|
|
| خط ۳۵۹: |
خط ۳۵۹: |
| === نسبت دادن ظلم و گناه به پیامبران === | | === نسبت دادن ظلم و گناه به پیامبران === |
| ممکن است این سؤال مطرح شود که اگر [[پیامبران]] معصوماند؛ پس چرا گاهی در [[قرآن]]، نسبت [[ظلم]] و گناه به آنان داده شده است؟ در جواب گفتهاند: گناه بر دو قسم است: گناه مطلق و گناه نسبی. مراد از گناه مطلق، کارهایی است که اگر از هر [[انسان]] مکلّفی صادر شود مستحق عِقاب الهی است. مانند شرابخواری، [[دروغگویی]]، [[خیانت]] و... که قطعاً پیامبران و [[اولیا]] و [[جانشینان]] آنان از این نوع [[کارها]] صد در صد به دوراند و در مقابل آنها مصونیت دارند که [[آلوده]] بدانها نشوند. اما گناه نسبی کارهایی است که اگر از سایر [[مردم]] سر بزند نه تنها گناه محسوب نمیشود بلکه چه بسا باعث [[افتخار]] هم باشد. اما همین کارها نسبت به [[مقام]] پیامبران و [[امامان]]، [[لغزش]] و گناه به شمار میآید. پیامبران و امامان در اثر این که با مبدأ [[جهان هستی]] [[ارتباط]] دارند در عالیترین درجه [[ایمان به خدا]] هستند، از این رو اقتضای مقامشان این است که حتی یک لحظه از [[خدای متعال]] [[غافل]] نباشند. گاهی انجام ندادن [[مستحبات]] و انجام دادن مکروهات برای آنان «ترک اَولی» به حساب میآید. ولی [[ترک اولی]] منافی [[مقام عصمت]] نیست، و [[استغفار]] [[معصومان]] از ترک اولی بوده است نه از [[گناه]] مطلق<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[عصمت (مقاله)|مقاله «عصمت»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۹۳۲-۹۳۴.</ref>. | | ممکن است این سؤال مطرح شود که اگر [[پیامبران]] معصوماند؛ پس چرا گاهی در [[قرآن]]، نسبت [[ظلم]] و گناه به آنان داده شده است؟ در جواب گفتهاند: گناه بر دو قسم است: گناه مطلق و گناه نسبی. مراد از گناه مطلق، کارهایی است که اگر از هر [[انسان]] مکلّفی صادر شود مستحق عِقاب الهی است. مانند شرابخواری، [[دروغگویی]]، [[خیانت]] و... که قطعاً پیامبران و [[اولیا]] و [[جانشینان]] آنان از این نوع [[کارها]] صد در صد به دوراند و در مقابل آنها مصونیت دارند که [[آلوده]] بدانها نشوند. اما گناه نسبی کارهایی است که اگر از سایر [[مردم]] سر بزند نه تنها گناه محسوب نمیشود بلکه چه بسا باعث [[افتخار]] هم باشد. اما همین کارها نسبت به [[مقام]] پیامبران و [[امامان]]، [[لغزش]] و گناه به شمار میآید. پیامبران و امامان در اثر این که با مبدأ [[جهان هستی]] [[ارتباط]] دارند در عالیترین درجه [[ایمان به خدا]] هستند، از این رو اقتضای مقامشان این است که حتی یک لحظه از [[خدای متعال]] [[غافل]] نباشند. گاهی انجام ندادن [[مستحبات]] و انجام دادن مکروهات برای آنان «ترک اَولی» به حساب میآید. ولی [[ترک اولی]] منافی [[مقام عصمت]] نیست، و [[استغفار]] [[معصومان]] از ترک اولی بوده است نه از [[گناه]] مطلق<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[عصمت (مقاله)|مقاله «عصمت»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۹۳۲-۹۳۴.</ref>. |
|
| |
| ==چیستی [[عصمت]]==
| |
| عصمت در لغت [[عربی]] به معنای منع<ref>لسان العرب، ابن منظور، ج ۹، ص۲۴۴ ذیل واژه عصم</ref> و دفع [[شر]] و [[بدی]] از [[انسان]] از ناحیه خداوندی آمده است.<ref>ترتیب العین، ج ۲، ص۱۲۲۰</ref>
| |
| اما در اصطلاح [[کلامی]]، عصمت به [[علم نافع]] و [[حکمت]] بالغی گفته میشود که انسان را از وقوع در [[مهالک]]، [[رذایل]] و [[آلودگی]] به [[پلیدی]] [[معاصی]] دور کرده و از هرگونه [[ضلالت]]، [[گمراهی]]، [[خطا]] و [[اشتباه]] [[حفظ]] میکند.
