بنی مالک بن جشم بن حاشد: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۴: خط ۳۴:
از مشارکت [[همدانی‌ها]] و [[طوایف]] آن از جمله بنی مالک بن جشم در [[فتوحات]] [[ایران]] - علی‌رغم حضور قابل توجهی که در آن داشتند، - خبر چندانی در دست نیست. با این [[حال]]، [[اخبار]] جسته گریخته استخراجی از لابلای متون و [[روایات]] [[تاریخی]]، ما را به حضوری گسترده از سوی آنان رهنمون می‌شود. از معدود اخباری که به مشارکت بنی مالک بن جشم و دیگر همدانی‌ها در این فتوحات اشاره دارند، می‌توان از حضور [[سعید بن قیس سبیعی همدانی]] و قبیله‌اش در آخرین مرحله [[جنگ قادسیه]] (۱۴ [[هجری]]) یاد کرد<ref>الحدیثی، اهل الیمن فی صدر الاسلام، ص۱۹۸.</ref>. حضور [[سعید بن قیس همدانی]] در [[نبرد]] [[نهاوند]] (۲۱ هجری) - که نیروهای [[مسلمان]] را [[نعمان بن مقرن مزنی]] [[فرماندهی]] می‌کرد - نیز، حاکی از مشارکت بنی [[مالکی‌ها]] در این فتح دارد. سعید بن قیس همدانی در این واقعه، علاوه بر چادری که برای خود داشت به همراه [[حذیفة بن یمان]]، [[عقبة بن عمرو]]، [[اشعث بن قیس]] و دیگران در برپایی چادر نعمان شرکت داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۲۹؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۵۴۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
از مشارکت [[همدانی‌ها]] و [[طوایف]] آن از جمله بنی مالک بن جشم در [[فتوحات]] [[ایران]] - علی‌رغم حضور قابل توجهی که در آن داشتند، - خبر چندانی در دست نیست. با این [[حال]]، [[اخبار]] جسته گریخته استخراجی از لابلای متون و [[روایات]] [[تاریخی]]، ما را به حضوری گسترده از سوی آنان رهنمون می‌شود. از معدود اخباری که به مشارکت بنی مالک بن جشم و دیگر همدانی‌ها در این فتوحات اشاره دارند، می‌توان از حضور [[سعید بن قیس سبیعی همدانی]] و قبیله‌اش در آخرین مرحله [[جنگ قادسیه]] (۱۴ [[هجری]]) یاد کرد<ref>الحدیثی، اهل الیمن فی صدر الاسلام، ص۱۹۸.</ref>. حضور [[سعید بن قیس همدانی]] در [[نبرد]] [[نهاوند]] (۲۱ هجری) - که نیروهای [[مسلمان]] را [[نعمان بن مقرن مزنی]] [[فرماندهی]] می‌کرد - نیز، حاکی از مشارکت بنی [[مالکی‌ها]] در این فتح دارد. سعید بن قیس همدانی در این واقعه، علاوه بر چادری که برای خود داشت به همراه [[حذیفة بن یمان]]، [[عقبة بن عمرو]]، [[اشعث بن قیس]] و دیگران در برپایی چادر نعمان شرکت داشت<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۱۲۹؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۵۴۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


==[[بنی‌مالک]] بن جشم و [[خلافت عثمان]]==
==بنی‌مالک بن جشم و [[خلافت عثمان]]==
در پی [[انحرافات]] گسترده در دوران خلافت عثمان و [[انتصاب]] [[فرمانداران]] [[فاسد]] و ناکارآمد، جمعی از [[بزرگان کوفه]] از جمله [[مالک اشتر]]، [[ثابت بن قیس]]، [[حارث بن عبدالله الاعور همدانی حوثی]]، زید و [[صعصعه]] [[فرزندان]] [[صوحان]]، نزد [[عثمان]] رفتند و ضمن [[انتقاد]] از [[رفتار]] [[سعید بن عاص]] - [[والی]] عثمان در [[کوفه]] - خواهان [[عزل]] وی از امارت این [[شهر]] شدند، که با [[مخالفت]] عثمان مجبور به بازگشت به کوفه شدند<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴.</ref>. همچنین، بر پایه گزارشی دیگر، تنی چند از بزرگان و [[قرّاء]] کوفه همچون مالک اشتر، [[زید بن صوحان]] و [[برادر]] او صعصعه، حارث بن عبدالله الاعور، [[جندب بن کعب ازدی]]، [[عروة بن جعد]] و [[عمرو بن حمق خزاعی]] و دیگران، به انتقاد علنی از عملکرد سعید بن عاص پرداختند. از این‌رو این گروه، به درخواست سعید و دستور [[عثمان]]، به [[شام]] [[تبعید]] شدند. حضور این معترضان در شام و افشاگری‌های آنان، [[معاویه]] را به شدت ترساند؛ وی، [[نگرانی]] خود را از این واقعه به توسط [[نامه]] به عثمان اطلاع داد. عثمان نیز دستور بازگرداندن این جمع را به [[کوفه]] صادر کرد. تداوم انتقادات این گروه، [[سعید بن عاص]] را به ستوه آورد و موجب شد تا بار دیگر شکوائیه‌ای به [[خلیفه]] نوشته، [[شکایت]] خود را نسبت به این امر ابراز کند. عثمان نیز دستور داد آنها را به [[حمص]]، نزد [[عبدالرحمن بن خالد]] روانه سازد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۲۳-۳۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۲۹-۵۳۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۳۷-۱۴۴؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۳۸۶-۳۸۷.</ref>. با فراخوان [[عاملان عثمان]] در بلاد و سرزمین‌های مختلف [[اسلامی]] به [[مدینه]] از سوی خلیفه - در [[سال یازدهم]] [[خلافت]] وی -<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۳۰.</ref> مخالفان و معترضانی که در کوفه بودند، رفتن سعید بن عاص را مغتنم شمرده، طی نامه‌ای که به وسیله «[[هانی بن خطاب ارحبی همدانی]]» به سوی تبعیدیان حمص فرستاده شد، از تبعیدی‌ها جهت آمدن به کوفه [[دعوت]] به عمل آوردند تا بدین سبب از بازگشت سعید به کوفه جلوگیری نمایند. با آمدن [[مالک اشتر]] به کوفه، [[وی هانی بن ابی‌حیة بن علقمه وادعی همدانی]] را با هزار سوار برای [[حفاظت]] از راه کوهستانی به [[حلوان]] در ناحیه دینور فرستاد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۳۴-۵۳۵.</ref>. وی همچنین [[مالک بن کعب ارحبی]] را با پانصد سوار، جهت جلوگیری از ورود سعید بن عاص روانه «[[عذیب]]» کرد. این گروه در میانه راه کوفه، با سعید و همراهانش برخوردند و آنان را مجبور به بازگشت به مدینه نمودند. سپس معترضین، طی نامه‌ای به عثمان، خواستار گماشتن [[ابوموسی اشعری]] بر [[امارت کوفه]] و [[حذیفة بن یمان]] بر [[خراج]] این [[شهر]] شدند و این نامه را افرادی که [[یزید بن قیس ارحبی]] و [[مسروق بن اجدع همدانی]] از جمله آنان بودند، نزد [[عثمان]] فرستادند. عثمان نیز خواسته‌های معترضین را بالاجبار پذیرفت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۳۵-۵۳۶.</ref>.<ref>معصومی جشنی، قبیله همدان و نقش آن در تاریخ اسلام و تشیع(قرن اول هجری قمری)، ص۷۹-۸۱.</ref>. از دیگر وقایع دوران [[خلافت عثمان]] که نام تنی چند از بزرگان [[بنی مالک]] و [[بنی همدان]] در آن به ثبت رسیده است می‌توان به حضور [[حارث بن عبدالله الاعور همدانی]] در کنار بزرگان دیگری چون [[کمیل بن زیاد]]، [[محمد بن ابی بکر]]، [[محمد بن ابی حذیفه]]، [[مالک بن حارث اشتر نخعی]]، [[ثابت بن قیس نخعی]] و... به هنگام [[کشته شدن عثمان]] در [[مدینه]] اشاره کرد. آنان همگی به هنگام [[بیعت با امام علی]]{{ع}}، با ایشان [[عهد]] کردند که هر که، [[امام]]{{ع}} با او بجنگند، ایشان هم با او بجنگند و با هر کس که حضرت با او [[صلح]] کند، ایشان هم با او صلح کنند و در [[یاری دادن]] او، هرگز به [[دشمن]] پشت نکنند<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۵۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
