برزخ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۷۶۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ مارس ۲۰۲۴
خط ۲۹: خط ۲۹:


==[[اثبات]] برزخ==
==[[اثبات]] برزخ==
برخی گفته‌اند: اصولاً مسئلؤ برزخ ماهیت [[نقلی]] دارد و [[عقل]] را به آن راهی نیست <ref>روح‌المعانی، مج۲، ج ۲، ص۳۰؛ شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۴ ـ ۴۹۵.</ref> و بعضی بر این عقیده‌اند که افزون بر [[ادله نقلی]]، [[دلایل عقلی]] نیز می‌تواند [[پاداش]] و [[کیفر]] برزخی را ثابت کند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۴۲۷.</ref> البته تجزیه و تحلیل [[ادله]] یاد شده نشان می‌دهد که این ادله بیش از آنکه [[ضرورت]] برزخ را ثابت کند امکان آن را ثابت می‌کند، در هر [[حال]] این نکته درخور توجه است که اولین گام برای اثبات برزخ، اثبات [[حقیقت]][[روح]] و [[تجرد نفس]] و بقای آن است، ازاین‌رو کسانی که به سبب [[جهانبینی]] مادی خود، همه [[حقایق]] موجودات عالم را در [[مادیات]] منحصر می‌دانند، به [[طور]] کلی منکر عالم پس از [[مرگ]] هستند،<ref>گوهر مراد، ص۶۴۹ ـ ۶۵۰؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۳ ـ ۹۴.</ref> افزون بر این برای [[اثبات]] [[برزخ]] ممکن است به [[ادله]] [[تجربی]] و [[حسّی]] با استفاده از روشهایی که می‌توان با [[ارواح]] گذشتگان ارتباط برقرار کرد نیز بهره گرفت. این روشها که در [[علمی]] به نام فرا [[روانشناسی]] (Parapsychology) طرح می‌گردد ثابت می‌کند که برای [[مردگان]]، نوعی [[حیات]] و ادامه [[زندگی]] تحقق دارد که آن همان برزخ است. توجه به این نکته نیز لازم است که خواه [[دلیل عقلی]] را نیز دلیلی مستقل برای اثبات [[حیات برزخی]] بپذیریم یا آن را تمام ندانیم، در هر صورت، اصل این مسئله در مجموعه [[معارف اسلامی]] امری روشن است و از همین روی برخی از صاحب‌نظران احتمال ضروری بودن آن را بعید ندانسته‌اند،<ref>حق‌الیقین، ج ۲، ص۶۴.</ref> گرچه به گفته برخی از [[محققان]] مسئله حیات برزخی در اواسط [[عهد رسول خدا]] از ضروریات [[قرآنی]] نبوده است و حتی امروزه نیز برخی از [[مسلمین]] که [[نفس انسان]] را مجرد نمی‌دانند به نوعی این [[حقیقت]] را نمی‌پذیرند،<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۴۶.</ref> به هرحال مهم‌ترین ادلّه حیات برزخی [[آیات]] و [[روایات]] است که آیات در این زمینه به شرح ذیل است:
برخی گفته‌اند: اصولاً مسئلؤ برزخ ماهیت [[نقلی]] دارد و [[عقل]] را به آن راهی نیست <ref>روح‌المعانی، مج۲، ج ۲، ص۳۰؛ شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۴ ـ ۴۹۵.</ref> و بعضی بر این عقیده‌اند که افزون بر [[ادله نقلی]]، [[دلایل عقلی]] نیز می‌تواند [[پاداش]] و [[کیفر]] برزخی را ثابت کند.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۴۲۷.</ref> البته تجزیه و تحلیل [[ادله]] یاد شده نشان می‌دهد که این ادله بیش از آنکه [[ضرورت]] برزخ را ثابت کند امکان آن را ثابت می‌کند، در هر [[حال]] این نکته درخور توجه است که اولین گام برای اثبات برزخ، اثبات [[حقیقت]][[روح]] و [[تجرد نفس]] و بقای آن است، ازاین‌رو کسانی که به سبب [[جهانبینی]] مادی خود، همه [[حقایق]] موجودات عالم را در [[مادیات]] منحصر می‌دانند، به [[طور]] کلی منکر عالم پس از [[مرگ]] هستند،<ref>گوهر مراد، ص۶۴۹ ـ ۶۵۰؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۳ ـ ۹۴.</ref> افزون بر این برای [[اثبات]] [[برزخ]] ممکن است به [[ادله]] [[تجربی]] و [[حسّی]] با استفاده از روش‌هایی که می‌توان با [[ارواح]] گذشتگان ارتباط برقرار کرد نیز بهره گرفت. این روشها که در [[علمی]] به نام فرا [[روانشناسی]] (Parapsychology) طرح می‌گردد ثابت می‌کند که برای [[مردگان]]، نوعی [[حیات]] و ادامه [[زندگی]] تحقق دارد که آن همان برزخ است. توجه به این نکته نیز لازم است که خواه [[دلیل عقلی]] را نیز دلیلی مستقل برای اثبات [[حیات برزخی]] بپذیریم یا آن را تمام ندانیم، در هر صورت، اصل این مسئله در مجموعه [[معارف اسلامی]] امری روشن است و از همین روی برخی از صاحب‌نظران احتمال ضروری بودن آن را بعید ندانسته‌اند،<ref>حق‌الیقین، ج ۲، ص۶۴.</ref> گرچه به گفته برخی از [[محققان]] مسئله حیات برزخی در اواسط [[عهد رسول خدا]] از ضروریات [[قرآنی]] نبوده است و حتی امروزه نیز برخی از [[مسلمین]] که [[نفس انسان]] را مجرد نمی‌دانند به نوعی این [[حقیقت]] را نمی‌پذیرند،<ref>المیزان، ج ۱، ص۳۴۶.</ref> به هرحال مهم‌ترین ادلّه حیات برزخی [[آیات]] و [[روایات]] است که آیات در این زمینه به شرح ذیل است:
۱. [[آیه]] ۱۰۰ مؤمنون / ۲۳ برزخ را پیشاپیش [[ظالمان]] و محیط بر آنان دانسته است: «ومِن وراهِم بَرزَخٌ اِلی یَومِ یُبعَثون»<ref>الدرالمنثور، ج ۶، ص۱۱۵؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>. برخی «وراء» را به معنای پشت و برزخ را به منزله مانعی از بازگشت به [[دنیا]] دانسته‌اند؛<ref>جامع‌البیان، مج۱۰، ج ۱۸، ص۶۹؛ مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۸۷.</ref> ولی قید «اِلی یَومِ یُبعَثون» به روشنی دلالت بر این نکته دارد که کلمه «وراء» به معنای جلو است؛ زیرا اگر آن را به معنای پشت بدانیم دیگر قید مذکور [[لغو]] خواهد بود.<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>
#[[آیه]] {{متن قرآن|لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>«شاید من در آنچه وا نهاده‌ام، (بتوانم) کاری نیکو انجام دهم؛ هرگز! این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاروی آنان تا روزی که برانگیخته گردند برزخی خواهد بود» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۰.</ref> برزخ را پیشاپیش [[ظالمان]] و محیط بر آنان دانسته است: {{متن قرآن| وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>الدرالمنثور، ج ۶، ص۱۱۵؛ المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>. برخی «وراء» را به معنای پشت و برزخ را به منزله مانعی از بازگشت به [[دنیا]] دانسته‌اند؛<ref>جامع‌البیان، مج۱۰، ج ۱۸، ص۶۹؛ مجمع‌البیان، ج ۷، ص۱۸۷.</ref> ولی قید {{متن قرآن|إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}} به روشنی دلالت بر این نکته دارد که کلمه «وراء» به معنای جلو است؛ زیرا اگر آن را به معنای پشت بدانیم دیگر قید مذکور [[لغو]] خواهد بود.<ref>المیزان، ج ۱۵، ص۶۸.</ref>
۲. در برخی آیات درباره [[شهیدان]] چنین آمده است: «کسانی را که در [[راه خدا]] کشته شدند مرده مپندارید. ایشان زندگان‌اند و نزد [[خدا]] روزی داده می‌شوند. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمان‌اند و برای کسانی که از پی ایشان‌اند و هنوز به آنان نپیوسته‌اند [[شادی]] می‌کنند که نه بیمی برایشان است و نه [[اندوهگین]] می‌شوند» ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۶۹ ـ ۱۷۰) و نیز بقره / ۲، ۱۵۴)؛ همچنین در [[آیات]] ۲۶ - ۲۷ [[یس]] / ۳۶ از شهیدی چنین نقل می‌کند: «هنگامی که به وی گفته شد: به [[بهشت]] درآی گفت: ای کاش [[قوم]] من از این همه [[رحمت الهی]] که مرا در بر گرفته با خبر می‌شدند». براساس آیات مزبور [[شهیدان]] لذتها را [[درک]] می‌کنند و اگر آنان مرده و فاقد [[حیات]] باشند دیگر درکی ندارند تا [[لذت]] برده و متنعم باشند.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۵۳.</ref> گفته شده: [[آیه]] ۱۷۰ آل‌عمران / ۳ به روشنی دلالت دارد که [[حیات برزخی]] [[شهدا]] مقارن با [[حیات دنیوی]] کسانی است که به آنان ملحق نگشته‌اند.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۰؛ الابانه، ص۷۶.</ref> برخی از [[متکلمان]] خواسته‌اند دلالت عام آیات یاد شده بر حیات [[برزخ]] برای همه [[انسان‌ها]] را [[انکار]] و آن را محدود به حیات شهیدان بدانند <ref>التحریر و المرسع، ص۲۸۴.</ref> که دلیلی بر اختصاص در دست نیست، بلکه [[سیاق آیات]] ۱۶۹ - ۱۷۱ آل‌عمران / ۳ مفید اشتراک دیگر [[مؤمنان]] با شهدا در حیات برزخی است.<ref> المیزان، ج ۱، ص۳۴۸ ـ ۳۴۹.</ref>
#در برخی آیات درباره [[شهیدان]] چنین آمده است: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوسته‌اند شاد می‌شوند  که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>؛ همچنین در [[آیات]] از شهیدی چنین نقل می‌کند: {{متن قرآن|قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ}}<ref>«گفته شد: به بهشت درآی! (و او) گفت: کاش قوم من (این را) می‌دانستند» سوره یس، آیه ۲۶.</ref>، {{متن قرآن|بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ}}<ref>«که پروردگارم مرا آمرزید و مرا از گرامی‌داشتگان گردانید» سوره یس، آیه ۲۷.</ref>. براساس آیات مزبور [[شهیدان]] لذت‌ها را [[درک]] می‌کنند و اگر آنان مرده و فاقد [[حیات]] باشند دیگر درکی ندارند تا [[لذت]] برده و متنعم باشند.<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۵۳.</ref> گفته شده: [[آیه]] {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوسته‌اند شاد می‌شوند  که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> به روشنی دلالت دارد که [[حیات برزخی]] [[شهدا]] مقارن با [[حیات دنیوی]] کسانی است که به آنان ملحق نگشته‌اند.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۴۳۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۰؛ الابانه، ص۷۶.</ref> برخی از [[متکلمان]] خواسته‌اند دلالت عام آیات یاد شده بر حیات [[برزخ]] برای همه [[انسان‌ها]] را [[انکار]] و آن را محدود به حیات شهیدان بدانند <ref>التحریر و المرسع، ص۲۸۴.</ref> که دلیلی بر اختصاص در دست نیست، بلکه [[سیاق آیات]] {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>، {{متن قرآن|فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«به آنچه خداوند با بخشش خویش به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از پس آنها هنوز به آنان نپیوسته‌اند شاد می‌شوند  که آنها نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۰.</ref> مفید اشتراک دیگر [[مؤمنان]] با شهدا در حیات برزخی است.<ref> المیزان، ج ۱، ص۳۴۸ ـ ۳۴۹.</ref>
۳. برخی آیات با حرف عطف «فای تعقیب» که بر پشت سر هم بودن دو امر دلالت دارد حالاتی از حیات را برای انتقال یافتگان از [[دنیا]] ترسیم می‌کند که از این آیات نیز برای [[اثبات]] برزخ استفاده شده است؛ مانند وارد شدن [[قوم نوح]] {{ع}} به [[آتش]] در پی [[غرق]] شدن آنان: «مِمّا خَطیـ ٔ تِهِم اُغرِقوا فَاُدخِلوا نارًا..».. (نوح / ۷۱، ۲۵)<ref> شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۱۶۴؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۱ - ۱۱۲.</ref> برخی آیاتِ «یـاَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَنَّه * اِرجِعی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرضیَّه * فَادخُلی فی عِبـدی * وادخُلی جَنَّتی» ([[فجر]] / ۸۹، ۲۷ ـ ۳۰) را نیز به جهت وجود فای تعقیب (فَادخُلی) دلیل بر [[حیات برزخی]] دانسته‌اند؛<ref>التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۱.</ref> همچنین در آیاتِ «فَاَمّا اِن کانَ مِنَ المُقَرَّبین * فَرَوحٌ و رَیحانٌ و جَنَّتُ نَعیم» (واقعه / ۵۶، ۸۸ ـ ۸۹) گفته شده: فای تعقیب دلالت بر این دارد که [[روح]] و ریحان و جنّت، پس از [[مرگ]] و در [[برزخ]] حاصل می‌شود.<ref> جامع‌البیان، مج۱۳، ج ۲۷، ص۲۷۵ ـ۲۷۶.</ref> البته در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}،[[روح]] * و ریحان در [[قبر]] و جنّت نعیم در [[آخرت]] دانسته شده است.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۶۱؛ الامالی، صدوق، ص۳۶۵، ۵۶۱.</ref> برخی، [[آیات]] ۸۸ - ۸۹ واقعه / ۵۶ را مربوط به آخرت دانسته‌اند.<ref> جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۲۷۵.</ref> گفتنی است که نمی‌توان به صرف دلالت آیات مزبور بر فاصله نبودن میان مرگ و دخول در [[آتش]] یا متنعم شدن استناد کرد و از آنها در [[اثبات]] برزخ بهره جست؛ زیرا ممکن است انتقال‌یافتگان از [[دنیا]] در آیات یاد شده از جمله کسانی باشند که بدون توقف در برزخ به [[جهنم]] * یا [[بهشت اخروی]] داخل می‌شوند.
#برخی آیات با حرف عطف «فای تعقیب» که بر پشت سر هم بودن دو امر دلالت دارد حالاتی از حیات را برای انتقال یافتگان از [[دنیا]] ترسیم می‌کند که از این آیات نیز برای [[اثبات]] برزخ استفاده شده است؛ مانند وارد شدن [[قوم نوح]] {{ع}} به [[آتش]] در پی [[غرق]] شدن آنان: «مِمّا خَطیـ ٔ تِهِم اُغرِقوا فَاُدخِلوا نارًا..».. (نوح / ۷۱، ۲۵)<ref> شرح الاصول الخمسه، ص۴۹۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص۱۶۴؛ شرح المقاصد، ج ۵، ص۱۱۱ - ۱۱۲.</ref> برخی آیاتِ «یـاَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَنَّه * اِرجِعی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرضیَّه * فَادخُلی فی عِبـدی * وادخُلی جَنَّتی» ([[فجر]] / ۸۹، ۲۷ ـ ۳۰) را نیز به جهت وجود فای تعقیب (فَادخُلی) دلیل بر [[حیات برزخی]] دانسته‌اند؛<ref>التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۹۱.</ref> همچنین در آیاتِ «فَاَمّا اِن کانَ مِنَ المُقَرَّبین * فَرَوحٌ و رَیحانٌ و جَنَّتُ نَعیم» (واقعه / ۵۶، ۸۸ ـ ۸۹) گفته شده: فای تعقیب دلالت بر این دارد که [[روح]] و ریحان و جنّت، پس از [[مرگ]] و در [[برزخ]] حاصل می‌شود.<ref> جامع‌البیان، مج۱۳، ج ۲۷، ص۲۷۵ ـ۲۷۶.</ref> البته در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}،[[روح]] * و ریحان در [[قبر]] و جنّت نعیم در [[آخرت]] دانسته شده است.<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۶۱؛ الامالی، صدوق، ص۳۶۵، ۵۶۱.</ref> برخی، [[آیات]] ۸۸ - ۸۹ واقعه / ۵۶ را مربوط به آخرت دانسته‌اند.<ref> جامع البیان، مج ۱۳، ج ۲۷، ص۲۷۵.</ref> گفتنی است که نمی‌توان به صرف دلالت آیات مزبور بر فاصله نبودن میان مرگ و دخول در [[آتش]] یا متنعم شدن استناد کرد و از آنها در [[اثبات]] برزخ بهره جست؛ زیرا ممکن است انتقال‌یافتگان از [[دنیا]] در آیات یاد شده از جمله کسانی باشند که بدون توقف در برزخ به [[جهنم]] * یا [[بهشت اخروی]] داخل می‌شوند.


۴. طبق مضمون برخی آیات، [[فرشتگان]] هنگام مرگ از [[ستمگران]] بازخواست می‌کنند: «اِنَّ الَّذینَ تَوَفّهُمُ المَلکَةُ ظالِمی اَنفُسِهِم قالوا فیمَ کُنتُم..». ([[نساء]] / ۴، ۹۷) و به آنها می‌گویند: جانهای خود را بر آرید: «ولَو تَرَی اِذِ الظّــلِمونَ فی غَمَرتِ المَوتِ والمَلکَةُ باسِطوا اَیدیهِم اَخرِجوا اَنفُسَکُمُ الیَومَ تُجزَونَ عَذابَ الهونِ بِما کُنتُم تَقولونَ عَلَی اللّهِ غَیرَ الحَقِّ و کُنتُم عَن ءایـتِهِ تَستَکبِرون». (انعام / ۶، ۹۳) آیات مزبور نیز مرتبط با [[سؤال قبر]]<ref> المیزان، ج ۵، ص۴۹.</ref> و [[عذاب]] برزخی<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۸۴.</ref> است و در برخی آثار به این [[آیات]] و همچنین آیات ۳۲ نحل / ۱۶ و ۵۰ [[انفال]] / ۸ برای [[اثبات]] [[برزخ]] [[استدلال]] شده است.<ref> صحیح البخاری، ج ۲، ص۱۲۳؛ الفرقان، ج ۱۴، ص۳۳۰؛ ج ۱۰، ص۲۶۱.</ref>
۴. طبق مضمون برخی آیات، [[فرشتگان]] هنگام مرگ از [[ستمگران]] بازخواست می‌کنند: «اِنَّ الَّذینَ تَوَفّهُمُ المَلکَةُ ظالِمی اَنفُسِهِم قالوا فیمَ کُنتُم..». ([[نساء]] / ۴، ۹۷) و به آنها می‌گویند: جانهای خود را بر آرید: «ولَو تَرَی اِذِ الظّــلِمونَ فی غَمَرتِ المَوتِ والمَلکَةُ باسِطوا اَیدیهِم اَخرِجوا اَنفُسَکُمُ الیَومَ تُجزَونَ عَذابَ الهونِ بِما کُنتُم تَقولونَ عَلَی اللّهِ غَیرَ الحَقِّ و کُنتُم عَن ءایـتِهِ تَستَکبِرون». (انعام / ۶، ۹۳) آیات مزبور نیز مرتبط با [[سؤال قبر]]<ref> المیزان، ج ۵، ص۴۹.</ref> و [[عذاب]] برزخی<ref>المیزان، ج ۷، ص۲۸۴.</ref> است و در برخی آثار به این [[آیات]] و همچنین آیات ۳۲ نحل / ۱۶ و ۵۰ [[انفال]] / ۸ برای [[اثبات]] [[برزخ]] [[استدلال]] شده است.<ref> صحیح البخاری، ج ۲، ص۱۲۳؛ الفرقان، ج ۱۴، ص۳۳۰؛ ج ۱۰، ص۲۶۱.</ref>
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش