بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = مواسات | | موضوع مرتبط = مواسات | ||
| عنوان مدخل = مواسات | | عنوان مدخل = مواسات | ||
| مداخل مرتبط = [[مواسات در لغت | | مداخل مرتبط = [[مواسات در لغت]] - [[مواسات در اخلاق اسلامی]] - [[مواسات در تاریخ اسلامی]] - [[مواسات در معارف دعا و زیارات]] - [[مواسات در معارف و سیره نبوی]] - [[مواسات در معارف و سیره علوی]] - [[مواسات در معارف و سیره حسینی]] - [[مواسات در فقه سیاسی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
مواسات، در لغت، به معنای مساعدت، دستگیری، [[همیاری]]، [[تعاون]]، برابر داشتن، غمخواری، [[یاری]] گری، مددکاری، مشارکت و سهیم ساختن در [[مال]] آمده است<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۱۴، ص ۳۵؛ فخرالدین طریحی، مجمع البحرین، ۱۳۷۵ ش، ج ۱، ص ۷۶ و الزبیدی، تاج العروس، ج ۱۹، ص ۱۵۷ - ۱۵۸.</ref>. پس، بنا بر اصل مواسات، [[مسلمانان]] باید [[نیازمندان]] و [[دوستان]] را شریک و سهیم در [[مال]] و معاش خود بدانند و [[نیاز]] آنان را برآورده سازند. همچنین با آنها اظهار [[همدردی]] کرده، خود را شریک در مشکلات آنان بدانند؛ به همین [[دلیل]]، از مفاهیم مهم ارزشی که در [[نظام اخلاقی]] [[دین اسلام]] و [[سیره نبوی]] {{صل}} به آن بسیار توجه و سفارش شده، "مواسات" است<ref>[[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۲۰.</ref>. | |||
== [[پیامبر]] {{صل}}؛ [[اسوه]] مواسات== | == [[پیامبر]] {{صل}}؛ [[اسوه]] مواسات== | ||
مواسات در [[سیره]] و [[کلام نبوی]] {{صل}} اهمیت و [[جایگاه]] خاصی دارد؛ به طوری که [[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} [[هدف]] از [[آفرینش]] خود را به کمال رساندن [[انسانها]] دانسته، میفرماید: {{متن حدیث| إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ}}<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۸؛ المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۳، ص ۱۶؛ ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۸۹؛ ابن سلامه، مسند شهاب، ج ۲، ص ۱۹۳ و البیهقی، السنن الکبری، ج ۱۰، ص ۱۹۲.</ref>؛ به درستی که من برای به نهایت رسانیدن مکارم و نیکوییهای [[اخلاق]] برانگیخته شدهام. | |||
از نظر [[حضرت رسول]] {{صل}} [[یاری]] کردن [[برادران دینی]] و توجه به امور آنان و مواسات با ایشان از والاترین عبادتها و نشانه کمال [[بندگی]] [[حق]] است، به طوری که آن حضرت، [[ایمان]] [[حقیقی]] را در گرو مواسات دانسته، میفرمایند: هر کس [[فقیر]] را در [[مال]] خویش، شریک و با [[مردم]] به [[انصاف]] [[رفتار]] کند، او [[مؤمن حقیقی]] است<ref>{{متن حدیث| مَنْ وَاسَى الْفَقِيرَ وَ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ فَذَلِكَ الْمُؤْمِنُ حَقّاً}}؛ شیخ صدوق، الخصال، ج ۱، ص ۴۷ و کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۱۴۷.</ref>. ایشان همچنین مواسات را شریفترین [[کارها]] برشمرده و فرمودهاند: "سرآمد امور سه چیز است: [[یاد خدا]] در همه حال، رعایت [[انصاف]] و تقسیم [[مال]] با [[برادر دینی]]"<ref>الکافی، ج ۲، ص ۱۴۵؛ شیخ طوسی، الامالی، ص ۵۷۷: محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص ۲۱۵ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۹۰.</ref>. | |||
[[پیامبر]] {{صل}} برای توجه بیشتر [[مسلمانان]] به حل مشکلات یکدیگر و بیاعتنا نبودن به مسائل و حوادث ناگواری که برای [[برادران]] دینیشان اتفاق میافتد، پیوسته [[مسلمانان]] را به [[یاری]] مواسات یکدیگر فرا میخواندند. [[روایت]] شده است که [[رسول خدا]] {{صل}} خطاب به اهل [[مدینه]] فرمودند: "[[مؤمنان]]، [[دوستان]] و سرپرستان یکدیگرند. [[شایسته]] نیست [[مؤمنان]] شخص عیالمند و قرضدار را به حال خویش واگذارند؛ بلکه باید برای [[یاری]] افراد از پای در آمده برخاسته، به آنان مدد رسانند..."<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۳، ص ۲۲۴ - ۲۲۶، ابن هشام، السیرة النبویه، ج ۱، ص ۵۰۱ - ۵۰۴ و ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۱، ص ۲۲۷ - ۲۲۹.</ref>. همچنین [[پیامبر]] {{صل}} فرمودهاند: هر کس شب را به روز برساند و به امور [[مسلمانان]] توجه نداشته باشد، [[مسلمان]] نیست<ref>{{متن حدیث| مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ...}}؛ الکافی، ج ۲، ص ۱۶۴؛ الجعفریات، ص ۸۸؛ فضل الله راوندی، النوادر، ص ۲۱؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۲، ص ۵۷۲ و کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۱۱.</ref> و نیز فرمودهاند: هر کس صدای کمکخواهی مردی را بشنود که فریاد میزند: [[مسلمانان]] به دادم برسید؛ ولی جوابش را ندهد و به او [[کمک]] نکند، [[مسلمان]] نیست<ref>{{متن حدیث| وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ}}؛الکافی، ج ۲، ص ۱۶۴؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۱۷۵ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۴۱.</ref>. | |||
[[پیامبر گرامی اسلام]] {{صل}} در قول و عمل، [[مسلمانان]] را به [[مساوات]] و گشودن گره از کار یکدیگر فرا میخواندند؛ به گونهای که [[روایت]] شده است، کسانی که در راه [[همدردی]] و [[کمک]] به دیگران سعی بیشتری از خود نشان میدادند، در نظر [[رسول خدا]] {{صل}} اجر، [[قرب]] و [[منزلت]] والاتری داشتند<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص ۲۹۰؛ قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، عمان، ج ۱، ص ۳۱۱؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۳۹۴؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۳۱۸ و شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص ۸۲.</ref>. | |||
البته [[مساوات]]، در [[احادیث اسلامی]] و [[نبوی]] {{صل}} [[مردم]] فقط به رعایت در [[امور مادی]] سفارش نشدهاند و امور غیر مادی نیز در نظر گرفته شده است. مواسات در [[روایات اسلامی]] و [[نبوی]] {{صل}} گاه به معنی سهیم کردن دیگران با خود در بهرهگیری از مواهب [[زندگی]] و امکانات مادی است و گاه در رعایت [[عدالت]] در برخورد با دیگران و نیز مواسات در امور [[معنوی]] است</ref>. | |||
[[رسول خدا]] {{صل}} [[جامعه]] [[مؤمنان]] را به پیکر [[انسان]] [[تشبیه]] کردهاند که اعضای آن نمیتوانند به درد و [[رنج]] عضو دیگر بیتفاوت باشند: "مثل [[مؤمنان]] در پیوند و [[دوستی]] و [[محبت]] و [[رحمت]] به هم و اهمیت دادن به [[سرنوشت]] یکدیگر مثل یک پیکر زنده است که اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اجزای پیکر با آن اظهار [[همدردی]] میکنند"<ref>{{متن حدیث| مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي توادهم وَ تَرَاحُمِهِمْ وَ تَعَاطُفِهِمْ مِثْلَ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٍ تَدَاعَى لَهُ سَائِرِ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمَّى }}؛ احمد بن حنبل ۱۰۲، مسند احمد، السنن، ج ۴، ص ۲۷۰؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۸، ص ۲۰؛ علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص۱۰۲ و بیهقی، السنن الکبری، ج۳، ص ۳۵۳.</ref>.<ref>[[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۲۰ ـ ۶۲۲.</ref> | |||
== مواسات [[انصار]] با مهاجران== | == مواسات [[انصار]] با مهاجران== | ||
