باید عمل کنند و مشورت معنا ندارد، بنابراین مشورت می‌کرد. علی{{ع}} هم مشورت می‌کرد. پیغمبر{{صل}} هم مشورت می‌کرد. آنها به مشورت نیازی نداشتند ولی مشورت می‌کردند برای اینکه اولاً دیگران یاد بگیرند و ثانیاً مشورت کردن [[شخصیت]] دادن به همراهان و [[پیروان]] او است<ref>مطهری، مرتضی، سیری در سیره نبوی، ص۲۱۲.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان - رضوانی‌نسب]] ص ۲۶.</ref>
[[قرآن]] می‌گوید: «[[پیامبر]] ما، در کارها با [[مسلمانان]] [[مشورت]] کن». عجبا! [[پیغمبر]] است، نیازی به مشورت ندارد، ولی برای اینکه این اصل را پایه‌گذاری نکند که بعدها هر کس که [[حاکم]] و [[رهبر]] شد بگویند او مافوق دیگران است، او فقط باید دستور بدهد، دیگران باید عمل کنند و مشورت معنا ندارد، بنابراین مشورت می‌کرد. علی{{ع}} هم مشورت می‌کرد. پیغمبر{{صل}} هم مشورت می‌کرد. آنها به مشورت نیازی نداشتند ولی مشورت می‌کردند برای اینکه اولاً دیگران یاد بگیرند و ثانیاً مشورت کردن [[شخصیت]] دادن به همراهان و [[پیروان]] او است<ref>مطهری، مرتضی، سیری در سیره نبوی، ص۲۱۲.</ref>.<ref>[[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|جوان]] ص ۲۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
#[[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:1100659.jpg|22px]] [[عباس رضوانی‌نسب|رضوانی‌نسب، عباس]]، [[جوان - رضوانی‌نسب (کتاب)|'''جوان''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۲۹

ویرایش