←ادله اثبات شأن دریافت دین
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
طبق منابع [[دینی]]، [[امام]] {{ع}} [[دین]] را از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین دریافت میکند تا به [[مردم]] برساند. دراینباره روایاتی پرشمار در [[اختیار]] است که در مبحث [[شأن ولایت تشریعی]] به برخی از آنها اشاره شد.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۰۰. همچنین، ر.ک: همان، ص۲۹۹ و ۳۰۱.</ref> برای نمونه، آنگاه که از [[امام صادق]] {{ع}} پرسیده شد که [[علم]] خود به [[حلال و حرام]] را چگونه به دست آورده است، فرمودند: {{عربی|"وِرَاثَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} وَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}}"}}.<ref>همان، ص۳۲۸-۳۲۷. برای دیدن دیگر روایات، ر.ک: همان؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص ۲۶۴.</ref> ضمن آنکه کاملاً معقول است که یک [[امام]]، پیش از [[امامت]]، از [[امام]] [[ناطق]]، معارفی را بیاموزد. اما موضع [[نزاع]] در این است که آیا او غیر از آنکه از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین، [[علم]] مربوط به [[اصل دین]] را دریافت میکند، از جانب [[خداوند]] نیز دریافت میکند؟ به دیگر سخن، آیا آنچه او از [[احکام دین]] میگوید، سخنی است که [[خداوند]] مستقيماً بدو فرموده تا او به [[مردم]] برساند، یا آنکه او تنها ناقل [[سخنان پیامبر]] است. البته اگر گفته شود که او [[دین]] را تنها از [[پیامبر]] و [[امام]] پیشین دریافت کرده و برای [[مردم]] [[تبیین]] میکند، بدین معنا نیست که [[امامان]] {{عم}} شأنی جز [[نقل]] [[سخن پیامبر]] ندارند؛ چراکه برای [[امام]]، [[شئون]] مهم دیگری همچون [[تفسیر]]، [[تبیین]]، تأويل و... ثابت است که در [[آینده]] به آنها خواهیم پرداخت. تفکیک میان این [[شأن]] ([[دریافت دین]] بهطور مستقیم از [[خداوند]]) با [[شأن ولایت تشریعی]] در دیدگاهها چندان صورت نگرفته است. ازاینرو، دستیابی به دیدگاه [[عالمان دین]] چندان آسان نیست؛ اما میتوان به سخن [[مرحوم مظفر]] اشاره کرد که به صراحت بر این [[باور]] پای میفشرد که [[ائمه]] {{عم}} مانند دیگر راویانی که صرفاً ناقل سخنان پیامبرند، نیستند؛ بلکه ایشان از جانب [[خداوند]] [[منصوب]] بوده، [[احکام واقعی]] را از طريق [[الهام]] یا دریافت از [[معصوم]] پیشین، [[تبلیغ]] میکنند؛ مانند [[پیامبر]] که از [[طریق وحی]] چنین میکرد. به [[باور]] وی، [[سخن]] [[امامان]] {{عم}} تنها روایتگری از [[پیامبر]] نیست؛ بلکه ایشان خودْ مصدری برای تشریعاند؛ پس سخن آنها عین [[سنت]] است.<ref>محمد رضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، ص۵۷ و ۵۸.</ref> پیش از پاسخ به این مسئله، لازم است به برخی [[ادله]] موافق یا مخالف دراینباره اشاره کرده، آنگاه به [[داوری]] بنشینیم<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۱۲ - ۲۲۲.</ref>. | طبق منابع [[دینی]]، [[امام]] {{ع}} [[دین]] را از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین دریافت میکند تا به [[مردم]] برساند. دراینباره روایاتی پرشمار در [[اختیار]] است که در مبحث [[شأن ولایت تشریعی]] به برخی از آنها اشاره شد.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۰۰. همچنین، ر.ک: همان، ص۲۹۹ و ۳۰۱.