پایههای [[حکومت]] [[اسلام]] در [[مدینه]] با مواسات و [[همکاری]] همه [[مسلمانان]] استقرار یافت و مشکلات آغازین [[جامعه اسلامی]] با احساس [[همدردی]]، مشارکت و سهیم ساختن دیگران در [[مال]] و [[زندگی]] برطرف شد؛ به گونهای که این [[همکاری]] بین [[انصار]] و [[مهاجران]] در [[صدر اسلام]]، زمینههای رشد و بالندگی [[جامعه]] را فراهم آورده، موفقیتها و پیروزیهای [[مسلمانان]] را در آیندهای نزدیک رقم زد. [[رفتار]] [[انصار]] با [[مهاجران]] از [[بهترین]] و زیباترین جلوههای مواسات در [[اسلام]] است مسلمانانی که برای پیوستن به [[رسول خدا]] {{صل}} تمام [[دارایی]] خود را رها و گروه گروه به [[مدینه]] [[هجرت]] میکردند، در این [[شهر]] در [[پناه]] [[لطف]] و [[احسان]] [[انصار]] قرار گرفتند و [[انصار]] آنان را در خانههای خود جای داده، حتی آنان را در خانه و داراییهای خود شریک کردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۱۷۵ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۳، ص ۲۲۷.</ref>. | |||
در [[مدینه]] خانههای زیادی بودند که [[مهاجران]] با [[انصار]] در آن به صورت مشترک [[زندگی]] میکردند، مانند منازل [[سعد بن خیثمة]] و [[منذر بن محمد بن عقبة]]، منزل [[سعد بن خیثمة]]، به "بیت العزاب" معروف شده بود؛ زیرا افراد مجرد [[مهاجر]] در آنجا سکونت داشتند<ref>ابن کثیر، السیرة النبویة، ج ۲، ص ۲۲۵؛ حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج ۱، ص ۲۹۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج ۲، ص ۳۸۲ و ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۱۰۶.</ref>. در منزل [[منذر بن محمد بن عقبة]] نیز [[زبیر بن عوام]] با همسرش - [[أسماء بنت أبیبکر]]- و [[أبوسیرة بن أبی وهب]] با همسرش - [[أم کلثوم بنت سهیل]] - [[زندگی]] میکردند<ref>ابن کثیر، السیرة النبویه، ص ۲۲۴.</ref>. | |||
شکوه مواسات [[انصار]] با [[مهاجران]] در خانه "[[سعد بن ربیع انصاری]]" به اوج خود رسید و زمانی که [[پیامبر]] {{صل}} بین او و "[[عبدالرحمن بن عوف]]" [[پیمان برادری]] بست، سعد پس از مراسم [[اخوت]]، خطاب به عبدالرحمن گفت: "[[برادر]]! من ثروتمندترین فرد انصارم و آمادهام [[مال]] خود را با تو نصف کنم و دو [[همسر]] دارم که حاضرم هر کدام را که بپسندی، [[طلاق]] دهم تا پس از پایان عدّه [[طلاق]]، تو او را به همسری خویش [[انتخاب]] کنی!"<ref>البخاری، صحیح، ج ۳، ص ۳، مسند احمد، ج ۳، ص ۱۹۰؛ ابن کثیر، السیرة النبویه، ج ۲، ص ۳۲۷ - ۳۲۸؛ شافعی، کتاب الام، ج ۵، ص ۶۳ و الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۶، ص ۲۶.</ref> پس، عبدالرحمن در [[حق]] او [[دعا]] کرد و گفت: "[[خداوند]] به [[مال]] و خاندانت بر کت دهد! مرا بدانها نیازی نیست؛ تو فقط راه بازار را به من نشان بده تا خود از طریق کسب و کار، روزی خویش را فراهم آورم"<ref>ابن کثیر، السیرة النبویه، ص ۲۲۴؛ کتاب الأم، ج ۵، ص ۶۳؛ [[مسند احمد]]، ج ۳، ص ۱۹۰؛ عبدالرزاق صنعانی، المصنّف، ج ۶، ص ۱۷۸ و المعجم الکبیر، ج ۶، ص ۲۶.</ref>. | |||
نقل شده است، [[انصار]] در هنگام برداشت محصول خرما، آن را به دو بخش تقسیم میکردند و نصف بیشتر آن را به [[برادران]] [[مهاجر]] خود میدادند و از این کار، جز [[رضای خدا]] و [[بهشت]] او به چیز دیگری [[انتظار]] نداشتند<ref>الهیثمی، مجمع الزوائد، ج ۱۰، ص ۴۰ و تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۹، ص ۲۰۴.</ref>.<ref>[[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۶۲۲ ـ ۶۲۳.</ref> | |||
== رفع مشکلات [[مردم]] با همکاری== | == رفع مشکلات [[مردم]] با همکاری== | ||
بر اساس آموزههای [[پیامبر]] {{صل}} بسیاری از مشکلات [[مهاجران]] بیخانمان با جای گرفتن در خانههای [[انصار]] برطرف شد و [[فقر]] آنان با تقسیم [[اموال]] [[انصار]] با آنها به چشم نیامد. آموزهها و رهنمودهای [[پیامبر اکرم]] {{صل}} چنان بر [[مسلمانان]] اثر گذاشته بود که آنان داوطلبانه حاضر بودند حتی [[زنان]] خود را [[طلاق]] دهند تا به همسری مهاجرانی در آید که نتوانسته بودند [[همسران]] خود را همراه بیاورند<ref>کتاب الأم، ج ۵، ص ۶۳، مسند احمد، ج ۳، ص ۱۹۰؛ صحیح بخاری، ج ۳، ص ۳ و ابویعلی الموصلی، مسند، ج ۶، ص ۴۱۵.</ref> و [[مهاجران]] که از [[رفتار]] [[انصار]] و مواساتشان در شگفت بودند، به [[پیامبر]] {{صل}} گفتند: "ای [[رسول خدا]]! ما هرگز مانند این [[قوم]] که به نزد آنان وارد شدهایم، ندیدیم که در [[مال]] کمشان، [[بهترین]] مواسات و در [[مال]] زیادشان هم [[بهترین]] بذل را به جا آوردند؛ به گونهای که هزینههای [[زندگی]] ما را [[کفایت]] کرده، در هزینه [[زندگی]] و مسکن با ما شریک شدند"<ref>{{عربی|يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا رَأَيْنَا: مَثَلُ قَوْمٍ قَدَّمْنَا عَلَيْهِمْ أَحْسَنَ مُوَاسَاةُ فِي قَلِيلُ، وَ لَا حُسْنُ بَذَلَ فِي كثیر، لَقَدْ كفونا المؤونة وَ اشركونا فِي الْمُهَنَّا }}إ عیون الأثر، ج ۱، ص ۲۳۱؛ البدایه و النهایه، ج ۳، ص ۲۲۸؛ سبل الهدی والرشاد، ج ۳، ص ۳۶۴ و ابن کثیر، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۲۸.</ref>.<ref>[[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۶۲۴.</ref> | |||
== ضرورت مواسات در اسلام == | == ضرورت مواسات در اسلام == | ||
| خط ۳۷: | خط ۴۳: | ||
بر اساس این [[گرایش]] و پیوند است که جامعه معنای [[الهی]] - [[انسانی]] مییابد. [[حقیقت]] آن است که با پیوند [[انسانها]] به هم ارزش آنها [[ظهور]] میکند و [[سلامت جامعه]] تضمین میشود. با ظهور [[روح]] [[همبستگی]] و همیاری است که [[عمل صالح]] تحقق مییابد و جامعه به سوی کمال [[سیر]] میکند. [[امام صادق]] {{ع}} در [[تفسیر]] عمل صالح فرموده است که آن مواسات با [[برادران]] است: {{متن قرآن|وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}}<ref>«و کارهای شایسته کردهاند» سوره عصر، آیه ۳.</ref> یعنی {{متن حدیث|بِمُوَاسَاةِ الْإِخْوَانِ}}<ref>تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۶۶۶؛ تفسیر البرهان، ج۴، ص۵۰۴؛ تفسیر کنزالدقائق، ج۱۴، ص۴۲۸.</ref>. | بر اساس این [[گرایش]] و پیوند است که جامعه معنای [[الهی]] - [[انسانی]] مییابد. [[حقیقت]] آن است که با پیوند [[انسانها]] به هم ارزش آنها [[ظهور]] میکند و [[سلامت جامعه]] تضمین میشود. با ظهور [[روح]] [[همبستگی]] و همیاری است که [[عمل صالح]] تحقق مییابد و جامعه به سوی کمال [[سیر]] میکند. [[امام صادق]] {{ع}} در [[تفسیر]] عمل صالح فرموده است که آن مواسات با [[برادران]] است: {{متن قرآن|وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ}}<ref>«و کارهای شایسته کردهاند» سوره عصر، آیه ۳.</ref> یعنی {{متن حدیث|بِمُوَاسَاةِ الْإِخْوَانِ}}<ref>تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۶۶۶؛ تفسیر البرهان، ج۴، ص۵۰۴؛ تفسیر کنزالدقائق، ج۱۴، ص۴۲۸.</ref>. | ||
[[انسان]] حقیقتی [[ملکوتی]] دارد که «احسن تقویم» اوست، و این [[حقیقت]] نازل شده و قوس نزولی را طی کرده و در پایینترین مراتب قرار گرفته است؛ و انسان باید به سوی حقیقت خود بازگردد. [[زندگی]] تلاش و [[مبارزه]] در [[سیر]] به سوی این مقصد است. | [[انسان]] حقیقتی [[ملکوتی]] دارد که «احسن تقویم» اوست، و این [[حقیقت]] نازل شده و قوس نزولی را طی کرده و در پایینترین مراتب قرار گرفته است؛ و انسان باید به سوی حقیقت خود بازگردد. [[زندگی]] تلاش و [[مبارزه]] در [[سیر]] به سوی این مقصد است. | ||
{{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدهایم * آنگاه او را به (پایه) فروترین فرومایگان بازگرداندیم» سوره تین، آیه ۴-۵.</ref>. | {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدهایم * آنگاه او را به (پایه) فروترین فرومایگان بازگرداندیم» سوره تین، آیه ۴-۵.</ref>. | ||
