بلوغ: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۵۶۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۱ مارس ۲۰۲۴
خط ۲۹: خط ۲۹:
===نشانه‌های عام بلوغ===
===نشانه‌های عام بلوغ===
====احتلام (انزال)====
====احتلام (انزال)====
خارج شدن [[منی]] در [[خواب]] یا در [[بیداری]]، در [[حال]] جماع یا غیر آن، مهم‌‌ترین نشانه بلوغ است. به تصریح [[فقهای شیعه]] <ref>المبسوط، طوسی، ج ۲، ص۲۸۲؛ مسالک الافهام، ج‌‌۴، ص۱۴۳؛ جواهرالکلام، ج ۲۶، ص۱۰، ۲۱.</ref> و [[اهل سنت]]،<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۳؛ المجموع، ج ۱۳، ص۳۵۹؛ الاشباه والنظائر، ج ۱، ص۲۲۳ ـ ۲۲۴.</ref> این [[اماره]] بلوغ به روشنی از [[آیات قرآن]] استفاده می‌‌شود، به ویژه [[آیات]] مربوط به بلوغ حُلُم ([[نور]] / ۲۴، ۵۸ ـ ۵۹) و حتی آیاتی که تعابیر «بلوغ [[نکاح]]» و «بلوغ اشد» را دربردارد.<ref>الاشباه والنظائر، ج ۱، ص۲۲۳ ـ ۲۲۴؛ جواهر الکلام، ج ۲۶، ص۱۰، ۲۱؛ جامع‌‌المدارک، ج ۳، ص۳۶۳ ـ ۳۶۴.</ref> به گفته [[فقها]]، به استناد عموم آیات یاد شده، این علامت شامل بلوغ پسر و دختر هر دو می‌‌شود.<ref>مجمع الفائده، ج ۹، ص۱۹۲؛ جامع المدارک، ج ۳، ص۳۶۴.</ref> به نظر برخی،<ref>اعلام الموقعین، ج ۲، ص۳۰۹؛ البلوغ، ص۱۵.</ref> این اماره تنها نشانه بلوغ است که به صراحت در [[قرآن]] ذکر شده است.<ref>[[سید رضا هاشمی|هاشمی، سید رضا]]، [[بلوغ (مقاله)|مقاله «بلوغ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص.</ref>
خارج شدن [[منی]] در [[خواب]] یا در [[بیداری]]، در [[حال]] جماع یا غیر آن، مهم‌‌ترین نشانه بلوغ است. به تصریح [[فقهای شیعه]] <ref>المبسوط، طوسی، ج ۲، ص۲۸۲؛ مسالک الافهام، ج‌‌۴، ص۱۴۳؛ جواهرالکلام، ج ۲۶، ص۱۰، ۲۱.</ref> و [[اهل سنت]]،<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۳؛ المجموع، ج ۱۳، ص۳۵۹؛ الاشباه والنظائر، ج ۱، ص۲۲۳ ـ ۲۲۴.</ref> این [[اماره]] بلوغ به روشنی از [[آیات قرآن]] استفاده می‌‌شود، به ویژه [[آیات]] مربوط به بلوغ حُلُم {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! باید کسانی که بردگان شمایند و نابالغان شما سه بار از شما رخصت بخواهند: پیش از نماز بامداد و هنگامی که نیمروز لباس خود را در می‌آورید و پس از نماز عشاء  که سه هنگام برهنگی و تنهایی شماست پس از آن بر شما و ایشان گناهی نیست (اگر از شما رخصت نگیرند) که گرد شما در گردشند و با یکدیگر به سر می‌برید؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن بیان می‌دارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۸.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و چون کودکانتان به بلوغ رسیدند باید (هنگام ورود) اجازه بگیرند مانند کسانی که پیش از آنان اجازه می‌گرفتند، بدین گونه خداوند آیات خود را برای شما روشن می‌دارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۹.