</ref> برای نمونه، آنگاه که از [[امام صادق]] {{ع}} پرسیده شد که [[علم]] خود به [[حلال و حرام]] را چگونه به دست آورده است، فرمودند: {{عربی|"وِرَاثَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} وَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}}"}}.<ref>همان، ص۳۲۸-۳۲۷. برای دیدن دیگر روایات، ر.ک: همان؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص ۲۶۴.</ref> ضمن آنکه کاملاً معقول است که یک [[امام]]، پیش از [[امامت]]، از [[امام]] [[ناطق]]، معارفی را بیاموزد. اما موضع [[نزاع]] در این است که آیا او غیر از آنکه از [[پیامبر]] یا [[امام]] پیشین، [[علم]] مربوط به [[اصل دین]] را دریافت میکند، از جانب [[خداوند]] نیز دریافت میکند؟ به دیگر سخن، آیا آنچه او از [[احکام دین]] میگوید، سخنی است که [[خداوند]] مستقيماً بدو فرموده تا او به [[مردم]] برساند، یا آنکه او تنها ناقل [[سخنان پیامبر]] است. البته اگر گفته شود که او [[دین]] را تنها از [[پیامبر]] و [[امام]] پیشین دریافت کرده و برای [[مردم]] [[تبیین]] میکند، بدین معنا نیست که [[امامان]] {{عم}} شأنی جز [[نقل]] [[سخن پیامبر]] ندارند؛ چراکه برای [[امام]]، [[شئون]] مهم دیگری همچون [[تفسیر]]، [[تبیین]]، تأويل و... ثابت است که در [[آینده]] به آنها خواهیم پرداخت. تفکیک میان این [[شأن]] ([[دریافت دین]] بهطور مستقیم از [[خداوند]]) با [[شأن ولایت تشریعی]] در دیدگاهها چندان صورت نگرفته است. ازاینرو، دستیابی به دیدگاه [[عالمان دین]] چندان آسان نیست؛ اما میتوان به سخن [[مرحوم مظفر]] اشاره کرد که به صراحت بر این [[باور]] پای میفشرد که [[ائمه]] {{عم}} مانند دیگر راویانی که صرفاً ناقل سخنان پیامبرند، نیستند؛ بلکه ایشان از جانب [[خداوند]] [[منصوب]] بوده، [[احکام واقعی]] را از طريق [[الهام]] یا دریافت از [[معصوم]] پیشین، [[تبلیغ]] میکنند؛ مانند [[پیامبر]] که از [[طریق وحی]] چنین میکرد. به [[باور]] وی، [[سخن]] [[امامان]] {{عم}} تنها روایتگری از [[پیامبر]] نیست؛ بلکه ایشان خودْ مصدری برای تشریعاند؛ پس سخن آنها عین [[سنت]] است.<ref>محمد رضا مظفر، اصول الفقه، ج۲، ص۵۷ و ۵۸.</ref> پیش از پاسخ به این مسئله، لازم است به برخی [[ادله]] موافق یا مخالف دراینباره اشاره کرده، آنگاه به [[داوری]] بنشینیم<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص۲۱۲ - ۲۲۲.</ref>. | ||
== | == ادله اثبات شأن دریافت دین == | ||
برخی روایاتی که در نگاه نخست، بیانگر [[اثبات]] [[شأن]] دریافت و [[ابلاغ دین]] برای [[امامان]] هستند، عبارتاند از: | برخی روایاتی که در نگاه نخست، بیانگر [[اثبات]] [[شأن]] دریافت و [[ابلاغ دین]] برای [[امامان]] هستند، عبارتاند از: | ||
# '''[[روایات]] حاکی از [[سخن گفتن خدا با امام]]:''' در برخی [[روایات]] آمده است که [[امام]] {{ع}} هرگز از روی نظر خود سخن نمیگوید؛ بلکه همواره با بینهای که [[خداوند]] آن را برای او آشکار ساخته، [[سخن]] میگوید؛ همان بینهای که [[خداوند]] آن را برای رسولش آشکار ساخته است. برای نمونه، [[امام باقر]] {{ع}} در روایتی صحیح به [[فضیل بن یسار]] فرمودند: «همانا ما براساس بینهای از جانب [[خداوند]] که آن را برای پیامبرش و سپس برای ما آشکار کرد [سخن میگوییم]. پس اگر غیر از این بود، ما هم مانند [[مردم]] بودیم».<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۰۱.