{{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}}<ref>«جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.</ref> | اگر انسان در این مرتبه نازله بماند، جز «[[خسران]]» بهرهای ندارد. {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ}}<ref>«سوگند به روزگار * که آدمی در زیانمندی است» سوره عصر، آیه ۱-۲.</ref>. انسان در مرتبه «[[اسفل]] سافلین» خود میماند و حقیقت خویش را تباه میسازد، مگر آنکه با «[[ایمان]]» و «[[عمل صالح]]» سیر به سوی کمال و قوس صعود را طی کند؛ با «عمل [[ایمانی]]». | ||
و چنانکه پیشوای صادق [[شیعه]] فرموده است، از جلوههای بارز عمل صالح «[[مواسات]]» است، که اگر این امور رنگ ببازد، [[انسانیت]] [[دفن]] گردد و [[ارزشهای الهی]] بیرنگ شود و [[تباهیها]] [[ظهور]] نماید، که انسان فارغ از «عمل ایمانی» و [[بریده]] از «[[تعاون]] و تکافل و مواسات» حیوانی است به ظاهر [[انسانی]]. | |||
{{متن قرآن|يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ}}<ref>«که در آن تباهی میکند و خونها میریزد» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. | {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ}}<ref>«جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و یکدیگر را به راستی پند دادهاند و همدیگر را به شکیبایی اندرز دادهاند» سوره عصر، آیه ۳.</ref> و چنانکه پیشوای صادق [[شیعه]] فرموده است، از جلوههای بارز عمل صالح «[[مواسات]]» است، که اگر این امور رنگ ببازد، [[انسانیت]] [[دفن]] گردد و [[ارزشهای الهی]] بیرنگ شود و [[تباهیها]] [[ظهور]] نماید، که انسان فارغ از «عمل ایمانی» و [[بریده]] از «[[تعاون]] و تکافل و مواسات» حیوانی است به ظاهر [[انسانی]]. {{متن قرآن|يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ}}<ref>«که در آن تباهی میکند و خونها میریزد» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. | ||
یعنی انسان در مرتبه حیوانی خود در [[زمین]] تباهگری میکند و [[خون]] میریزد. بسیاری از فسادهای [[اجتماعی]] ریشه در عدم وجود تعاون و تکافل و مواسات دارد. ظهور تعاون و تکافل و مواسات در زندگی نشانه نزدیکی به [[ولایت الهی]] است؛ خود [[تمسک]] به ریسمان [[خداوند]] است، که پیوند [[انسانها]] با هم [[رحمت]] خداست تا جایی که [[امام صادق]] {{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَتَى أَخَاهُ فِي حَاجَةٍ فَإِنَّمَا ذَلِكَ رَحْمَةٌ مِنَ اللَّهِ سَاقَهَا إِلَيْهِ وَ سَبَّبَهَا لَهُ فَإِنْ قَضَى حَاجَتَهُ كَانَ قَدْ قَبِلَ الرَّحْمَةَ بِقَبُولِهَا وَ إِنْ رَدَّهُ عَنْ حَاجَتِهِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى قَضَائِهَا فَإِنَّمَا رَدَّ عَنْ نَفْسِهِ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ سَاقَهَا إِلَيْهِ وَ سَبَّبَهَا لَهُ}}<ref>«هر مؤمنی برای حاجتی نزد برادر مؤمنش رود، جز این نیست که آن رحمتی است که خداوند به سوی آن برادر مؤمن فرستاده و به او عنایت کرده است، پس اگر آن حاجت را پذیرد و روا کند، رحمت خدا را پذیرفته است، و اگر حاجت او را رد کند، با وجود آنکه میتواند روا کند، جز این نیست که آن رحمت الهی را از خود رد کرده است». الکافی، ج۲، ص۱۹۴؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۹۵؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۷۷.</ref>. | یعنی انسان در مرتبه حیوانی خود در [[زمین]] تباهگری میکند و [[خون]] میریزد. بسیاری از فسادهای [[اجتماعی]] ریشه در عدم وجود تعاون و تکافل و مواسات دارد. ظهور تعاون و تکافل و مواسات در زندگی نشانه نزدیکی به [[ولایت الهی]] است؛ خود [[تمسک]] به ریسمان [[خداوند]] است، که پیوند [[انسانها]] با هم [[رحمت]] خداست تا جایی که [[امام صادق]] {{ع}} فرموده است: {{متن حدیث|أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَتَى أَخَاهُ فِي حَاجَةٍ فَإِنَّمَا ذَلِكَ رَحْمَةٌ مِنَ اللَّهِ سَاقَهَا إِلَيْهِ وَ سَبَّبَهَا لَهُ فَإِنْ قَضَى حَاجَتَهُ كَانَ قَدْ قَبِلَ الرَّحْمَةَ بِقَبُولِهَا وَ إِنْ رَدَّهُ عَنْ حَاجَتِهِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى قَضَائِهَا فَإِنَّمَا رَدَّ عَنْ نَفْسِهِ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ سَاقَهَا إِلَيْهِ وَ سَبَّبَهَا لَهُ}}<ref>«هر مؤمنی برای حاجتی نزد برادر مؤمنش رود، جز این نیست که آن رحمتی است که خداوند به سوی آن برادر مؤمن فرستاده و به او عنایت کرده است، پس اگر آن حاجت را پذیرد و روا کند، رحمت خدا را پذیرفته است، و اگر حاجت او را رد کند، با وجود آنکه میتواند روا کند، جز این نیست که آن رحمت الهی را از خود رد کرده است». الکافی، ج۲، ص۱۹۴؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۹۵؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۷۷.</ref>. | ||
اهتمام در [[کفالت]] [[خویشاوندان]] [[عقیدتی]]، [[میزان]] پیوند با [[رحمت]] [[حق]] است. [[دینداری]] مدعیان [[دین]] را محکی سخت است، به طوری که تا آنجا بر پیوند [[مسلمانان]] با هم تأکید شده است که اگر کسی به این امور، یعنی رسیدگی به دیگران و کفالت سایران بیتوجه باشد، به منزله خروج از [[ولایت الهی]] و قطع [[پیوند با خدا]] شمرده شده است، چنان که در [[حدیث]] [[امام کاظم]] {{ع}} آمده است: | اهتمام در [[کفالت]] [[خویشاوندان]] [[عقیدتی]]، [[میزان]] پیوند با [[رحمت]] [[حق]] است. [[دینداری]] مدعیان [[دین]] را محکی سخت است، به طوری که تا آنجا بر پیوند [[مسلمانان]] با هم تأکید شده است که اگر کسی به این امور، یعنی رسیدگی به دیگران و کفالت سایران بیتوجه باشد، به منزله خروج از [[ولایت الهی]] و قطع [[پیوند با خدا]] شمرده شده است، چنان که در [[حدیث]] [[امام کاظم]] {{ع}} آمده است: {{متن حدیث|مَنْ قَصَدَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ مُسْتَجِيراً بِهِ فِي بَعْضِ أَحْوَالِهِ فَلَمْ يُجِرْهُ بَعْدَ أَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ فَقَدْ قَطَعَ وَلَايَةَ اللَّهِ عزَّوَجَلَّ}}<ref>«هر که فردی از برادران ایمانیاش به او روی نماید و در پارهای از گرفتاریهایش به او پناه آورد و او پناهش ندهد با این که توانایی بر انجام دادن کار او دارد، بیگمان پیوند خود را از خدای عزّوجلّ بریده است». الکافی، ج۲، ص۳۶۶-۳۶۷؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۹۸.</ref>. | ||
{{متن حدیث|مَنْ قَصَدَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ مُسْتَجِيراً بِهِ فِي بَعْضِ أَحْوَالِهِ فَلَمْ يُجِرْهُ بَعْدَ أَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ فَقَدْ قَطَعَ وَلَايَةَ اللَّهِ عزَّوَجَلَّ}}<ref>«هر که فردی از برادران ایمانیاش به او روی نماید و در پارهای از گرفتاریهایش به او پناه آورد و او پناهش ندهد با این که توانایی بر انجام دادن کار او دارد، بیگمان پیوند خود را از خدای عزّوجلّ بریده است». الکافی، ج۲، ص۳۶۶-۳۶۷؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۹۸.</ref>. | |||