</ref> و حتی آیاتی که تعابیر «بلوغ نکاح» و «بلوغ اشد» را دربردارد.<ref>الاشباه والنظائر، ج ۱، ص۲۲۳ ـ ۲۲۴؛ جواهر الکلام، ج ۲۶، ص۱۰، ۲۱؛ جامع‌‌المدارک، ج ۳، ص۳۶۳ ـ ۳۶۴.</ref> به گفته [[فقها]]، به استناد عموم آیات یاد شده، این علامت شامل بلوغ پسر و دختر هر دو می‌‌شود.<ref>مجمع الفائده، ج ۹، ص۱۹۲؛ جامع المدارک، ج ۳، ص۳۶۴.</ref> به نظر برخی،<ref>اعلام الموقعین، ج ۲، ص۳۰۹؛ البلوغ، ص۱۵.</ref> این اماره تنها نشانه بلوغ است که به صراحت در [[قرآن]] ذکر شده است.<ref>[[سید رضا هاشمی|هاشمی، سید رضا]]، [[بلوغ (مقاله)|مقاله «بلوغ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 68.</ref>


====انبات====
====انبات====
برآمدن موی [[خشن]] بر شرمگاه (عانه) به نظر [[فقهای شیعه]] و اهل سنت، جز [[حنفیان]]، نشانه بلوغ است.<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۴؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۴۱۱؛ المبسوط، طوسی، ج ۲، ص۲۸۲ ـ ۲۸۳.</ref> به‌‌نظر برخی فقهای [[حنفی]]،<ref>احکام القرآن، ج ۳، ص۴۲۹؛ المنیر، ج ۱۸، ص۲۹۶.</ref> [[ظاهر آیه]] ۵۸ نور / ۲۴: «والَّذینَ لَم یَبلُغُوا الحُلُمَ مِنکُم» بر این دلالت دارد که اِنبات نشانه بلوغ نیست؛ ولی به نظر [[شافعی]] و فقهای دیگر اهل سنت، با استناد به [[احادیث]] باید این علامت بلوغ را پذیرفت؛<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۳۰.</ref> همچنین در برخی [[منابع فقهی]] امامی <ref>تذکرة الفقهاء، ج ۱۴، ص۱۸۴ ـ ۱۸۵؛ ایضاح‌‌الفوائد، ج ۲، ص۵۰ ـ ۵۱؛ مسالک الافهام، ج ۴، ص۱۴۱.</ref> با استناد به [[آیه]] مذکور و برخی آیات دیگر این دیدگاه تقویت شده که انبات به خودی خود بر بلوغ دلالت ندارد، هرچند نشان می‌‌دهد که بلوغ پیشتر تحقق یافته است. به نظر [[محقق اردبیلی]] <ref>زبدة‌‌البیان، ص۵۵۰.</ref> [[آیه]] ۵۸ [[نور]] / ۲۴ بر آن دلالت دارد که بلوغ پیش از انزال تحقق نمی‌‌یابد، مگر آنکه به دلیلی مانند [[اجماع]] [[اماره]] دیگری بر آن دلالت کند. با این همه، نظر مشهور فقهای امامی و بیشتر [[مذاهب اهل سنت]] به استناد [[احادیث]] آن است که انبات اماره بلوغ به شمار می‌‌رود.<ref>جواهرالکلام، ج ۲۶، ص۴ ـ ۷؛ الفقه الاسلامی، ج ۵، ص۴۲۳ ـ ۴۲۴؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۴۱۱ ـ ۴۱۲.</ref> البته [[شافعی]] در یکی از دو نظر خود این نشانه را خاص [[مشرکان]] دانسته است.<ref>روح المعانی، مج ۶، ج ۱۰، ص۳۰۹؛ المغنی، ج ۴، ص۵۱۳.</ref><ref>[[سید رضا هاشمی|هاشمی، سید رضا]]، [[بلوغ (مقاله)|مقاله «بلوغ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص.</ref>
