←اهمیت و آثار استعاذه
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
[[خویشتنداری]] یوسف{{ع}} از [[گناه]] در حساسترین موقعیت [[لغزش]]، با ذکر «[[معاذ]] [[اللّه]]» حاکی از تأثیر [[استعاذه]] است: {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>استعاذه [[موسی]]{{ع}} بهصورت جمله خبری و با صیغه ماضی: {{متن قرآن|وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ}}<ref>سوره دخان، آیه ۲۰.</ref>، نشان میدهد که تأثیر استعاذه نزد حضرت [[قطعی]] بود و آن به [[امنیتی]] اشاره دارد که [[خداوند]] پیش از آمدن موسی به سوی [[فرعونیان]] برای او ایجاد کرده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۳۹</ref>. [[نزول]] دو [[سوره]] «ناس» و «فلق» درباره استعاذه که به «معوّذَتَیْن» [[شهرت]] یافتهاند<ref>مجمعالبحرین، ج ۳، ص۲۷۵، «عوذ»</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} درباره آنها فرموده است «مثل آن دو را ندیدهام»<ref>السنن الکبری، ج ۳، ص۳۷۸</ref>. مؤیّدی بر جایگاه مهم و تأثیر استعاذه است. اثر بخشی استعاذه، افزون بر اینکه از آثار [[دینی]] استفاده میشود امری [[تجربه]] شده نیز هست.<ref>تفسیر المنار، ج ۹، ص۵۴۱</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۹۹.</ref> | [[خویشتنداری]] یوسف{{ع}} از [[گناه]] در حساسترین موقعیت [[لغزش]]، با ذکر «[[معاذ]] [[اللّه]]» حاکی از تأثیر [[استعاذه]] است: {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref>استعاذه [[موسی]]{{ع}} بهصورت جمله خبری و با صیغه ماضی: {{متن قرآن|وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ}}<ref>سوره دخان، آیه ۲۰.</ref>، نشان میدهد که تأثیر استعاذه نزد حضرت [[قطعی]] بود و آن به [[امنیتی]] اشاره دارد که [[خداوند]] پیش از آمدن موسی به سوی [[فرعونیان]] برای او ایجاد کرده است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۱۳۹</ref>. [[نزول]] دو [[سوره]] «ناس» و «فلق» درباره استعاذه که به «معوّذَتَیْن» [[شهرت]] یافتهاند<ref>مجمعالبحرین، ج ۳، ص۲۷۵، «عوذ»</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} درباره آنها فرموده است «مثل آن دو را ندیدهام»<ref>السنن الکبری، ج ۳، ص۳۷۸</ref>. مؤیّدی بر جایگاه مهم و تأثیر استعاذه است. اثر بخشی استعاذه، افزون بر اینکه از آثار [[دینی]] استفاده میشود امری [[تجربه]] شده نیز هست.<ref>تفسیر المنار، ج ۹، ص۵۴۱</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۹۹.</ref> | ||
==ارکان [[استعاذه]]== | |||
هر استعاذهای ۴ رکن دارد: ۱. کسی که [[پناه]] میبرد (مستعیذ، [[پناهنده]]). ۲. کسی یا چیزی که به آن پناه برده میشود (مستعاذٌ به، [[پناهگاه]]). ۳. چیزی که از آن پناه برده میشود (مستعاذٌ منه). ۴. [[هدف]] و مقصدی که برای به دست آوردن آن پناه برده میشود (مستعاذٌ له).<ref>التفسیر الکبیر، ج۱، ص۶۴؛ الفرقان، ج۳۰، ص۵۴۴؛ پرواز در ملکوت، ج ۲، ص۱۴۱.</ref>. با توجه به اینکه مباحث مربوط به این رکن با مباحث مربوط به اهمیت و آثار استعاذه یکی است در اینجا به توضیح موارد دیگر میپردازیم. | |||
===مستعیذ (پناهنده)=== | |||