و نیز اینگونه بیتوجهیها [[دشمنی]] با [[سیره رسول خدا]] {{صل}} و [[خیانت به خدا]] و فرستاده او عنوان شده است، چنان که در حدیث [[امام صادق]] {{ع}} آمده است: {{متن حدیث|مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَمْضِي لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ فِي حَاجَةٍ فَيَنْصَحُهُ فِيهَا إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَيِّئَةً قُضِيَتِ الْحَاجَةُ أَمْ لَمْ تُقْضَ فَإِنْ لَمْ يَنْصَحْهُ فِيهَا خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ كَانَ النَّبِيُّ {{صل}} خَصْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«هیچ مؤمنی نیست که در راه ادای نیاز برادری ایمانیاش گام زند و برای او اهتمام و جدّیت نماید، مگر اینکه خداوند به ازای هر گامی که در این راه بردارد برایش نیکیای ثبت کند و بدیای را از [کارنامۀ] او پاک سازد، چه نیاز آن شخص ادا شود و چه نشود؛ و اگر برای ادای نیاز برادر ایمانیاش اهتمام و جدیت نکند، به خدا و رسولش خیانت ورزیده، و پیامبر خدا در قیامت دشمن او خواهد بود». بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۱۵.</ref>. | و نیز اینگونه بیتوجهیها [[دشمنی]] با [[سیره رسول خدا]] {{صل}} و [[خیانت به خدا]] و فرستاده او عنوان شده است، چنان که در حدیث [[امام صادق]] {{ع}} آمده است: {{متن حدیث|مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَمْضِي لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ فِي حَاجَةٍ فَيَنْصَحُهُ فِيهَا إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَيِّئَةً قُضِيَتِ الْحَاجَةُ أَمْ لَمْ تُقْضَ فَإِنْ لَمْ يَنْصَحْهُ فِيهَا خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ كَانَ النَّبِيُّ {{صل}} خَصْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>«هیچ مؤمنی نیست که در راه ادای نیاز برادری ایمانیاش گام زند و برای او اهتمام و جدّیت نماید، مگر اینکه خداوند به ازای هر گامی که در این راه بردارد برایش نیکیای ثبت کند و بدیای را از [کارنامۀ] او پاک سازد، چه نیاز آن شخص ادا شود و چه نشود؛ و اگر برای ادای نیاز برادر ایمانیاش اهتمام و جدیت نکند، به خدا و رسولش خیانت ورزیده، و پیامبر خدا در قیامت دشمن او خواهد بود». بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۱۵.</ref>. | ||
| خط ۵۸: | خط ۶۲: | ||
[[نشانه]] [[دینداری]] و [[بندگی خدا]] پیوند با [[بندگان]] اوست، و نشانه این پیوند، رسیدگی و اهتمام به امور آنان است. از [[رسول خدا]] {{صل}} پرسیده شد: {{متن حدیث|مَنْ أَحَبُّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ؟}} (محبوبترین [[مردمان]] نزد [[خدا]] کیست؟) فرمود: {{متن حدیث|أَنْفَعُ النَّاسِ لِلنَّاسِ}}<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۰۵؛ الکافی، ج۲، ص۱۶۴؛ المحجة البیضاء، ج۳، ص۴۰۷.</ref>. (سودمندترین آنان برای مردمان). | [[نشانه]] [[دینداری]] و [[بندگی خدا]] پیوند با [[بندگان]] اوست، و نشانه این پیوند، رسیدگی و اهتمام به امور آنان است. از [[رسول خدا]] {{صل}} پرسیده شد: {{متن حدیث|مَنْ أَحَبُّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ؟}} (محبوبترین [[مردمان]] نزد [[خدا]] کیست؟) فرمود: {{متن حدیث|أَنْفَعُ النَّاسِ لِلنَّاسِ}}<ref>تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۰۵؛ الکافی، ج۲، ص۱۶۴؛ المحجة البیضاء، ج۳، ص۴۰۷.</ref>. (سودمندترین آنان برای مردمان). | ||
در منطق پیشوایان دین، مردمان به منزله عیال [[خداوند]] و [[خانواده]] اویند، و [[بهترین]] کسان نزد خداوند، سودمندترین ایشان نسبت به [[مخلوقات]] خداوند است، و کسی که در میان خانوادهای [[شادی]] بیافریند، چنان که در [[حدیث نبوی]] آمده است: {{متن حدیث|الْخَلْقُ عِيَالُ اللَّهِ فَأَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَى اللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِيَالَ اللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ سُرُوراً}}<ref>الکافی، ج۲، ص۱۶۴؛ أبوعلی محمد بن الاشعث الکوفی، الجعفریات (الاشعثیات)، مکتبة نینوی، طهران، ص۱۹۳-۱۹۴؛ قریب به همین: فقه الرضا، ص۳۶۹؛ قرب الاسناد، ص۵۷؛ أبو الحسن محمد بن الحسین الموسوی (الشریف الرضی)، المجازات النبویة، شرح و تحقیق طه محمد الزیتی، دار الاضواء، بیروت، ۱۴۰۶ ق. ص۲۳۷؛ حلیة الاولیاء، ج۲، ص۱۰۲، ج۴، ص۲۳۷؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۳۴؛ الفردوس بمأثور الخطاب، ج۲، ص۲۰۱؛ الفتح الربانی، ص۱۳۵؛ عدة الصابرین، ص۳۰۴؛ المستطرف، ج۱، ص۱۷۴؛ فیض القدیر، ج۳، ص۵۰۵؛ دلیل الفالحین، ج۳، ص۲۱.</ref>. | در منطق پیشوایان دین، مردمان به منزله عیال [[خداوند]] و [[خانواده]] اویند، و [[بهترین]] کسان نزد خداوند، سودمندترین ایشان نسبت به [[مخلوقات]] خداوند است، و کسی که در میان خانوادهای [[شادی]] بیافریند، چنان که در [[حدیث نبوی]] آمده است: {{متن حدیث|الْخَلْقُ عِيَالُ اللَّهِ فَأَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَى اللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِيَالَ اللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ سُرُوراً}}<ref>الکافی، ج۲، ص۱۶۴؛ أبوعلی محمد بن الاشعث الکوفی، الجعفریات (الاشعثیات)، مکتبة نینوی، طهران، ص۱۹۳-۱۹۴؛ قریب به همین: فقه الرضا، ص۳۶۹؛ قرب الاسناد، ص۵۷؛ أبو الحسن محمد بن الحسین الموسوی (الشریف الرضی)، المجازات النبویة، شرح و تحقیق طه محمد الزیتی، دار الاضواء، بیروت، ۱۴۰۶ ق. ص۲۳۷؛ حلیة الاولیاء، ج۲، ص۱۰۲، ج۴، ص۲۳۷؛ تاریخ بغداد، ج۶، ص۳۳۴؛ الفردوس بمأثور الخطاب، ج۲، ص۲۰۱؛ الفتح الربانی، ص۱۳۵؛ عدة الصابرین، ص۳۰۴؛ المستطرف، ج۱، ص۱۷۴؛ فیض القدیر، ج۳، ص۵۰۵؛ دلیل الفالحین، ج۳، ص۲۱.</ref>. | ||
| خط ۷۸: | خط ۸۳: | ||
[[پیشوایان دین]] تکافل را چنان والا میدانستند که [[امام صادق]] {{ع}} [[اقدام]] در این [[راه]] را چون [[جهاد در راه خدا]] معرفی کرده و فرموده است: {{متن حدیث|إِنَّ الْمُسْلِمَ إِذَا جَاءَهُ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فَقَامَ مَعَهُ فِي حَاجَةٍ كَانَ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>«هرگاه مسلمانی برای نیازی نزد مسلمانی آید و او جهت کمک و رفع آن همراه او اقدام نماید، همچون مجاهد راه خداست». کتاب المؤمن، ص۵۶؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۴۰۸.</ref>. | [[پیشوایان دین]] تکافل را چنان والا میدانستند که [[امام صادق]] {{ع}} [[اقدام]] در این [[راه]] را چون [[جهاد در راه خدا]] معرفی کرده و فرموده است: {{متن حدیث|إِنَّ الْمُسْلِمَ إِذَا جَاءَهُ أَخُوهُ الْمُسْلِمُ فَقَامَ مَعَهُ فِي حَاجَةٍ كَانَ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>«هرگاه مسلمانی برای نیازی نزد مسلمانی آید و او جهت کمک و رفع آن همراه او اقدام نماید، همچون مجاهد راه خداست». کتاب المؤمن، ص۵۶؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۴۰۸.</ref>. | ||
آن | آن حضرت گام زدن در این راه را چون گام زدن در مبارکترین ساحتها، و تأمین نیازها را چون [[شهادت]] در [[بهترین]] میدانها توصیف کرده است: {{متن حدیث|الْمَاشِي فِي حَاجَةِ أَخِيهِ كَالسَّاعِي بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ قَاضِي حَاجَتِهِ كَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَوْمَ بَدْرٍ وَ أُحُدٍ}}<ref>«کسی که برای ادای نیاز برادرش گام برمیدارد همچون سعیکننده میان صفا و مروه است، کسی که نیاز برادرش را برآورده سازد همچون کسی است که در میدان بدر و احد در راه خدا در خون خود غلطیده است». کتاب المؤمن، ص۴۶؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۴۱۳.</ref>. | ||