برآمدن موی [[خشن]] بر شرمگاه (عانه) به نظر [[فقهای شیعه]] و اهل سنت، جز [[حنفیان]]، نشانه بلوغ است.<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۴؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۴۱۱؛ المبسوط، طوسی، ج ۲، ص۲۸۲ ـ ۲۸۳.</ref> به‌‌نظر برخی فقهای [[حنفی]]،<ref>احکام القرآن، ج ۳، ص۴۲۹؛ المنیر، ج ۱۸، ص۲۹۶.</ref> [[ظاهر آیه]] {{متن قرآن|وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ}} بر این دلالت دارد که اِنبات نشانه بلوغ نیست؛ ولی به نظر [[شافعی]] و فقهای دیگر اهل سنت، با استناد به [[احادیث]] باید این علامت بلوغ را پذیرفت؛<ref>التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۳۰.</ref> همچنین در برخی [[منابع فقهی]] امامی <ref>تذکرة الفقهاء، ج ۱۴، ص۱۸۴ ـ ۱۸۵؛ ایضاح‌‌الفوائد، ج ۲، ص۵۰ ـ ۵۱؛ مسالک الافهام، ج ۴، ص۱۴۱.</ref> با استناد به [[آیه]] مذکور و برخی آیات دیگر این دیدگاه تقویت شده که انبات به خودی خود بر بلوغ دلالت ندارد، هرچند نشان می‌‌دهد که بلوغ پیشتر تحقق یافته است. به نظر [[محقق اردبیلی]] <ref>زبدة‌‌البیان، ص۵۵۰.</ref> [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! باید کسانی که بردگان شمایند و نابالغان شما سه بار از شما رخصت بخواهند: پیش از نماز بامداد و هنگامی که نیمروز لباس خود را در می‌آورید و پس از نماز عشاء  که سه هنگام برهنگی و تنهایی شماست پس از آن بر شما و ایشان گناهی نیست (اگر از شما رخصت نگیرند) که گرد شما در گردشند و با یکدیگر به سر می‌برید؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن بیان می‌دارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۸.</ref> بر آن دلالت دارد که بلوغ پیش از انزال تحقق نمی‌‌یابد، مگر آنکه به دلیلی مانند [[اجماع]] [[اماره]] دیگری بر آن دلالت کند. با این همه، نظر مشهور فقهای امامی و بیشتر [[مذاهب اهل سنت]] به استناد [[احادیث]] آن است که انبات اماره بلوغ به شمار می‌‌رود.<ref>جواهرالکلام، ج ۲۶، ص۴ ـ ۷؛ الفقه الاسلامی، ج ۵، ص۴۲۳ ـ ۴۲۴؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۴۱۱ ـ ۴۱۲.</ref> البته [[شافعی]] در یکی از دو نظر خود این نشانه را خاص [[مشرکان]] دانسته است.<ref>روح المعانی، مج ۶، ج ۱۰، ص۳۰۹؛ المغنی، ج ۴، ص۵۱۳.</ref><ref>[[سید رضا هاشمی|هاشمی، سید رضا]]، [[بلوغ (مقاله)|مقاله «بلوغ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 68.</ref>


====سن خاص====
====سن خاص====
نشانه دیگر بلوغ از دیدگاه [[فقهی]]، رسیدن [[کودک]] به سن معینی است که [[فقها]] به استناد احادیث یا [[ادله]] دیگر ذکر کرده‌‌اند؛ بدین معنا که اگر تا سن مزبور هیچ‌‌یک از امارات دیگر بلوغ ظاهر نشود، این سن بلوغ وی تلقی خواهد شد.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱، ص۴۳؛ المدخل الفقهی العام، ص۷۷۸.</ref> در [[مذهب شافعی]] و [[حنبلی]] سن بلوغ دختر و پسر اتمام ۱۵ سالگی و در [[مذهب مالکی]] پایان ۱۷ یا ۱۸ سالگی است.