</ref> دستکم سه [[روایت]] دیگر نیز دراینباره وجود دارد که همگی همین مضمون را [[تأیید]] میکنند.<ref>همان، ص۲۹۹ و ۳۰۰.</ref> در [[روایت]] دیگری - که البته به لحاظ سندی معتبر نیست<ref>در سلسله راویان این روایت، محمد بن عثمان وجود دارد که وثاقتش ثابت نشده است.</ref> - در کنار مضمون یادشده، مضمونی دیگر نیز آمده است. [[محمد]] بن [[شریح]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] میکند که فرمودند: "...ما براساس [[رأی]] خود سخن نمیگوییم و چیزی نمیگویم مگر آنکه [[خداوند]] گفته باشد و اصولی نزد ماست که از آن نگهبانی میکنیم؛ چنانکه [[مردم]] از طلا و نقره خود نگهبانی میکنند".<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۰۱.</ref> در بررسی این [[روایات]] باید گفت: مضمون این [[روایات]] بیانگر آن است که [[علم امامان]] {{عم}} مطابق با واقع و براساس بینهای از جانب [[خداوند]] است؛ اما این آموزه [[اثبات]] نمیکند که [[خداوند سبحان]] احکامی را که به [[پیامبر]] نگفته، به [[امامان]] فرموده تا [[ابلاغ]] کنند. بیش از این نیست که [[امام]] {{ع}} براساس دلیلی که [[خداوند]] برای او نشان داده است، [[سخن]] میگوید. این مضمون اصلاً حاکی از گفتوگوی [[خدا]] با ایشان نیست؛ بلکه در پی القای این مطلب است که [[سخن امام]] از خودش نیست؛ بلکه از [[خداوند]] است. | # '''[[روایات]] حاکی از [[سخن گفتن خدا با امام]]:''' در برخی [[روایات]] آمده است که [[امام]] {{ع}} هرگز از روی نظر خود سخن نمیگوید؛ بلکه همواره با بینهای که [[خداوند]] آن را برای او آشکار ساخته، [[سخن]] میگوید؛ همان بینهای که [[خداوند]] آن را برای رسولش آشکار ساخته است. برای نمونه، [[امام باقر]] {{ع}} در روایتی صحیح به [[فضیل بن یسار]] فرمودند: «همانا ما براساس بینهای از جانب [[خداوند]] که آن را برای پیامبرش و سپس برای ما آشکار کرد [سخن میگوییم]. پس اگر غیر از این بود، ما هم مانند [[مردم]] بودیم».<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۰۱.</ref> دستکم سه [[روایت]] دیگر نیز دراینباره وجود دارد که همگی همین مضمون را [[تأیید]] میکنند.<ref>همان، ص۲۹۹ و ۳۰۰.</ref> در [[روایت]] دیگری - که البته به لحاظ سندی معتبر نیست<ref>در سلسله راویان این روایت، محمد بن عثمان وجود دارد که وثاقتش ثابت نشده است.</ref> - در کنار مضمون یادشده، مضمونی دیگر نیز آمده است. [[محمد]] بن [[شریح]] از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] میکند که فرمودند: "...ما براساس [[رأی]] خود سخن نمیگوییم و چیزی نمیگویم مگر آنکه [[خداوند]] گفته باشد و اصولی نزد ماست که از آن نگهبانی میکنیم؛ چنانکه [[مردم]] از طلا و نقره خود نگهبانی میکنند".<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۳۰۱.</ref> در بررسی این [[روایات]] باید گفت: مضمون این [[روایات]] بیانگر آن است که [[علم امامان]] {{عم}} مطابق با واقع و براساس بینهای از جانب [[خداوند]] است؛ اما این آموزه [[اثبات]] نمیکند که [[خداوند سبحان]] احکامی را که به [[پیامبر]] نگفته، به [[امامان]] فرموده تا [[ابلاغ]] کنند. بیش از این نیست که [[امام]] {{ع}} براساس دلیلی که [[خداوند]] برای او نشان داده است، [[سخن]] میگوید. این مضمون اصلاً حاکی از گفتوگوی [[خدا]] با ایشان نیست؛ بلکه در پی القای این مطلب است که [[سخن امام]] از خودش نیست؛ بلکه از [[خداوند]] است. | ||