اینگونه است که گامها در آن [[روز]] که [[دلها]] هراسان و دیدهها ترسان و بدنها لرزان است، [[استوار]] خواهد بود، که هر کس [[صراط]] [[دنیا]] را به [[درستی]] عبور کند، صراط [[آخرت]] را عبور تواند کرد. از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ مَشَى فِي حَاجَةٍ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ حَتَّى يُتِمَّهَا أَثْبَتَ اللَّهُ قَدَمَيْهِ يَوْمَ تَزِلُّ الْأَقْدَامُ}}<ref>«کسی که برای رفع نیازی از برادر مسلمانش گام بردارد تا آن را به انجام رساند، خداوند گامهای او را در آن روز (قیامت) که گامها همه میلغزد استوار نگاه میدارد». کتاب المؤمن، ص۴۶؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۴۰۸.</ref>. | اینگونه است که گامها در آن [[روز]] که [[دلها]] هراسان و دیدهها ترسان و بدنها لرزان است، [[استوار]] خواهد بود، که هر کس [[صراط]] [[دنیا]] را به [[درستی]] عبور کند، صراط [[آخرت]] را عبور تواند کرد. از [[امام باقر]] {{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ مَشَى فِي حَاجَةٍ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ حَتَّى يُتِمَّهَا أَثْبَتَ اللَّهُ قَدَمَيْهِ يَوْمَ تَزِلُّ الْأَقْدَامُ}}<ref>«کسی که برای رفع نیازی از برادر مسلمانش گام بردارد تا آن را به انجام رساند، خداوند گامهای او را در آن روز (قیامت) که گامها همه میلغزد استوار نگاه میدارد». کتاب المؤمن، ص۴۶؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۴۰۸.</ref>. | ||
| خط ۸۶: | خط ۹۱: | ||
«[[مواسات]]» چنان است که در کنار «[[یاد خدا]]» در همه حال آمده است. «یاد خدا» که [[برترین]] [[کمالات]] [[انسان]] است. بنابراین «مواسات» برترین کمال [[اجتماعی]] است، و خطری بالاتر از ترک آن [[جامعه]] [[ایمانی]] را [[تهدید]] نمیکند. [[ابن فهد حلی]]، عالم کامل مینویسد: «اگر در [[توانگری]] جز خطر ترک مواسات با [[فقیران]] و مساعدت [[ناتوانان]] خطر دیگری نبود، همین یک خطر کافی بود؛ و چنان چه شخص توانگر بخواهد هر فقری را که مییابد علاج کند و هر نیازی را که بر آن [[آگاه]] میشود از بین ببرد، ثروتش تمام شود و چون آنان گردد، و از اینجاست سخن [[اویس قرنی]] که ادای [[حقوق خداوند]] برای ما طلا و نقرهای باقی نمیگذارد»<ref>عدة الداعی، ص۱۲۴.</ref>. | «[[مواسات]]» چنان است که در کنار «[[یاد خدا]]» در همه حال آمده است. «یاد خدا» که [[برترین]] [[کمالات]] [[انسان]] است. بنابراین «مواسات» برترین کمال [[اجتماعی]] است، و خطری بالاتر از ترک آن [[جامعه]] [[ایمانی]] را [[تهدید]] نمیکند. [[ابن فهد حلی]]، عالم کامل مینویسد: «اگر در [[توانگری]] جز خطر ترک مواسات با [[فقیران]] و مساعدت [[ناتوانان]] خطر دیگری نبود، همین یک خطر کافی بود؛ و چنان چه شخص توانگر بخواهد هر فقری را که مییابد علاج کند و هر نیازی را که بر آن [[آگاه]] میشود از بین ببرد، ثروتش تمام شود و چون آنان گردد، و از اینجاست سخن [[اویس قرنی]] که ادای [[حقوق خداوند]] برای ما طلا و نقرهای باقی نمیگذارد»<ref>عدة الداعی، ص۱۲۴.</ref>. | ||
در هر حال آن چه مهم است این است که در [[راه]] [[تعاون]] و تکافل و مواسات گام برداشته شود و این اصل اصیل اجتماعی به پشت افکنده نشود، هر چقدر مقدور باشد. [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} در [[وصیت]] خود به فرزندش [[حسن]] {{ع}} در هنگام [[رحلت]] خویش چنین فرمود: {{متن حدیث|اللَّهَ اللَّهَ فِي الْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاكِينِ فَشَارِكُوهُمْ فِي مَعَايِشِكُمْ}}<ref>«خدا را، خدا را، درباره فقیران و مسکینان. آنان را در زندگی خود شریک کنید». الکافی، ج۷، ص۵۲؛ تحف العقول، ص۱۳۶؛ بحارالانوار، ج۷۸، ص۹۹.</ref>. | در هر حال آن چه مهم است این است که در [[راه]] [[تعاون]] و تکافل و مواسات گام برداشته شود و این اصل اصیل اجتماعی به پشت افکنده نشود، هر چقدر مقدور باشد. [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} در [[وصیت]] خود به فرزندش [[حسن]] {{ع}} در هنگام [[رحلت]] خویش چنین فرمود: {{متن حدیث|اللَّهَ اللَّهَ فِي الْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاكِينِ فَشَارِكُوهُمْ فِي مَعَايِشِكُمْ}}<ref>«خدا را، خدا را، درباره فقیران و مسکینان. آنان را در زندگی خود شریک کنید». الکافی، ج۷، ص۵۲؛ تحف العقول، ص۱۳۶؛ بحارالانوار، ج۷۸، ص۹۹.</ref>. | ||
مواسات با [[نیازمندان]]، برابر ساختن آنان با خود در [[زندگی]] است، و اینگونه زیستن است که [[شایسته]] است «زنده بودن» نامیده شود. [[پیشوایان حق]]، [[یاران]] خود را به اینگونه بودن [[فرمان]] میدادند، همان طور که در خبر [[کامل بن ابراهیم مدنی]]<ref>وی از اصحاب امام عسکری {{ع}} و از شخصیتهای برجسته شیعه بوده است. ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۱۰۲.</ref> آمده است که [[امام عسکری]] {{ع}} ما را به [[مواسات]] با [[برادران]] [[دینی]] فرمان میداد<ref>نک: غیبة الطوسی، ص۱۴۸؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۵۳، حدیث ۷.</ref>. در آموزههای [[پیشوایان دین]]، از ملاکهای تشخیص [[ایمان حقیقی]] و [[شیعه واقعی]] همین مطرح شده است، چنان که در [[حدیث]] [[امام صادق]] {{ع}} آمده است: {{متن حدیث|امْتَحِنُوا شِيعَتَنَا عِنْدَ ثَلَاثٍ عِنْدَ مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ كَيْفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَيْهَا وَ عِنْدَ أَسْرَارِهِمْ كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَهَا عِنْدَ عَدُوِّنَا وَ إِلَى أَمْوَالِهِمْ كَيْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لِإِخْوَانِهِمْ فِيهَا}}<ref>«شیعیان ما را به سه چیز آزمایش کنید: [اول] به اوقات نماز که چگونه آن را محافظت میکنند، و [دوم] به اسرارشان که چگونه نزد دشمن ما آنها را حفظ میکنند و [سوم] به اموالشان که آیا نسبت به برادران دینی خود در آن مواسات دارند؟» الخصال، ج۱، ص۱۰۳؛ روضة الواعظین، ص۳۲۱؛ أعلام الدین، ص۱۳۰-۱۳۱؛ وسائل الشیعة، ج۳، ص۸۲؛ قریب به همین: قرب الاسناد، ص۳۸؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۹۱.</ref>. | مواسات با [[نیازمندان]]، برابر ساختن آنان با خود در [[زندگی]] است، و اینگونه زیستن است که [[شایسته]] است «زنده بودن» نامیده شود. [[پیشوایان حق]]، [[یاران]] خود را به اینگونه بودن [[فرمان]] میدادند، همان طور که در خبر [[کامل بن ابراهیم مدنی]]<ref>وی از اصحاب امام عسکری {{ع}} و از شخصیتهای برجسته شیعه بوده است. ر. ک: معجم رجال الحدیث، ج۱۴، ص۱۰۲.</ref> آمده است که [[امام عسکری]] {{ع}} ما را به [[مواسات]] با [[برادران]] [[دینی]] فرمان میداد<ref>نک: غیبة الطوسی، ص۱۴۸؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۵۳، حدیث ۷.</ref>. در آموزههای [[پیشوایان دین]]، از ملاکهای تشخیص [[ایمان حقیقی]] و [[شیعه واقعی]] همین مطرح شده است، چنان که در [[حدیث]] [[امام صادق]] {{ع}} آمده است: {{متن حدیث|امْتَحِنُوا شِيعَتَنَا عِنْدَ ثَلَاثٍ عِنْدَ مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ كَيْفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَيْهَا وَ عِنْدَ أَسْرَارِهِمْ كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَهَا عِنْدَ عَدُوِّنَا وَ إِلَى أَمْوَالِهِمْ كَيْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لِإِخْوَانِهِمْ فِيهَا}}<ref>«شیعیان ما را به سه چیز آزمایش کنید: [اول] به اوقات نماز که چگونه آن را محافظت میکنند، و [دوم] به اسرارشان که چگونه نزد دشمن ما آنها را حفظ میکنند و [سوم] به اموالشان که آیا نسبت به برادران دینی خود در آن مواسات دارند؟» الخصال، ج۱، ص۱۰۳؛ روضة الواعظین، ص۳۲۱؛ أعلام الدین، ص۱۳۰-۱۳۱؛ وسائل الشیعة، ج۳، ص۸۲؛ قریب به همین: قرب الاسناد، ص۳۸؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۹۱.</ref>. | ||
و نیز [[ابوبصیر]] از آن | و نیز [[ابوبصیر]] از آن حضرت [[روایت]] کرده است که فرمود: {{متن حدیث|أَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا اسْتَعَانَ بِهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ فِي حَاجَةٍ فَلَمْ يُبَالِغْ فِيهَا بِكُلِّ جُهْدٍ، فَقَدْ خَانَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«هر کس از اصحاب و شیعیان ما که برادر دینیاش برای نیازی از او یاری جوید و او تمام کوشش و جدیت خود را برای کمک به وی مبذول ندارد، همانا به خدا و رسولش و همه مؤمنان خیانت کرده است». الکافی، ج۲، ص۳۶۲؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۵۹۶؛ بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۸۲.</ref>. | ||
از مسلمات لوازم ایمان حقیقی، [[تعاون]] و تکافل و مواسات است، و آنان که بدان پشت میکنند، به [[رحمت]] و [[عنایت خدا]] پشت میکنند و به [[آتش]] و [[خشم الهی]] رو مینمایند<ref>بابهای روایی بسیاری گویای این حقیقت است. ر. ک: الکافی، ج۲، ص۱۶۳-۱۶۴، ۱۹۲-۲۰۷.</ref>. [[صفوان بن مهران]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده است که فرمود: {{متن حدیث|أَيُّمَا رَجُلٍ أَتَاهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ فِي حَاجَةٍ وَ يَقْدِرُ عَلَى قَضَائِهَا فَمَنَعَهُ إِيَّاهَا عَيَّرَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَعْيِيراً شَدِيداً وَ قَالَ لَهُ أَتَاكَ أَخُوكَ فِي حَاجَةٍ قَدْ جَعَلْتُ قَضَاءَهَا فِي يَدَيْكَ فَمَنَعْتَهُ إِيَّاهَا زُهْداً مِنْكَ فِي ثَوَابِهَا وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا أَنْظُرُ إِلَيْكَ فِي حَاجَةٍ مُعَذَّباً كُنْتَ أَوْ مَغْفُوراً لَكَ}}<ref>«هر مسلمانی که مسلمان دیگری برای نیازی نزد او آید و او قادر بر رفع آن باشد و این کار را نکند، خداوند در قیامت او را شدیداً مورد عتاب و سرزنش قرار میدهد و به او میفرماید: چرا وقتی برادرت به خاطر نیازی به تو روی آورد و من ادای حاجت او را به دست تو قرار دادم، او را منع نمودی و نیازش را برطرف نکردی و از ثواب و پاداشی که این عمل داشت روی گرداندی؟ به عزت و جلالم سوگند که به خاطر این عمل تو در هیچ حاجتی نظر رحمت و عنایت به سویت نخواهم کرد، خواه در آتش بوده و خواه آمرزیده باشی». مجالس ابن الشیخ، ص۶۰؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۶۰۰.</ref>. | از مسلمات لوازم ایمان حقیقی، [[تعاون]] و تکافل و مواسات است، و آنان که بدان پشت میکنند، به [[رحمت]] و [[عنایت خدا]] پشت میکنند و به [[آتش]] و [[خشم الهی]] رو مینمایند<ref>بابهای روایی بسیاری گویای این حقیقت است. ر. ک: الکافی، ج۲، ص۱۶۳-۱۶۴، ۱۹۲-۲۰۷.</ref>. [[صفوان بن مهران]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[روایت]] کرده است که فرمود: {{متن حدیث|أَيُّمَا رَجُلٍ أَتَاهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ فِي حَاجَةٍ وَ يَقْدِرُ عَلَى قَضَائِهَا فَمَنَعَهُ إِيَّاهَا عَيَّرَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَعْيِيراً شَدِيداً وَ قَالَ لَهُ أَتَاكَ أَخُوكَ فِي حَاجَةٍ قَدْ جَعَلْتُ قَضَاءَهَا فِي يَدَيْكَ فَمَنَعْتَهُ إِيَّاهَا زُهْداً مِنْكَ فِي ثَوَابِهَا وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا أَنْظُرُ إِلَيْكَ فِي حَاجَةٍ مُعَذَّباً كُنْتَ أَوْ مَغْفُوراً لَكَ}}<ref>«هر مسلمانی که مسلمان دیگری برای نیازی نزد او آید و او قادر بر رفع آن باشد و این کار را نکند، خداوند در قیامت او را شدیداً مورد عتاب و سرزنش قرار میدهد و به او میفرماید: چرا وقتی برادرت به خاطر نیازی به تو روی آورد و من ادای حاجت او را به دست تو قرار دادم، او را منع نمودی و نیازش را برطرف نکردی و از ثواب و پاداشی که این عمل داشت روی گرداندی؟ به عزت و جلالم سوگند که به خاطر این عمل تو در هیچ حاجتی نظر رحمت و عنایت به سویت نخواهم کرد، خواه در آتش بوده و خواه آمرزیده باشی». مجالس ابن الشیخ، ص۶۰؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۶۰۰.</ref>. | ||
| خط ۹۹: | خط ۱۰۵: | ||
[[علامه مجلسی]] در توضیح این [[حدیث]] به حقایق مهم و درخور توجهی اشاره کرده است، از جمله این که ظاهر این [[روایات]] دال بر [[وجوب]] [[یاری]] و [[دستگیری]] [[اهل]] [[ایمان]] در تمام اموری است که شخص [[توانایی]] یاری آنان را دارد، از تأمین [[مسکن]] گرفته تا سایر نیازها، بلکه ظاهر این روایات بر آن دلالت دارد که ترک این امور از [[گناهان کبیره]] است، و نیز واگذاردن اهل ایمان در عسرت و [[سختی]] شدید با [[روح]] [[آسایش]] خواه [[شریعت اسلامی]] منافات دارد<ref>بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۷۹.</ref>. | [[علامه مجلسی]] در توضیح این [[حدیث]] به حقایق مهم و درخور توجهی اشاره کرده است، از جمله این که ظاهر این [[روایات]] دال بر [[وجوب]] [[یاری]] و [[دستگیری]] [[اهل]] [[ایمان]] در تمام اموری است که شخص [[توانایی]] یاری آنان را دارد، از تأمین [[مسکن]] گرفته تا سایر نیازها، بلکه ظاهر این روایات بر آن دلالت دارد که ترک این امور از [[گناهان کبیره]] است، و نیز واگذاردن اهل ایمان در عسرت و [[سختی]] شدید با [[روح]] [[آسایش]] خواه [[شریعت اسلامی]] منافات دارد<ref>بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۷۹.</ref>. | ||
[[حقوق متقابل]] [[انسانی]] و [[ایمانی]] آن چنان [[قوی]] و کارساز است که اگر کسی نیاز کسی را برآورده کند، آنکه نیازش برطرف شده است نیز بر گردن برطرفکننده، [[حق]] پیدا میکند، زیرا که سبب [[اثبات]] فضیلتی و ادای حقی برای آن شخص شده است، و از اینرو یاریکننده نه تنها که منّتی بر وی ندارد که باید ممنون او باشد. به بیان [[علی]] {{ع}}: {{متن حدیث|مَنْ قَبِلَ مَعْرُوفَكَ فَقَدْ أَوْجَبَ عَلَيْكَ حَقَّهُ}}<ref>«آن کس که کار نیک و بخشش تو را میپذیرد، همانا حقش بر تو واجب و لازم میشود». شرح غررالحکم، ج۵، ص۳۸۹.</ref>. | [[حقوق متقابل]] [[انسانی]] و [[ایمانی]] آن چنان [[قوی]] و کارساز است که اگر کسی نیاز کسی را برآورده کند، آنکه نیازش برطرف شده است نیز بر گردن برطرفکننده، [[حق]] پیدا میکند، زیرا که سبب [[اثبات]] فضیلتی و ادای حقی برای آن شخص شده است، و از اینرو یاریکننده نه تنها که منّتی بر وی ندارد که باید ممنون او باشد. به بیان [[علی]] {{ع}}: {{متن حدیث|مَنْ قَبِلَ مَعْرُوفَكَ فَقَدْ أَوْجَبَ عَلَيْكَ حَقَّهُ}}<ref>«آن کس که کار نیک و بخشش تو را میپذیرد، همانا حقش بر تو واجب و لازم میشود». شرح غررالحکم، ج۵، ص۳۸۹.</ref>. | ||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۲۲: | ||
# احادیثی که تعبیر به «قطع [[رحمت الهی]]» نسبت به ترک کنندگان این امور کرده است. | # احادیثی که تعبیر به «قطع [[رحمت الهی]]» نسبت به ترک کنندگان این امور کرده است. | ||
# احادیثی که تعبیر به «قطع [[ولایت الهی]]» کرده است. | # احادیثی که تعبیر به «قطع [[ولایت الهی]]» کرده است. | ||
# احادیثی که [[تهدید]] به «[[آتش جهنم]]» کرده است | # احادیثی که [[تهدید]] به «[[آتش جهنم]]» کرده است<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۲ (کتاب)|سیره نبوی]]، ج۲ ص ۶۳۴-۶۵۰.</ref>. | ||
== سیره عملی پیامبر خاتم در رعایت مواسات == | == سیره عملی پیامبر خاتم در رعایت مواسات == | ||