<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۴؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۴۱۱ ـ ۴۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۲۵.</ref> نظر مشهور در [[فقه حنفی]] نیز ۱۵ سالگی است؛ ولی [[ابوحنیفه]] سن بلوغ [[دختران]] را ۱۷ سالگی و سن بلوغ پسران را ۱۸ یا ۱۹ سالگی دانسته است.<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۴ ـ ۵۱۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۴۱۱ـ۴۱۲؛ المنیر، ج ۴، ص۲۵۶.</ref> به نظر مشهور در [[فقه امامی]]، سن بلوغ پسر ۱۵ سالگی و سن بلوغ دختر ۹ سالگی است.<ref>شرایع الاسلام، ج ۲، ص۸۵؛ جواهر الکلام، ج ۲۶، ص۱۶ـ۳۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۴۲ـ۴۶.</ref> مستند بیشتر این آراء، احادیث منقول از [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]]{{ع}} است.<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۴ ـ ۵۱۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۴۳؛ البلوغ، ص۲۳ ـ ۲۹ ـ ۴۳ ـ ۵۶.</ref> البته گفته شده که برخی فقهای متقدم اصولا سن را نشانه بلوغ نمی‌‌دانسته‌‌اند،<ref>الخلاف، ج ۳، ص۲۸۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۳۵.</ref> چنان‌‌که این دیدگاه نزد برخی فقهای متأخر نیز دیده می‌‌شود.<ref>بلوغ دختران، ص۹۱، ۱۹۷ ـ ۱۹۸، ۲۵۹؛ کیهان اندیشه، ش ۶۱، ص۴۱، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی».</ref> برخی [[حنفیان]] <ref>احکام القرآن، ج ۳، ص۴۲۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۲۹.</ref> به [[آیه]] ۵۸ [[نور]] / ۲۴: «والَّذینَ لَم یَبلُغُوا الحُلُمَ مِنکُم» استناد کرده و گفته‌‌اند که این آیه بلوغ در ۱۵ سالگی را رد می‌‌کند؛ زیرا صرفاً احتلام را نشانه بلوغ شمرده است. حتی گفته شده که [[ابوحنیفه]] برای نظر خود یعنی بلوغ در ۱۸ سالگی به آیه ۱۵۲ انعام / ۶: «حَتّی یَبلُغَ اَشُدَّه» استناد‌‌کرده؛ زیرا کمترین حد «بلوغ اشد» ۱۸ سالگی است؛<ref>المنیر، ج ۱۸، ص۲۹۶؛ المبسوط، سرخسی، ج ۶، ص۵۴.</ref> ولی مهم‌‌ترین دلیل غیر حنفیان، [[احادیث]] متعددی است که در [[منابع حدیثی شیعه]] و [[اهل سنت]] نقل شده است. البته اگر معنای «بلوغ [[نکاح]]» در آیه ۶ [[نساء]] / ۴ رسیدن [[کودک]] به [[سنی]] باشد که در آن بالفعل [[شایستگی]] نکاح وجود دارد، ممکن است کسی را که به سن [[شرعی]] بلوغ رسیده ولی محتلم نشده، دربرگیرد.<ref> کتاب البیع، ج ۲، ص۱۶.</ref> مراد از سال معین برای بلوغ،[[سال]] [[قمری]] است، چنان‌‌که در [[آیات]] متعددی مبنای [[محاسبه]] اوقات، سال قمری دانسته شده است؛<ref>جواهرالکلام، ج ۳، ص۱۴۳، ج ۲۶، ص۴۰.</ref> از جمله ۱۸۹ بقره / ۲: «یَسـَلونَکَ عَنِ الاَهِلَّةِ قُل هِیَمَوقیتُ لِلنّاسِ والحَجِّ»، ۳۶ [[توبه]] / ۹ و ۵ [[یونس]] / ۱۰.
نشانه دیگر بلوغ از دیدگاه [[فقهی]]، رسیدن [[کودک]] به سن معینی است که [[فقها]] به استناد احادیث یا [[ادله]] دیگر ذکر کرده‌‌اند؛ بدین معنا که اگر تا سن مزبور هیچ‌‌یک از امارات دیگر بلوغ ظاهر نشود، این سن بلوغ وی تلقی خواهد شد.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱، ص۴۳؛ المدخل الفقهی العام، ص۷۷۸.</ref> در [[مذهب شافعی]] و [[حنبلی]] سن بلوغ دختر و پسر اتمام ۱۵ سالگی و در [[مذهب مالکی]] پایان ۱۷ یا ۱۸ سالگی است.<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۴؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۴۱۱ ـ ۴۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۲۵.</ref> نظر مشهور در [[فقه حنفی]] نیز ۱۵ سالگی است؛ ولی [[ابوحنیفه]] سن بلوغ [[دختران]] را ۱۷ سالگی و سن بلوغ پسران را ۱۸ یا ۱۹ سالگی دانسته است.<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۴ ـ ۵۱۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۴۱۱ـ۴۱۲؛ المنیر، ج ۴، ص۲۵۶.</ref> به نظر مشهور در [[فقه امامی]]، سن بلوغ پسر ۱۵ سالگی و سن بلوغ دختر ۹ سالگی است.<ref>شرایع الاسلام، ج ۲، ص۸۵؛ جواهر الکلام، ج ۲۶، ص۱۶ـ۳۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۴۲ـ۴۶.</ref> مستند بیشتر این آراء، احادیث منقول از [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]]{{ع}} است.<ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۴ ـ ۵۱۵؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۴۳؛ البلوغ، ص۲۳ ـ ۲۹ ـ ۴۳ ـ ۵۶.</ref> البته گفته شده که برخی فقهای متقدم اصولا سن را نشانه بلوغ نمی‌‌دانسته‌‌اند،<ref>الخلاف، ج ۳، ص۲۸۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص۳۵.</ref> چنان‌‌که این دیدگاه نزد برخی فقهای متأخر نیز دیده می‌‌شود.<ref>بلوغ دختران، ص۹۱، ۱۹۷ ـ ۱۹۸، ۲۵۹؛ کیهان اندیشه، ش ۶۱، ص۴۱، «بلوغ از دیدگاه فقه اجتهادی».</ref> برخی [[حنفیان]] <ref>احکام القرآن، ج ۳، ص۴۲۸؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۲۹.</ref> به [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! باید کسانی که بردگان شمایند و نابالغان شما سه بار از شما رخصت بخواهند: پیش از نماز بامداد و هنگامی که نیمروز لباس خود را در می‌آورید و پس از نماز عشاء  که سه هنگام برهنگی و تنهایی شماست پس از آن بر شما و ایشان گناهی نیست (اگر از شما رخصت نگیرند) که گرد شما در گردشند و با یکدیگر به سر می‌برید؛ بدین گونه خداوند آیات را برای شما روشن بیان می‌دارد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نور، آیه ۵۸.</ref> استناد کرده و گفته‌‌اند که این آیه بلوغ در ۱۵ سالگی را رد می‌‌کند؛ زیرا صرفاً احتلام را نشانه بلوغ شمرده است. حتی گفته شده که [[ابوحنیفه]] برای نظر خود یعنی بلوغ در ۱۸ سالگی به آیه {{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«و به مال یتیم نزدیک نشوید جز به گونه‌ای که (برای یتیم) نیکوتر است تا به برنایی خود برسد و پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید؛ ما بر کسی جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کنیم؛ و چون سخن می‌گویید با دادگری بگویید هر چند (درباره) خویشاوند باشد؛ و به پیمان با خداوند وفا کنید؛ این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پند گیرید» سوره انعام، آیه ۱۵۲.