بحث:عصمت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۲۰۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۴
خط ۵۴۳: خط ۵۴۳:
در روایتی از [[امام حسن عسکری]] نیز شرایط عمومی [[حاکم اسلامی]] بیان شده است: [[امام عسکری]]{{ع}} ـ بعد از تقبیح تقلیدِ عوامِ [[یهود]] از علمای فاسقشان ـ: اگر ([[مسلمانان]]) از چنین فقهایی [[تقلید]] کنند، مانند همان یهودیانی هستند که [[خداوند]] آنان را به سبب تقلید و [[پیروی]] از فقهای [[فاسق]] و بدکارشان [[نکوهش]] کرده است. اما هر فقیهی که خویشتندار و نگاهبان [[دین]] خود باشد و با هوای نفْسش بستیزد و [[مطیع]] [[فرمان]] مولایش باشد، بر [[عوام]] است که از او تقلید کنند و البته این ویژگی‌ها را تنها برخی [[فقهای شیعه]] دارا هستند، نه همه آنها. <ref>{{متن حدیث|الإمامُ العسكريُّ{{ع}} ـ بَعدَ تَقبِيحِ تَقلِيدِ عَوامِ اليَهودِ لِعُلَماءِ الفَسَقَةِ ـ: فَمَن قَلَّدَ مِن عَوامِّنا مِثلَ هؤلاءِ الفُقَهاءِ فَهُم مِثلُ اليَهودِ الذينَ ذَمَّهُمُ اللّهُ بالتَّقليدِ لِفَسَقَةِ فُقَهائهِم. فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا علي هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم}}؛ الاحتجاج، ج ۲، ص۵۱۰، حدیث ۳۳۷؛ منتخب میزان الحکمه، حدیث شماره: ۱۲۰۵۳۵۶</ref>
در روایتی از [[امام حسن عسکری]] نیز شرایط عمومی [[حاکم اسلامی]] بیان شده است: [[امام عسکری]]{{ع}} ـ بعد از تقبیح تقلیدِ عوامِ [[یهود]] از علمای فاسقشان ـ: اگر ([[مسلمانان]]) از چنین فقهایی [[تقلید]] کنند، مانند همان یهودیانی هستند که [[خداوند]] آنان را به سبب تقلید و [[پیروی]] از فقهای [[فاسق]] و بدکارشان [[نکوهش]] کرده است. اما هر فقیهی که خویشتندار و نگاهبان [[دین]] خود باشد و با هوای نفْسش بستیزد و [[مطیع]] [[فرمان]] مولایش باشد، بر [[عوام]] است که از او تقلید کنند و البته این ویژگی‌ها را تنها برخی [[فقهای شیعه]] دارا هستند، نه همه آنها. <ref>{{متن حدیث|الإمامُ العسكريُّ{{ع}} ـ بَعدَ تَقبِيحِ تَقلِيدِ عَوامِ اليَهودِ لِعُلَماءِ الفَسَقَةِ ـ: فَمَن قَلَّدَ مِن عَوامِّنا مِثلَ هؤلاءِ الفُقَهاءِ فَهُم مِثلُ اليَهودِ الذينَ ذَمَّهُمُ اللّهُ بالتَّقليدِ لِفَسَقَةِ فُقَهائهِم. فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا علي هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم}}؛ الاحتجاج، ج ۲، ص۵۱۰، حدیث ۳۳۷؛ منتخب میزان الحکمه، حدیث شماره: ۱۲۰۵۳۵۶</ref>
مهم‌ترین عوامل ایجادی چنین عصمتی در افراد اموری چون: [[آخرت]] اندیشی و دوری از [[دنیاطلبی]]<ref>ص، آیات ۴۵ تا ۴۸</ref>، [[اخلاص]] [[خدادادی]]<ref>یوسف، آیه ۲۴</ref>، [[اراده الهی]]<ref>احزاب، آیه ۳۳</ref>، [[مشاهده]] [[یقینی]] [[برهان]] و [[حجت الهی]]<ref>یوسف، آیه ۲۴</ref>، [[خوف از خدا]]<ref>انعام، آیه ۱۵؛ یونس، آیه ۱۵؛ زمر، آیه ۱۳</ref>، [[استمداد]] و [[نیایش]] به درگاه خداوند<ref>یوسف، آیات ۳۳ و ۳۴</ref>، [[رحمت خدا]]<ref>نساء، آیه ۱۱۳؛ یوسف، آیه ۵۳</ref>، [[عقیده]] به [[ربوبیت]] و پروردگاری [[الهی]] در همه حال<ref>یوسف، آیات ۲۱ و ۲۳</ref>، [[عنایت]] خاصّ و [[حفظ]] و نگهداری [[خدا]]<ref>اسراء، آیات ۷۳ و ۷۴؛ یوسف، آیه ۲۴</ref>، [[فضل الهی]]<ref>نساء، آیه ۱۱۳</ref>، [[هدایت ویژه]]<ref>انعام، آیه ۹۰؛ مریم، آیه ۵۸؛ طه، آیه ۱۲۲</ref>، [[ذکر خدا]] و حضور [[در محضر خدا]]<ref>اعراف، آیه ۲۰۱</ref> و اموری دیگر که همه را [[عبادت]] تقوایی مرتبط و مربوط است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عصمت مهم‌ترین شرط حاکم در نظام ولایی (مقاله)|عصمت مهم‌ترین شرط حاکم در نظام ولایی]].</ref>
مهم‌ترین عوامل ایجادی چنین عصمتی در افراد اموری چون: [[آخرت]] اندیشی و دوری از [[دنیاطلبی]]<ref>ص، آیات ۴۵ تا ۴۸</ref>، [[اخلاص]] [[خدادادی]]<ref>یوسف، آیه ۲۴</ref>، [[اراده الهی]]<ref>احزاب، آیه ۳۳</ref>، [[مشاهده]] [[یقینی]] [[برهان]] و [[حجت الهی]]<ref>یوسف، آیه ۲۴</ref>، [[خوف از خدا]]<ref>انعام، آیه ۱۵؛ یونس، آیه ۱۵؛ زمر، آیه ۱۳</ref>، [[استمداد]] و [[نیایش]] به درگاه خداوند<ref>یوسف، آیات ۳۳ و ۳۴</ref>، [[رحمت خدا]]<ref>نساء، آیه ۱۱۳؛ یوسف، آیه ۵۳</ref>، [[عقیده]] به [[ربوبیت]] و پروردگاری [[الهی]] در همه حال<ref>یوسف، آیات ۲۱ و ۲۳</ref>، [[عنایت]] خاصّ و [[حفظ]] و نگهداری [[خدا]]<ref>اسراء، آیات ۷۳ و ۷۴؛ یوسف، آیه ۲۴</ref>، [[فضل الهی]]<ref>نساء، آیه ۱۱۳</ref>، [[هدایت ویژه]]<ref>انعام، آیه ۹۰؛ مریم، آیه ۵۸؛ طه، آیه ۱۲۲</ref>، [[ذکر خدا]] و حضور [[در محضر خدا]]<ref>اعراف، آیه ۲۰۱</ref> و اموری دیگر که همه را [[عبادت]] تقوایی مرتبط و مربوط است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عصمت مهم‌ترین شرط حاکم در نظام ولایی (مقاله)|عصمت مهم‌ترین شرط حاکم در نظام ولایی]].</ref>
==[[مصونیت از تحریف]]==
خداوند در آیاتی از جمله آیه۱۵ [[سوره یونس]] به این نکته توجه می‌دهد که حتی [[پیامبر]]{{صل}} مجاز نیست تا از پیش خود در قرآن و کلمات و الفاظ [[قرآنی]] [[تصرف]] کند. این درحالی بود که در قرآن مواردی از [[نسخ]] [[آیات]] وجود دارد و همین مسئله موجب شده بود تا [[مشرکان]]، پیامبر{{صل}} را متهم به تبدیل و نسخ [[آیات قرآن]] کنند اما خداوند در [[آیه]] ۱۰۱ [[سوره نحل]] این [[اتهام]] را نادرست دانسته و به شدت با آن [[مخالفت]] می‌کند؛ چراکه [[روحیه]] [[اطاعت‌پذیری]] محض پیامبر{{صل}} نسبت به فرمان‌ها و [[وحی]] [[خداوند]]، مانع از هرگونه تبدیل و [[تفسیر قرآن]] به دست آن حضرت{{صل}} است.<ref>یونس، آیه۱۵</ref>
[[آیه]] ۱۵ و ۱۷ [[سوره یونس]] برمی‌آید که تبدیل و [[تفسیر]] [[احکام]] و [[معارف قرآن]] از پیش خود، سبب قرار گرفتن در زمره ستمکارترین افراد و [[افتراء]] زننده [[دروغین]] بر خداوند می‌شود و [[انسان]] می‌بایست از این عمل نیز هراسان و خوفناک باشد؛ چراکه [[خشم الهی]] و [[عذاب اخروی]] را به دنبال می‌آورد. این در حالی است که بسیاری از افراد، بی‌آنکه هیچ [[شناختی]] از [[قرآن]] و [[آموزه‌های وحیانی]] آن داشته باشند مطالبی را به نادرست به قرآن نسبت می‌دهند و در [[معارف الهی]] قرآن از پیش خود [[تصرف]] می‌کنند و [[تغییر]] و تبدیل روا می‌دارند.
این همان چیزی است که در برخی از [[آیات قرآن]] از جمله آیه ۱۹۹ [[سوره آل عمران]] به عنوان [[تجارت]] و سوداگری با آیات قرآن از آن یاد شده است. از آیه هم‌چنین این معنا به دست می‌آید که [[اهل کتاب]] و [[دشمنان اسلام]] با توجه به [[روحیه]] [[خشوع]] [[مؤمنان]] در برابر خداوند، می‌کوشند تا به سوداگری با آیات قرآن اقدام کنند، ولی وجود گروهی از مؤمنان اهل کتاب که از این کار [[بیزاری]] می‌جویند خود موجب دلگرمی [[پیامبر]]{{صل}} و مؤمنان است؛ زیرا این مخالفت‌ها خود موجب می‌شود تا [[دشمنان]] کمتر بتوانند به اهداف خود برسند.
از آیه ۲۷ [[سوره کهف]] این معنا به دست می‌آید که هیچ‌کس نمی‌تواند در کلمات [[قرآنی]] تبدیل و تغییر ایجاد کند و در [[حقیقت قرآن]]، مصون از هرگونه تغییر و تبدیل می‌باشد، ولی تغییر و تبدیل در احکام و [[معارف قرآنی]] با تفسیرهای ناروا ممکن است.
به سخن دیگر آنچه اتفاق می‌افتد [[تحریف قرآن]] در کلمات و الفاظ آن نیست بلکه در تفسیر [[معارف]] و احکام آن است که از سوی برخی آگاهان و [[ناآگاهان]] اتفاق می‌افتد. بنابراین قرآن کتابی است که هرگز کلمات آن قابل تغییر و تبدیل نیست و خداوند خود، آن را از این گونه [[تحریف‌ها]] مصون نگه می‌دارد.<ref>کهف، آیه ۲۷</ref>
[[خداوند]] در [[آیه]] ۹ [[سوره حجر]] به صراحت اعلام می‌دارد که خود [[حافظ قرآن]] خواهد بود. بنابراین [[قرآن]] [[جاودانه]] تا [[آخر زمان]]، مصون از هرگونه [[تحریف]] و راه‌یابی [[باطل]] در آن باقی خواهد ماند. از آیه ۱۱۵ [[سوره انعام]] نیز برمی‌آید که [[شنوایی]] و [[علم مطلق خداوند]] پشتوانه [[حفظ]] و مصونیت‌یابی و [[جاودانگی قرآن]] در آخر زمان است. این [[جاودانگی]] و [[حفظ قرآن]] است که موجب جاودانگی [[احکام]] و [[معارف قرآنی]] خواهد بود که در آیاتی از جمله ۱۹ و ۱۱۵ سوره انعام و ۹ سوره حجر برآن تأکید شده است.
قرآن همچنین کتابی [[عزیز]] و [[شکست ناپذیر]] و مایه [[عزت‌مندی]] است<ref>یس، آیات ۲ و ۵، زمر،‌آیه ۱</ref> این کتاب مصون و [[منزه]] از هر باطل و تحریف و [[کژی]] و [[انحرافی]] است.<ref>کهف، آیه ۱</ref>
این مصونیت قرآن از هر گونه باطل و تحریف بارها و بارها در آیاتی از جمله ۴۱ و ۴۲ [[سوره فصلت]] و ۱۱ تا ۱۶ [[سوره عبس]] و ۱۹ تا ۲۷ [[سوره تکویر]] تکرار شده و در آیه ۵۲ [[سوره حج]] و [[آیات]] ۱۹۲ تا ۲۱۱ [[سوره شعراء]] نیز بر محفوظ بودن قرآن و آیات آن از هرگونه دخل [[تصرف]] غیرانسانی مانند تصرفات [[شیطان]] تأکید شده است؛ چراکه [[حکمت خداوند]] و [[فلسفه]] ارسال کتب و [[رسل]] می‌طلبد تا خداوند قرآن را به عنوان آخرین کتاب [[وحیانی]] تا آخر زمان از هرگونه تحریف و باطلی حفظ کند؛ چنانکه این معنا در آیات ۴۱ و ۴۲ سوره فصلت مورد تأکید قرار گرفته و گفته شده است که [[حکمت الهی]] مقتضای حفظ و مصونیت قرآن است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و دروغی به نام تحریف (مقاله)|قرآن و دروغی به نام تحریف]].</ref>


==[[تحریف‌ناپذیری قرآن]]==
==[[تحریف‌ناپذیری قرآن]]==
۱۳۰٬۵۵۳

ویرایش