در پی [[انحرافات]] گسترده در دوران خلافت عثمان و [[انتصاب]] [[فرمانداران]] [[فاسد]] و ناکارآمد، جمعی از [[بزرگان کوفه]] از جمله [[مالک اشتر]]، [[ثابت بن قیس]]، [[حارث بن عبدالله الاعور همدانی حوثی]]، زید و [[صعصعه]] [[فرزندان]] [[صوحان]]، نزد [[عثمان]] رفتند و ضمن [[انتقاد]] از [[رفتار]] [[سعید بن عاص]] - [[والی]] عثمان در [[کوفه]] - خواهان [[عزل]] وی از امارت این [[شهر]] شدند، که با [[مخالفت]] عثمان مجبور به بازگشت به کوفه شدند<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴.</ref>. همچنین، بر پایه گزارشی دیگر، تنی چند از بزرگان و [[قرّاء]] کوفه همچون مالک اشتر، [[زید بن صوحان]] و [[برادر]] او صعصعه، حارث بن عبدالله الاعور، [[جندب بن کعب ازدی]]، [[عروة بن جعد]] و [[عمرو بن حمق خزاعی]] و دیگران، به انتقاد علنی از عملکرد سعید بن عاص پرداختند. از این‌رو این گروه، به درخواست سعید و دستور [[عثمان]]، به [[شام]] [[تبعید]] شدند. حضور این معترضان در شام و افشاگری‌های آنان، [[معاویه]] را به شدت ترساند؛ وی، [[نگرانی]] خود را از این واقعه به توسط [[نامه]] به عثمان اطلاع داد. عثمان نیز دستور بازگرداندن این جمع را به [[کوفه]] صادر کرد. تداوم انتقادات این گروه، [[سعید بن عاص]] را به ستوه آورد و موجب شد تا بار دیگر شکوائیه‌ای به [[خلیفه]] نوشته، [[شکایت]] خود را نسبت به این امر ابراز کند. عثمان نیز دستور داد آنها را به [[حمص]]، نزد [[عبدالرحمن بن خالد]] روانه سازد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۲۳-۳۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۲۹-۵۳۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۱۳۷-۱۴۴؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۳۸۶-۳۸۷.</ref>. با فراخوان [[عاملان عثمان]] در بلاد و سرزمین‌های مختلف [[اسلامی]] به [[مدینه]] از سوی خلیفه - در [[سال یازدهم]] [[خلافت]] وی -<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۳۳۰.</ref> مخالفان و معترضانی که در کوفه بودند، رفتن سعید بن عاص را مغتنم شمرده، طی نامه‌ای که به وسیله «[[هانی بن خطاب ارحبی همدانی]]» به سوی تبعیدیان حمص فرستاده شد، از تبعیدی‌ها جهت آمدن به کوفه [[دعوت]] به عمل آوردند تا بدین سبب از بازگشت سعید به کوفه جلوگیری نمایند. با آمدن [[مالک اشتر]] به کوفه، [[وی هانی بن ابی‌حیة بن علقمه وادعی همدانی]] را با هزار سوار برای [[حفاظت]] از راه کوهستانی به [[حلوان]] در ناحیه دینور فرستاد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۳۴-۵۳۵.</ref>. وی همچنین [[مالک بن کعب ارحبی]] را با پانصد سوار، جهت جلوگیری از ورود سعید بن عاص روانه «[[عذیب]]» کرد. این گروه در میانه راه کوفه، با سعید و همراهانش برخوردند و آنان را مجبور به بازگشت به مدینه نمودند. سپس معترضین، طی نامه‌ای به عثمان، خواستار گماشتن [[ابوموسی اشعری]] بر [[امارت کوفه]] و [[حذیفة بن یمان]] بر [[خراج]] این [[شهر]] شدند و این نامه را افرادی که [[یزید بن قیس ارحبی]] و [[مسروق بن اجدع همدانی]] از جمله آنان بودند، نزد [[عثمان]] فرستادند. عثمان نیز خواسته‌های معترضین را بالاجبار پذیرفت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۵۳۵-۵۳۶.</ref>.<ref>معصومی جشنی، قبیله همدان و نقش آن در تاریخ اسلام و تشیع(قرن اول هجری قمری)، ص۷۹-۸۱.</ref>. از دیگر وقایع دوران [[خلافت عثمان]] که نام تنی چند از بزرگان [[بنی مالک]] و [[بنی همدان]] در آن به ثبت رسیده است می‌توان به حضور [[حارث بن عبدالله الاعور همدانی]] در کنار بزرگان دیگری چون [[کمیل بن زیاد]]، [[محمد بن ابی بکر]]، [[محمد بن ابی حذیفه]]، [[مالک بن حارث اشتر نخعی]]، [[ثابت بن قیس نخعی]] و... به هنگام [[کشته شدن عثمان]] در [[مدینه]] اشاره کرد. آنان همگی به هنگام [[بیعت با امام علی]]{{ع}}، با ایشان [[عهد]] کردند که هر که، [[امام]]{{ع}} با او بجنگند، ایشان هم با او بجنگند و با هر کس که حضرت با او [[صلح]] کند، ایشان هم با او صلح کنند و در [[یاری دادن]] او، هرگز به [[دشمن]] پشت نکنند<ref>شیخ مفید، الجمل، ص۵۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


۸۱٬۹۹۰

ویرایش