[[کمال اخلاق]] [[انسانی]] در [[ساحت]] [[اجتماعی]] به [[میزان]] پیوند با [[بندگان خدا]] و تضامن و [[مواسات]] با آنان است. از همین رو در خبر [[هند بن ابیهاله]] درباره [[سیره پیامبر اکرم]] {{صل}} آمده است: {{متن حدیث|أَفْضَلُهُمْ عِنْدَهُ أَعَمُّهُمْ نَصِيحَةً لِلْمُسْلِمِينَ وَ أَعْظَمُهُمْ عِنْدَهُ مَنْزِلَةً أَحْسَنُهُمْ مُؤَاسَاةً وَ مُؤَازَرَةً}}<ref>«برترین مردمان نزد رسول خدا {{صل}} کسانی بودند که بیشترین خیرخواهی را درباره مردم داشتند، و والاترینشان نزد آن حضرت کسانی بودند که [درباره برادران دینی] نیکوترین مواسات و مساعدت را داشتند». منابع پی نوشت ۲، ص۱۷-۱۹.</ref>. | [[کمال اخلاق]] [[انسانی]] در [[ساحت]] [[اجتماعی]] به [[میزان]] پیوند با [[بندگان خدا]] و تضامن و [[مواسات]] با آنان است. از همین رو در خبر [[هند بن ابیهاله]] درباره [[سیره پیامبر اکرم]] {{صل}} آمده است: {{متن حدیث|أَفْضَلُهُمْ عِنْدَهُ أَعَمُّهُمْ نَصِيحَةً لِلْمُسْلِمِينَ وَ أَعْظَمُهُمْ عِنْدَهُ مَنْزِلَةً أَحْسَنُهُمْ مُؤَاسَاةً وَ مُؤَازَرَةً}}<ref>«برترین مردمان نزد رسول خدا {{صل}} کسانی بودند که بیشترین خیرخواهی را درباره مردم داشتند، و والاترینشان نزد آن حضرت کسانی بودند که [درباره برادران دینی] نیکوترین مواسات و مساعدت را داشتند». منابع پی نوشت ۲، ص۱۷-۱۹.</ref>. | ||
[[رسول خدا]] {{صل}} [[پیروان]] خود را چنین میخواست: با روحیهای سراسر تکافل و مواسات. آن | [[رسول خدا]] {{صل}} [[پیروان]] خود را چنین میخواست: با روحیهای سراسر تکافل و مواسات. آن حضرت در صدد ایجاد امتی بود که یکدیگر را چون خود ببینند و بیشترین مساعدت را با هم داشته باشند و نسبت به [[زندگی]] و [[مشکلات]] هم بیاعتنا نباشد. آنگاه که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} وارد [[مدینه]] شد و اقدامات خود را در جهت ایجاد یک [[جامه]] [[ایمانی]] آغاز کرد، در دومین خطبهای که در ابتدای ورود خویش ایراد کرد، فرمود: {{متن حدیث|تَحَابُّوا بِرُوحِ اللهِ بَیْنَکُمْ}}<ref>«به روح خدا در میانتان با یکدیگر دوستی کنید و به هم محبت ورزید». سیرة ابن هشام، ج۲، ص۱۱۹؛ دلائل النبوة البیهقی، ج۲، ص۵۲۵.</ref>. | ||
[[پیامبر]]، بنیاد تکافل و مواسات را بر [[محبت الهی]] میان [[اهل]] [[ایمان]] قرار داد و در منشور مشهور مدینه اعلام تکافل و مواسات کرد. در بندهایی از آن آمده بود: «[[مؤمنان]] [[دوستان]] و سرپرستان یکدیگرند. مؤمنان نباید شخص عیالمند و وامدار را به حال خویش رها سازند، بلکه باید او را کمک کنند. [[مسلمانان]] باید افراد از پای درآمده را [[یاری]] دهند. [[همسایه]] مانند خود [[انسان]] است، نباید بدو زیانی رسد»<ref>سیرة ابن هشام، ج۲، ص۱۱۹-۱۲۳؛ نهایة الارب، ج۱۶، ص۳۴۸-۳۵۱؛ البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۷۳-۲۷۶.</ref>. | [[پیامبر]]، بنیاد تکافل و مواسات را بر [[محبت الهی]] میان [[اهل]] [[ایمان]] قرار داد و در منشور مشهور مدینه اعلام تکافل و مواسات کرد. در بندهایی از آن آمده بود: «[[مؤمنان]] [[دوستان]] و سرپرستان یکدیگرند. مؤمنان نباید شخص عیالمند و وامدار را به حال خویش رها سازند، بلکه باید او را کمک کنند. [[مسلمانان]] باید افراد از پای درآمده را [[یاری]] دهند. [[همسایه]] مانند خود [[انسان]] است، نباید بدو زیانی رسد»<ref>سیرة ابن هشام، ج۲، ص۱۱۹-۱۲۳؛ نهایة الارب، ج۱۶، ص۳۴۸-۳۵۱؛ البدایة و النهایة، ج۳، ص۲۷۳-۲۷۶.</ref>. | ||
| خط ۱۳۱: | خط ۱۳۸: | ||
آخرین [[پیامآور الهی]] چنان بر مواسات تأکید داشت که میفرمود: {{متن حدیث|مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) إِبْرَادُ الْأَكْبَادِ الْحَارَّةِ، وَ إِشْبَاعُ الْأَكْبَادِ الْجَائِعَةِ، وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَا يُؤْمِنُ بِي عَبْدٌ يَبِيتُ شَبْعَانَ وَ أَخُوهُ- أَوْ قَالَ: جَارُهُ- الْمُسْلِمُ جَائِعٌ}}<ref>«از جمله بالاترین اعمال نزد خدا سرد کردن جگرهای تفتیده و سیر کردن شکمهای گرسنه است. سوگند به خدایی که جان محمد به دست اوست، بندهای به من ایمان نیاورده است که شب را سیر بگذراند و برادر مسلمانش - و یا فرمود همسایهاش - گرسنه به سر برد». امالی الطوسی، ج۲، ص۲۱۱؛ تنبیه الخواطر، ج۲، ص۷۶؛ أعلام الدین، ص۲۱۶.</ref>. | آخرین [[پیامآور الهی]] چنان بر مواسات تأکید داشت که میفرمود: {{متن حدیث|مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ (عَزَّ وَ جَلَّ) إِبْرَادُ الْأَكْبَادِ الْحَارَّةِ، وَ إِشْبَاعُ الْأَكْبَادِ الْجَائِعَةِ، وَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَا يُؤْمِنُ بِي عَبْدٌ يَبِيتُ شَبْعَانَ وَ أَخُوهُ- أَوْ قَالَ: جَارُهُ- الْمُسْلِمُ جَائِعٌ}}<ref>«از جمله بالاترین اعمال نزد خدا سرد کردن جگرهای تفتیده و سیر کردن شکمهای گرسنه است. سوگند به خدایی که جان محمد به دست اوست، بندهای به من ایمان نیاورده است که شب را سیر بگذراند و برادر مسلمانش - و یا فرمود همسایهاش - گرسنه به سر برد». امالی الطوسی، ج۲، ص۲۱۱؛ تنبیه الخواطر، ج۲، ص۷۶؛ أعلام الدین، ص۲۱۶.</ref>. | ||
در [[منطق]] پیامبر اکرم {{صل}} لازم است مسلمانان در [[خوراک]]، [[پوشاک]]، نوشاک و سایر نیازهای [[زندگی]] با یکدیگر مواسات داشته باشند و آنان که به این اصل پشت کنند به [[ایمان حقیقی]] پشت کردهاند؛ و آن | در [[منطق]] پیامبر اکرم {{صل}} لازم است مسلمانان در [[خوراک]]، [[پوشاک]]، نوشاک و سایر نیازهای [[زندگی]] با یکدیگر مواسات داشته باشند و آنان که به این اصل پشت کنند به [[ایمان حقیقی]] پشت کردهاند؛ و آن حضرت میفرمود: {{متن حدیث|مَا آمَنَ بِاللَّهِ مَنْ شَبِعَ وَ أَخُوهُ جَائِعٌ وَ لَا آمَنَ بِاللَّهِ مَنِ اكْتَسَى وَ أَخُوهُ عُرْيَانٌ}}<ref>«به خدا ایمان نیاورده است کسی که سیر باشد و برادرش گرسنه، و ایمان به خدا ندارد آنکه پوشیده است و برادرش عریان است». مکارم الاخلاق، ص۱۳۴.</ref>. | ||
آنان که [[دعوت]] [[رسول خدا]] {{صل}} به تکافل و [[مواسات]] را شنیده و [[فرمان خدا]] به اهتمام بر امور یکدیگر را دریافته و آن را به چیزی نگرفتهاند، چگونه [[انتظار]] [[رحمت]] و [[آمرزش الهی]] دارند؟ از [[امام سجاد]] {{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ بَاتَ شَبْعَاناً وَ بِحَضْرَتِهِ مُؤْمِنٌ طَاوٍ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلَائِكَتِي أُشْهِدُكُمْ عَلَى هَذَا الْعَبْدِ أَنَّنِي أَمَرْتُهُ فَعَصَانِي وَ أَطَاعَ غَيْرِي وَكَلْتُهُ إِلَى عَامِلِهِ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا غَفَرْتُ لَهُ أَبَداً}}<ref>«هر کس شب را با شکم سیر به سر برد در حالی که در نزدیکش مؤمنی گرسنه و بیطعام باشد، خدای عزّوجلّ به فرشتگان گوید: من شما را بر این بنده شاهد میگیرم که او را فرمان دادم و مخالفت مرا کرد و از غیر من فرمانبرداری کرد، او را به عملش واگذاردم، و به عزت و جلالم سوگند او را هرگز نیامرزم». المحاسن، ج۱، ص۹۷-۹۸؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۹۶.</ref>. | آنان که [[دعوت]] [[رسول خدا]] {{صل}} به تکافل و [[مواسات]] را شنیده و [[فرمان خدا]] به اهتمام بر امور یکدیگر را دریافته و آن را به چیزی نگرفتهاند، چگونه [[انتظار]] [[رحمت]] و [[آمرزش الهی]] دارند؟ از [[امام سجاد]] {{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: {{متن حدیث|مَنْ بَاتَ شَبْعَاناً وَ بِحَضْرَتِهِ مُؤْمِنٌ طَاوٍ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلَائِكَتِي أُشْهِدُكُمْ عَلَى هَذَا الْعَبْدِ أَنَّنِي أَمَرْتُهُ فَعَصَانِي وَ أَطَاعَ غَيْرِي وَكَلْتُهُ إِلَى عَامِلِهِ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا غَفَرْتُ لَهُ أَبَداً}}<ref>«هر کس شب را با شکم سیر به سر برد در حالی که در نزدیکش مؤمنی گرسنه و بیطعام باشد، خدای عزّوجلّ به فرشتگان گوید: من شما را بر این بنده شاهد میگیرم که او را فرمان دادم و مخالفت مرا کرد و از غیر من فرمانبرداری کرد، او را به عملش واگذاردم، و به عزت و جلالم سوگند او را هرگز نیامرزم». المحاسن، ج۱، ص۹۷-۹۸؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۹۶.</ref>. | ||
| خط ۱۴۶: | خط ۱۵۳: | ||
بار [[رنج]] و [[محرومیت]] [[مستمندان]] بر گردن توانگرانی است که [[حق]] آنان را دریغ داشتهاند و به تعبیر پیامآور محرومیتزدایی، [[رسول خدا]] {{صل}}، از جمله نخستین گروهی که وارد [[آتش جهنم]] میشوند توانگرانیاند که [[حقوق خداوند]] ([[حقوق]] مستمندان) را که در اموالشان هست نپرداختهاند: {{متن حدیث|... وَأَمَّا أَوَّلُ ثُلَّةٍ يَدْخُلُونَ النَّارَ... وَذُو ثَرْوَةٍ مِنْ مَالٍ لَا يُؤَدِّي حَقَّ اللَّهِ فِي مَالِهِ}}<ref>الترغیب و الترهیب، ج۱، ص۵۴۰.</ref>. | بار [[رنج]] و [[محرومیت]] [[مستمندان]] بر گردن توانگرانی است که [[حق]] آنان را دریغ داشتهاند و به تعبیر پیامآور محرومیتزدایی، [[رسول خدا]] {{صل}}، از جمله نخستین گروهی که وارد [[آتش جهنم]] میشوند توانگرانیاند که [[حقوق خداوند]] ([[حقوق]] مستمندان) را که در اموالشان هست نپرداختهاند: {{متن حدیث|... وَأَمَّا أَوَّلُ ثُلَّةٍ يَدْخُلُونَ النَّارَ... وَذُو ثَرْوَةٍ مِنْ مَالٍ لَا يُؤَدِّي حَقَّ اللَّهِ فِي مَالِهِ}}<ref>الترغیب و الترهیب، ج۱، ص۵۴۰.</ref>. | ||
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} در هر فرصتی [[مسلمانان]] را به تکافل و [[مواسات]] و اهتمام بر [[یاری]] یکدیگر میخواند و از [[غفلت]] نسبت به این امور حیاتی [[پرهیز]] میداد. از [[عبد الله بن عباس]] و [[ابو هریره]] نقل شده است که آن | [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در هر فرصتی [[مسلمانان]] را به تکافل و [[مواسات]] و اهتمام بر [[یاری]] یکدیگر میخواند و از [[غفلت]] نسبت به این امور حیاتی [[پرهیز]] میداد. از [[عبد الله بن عباس]] و [[ابو هریره]] نقل شده است که آن حضرت چند [[روز]] پیش از [[رحلت]] خطبهای خواند و آن آخرین [[خطبه]] مفصل [[پیامبر]] در [[مدینه]] بود. رسول خدا {{صل}} آن چنان موعظهای کرد که [[چشمها]] را [[اشک]] پوشاند و [[دلها]] تپید و بدنها لرزید و درونها تحریک شد. آن حضرت به [[بلال]] فرمود [[مردم]] را فرا خواند و همه گرد آمدند و در چنین جمعی [[موعظه]] کرد و از جمله فرمود: {{متن حدیث|مَنْ مَنَعَ طَالِباً حَاجَتَهُ وَ هُوَ قَادِرٌ عَلَى قَضَائِهَا فَعَلَيْهِ مِثْلُ خَطِيئَةِ عَشَّارٍ فَقَامَ إِلَيْهِ عَوْفُ بْنُ مَالِكٍ فَقَالَ مَا يَبْلُغُ خَطِيئَةُ عَشَّارٍ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ عَلَى الْعَشَّارِ كُلَّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ- {{متن قرآن|لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ}}<ref>«لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم، بر کسانی که کافر شدهاند و با کفر مردهاند» سوره بقره، آیه ۱۶۱.</ref> وَ مَنْ يَلْعَنْهُ اللَّهُ {{متن قرآن|فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا}}<ref>«و برای هر کس که خداوند او را لعنت کند هرگز یاوری نخواهی یافت» سوره نساء، آیه ۵۲.</ref>}}<ref>ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۳۳۹؛ أعلام الدین، ص۴۲۱-۴۲۲؛ وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۶۰۱.</ref>. | ||
هر کس [[نیازمندی]] را رد کند و با وجود [[توانایی]] نیاز او را برنیاورد، پس بر او گناهی مانند [[گناه]] عشاران (باجگیران) باشد. [[عوف بن مالک]]<ref>از اصحاب برجسته رسول خدا {{صل}} و از فرماندهان آن حضرت که در فتح مکه پرچمدار بود. وی در سال ۷۳ هجری درگذشت. ر. ک: التاریخ الکبیر، ج۷، ص۵۶؛ المعارف، ص۱۷۸؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۳۱؛ اسد الغابة، ج۴، ص۱۲-۱۳؛ مختصر تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۳۴۸-۳۵۲؛ سیر أعلام النبلاء، ج۲، ص۴۸۷-۴۹۰.</ref> بپا خاست و گفت: ای [[رسول خدا]]، گناه باجگیران چقدر است؟ فرمود:] بر باجگیران در هر شبانه [[روز]] [[لعنت خدا]] و [[فرشتگان]] و همه [[مردمان]] باشد؛ و هر کس را [[خداوند]] [[لعنت]] کند [[یاوری]] برای او نخواهی یافت. | هر کس [[نیازمندی]] را رد کند و با وجود [[توانایی]] نیاز او را برنیاورد، پس بر او گناهی مانند [[گناه]] عشاران (باجگیران) باشد. [[عوف بن مالک]]<ref>از اصحاب برجسته رسول خدا {{صل}} و از فرماندهان آن حضرت که در فتح مکه پرچمدار بود. وی در سال ۷۳ هجری درگذشت. ر. ک: التاریخ الکبیر، ج۷، ص۵۶؛ المعارف، ص۱۷۸؛ الاستیعاب، ج۳، ص۱۳۱؛ اسد الغابة، ج۴، ص۱۲-۱۳؛ مختصر تاریخ دمشق، ج۱۹، ص۳۴۸-۳۵۲؛ سیر أعلام النبلاء، ج۲، ص۴۸۷-۴۹۰.</ref> بپا خاست و گفت: ای [[رسول خدا]]، گناه باجگیران چقدر است؟ فرمود:] بر باجگیران در هر شبانه [[روز]] [[لعنت خدا]] و [[فرشتگان]] و همه [[مردمان]] باشد؛ و هر کس را [[خداوند]] [[لعنت]] کند [[یاوری]] برای او نخواهی یافت. | ||
[[نشانه]] [[مسلمانی]]، پیوند [[ایمانی]] است، و شرط آن [[یگانگی]] [[اهل]] [[ایمان]] است تا آنجا که چیزی از هم دریغ ندارند، نیازهای یکدیگر را تأمین کنند، و آن چه همگان نمیتوانند [[تدارک]] کنند توانایان بیمنت و مضایقه در [[اختیار]] دیگران نهند. [[سیره نبوی]] به چنین ادبی فرا میخواند؛ و رسول خدا {{صل}} از «منع ماعون» [[نهی]] میکرد. | [[نشانه]] [[مسلمانی]]، پیوند [[ایمانی]] است، و شرط آن [[یگانگی]] [[اهل]] [[ایمان]] است تا آنجا که چیزی از هم دریغ ندارند، نیازهای یکدیگر را تأمین کنند، و آن چه همگان نمیتوانند [[تدارک]] کنند توانایان بیمنت و مضایقه در [[اختیار]] دیگران نهند. [[سیره نبوی]] به چنین ادبی فرا میخواند؛ و رسول خدا {{صل}} از «منع ماعون» [[نهی]] میکرد. | ||
{{متن حدیث|نَهَى رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} أَنْ يَمْنَعَ أَحَدٌ الْمَاعُونَ جَارَهُ وَ قَالَ {{صل}} مَنْ مَنَعَ الْمَاعُونَ جَارَهُ مَنَعَهُ اللَّهُ خَيْرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ مَنْ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ فَمَا أَسْوَأَ حَالَهُ}}<ref>«رسول خدا {{صل}} از این که کسی ماعون را دریغ دارد نهی میکرد و میفرمود: هر کس ماعون را از همسایهاش دریغ دارد، خداوند او را از خیر خود در قیامت منع میکند، و او را به خود وامیگذارد، و هر کس خدا او را به خود واگذارد چه بدحالی دارد». من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۳؛ امالی الصدوق، ص۳۴۹؛ مکارم الاخلاق، ص۴۳۰؛ بحار الانوار، ج۷۵، ص۴۶.</ref>. | {{متن حدیث|نَهَى رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} أَنْ يَمْنَعَ أَحَدٌ الْمَاعُونَ جَارَهُ وَ قَالَ {{صل}} مَنْ مَنَعَ الْمَاعُونَ جَارَهُ مَنَعَهُ اللَّهُ خَيْرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ مَنْ وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ فَمَا أَسْوَأَ حَالَهُ}}<ref>«رسول خدا {{صل}} از این که کسی ماعون را دریغ دارد نهی میکرد و میفرمود: هر کس ماعون را از همسایهاش دریغ دارد، خداوند او را از خیر خود در قیامت منع میکند، و او را به خود وامیگذارد، و هر کس خدا او را به خود واگذارد چه بدحالی دارد». من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۳؛ امالی الصدوق، ص۳۴۹؛ مکارم الاخلاق، ص۴۳۰؛ بحار الانوار، ج۷۵، ص۴۶.</ref>. | ||
| خط ۱۵۵: | خط ۱۶۴: | ||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||
{{پرسشهای وابسته}} | |||
* [[اهمیت و ضرورت مواسات در اسلام چیست؟ (پرسش)]] | * [[اهمیت و ضرورت مواسات در اسلام چیست؟ (پرسش)]] | ||
* [[سیره عملی پیامبر خاتم در رعایت مواسات چه بوده است؟ (پرسش)]] | * [[سیره عملی پیامبر خاتم در رعایت مواسات چه بوده است؟ (پرسش)]] | ||
{{پایان | {{پایان پرسشهای وابسته}} | ||
== منابع == | == منابع == | ||