| |
| بنابراین، عصمت مانند [[شجاعت]]، [[عفت]] و [[سخاوت]]، صورت [[علمی]] [[راسخ]] و [[ملکه نفسانی]] است که صاحب خویش را از ارتکاب عملی که جایز نیست، چه [[گناه]] و یا خطا، نگه میدارد.<ref>المیزان، علامه طباطبایی، ج ۲، صص ۱۳۸ و ۱۳۹ و نیز ج ۵، صص ۷۸ و ۸۰</ref>
| |
| [[دانشمندان]] با توجه به [[آموزههای قرآنی]] و [[منابع روایی]] عصمت را در سه قسم دانسته اند: ۱. [[عصمت از خطا]] در [[تلقی وحی]]؛ ۲. عصمت از خطا در [[تبلیغ]] و [[رسالت]]؛ ۳. [[عصمت از معصیت]]. مراد از [[معصیت]] در این جا هر آن چیزی است که [[هتک حرمت]] [[عبودیت]] و [[مخالفت]] [[مولوی]] باشد و برگشت آن در نهایت به گفتار و کرداری است که منافی عبودیت است.<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۳۴</ref>
| |
|
| |
| اگر بخواهیم به گونه ای فراگیرتر از عصمت سخن بگوییم و بر اساس آن چیزی که دانشمندان در اصطلاح کلامی برای [[اثبات عصمت]] در [[پیامبران]] سخن گفتهاند، تقسیم کلی تری از [[اقسام عصمت]] داشته باشیم، میبایست گفت که عصمت در سه حوزه [[فهم]]، بیان و عمل تحقق مییابد و پیامبران برای این که [[مأموریت]] خویش را به [[طور]] کامل و درست انجام دهند لازم است که در هر سه مرتبه از عصمت برخوردار باشند؛ زیرا آنان نیازمند آن هستند که تلقی درست و کاملی از آن چه [[وحی]] میشود داشته و فهم و [[درک]] راستینی از محتوای [[پیام]] داشته باشند تا مطلب را چنان که هست و از سوی [[خداوند]] وحی شده، بفهمند و در هنگام بیان آن به [[خطا]] و [[اشتباه]] نروند و در بیان آنچه از [[وحی]] دریافت داشتهاند [[کاستی]] و [[نقص]] روا ندارند و بیکم و کاست آن را به مخاطبان [[پیام]] برسانند و در [[مقام عمل]] نیز بر خلاف محتوای پیام نروند.
| |
|
| |
| بنابراین کف [[عصمت]] در [[پیامبران]] میبایست شامل این سه قسم باشد و بیتحقق این سه قسم در پیامبران، [[مردم]] نمیتوانند به ایشان [[اطمینان]] و [[اعتماد]] کنند و به عنوان پیام آوران [[الهی]] به آنان واکنش مثبت نشان دهند. البته چنان که گفته خواهد شد، هر یک از این سه قسم دارای مراتب متعدد تشکیکی است. به این معنا که در هر یک از اقسام تلقی، بیان و عمل میتوان مراتب و [[مقامات]] متعدد و گوناگونی را تصویر و ترسیم کرد به گونه ای که شخصی در کف این مرتبه و سطح آغازین آن قرار گیرد و شخصی دیگر در سطح عالی آن باشد. از این روست که شیوههای [[تلقی وحی]] نیز متفاوت میباشد و هر کسی به شیوه ای وحی را تلقی و دریافت میکند. برخی در رویا و برخی در [[بیداری]] با [[فرشته وحی]] و برخی دیگر به [[طور]] مستقیم از [[خداوند]] وحی را دریافت میکنند؛ چنان که هر [[پیامبری]] ممکن است در زمانی از طریق رویا و در زمانی دیگر با فرشته وحی و در زمانی به طور مستقیم ارتباط برقرار کند، ولی در همه این ارتباط، کف عصمت که تلقی درست از وحی و پیام باشد وجود دارد، هر چند که در مراتب عالیتر، این تلقی بسیار شفاف، [[زیبا]]، کامل و تمام میباشد و برای شخص تلقی کننده [[لذت]] فزون تری به ارمغان میآورد.
| |
|
| |
| بر اساس [[آموزههای قرآنی]]، عصمت اختصاص به پیامبران ندارد؛ زیرا حالتی در [[انسان]] است که میتواند برای هر کسی تحقق یابد. از آن جایی که عصمت نوعی [[علم]] است، میتواند دارای مراتب باشد و به شکل [[ملکه]] و [[مقام]] در آید. البته از آن جایی که [[پیامبران]]، ماموران [[الهی]] برای پیامرسانی و [[مدیریت جامعه]] [[ایمانی]] هستند و بر [[مؤمنان]] [[ولایت]] مییابند، میبایست از [[عصمت]] در سه سطح پیش گفته برخوردار و در تلقی و بیان و عمل از عصمت بهره مند باشند. براین اساس، نوعی عصمت [[خدادادی]] در ایشان وجود دارد که میتوان آن را کف عصمت و مرتبه آغازین آن دانست. هر [[پیامبری]] با توجه به تلاشهای خود میتواند در سطوح سه گانه، [[مراتب عصمت]] خویش را تقویت کند و به کمال و تمام آن دست یابد. از این روست که در برخی از پیامبران [[ترک اولی]] اتفاق میافتاد در حالی که در برخی دیگر چنین ترک اولی نیز دیده نمیشود. این گونه است که [[خداوند]] از [[برتری]] و فضلیت پیامبران بر یک دیگر سخن به میان میآورد.<ref>بقره، آیه ۲۵۳</ref> و درباره برخی این نقطه [[ضعف]] را بیان میکند که از [[عزم]] کامل در [[مقام عمل]] برخوردار نبوده است <ref>طه، آیه ۱۱۵</ref> در حالی که برخی دیگر در مقام عمل در [[مقام]] کامل عزم بوده و از مصادیق [[اولوالعزم]] بودهاند.<ref>احقاف، آیه ۳۵</ref>
| |
|
| |
| از آیاتی چون ۳۳ [[سوره آل عمران]] و ۱۲۲ [[سوره طه]] این معنا را میتوان [[استنباط]] کرد که [[حضرت آدم]]{{ع}} قبل از [[هبوط]] به [[زمین]] و پیش از [[توبه]] و پذیرش آن، دارای عصمت نبوده است. از این روست که [[اصطفا]] و [[اجتبا]] و [[هدایت خاص]] آن حضرت{{ع}} پس از هبوط و [[پذیرش توبه]] میباشد.<ref>تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص۳۲۸، حدیث ۹۸</ref>
| |
| بنابراین، همان [[طور]] که میتوان از مراتب عصمت و سطوح آن سخن به میان آورد، میتوان از [[عصمت اکتسابی]] و عصمت خدادادی سخن به میان آورد که در ادامه به آن پرداخته میشود.
| |
|
| |
| در [[قرآن]] و [[منابع روایی]] معتبر، برای بیان عصمت اصطلاحی، واژگان و جملاتی چند به کار رفته است. از جمله میتوان به واژههایی چون اصطفی<ref>تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص۳۲۸، حدیث ۹۸</ref>، اجتبی، [[صالحین]] <ref>تفسیر التحریرو التنویر، ج ۸، جزء ۱۷، ص۱۱۱ و مجمع البیان، ج ۷ و ۸، ص۸۹</ref>، [[اخیار]]<ref>تفسیرکبیر، فخر رازی، ج ۹، ص۴۰۰</ref>، [[اطاعت]]<ref>مجمع البیان، ج ۳ و ۴، ص۱۰۴</ref>، عدم [[غل]] <ref>مجمع البیان، ج ۱ و ۲،ص ۸۷۳</ref>، لاینال عهدی الظالمین <ref>مجمع البیان، ج ۱ و ۲،ص ۳۸۰</ref>، [[آیه تطهیر]]<ref>مجمع البیان، ج ۷ و ۸، ص۴۶۲</ref>، [[آیات]] [[هدایت خاصه]] که ملازم [[عصمت]] است<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۳۵</ref> و همچنین جملاتی چون " [[الحق]] مع علی و [[علی مع الحق]] یدور حیثما دار"، و نیز " اللهم وال من والاه وعاد من عاداه" اشاره کرد که به صراحت دلالت بر عصمت دارد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عصمت مراتب عوامل و آثار آن (مقاله)|عصمت مراتب عوامل و آثار آن]].</ref>
| |
|
| |
|
| ==آثار و کارکردهای عصمت== | | ==آثار و کارکردهای عصمت== |