پناهنده باید به [[خداوند]] و [[قدرت]] او [[عقیده]] [[راسخ]] داشته باشد؛ زیرا این [[باور]] که [[خدا]] پناهگاهی مطمئن است، شرط لازم برای استعاذه است، چنانکه در [[صدر اسلام]] شمار اندکی از [[مسلمانان]] از [[غزوه تبوک]] سر باز زدند و در پی آن، چنان عرصه بر آنان تنگ شد که [[یقین]] کردند هیچ پناهی جز خدا وجود ندارد: {{متن قرآن|وَظَنُّوٓا۟ أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيْهِ}}<ref> سوره توبه، آیه ۱۱۸.</ref> [[قرآن]] از انسانهای بزرگی نام میبرد که به خداوند پناه بردهاند. نوح{{ع}} در ماجرای [[طوفان]] از خداوند خواست تا پسرش را از غرقشدن برهاند. خداوند در پاسخ وی فرمود: پسر تو از [[اهل]] تو نیست. نوح{{ع}} گفت: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْـَٔلَكَ مَا لَيْسَ لِى بِهِۦ عِلْمٌۭ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِى وَتَرْحَمْنِىٓ أَكُن مِّنَ ٱلْخَـٰسِرِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! من از اینکه چیزی از تو بخواهم که بدان دانشی ندارم به تو پناه میبرم و اگر مرا نیامرزی و به من بخشایش نیاوری از زیانکاران خواهم بود» سوره هود، آیه ۴۷.</ref> [[موسی]]{{ع}} هنگام [[رویارویی]] با [[قوم فرعون]] از [[رجم]] آنان به خدا پناه برد و گفت: {{متن قرآن|وَإِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ}}<ref>«و بیگمان من از اینکه سنگسارم کنید به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه میبرم» سوره دخان، آیه ۲۰.</ref> یوسف{{ع}} نیز درخواست کامجویی [[همسر]] [[عزیز مصر]] را با گفتن {{متن قرآن|مَعَاذَ ٱللَّهِ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۲۳.</ref> ردّ کرد. وی در ماجرای پیشنهاد گروگانگیری یکی از برادرانش به جای [[بنیامین]]، با گفتن همین جمله، از پذیرش پیشنهاد آنان خودداری کرد: {{متن قرآن|قَالَ مَعَاذَ ٱللَّهِ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۷۹.</ref> گفتنی است که برخی [[استعاذه]] [[انبیا]] را به [[دلیل عصمت]] آنان، از باب [[ادب]] و [[تواضع]] دانستهاند.<ref>روحالمعانی، مج ۱، ج ۱، ص۴۵۲.</ref>. [[همسر]] [[عمران]] نیز هنگام زادن [[مریم]] به [[خداوند]] گفت: من، مریم و ذریهاش را از [[شر]] شیطانِ [[رانده شده]] به [[پناه]] تو میسپرم: {{متن قرآن|وَإِنِّىٓ أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ ٱلرَّجِيمِ}}<ref>«و من او را مریم نامیدهام و او و نسل او را از شیطان رانده به پناه تو میآورم» سوره آلعمران، آیه ۳۶.</ref> آنگاه که [[جبرئیل]] در [[شمایل]] [[بشر]] بر مریم تمثّل یافت مریم به او گفت: {{متن قرآن|قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّۭا}}<ref>«(مریم) گفت: من از تو، به (خداوند) بخشنده پناه میبرم؛ اگر پرهیزگاری (از من دور شو)» سوره مریم، آیه ۱۸.</ref>.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۱۰۰.</ref> | |||
===مستعاذ به ([[پناهگاه]])=== | |||
از دیدگاه [[قرآن]]، تنها خداوند است که باید به او پناه برد: {{متن قرآن|وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًۭا}}<ref>«و هرگز جز وی پناهگاهی نخواهی یافت» سوره کهف، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|لَّن يَجِدُوا۟ مِن دُونِهِۦ مَوْئِلًۭا}}<ref>«که هرگز در برابر آن پناهگاهی نخواهند یافت» سوره کهف، آیه ۵۸.</ref> در برخی از آیاتی که درباره [[پناه بردن]] به خداست اسم جامع «[[اللّه]]» مطرح شده: {{متن قرآن|مَعَاذَ ٱللَّهِ}}، {{متن قرآن|فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ}}<ref>سوره نحل، آیه ۹۸.</ref>، {{متن قرآن|أَعُوذُ بِٱللَّهِ}}<ref> سوره بقره، آیه ۶۷.</ref> در برخی دیگر صفت رحمانیت [[خدا]] ذکر شده است: {{متن قرآن|إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ}}<ref>سوره مریم، آیه ۱۸.</ref> و در برخی صفتِ {{متن قرآن|مَلِكِ ٱلنَّاسِ}}<ref>«فرمانفرمای آدمیان،» سوره ناس، آیه ۲.</ref> و در جایی صفت [[الوهیت]]: {{متن قرآن|إِلَـٰهِ ٱلنَّاسِ}}<ref>«خدای آدمیان،» سوره ناس، آیه ۳.</ref> و گاه صفتِ {{متن قرآن|رَبِّ ٱلنَّاسِ}}<ref>سوره ناس، آیه ۱.</ref> آمده است. | |||
درباره ذکر صفات سهگانه «[[ربّ]]»، «[[مَلِک]]» و «[[إله]]» در [[سوره ناس]] گفته شده: [[انسان]] بهطور طبیعی برای دفع [[شر]] از خود به کسی [[پناه]] میبرد که [[توانایی]] دفع آن را داشته باشد و آنکس یا مربی و [[مدبّر]] [[انسان]] است یا صاحب [[قدرت]] فائقی کهحکمی نافذ دارد؛ مانند [[پادشاهی]] از [[پادشاهان]]، یا [[اله]] و [[معبود]] وی است، و [[خداوند]]، هر سه صفت را داراست و [[راز]] اینکه صفت [[ربّ]] بر آن دو مقدم شده نزدیکتر بودن [[مربّی]] انسان است و [[ولایت]] [[پادشاه]] اعمّ از ولایت مربی است و اله ولیی است که انسان از روی [[اخلاص]] به او توجه میکند؛ نه به لحاظ طبع [[مادّی]]. عطف نشدن و مستقل ذکر گردیدن هریک از این صفات، برای بیان [[استقلال]] علیت هرکدام از آنهاست.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۹۵ ـ ۳۹۶.</ref>. خداوند به استعاذهکنندگان [[وعده]] داده است که پاسخگوی [[استعاذه]] آنان است و از خواست [[قلبی]] ایشان [[آگاهی]] دارد.<ref>{{متن قرآن|وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ نَزْغٌۭ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}«و اگر دمدمهای از شیطان تو را برانگیزد به خداوند پناه جو که او شنوایی داناست» سوره اعراف، آیه ۲۰۰.</ref> در برخی [[آیات قرآن]] نیز از [[پناه بردن]] [[مؤمنان]] به غیر خداوند یاد، یا به آن دستور داده شده است؛ مانند پناه بردن [[اصحاب کهف]] به [[غار]] به [[فرمان خداوند]]: {{متن قرآن|إِذْ أَوَى ٱلْفِتْيَةُ}}<ref>سوره کهف، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|فَأْوُۥٓا۟ إِلَى ٱلْكَهْفِ}}<ref>سوره کهف، آیه ۱۶.</ref> این گونه پناه بردن چون با [[اجازه]] و [[دستور خداوند]] بوده، بیاشکال، بلکه در [[حقیقت]] پناه بردن به خداست و با [[توحید]] در استعاذه منافاتی ندارد.<ref>[[محمد مرادی|مرادی، محمد]]، [[استعاذه - مرادی (مقاله)|مقاله «استعاذه»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۳ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۳، ص ۱۰۱.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||