←دیدگاه اهل سنت
| خط ۱۰۵: | خط ۱۰۵: | ||
== دیدگاه [[اهل سنت]] == | == دیدگاه [[اهل سنت]] == | ||
=== منشأ انتساب نسیان به پیامبر خاتم{{صل}} === | === منشأ انتساب نسیان به پیامبر خاتم{{صل}} === | ||
[[اکثریت]] اهل سنت صرفا به [[عصمت پیامبران]] از [[نسیان]] در مرحله دریافت وحی و [[ابلاغ]] آن به [[مردم]] [[ | [[اکثریت]] اهل سنت صرفا به [[عصمت پیامبران]] از [[نسیان]] در مرحله دریافت وحی و [[ابلاغ]] آن به [[مردم]] [[عقیده]] دارند، از این رو این گروه عقیدهای به [[عصمت]] آن حضرت نه تنها از فراموشی که از [[اشتباه]]، [[خطا]] و... در امور شخصی [[زندگی]] که مرتبط با وحی نیست ندارند. با این حال برخی [[پیروان]] اهل سنت، اعم از [[متکلمان]]، [[مفسران]] و محدثان، حتی در عصمت پیامبران از نسیان در دریافت وحی از [[خدای تعالی]] و ابلاغ آن به مردم نیز خدشه نموده و آن را نیز لازم نمیدانند. دلیل این مسأله نیز برگرفته از [[روایات]] جعلی یا همان [[اسرائیلیات]] است که در برخی منابع اهل سنت به وفور نقل شده است<ref>صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج القشیری، ج۱، ص۵۴۳، ح ۷۸۸؛ صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، ج۵، ص۲۲۴۹، کتاب الأدب، باب ۴۵، ح۵۷۰۴.</ref>. اعتماد به راویان چنین احادیثی موجب پذیرش این [[احادیث]] از سوی محدثان و دیگر علمای [[اهل سنت]] شده تا جایی که چنین روایاتی در موارد بسیاری مبانی [[اعتقادی]] و [[کلامی]] [[پیروان]] اهل سنت را تشکیل داده است. | ||
=== افسانه غرانیق === | === افسانه غرانیق === | ||
{{اصلی|افسانه غرانیق}} | {{اصلی|افسانه غرانیق}} | ||
از جمله روایات سخیف و جعلی که در پارهای از منابع اهل سنت نقل شده<ref>ر.ک: سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۱۹۴و۳۶۶-۳۶۸؛ حلبی، السیرة الحلبیه، بیروت، ج۱، ص۳۲۵-۳۲۶؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۷، ص۱۳۱-۱۳۴؛ ابنحجر عسقلانی، فتح الباری، ۱۳۷۹ق، ج۸، ص۴۳۹-۴۴۰ و...</ref> و | از جمله روایات سخیف و جعلی که در پارهای از منابع اهل سنت نقل شده<ref>ر.ک: سیوطی، الدرالمنثور، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۱۹۴و۳۶۶-۳۶۸؛ حلبی، السیرة الحلبیه، بیروت، ج۱، ص۳۲۵-۳۲۶؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۷، ص۱۳۱-۱۳۴؛ ابنحجر عسقلانی، فتح الباری، ۱۳۷۹ق، ج۸، ص۴۳۹-۴۴۰ و...</ref> و دستمایه تردید در [[عصمت پیامبر]] از فراموشی نیز قرار گرفته، روایتی است که به افسانه غرانیق [[شهرت]] دارد. بر اساس این [[روایت]]، پیامبر حدود دو ماه پس از [[هجرت]] [[مسلمانان]] به [[حبشه]] در جمع [[مشرکان]] بود که [[سوره نجم]] بر وی نازل شد. آن حضرت نیز به [[امر الهی]] این [[سوره]] را بر [[مردم]] [[تلاوت]] کرد اما هنگامی که به [[آیه]] نوزدهم و بیستم رسید، تحتتأثیر [[شیطان]] قرار گرفت و [[آیات]] نازل شده [[الهی]] را فراموش نمود لذا عباراتی را بر آن سوره افزود که مضمونشان [[تأیید]] بتهای بزرگ مشرکان و [[امید]] [[شفاعت]] توسط آنها بود: {{عربی|"تِلْکَ الْغَرانیقُ الْعُلی وَإنّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجی"}}؛ آنها (بتهای [[لات]] و عُزّی و منات) پرندگان زیبای بلند مقامیاند و از آنها امید شفاعت میرود». با این وجود شب هنگام که [[جبرئیل]] نزد پیامبر{{صل}} آمده و از آن حضرت خواست تا سوره نجم را قرائت کند. پیامبر آن سوره را با همان آیات مذکور قرائت نمود. هنگامی که جبرئیل عبارات {{عربی|"تِلْکَ الْغَرانیقُ الْعُلی وَ اِنّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْتَجی"}} را [[انکار]] کرد، پیامبر فرمود: «آیا چیزی به [[خدا]] نسبت دادم که نفرموده است؟» پس از این [[خداوند]] آیات ۷۳ تا ۷۵ [[سوره اسراء]] را به [[پیامبر]] [[وحی]] کرد که ترجمه آن چنین است: «و نزدیک بود که تو را از آنچه به سوی تو وحی کردهایم [[گمراه]] کنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و سپس تو را به [[دوستی]] خود گیرند و اگر تو را [[استوار]] نمیداشتیم، قطعاً نزدیک بود کمی به سوی آنان متمایل شوی؛ در آن صورت، حتما تو را (عذابی) دو برابر (در) [[زندگی]] و دو برابر (پس از) [[مرگ]] میچشانیدیم، آنگاه در برابر ما برای خود [[یاوری]] نمییافتی»<ref>عاملی، سید جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۳۷-۱۳۸.</ref>. | ||
روشن است که این [[روایت]] علاوه بر آنکه به لحاظ سندی مخدوش و مردود است<ref>هیچکدام از روایاتی که به نقل داستان غرانیق پرداختهاند، به صحابه پیامبر نمیرسند و نزدیکترین راویان به دوره پیامبر، تابعان هستند که هیچکدام پیامبر را درک نکرده و در حین رخ دادن ماجرای مذکور حاضر نبودهاند. درباره ابنعباس نیز که یکی از راویان این ماجرا است، گفته شده که او در سال سوم قبل از هجرت متولد شده و نمیتوانسته خود شاهد ماجرا باشد. ر.ک: معرفت، محمدهادی، التمهید، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۱۲۱.</ref>، به لحاظ دلالت و محتوا نیز مخالف نص صریح آیاتی است که [[تسلط]] [[شیطان]] بر [[پیامبران]] را [[انکار]] نموده است<ref>ر.ک: سوره نجم، آیات ۴-۱ و سوره یونس، آیه ۱۵.</ref>؛ ضمن آنکه مورد انکار برخی از بزرگان [[اهل سنت]] نیز قرار گرفته است<ref>ر.ک: ابوحیان، البحر المحیط فی التفسیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۵۲۶؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ج۱۳، ص۳۴۵-۳۴۹؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۲۳، ص۲۳۷.</ref>. | روشن است که این [[روایت]] علاوه بر آنکه به لحاظ سندی مخدوش و مردود است<ref>هیچکدام از روایاتی که به نقل داستان غرانیق پرداختهاند، به صحابه پیامبر نمیرسند و نزدیکترین راویان به دوره پیامبر، تابعان هستند که هیچکدام پیامبر را درک نکرده و در حین رخ دادن ماجرای مذکور حاضر نبودهاند. درباره ابنعباس نیز که یکی از راویان این ماجرا است، گفته شده که او در سال سوم قبل از هجرت متولد شده و نمیتوانسته خود شاهد ماجرا باشد. ر.ک: معرفت، محمدهادی، التمهید، ۱۳۸۶ش، ج۱، ص۱۲۱.</ref>، به لحاظ دلالت و محتوا نیز مخالف نص صریح آیاتی است که [[تسلط]] [[شیطان]] بر [[پیامبران]] را [[انکار]] نموده است<ref>ر.ک: سوره نجم، آیات ۴-۱ و سوره یونس، آیه ۱۵.</ref>؛ ضمن آنکه مورد انکار برخی از بزرگان [[اهل سنت]] نیز قرار گرفته است<ref>ر.ک: ابوحیان، البحر المحیط فی التفسیر، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۵۲۶؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ج۱۳، ص۳۴۵-۳۴۹؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ج۲۳، ص۲۳۷.</ref>. | ||