</ref> استناد‌‌ کرده؛ زیرا کمترین حد «بلوغ اشد» ۱۸ سالگی است؛<ref>المنیر، ج ۱۸، ص۲۹۶؛ المبسوط، سرخسی، ج ۶، ص۵۴.</ref> ولی مهم‌‌ترین دلیل غیر حنفیان، [[احادیث]] متعددی است که در [[منابع حدیثی شیعه]] و [[اهل سنت]] نقل شده است. البته اگر معنای «بلوغ [[نکاح]]» در آیه {{متن قرآن|وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا}}<ref>«و یتیمان را تا زمانی که توانایی زناشویی یافته باشند بیازمایید، پس اگر در آنان کاردانی یافتید، دارایی‌هایشان را به آنان بازگردانید و آن را به گزافکاری و شتاب، از (بیم) اینکه بالغ گردند (و از شما باز گیرند) نخورید و هر کس از شما که توانگر باشد (در برداشت مزد سرپرستی) خویشتنداری کند و هرکس تنگدست باشد برابر عرف (از آن) بخورد؛ و هنگامی که دارایی‌های ایشان را به آنان باز می‌گردانید بر آنها گواه بگیرید و حسابرسی را خداوند، بسنده است» سوره نساء، آیه ۶.</ref> رسیدن [[کودک]] به [[سنی]] باشد که در آن بالفعل [[شایستگی]] نکاح وجود دارد، ممکن است کسی را که به سن [[شرعی]] بلوغ رسیده ولی محتلم نشده، دربرگیرد.<ref> کتاب البیع، ج ۲، ص۱۶.</ref> مراد از سال معین برای بلوغ، [[سال]] [[قمری]] است، چنان‌‌که در [[آیات]] متعددی مبنای [[محاسبه]] اوقات، سال قمری دانسته شده است؛<ref>جواهرالکلام، ج ۳، ص۱۴۳، ج ۲۶، ص۴۰.</ref> از جمله {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}<ref>«از تو درباره ماه‌های نو  می‌پرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّ‌اند؛ و نیکی آن نیست که از پشت  خانه‌ها به درون آنها درآیید بلکه (حقیقت) نیکی (از آن) کسی است که پرهیزگاری ورزد و به خانه‌ها از در درآیید، و از خداوند پروا کنید باشد که رستگار گردید» سوره بقره، آیه ۱۸۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«بی‌گمان شمار ماه‌ها نزد خداوند در کتاب وی روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید دوازده ماه است؛ از آنها چهار ماه، حرام است، این است آیین استوار، در آنها به خود ستم روا ندارید و همگی با مشرکان جنگ کنید چنان که آنان همگی با شما جنگ می‌کنند و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره توبه، آیه ۳۶.</ref>، {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«اوست که خورشید را تابان و ماه را درخشان آفرید و برای آن برج‌ها نهاد تا شمار سال‌ها و «حساب» را بدانید؛ خداوند آن را جز به حق نیافرید؛ او آیات را برای گروهی که دانشورند روشن بیان می‌کند» سوره یونس، آیه ۵.</ref>.<ref>[[سید رضا هاشمی|هاشمی، سید رضا]]، [[بلوغ (مقاله)|مقاله «بلوغ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص69.</ref>
<ref>[[سید رضا هاشمی|هاشمی، سید رضا]]، [[بلوغ (مقاله)|مقاله «بلوغ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص.</ref>
===نشانه‌های اختصاصی [[دختران]]===
===نشانه‌های اختصاصی [[دختران]]===
دو نشانه ویژه بلوغ دختران، نخستین [[عادت]] ماهانه (حیض) و بارداری * است. البته برخی [[فقهای شیعه]] و پاره‌‌ای از [[مذاهب اهل سنت]] بر آن‌‌اند که قاعدگی و بارداری در واقع نشان می‌‌دهند که بلوغ پیش‌‌تر تحقق یافته است و این دو [[اماره]] «سَبْق بلوغ» به شمار می‌‌روند؛ نه نشانه بلوغ.<ref>شرایع الاسلام، ج ۲، ص۸۵؛ المغنی، ج ۴، ص۵۱۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۳۵۱.</ref> شماری از [[فقهای شیعه]] <ref>المبسوط، ج ۲، ص۲۸۳؛ مسالک الافهام، ج ۴، ص۱۴۶؛ جواهرالکلام، ج ۲۶، ص۴۵.</ref> و اهل‌‌سنت <ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۵؛ کشف القناع، ج ۳، ص۵۱۸؛ المجموع، ج ۱۳، ص۳۶۵.</ref> گفته‌‌اند: با توجه به اینکه [[والدین]] هر دو در تشکیل نطفه فرزند نقش دارند و نطفه از هر دوی آنان نشئت می‌‌گیرد: «خُلِقَ مِن [[ماء]] دافِق * یَخرُجُ مِن بَینِ الصُّلبِ والتَّرائِب»([[طارق]] / ۸۶، ۶ ـ ۷) و مراد از «نُطفَة اَمشاج» را در آیه‌‌۲‌‌انسان / ۷۶ همین دانسته‌‌اند، بنابراین بارداری در واقع نشان می‌‌دهد که پیش‌‌تر انزال یا قاعدگی (حیض *) صورت گرفته است، پس بارداری خود نشانه بلوغ نیست، بلکه موجب [[علم]] ما به بلوغ پیشین می‌‌شود، چنان‌‌که [[فقها]] به همین دلیل نفاس را در شمار امارات بلوغ نیاورده‌‌اند.<ref>ر. ک: کشف القناع، ج ۱، ص۲۳۴.</ref><ref>[[سید رضا هاشمی|هاشمی، سید رضا]]، [[بلوغ (مقاله)|مقاله «بلوغ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص.</ref>
دو نشانه ویژه بلوغ دختران، نخستین [[عادت]] ماهانه (حیض) و بارداری است. البته برخی [[فقهای شیعه]] و پاره‌‌ای از [[مذاهب اهل سنت]] بر آن‌‌اند که قاعدگی و بارداری در واقع نشان می‌‌دهند که بلوغ پیش‌‌تر تحقق یافته است و این دو [[اماره]] «سَبْق بلوغ» به شمار می‌‌روند؛ نه نشانه بلوغ.<ref>شرایع الاسلام، ج ۲، ص۸۵؛ المغنی، ج ۴، ص۵۱۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج ۲، ص۳۵۱.</ref> شماری از [[فقهای شیعه]] <ref>المبسوط، ج ۲، ص۲۸۳؛ مسالک الافهام، ج ۴، ص۱۴۶؛ جواهرالکلام، ج ۲۶، ص۴۵.</ref> و اهل‌‌سنت <ref>المغنی، ج ۴، ص۵۱۵؛ کشف القناع، ج ۳، ص۵۱۸؛ المجموع، ج ۱۳، ص۳۶۵.</ref> گفته‌‌اند: با توجه به اینکه [[والدین]] هر دو در تشکیل نطفه فرزند نقش دارند و نطفه از هر دوی آنان نشئت می‌‌گیرد: {{متن قرآن|خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ}}<ref>«از آبی جهنده آفریده شده است،» سوره طارق، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ}}<ref>«که از میان (استخوان‌های) پشت و پیش بیرون می‌آید» سوره طارق، آیه ۷.</ref> و مراد از {{متن قرآن|نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ}} را در آیه‌‌ {{متن قرآن|إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا}}<ref>«ما انسان را از نطفه‌ای برآمیخته آفریدیم، او را می‌آزماییم از این رو شنوا و بینایش گردانیده‌ایم» سوره انسان، آیه ۲.</ref> همین دانسته‌‌اند، بنابراین بارداری در واقع نشان می‌‌دهد که پیش‌‌تر انزال یا قاعدگی (حیض ) صورت گرفته است، پس بارداری خود نشانه بلوغ نیست، بلکه موجب [[علم]] ما به بلوغ پیشین می‌‌شود، چنان‌‌که [[فقها]] به همین دلیل نفاس را در شمار امارات بلوغ نیاورده‌‌اند.<ref>ر. ک: کشف القناع، ج ۱، ص۲۳۴.</ref>.<ref>[[سید رضا هاشمی|هاشمی، سید رضا]]، [[بلوغ (مقاله)|مقاله «بلوغ»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص70.</ref>


==آثار و [[احکام]] بلوغ==
==آثار و [[احکام]] بلوغ==
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش