زمزم: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۴۳۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۴: خط ۵۴:


چاه زمزم همچنان تا دوران «[[عبدالمطلب بن هاشم]]» پدربزرگ [[پیامبر]]{{صل}} مخفی بود. او شبی در [[خواب]] دید که خداوند به حفر نقطه‌ای از [[زمین]] که محل سابق [[چاه]] بود [[فرمان]] می‌دهد. [[عبدالمطلب]] به [[زعم]] [[سرزنش]] و [[آزار مردم]]، با کمک فرزند خود «حارث» همان نقطه را حفر کرد. در آن هنگام [[نذر]] کرد که اگر دارای ده پسر شود یکی از آنان را در [[راه خدا]] [[قربانی]] کند؛ سپس با کندن چاه بر مجسمه‌ها و شمشیرها دست یافت و همچنان کَند تا آب فوران زد. وی به سرعت در کنار آن حوضی ساخت و آب را درون آن ریخت تا پراکنده نشود. او از آن آب به [[حاجیان]] می‌نوشانید و سقایت آنان را به عهده گرفت. گروهی از [[جاهلان]] و [[حسودان]]، شب‌ها [[حوض]] مذکور را تخریب می‌کردند، اما عبدالمطلب باز آن را می‌ساخت. پس از چندی خداوند به او ده پسر عطا کرد. وی نیز برای ادای نذر خود بین آنها قرعه انداخت که به نام «عبدالله» محبوب‌ترین پسرانش درآمد؛ آن‌گاه بین عبدالله و ده تا صد شتر قرعه زد که قرعه به نام صد شتر افتاد و آنها را در [[راه خدا]] [[قربانی]] کرده و گوشت آن را میان [[بادیه‌نشینان]] [[انفاق]] نمود. بر اساس این [[سنت]] از آن [[روز]] [[دیه]] یک مرد، صد شتر تعیین شد<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۱۱۰؛ اخبار مکه ازرقی، ص۲۳۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۶۹.</ref>
چاه زمزم همچنان تا دوران «[[عبدالمطلب بن هاشم]]» پدربزرگ [[پیامبر]]{{صل}} مخفی بود. او شبی در [[خواب]] دید که خداوند به حفر نقطه‌ای از [[زمین]] که محل سابق [[چاه]] بود [[فرمان]] می‌دهد. [[عبدالمطلب]] به [[زعم]] [[سرزنش]] و [[آزار مردم]]، با کمک فرزند خود «حارث» همان نقطه را حفر کرد. در آن هنگام [[نذر]] کرد که اگر دارای ده پسر شود یکی از آنان را در [[راه خدا]] [[قربانی]] کند؛ سپس با کندن چاه بر مجسمه‌ها و شمشیرها دست یافت و همچنان کَند تا آب فوران زد. وی به سرعت در کنار آن حوضی ساخت و آب را درون آن ریخت تا پراکنده نشود. او از آن آب به [[حاجیان]] می‌نوشانید و سقایت آنان را به عهده گرفت. گروهی از [[جاهلان]] و [[حسودان]]، شب‌ها [[حوض]] مذکور را تخریب می‌کردند، اما عبدالمطلب باز آن را می‌ساخت. پس از چندی خداوند به او ده پسر عطا کرد. وی نیز برای ادای نذر خود بین آنها قرعه انداخت که به نام «عبدالله» محبوب‌ترین پسرانش درآمد؛ آن‌گاه بین عبدالله و ده تا صد شتر قرعه زد که قرعه به نام صد شتر افتاد و آنها را در [[راه خدا]] [[قربانی]] کرده و گوشت آن را میان [[بادیه‌نشینان]] [[انفاق]] نمود. بر اساس این [[سنت]] از آن [[روز]] [[دیه]] یک مرد، صد شتر تعیین شد<ref>سیرة النبویه، ابن هشام، ج۱، ص۱۱۰؛ اخبار مکه ازرقی، ص۲۳۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۶۹.</ref>
==[[زمزم]]==
زمزم مرکب از دو «زم»، در لغت به معنای آهسته، آهسته و یا آب فراوان<ref>معجم البلدان، ج۳، ص۱۶۶.</ref> و در اصطلاح نام چشمه و یا چاهی در [[مکه]] نزدیک [[خانه کعبه]] است که پیشینه [[تاریخی]] آن، به دوران [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} باز می‌گردد؛ آن‌گاه که آن حضرت به [[فرمان خداوند]] همسرش [[هاجر]] را به همراه اسماعیل، که [[کودکی]] شیرخوار بود، به [[سرزمین]] بی‌آب و علف مکه آورده و خود برای انجام مأموریتی [[الهی]] آن [[دیار]] را ترک نمود. تا آنکه اندوخته غذا و آب مادر و فرزند به پایان رسید و هاجر نگران از جای [[کودک]] خویش به جستجوی آب پرداخت.
زمزم به لحاظ اهمیت و جایگاهی که از [[زمان]] حضرت ابراهیم{{ع}} تا کنون داشته، نام‌های فراوانی برای آن ذکر کرده‌اند: برخی از این اسامی را [[امام صادق]]{{ع}} این چنین فرموده‌اند:
#رَکضَة جبرئیل
#سقیا اسماعیل
#حفیرة عبدالمطلب
#المصونة (مضنونه)
#سقیا
#طعام طعم
#شفاء سقم<ref>وسائل، ج۱۳، ص۴۷۴.</ref>.
اسامی دیگر آن عبارت است از:
#زَمَّم
#زُمِّزم
#زُمازِم
#هزمه جبرائیل
#هَزمَة المَلَکِ
#الشُّباعه و شُباعه
#بره
#تُکتَم
#شراب الابرار
#طعام الابرار
#سقیا الله اسماعیل<ref>معجم البلدان، ج۳، ص۱۶۷.</ref>
#لاشرق
#لاتدم
#هی برکه
#سیده
#نافعه
#عونه
#بشری
#صافیه
#عصمه
#سالمه
#میمونه
#مبارکه
#کافیه
#عافیه
#مغذّیه
#طاهره
#مفداه
#حرمیه
#مرویه
#مؤنسه
#طیبه
#شُبّاعة العیال
#قریة النمل
#نقرة الغراب
#هزمة اسماعیل
#حفیرة [[العباس]]<ref>شفاء الغرام، ج۱، ص۴۰۴.</ref>.
ابن بری برای زمزم تنها [[دوازده]] نام را بر شمرده و «الرّاء» و «مکتومه» را نیز در شمار آن اسامی آورده است<ref>لسان العرب، ج۶، ص۸۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۲۳.</ref>
==[[تسمیه]] زمزم==
جهت نام را با توجه به معانی مختلف زمزم متفاوت ذکر کرده‌اند. به خاطر:
زیادتی آب زمزم، گوارایی آب آن، [[حرکت]] و جوشش آب آن، زمزمه [[حضرت جبرئیل]] بر سر آن، زمزمه [[فارسیان]] در [[حج]] بر سر آن، زمزمه و [[نیایش]] عده‌ای بر سر آن، زمزمه شاپورشاه [[ایران]] بر سر آن، زمزمه ملایم آب در [[حال]] جوشش آن، جلوگیری کردن حضرت [[هاجر]] از پراکندگی آن (با ریختن خاک در اطراف چشمه)، خطاب حضرت هاجر به آن جهت ایستادن. آن گاه که آب جوشید و زیادتی کرد آن حضرت از [[بیم]] آنکه پیش از پر کردن ظرف خود، آب پراکنده شود (و در [[زمین]] فرو رود) و یا این که زیادتی آب برای فرزندش خطر به بار آورد در [[مقام]] خطاب به آب دو واژه مشابه «زم» «زم» (به معنی بس است یا از [[حرکت]] بایست) را به کار برد.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۲۴.</ref>
==[[استحباب]] [[زمزم]]==
طبق [[روایت]] [[مستحب]] است استفاده از زمزم: برای خوردن، برای بدن شستن، برای [[شفا]] [[نوشیدن]]، برای [[هدیه]] بردن، برای سعی ([[صفا و مروه]]) نوشیدن، برای پس از [[طواف]] و [[نماز]]، نوشیدن و سر و صورت شستن.
درباره عمق زمزم، [[ازرقی]] گفته است: عمق و ژرفای زمزم از بالا تا پایین آن شصت ذراع است. در درون [[چاه]]، آب از سه نقطه جاری است، یکی مقابل [[حجرالاسود]]، دیگری برابر [[صفا]] و [[ابوقبیس]] و سومی مقابل [[مروه]].
در سال‌های ۲۲۳ و ۲۲۴ که احتمال خشک شدن زمزم می‌رفت، [[محمد بن ضحاک]] والی عمر بن فرج رُخّجی سمت [[ریاست]] [[برید]] پُست [[مکه]] و اطراف آن را عهده‌دار شد، وی نُه ذراع دیگر بر گودی آن افزود، و مقداری نیز از زمین اطراف عمق چاه را کند، تا آنکه در سال ۲۲۵ به خاطر [[بارش باران]] و جاری شدن سیل، آب زمزم افزون شد<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۶۱.</ref>.
سالم بن جراح نیز به [[روزگار]] [[حکومت]] [[هارون الرشید]]، چند ذراع دیگر زمزم را گود کرد و همین شخص در [[زمان]] [[خلافت مهدی]] در زمزم کار کرده، بر گودی آن افزود، سپس عمر بن ماهان که در دوره حکومت [[امین]]، عهده‌دار سمت برید مکه بود [[چاه زمزم]] را زه‌کشی کرد.
گفته‌اند: مردی از [[اهل]] [[طائف]] به نام [[محمد بن کثیر]] که در کف چاه زمزم کار می‌کرده، همان‌جا [[نماز]] گزارده است<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۶۱.</ref>.
در حضور [[امام صادق]]{{ع}} سخن از آب [[زمزم]] به میان آمد. حضرت فرمودند: از زیر [[حجر]]، چشمه‌ای به سوی زمزم جاری است، هر گاه آب چشمه غالب گردد، آب زمزم شیرین می‌شود<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۵، ص۳۷.</ref>. از این رو است که برخی می‌گویند آب زمزم گاهی شیرین است و زمانی شیرین نیست.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۲۴.</ref>
==زمزم در گذر [[تاریخ]]==
تغییراتی کرده است؛ نخستین کس که [[زمین]] و دیواره‌های زمزم را با سنگ مرمر پوشاند، [[ابوجعفر منصور عباسی]] است. وی این کار را در دوران [[خلافت]] خویش آغاز و سپس [[مهدی عباسی]] آن را به پایان برد. پس از آن تا دوران [[حکومت]] [[معتصم]] در سال ۲۲۰ [[چاه]] در فضای باز بوده، و فقط گنبد کوچکی بر دهانه آن قرار داشته است. [[عمر بن فرج رخجی]] که از نویسندگان و دبیران دربار معتصم بوده، را [[تغییر]] داد و برای تمام زمزم، سقفی از چوب ساج فراهم کرد که از درون زراندود بود و بیرون آن را کاشی کاری کرده، در اطراف آن لبه کوچکی به صورت [[کنگره]] ساخته بودند و از آن زنجیرهایی آویزان کرده، چراغ‌هایی به آنها آویخته بودند که شب‌ها در [[موسم حج]] آنها را روشن می‌کردند. گنبدی را نیز که در فاصله زمزم و سقاخانه قرار داشته، کاشی کاری نمودند و در هر موسم حج، آن را آراسته و رنگ می‌کردند.
زمزم و اطراف آن در امتداد [[زمان]] تغییراتی یافته و [[خلفا]] و [[امیران]] در اوقاتی خاص، قندیل‌های زمزم را روشن نگاه می‌داشتند. در دوران [[محمد بن سلیمان]] در تمامی سال، قندیل‌های بزرگ و سفید زمزم را روشن می‌کردند.
[[ناصر خسرو]] در سفرنامه خود نوشته است: فاصله بین زمزم و [[خانه کعبه]] ۴۶ ارش و دهنه چاه زمزم سه گز و نیم است در سه گز و نیم سرچاه را [[حظیره]] کرده‌اند و اطراف آن با چوب‌های مشبک است و برابر [[خانه]] [[زمزم]] از جانب [[مشرق]] خانه مربعی است که مرکز [[سقایة الحاج]] است و جنب آن خزانة الزیت است که مرکز روغن [[زیتون]] برای روشنی چراغ‌ها می‌باشد. مرکز شمع و قنادیل است. پس از [[صحن]] [[مسجدالحرام]] سه خانه است سقایة الحاج، خزانة الزیت، و خانه زمزم.
و نیز آورده است: [[پیغمبر]] برای کمک آب زمزم جهت [[مردم]]، چاهی کند که [[بئر]] الرسول گویند و [[علی بن ابی‌طالب]] نیز چاهی کند که بئر علی گویند و هر دو [[چاه]] آب فراوان دارد و با هم ده متر فاصله دارند که در [[جعرانه]] است. و بر پنجره پیش از آن نوشته شده: {{متن حدیث|مَاءُ زَمْزَمَ لِمَا شُرِبَ لَهُ‌}}.
همچنین زمزم از چاه‌های [[مدینه]] واقع در اطراف [[مسجدالنبی]] در داخل خانه فاطمه بنت امام حسین{{ع}} است که به دست او حفر شد. [[چاه زمزم]] یا چاه [[فاطمه]] در دوران سعودی در [[توسعه]] [[غربی]] [[مسجد]] تخریب شد.
یکی دیگر از چاه‌های مدینه واقع در [[حره]] غربی، زمزم نام دارد، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} روزی ضمن استفاده از آن برای صاحبش [[دعا]] کردند. این چاه به مرور [[زمان]] از بین رفت.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۲۵.</ref>
==[[مصرف]] زمزم==
[[عبدالمطلب]]، [[آشامیدن]] و [[وضو]] گرفتن از آب زمزم را [[حلال]] و جایز دانسته، لیکن [[غسل]] کردن با آب آن را روا نمی‌دانست. از این رو [[عباس بن عبدالمطلب]] نیز پیوسته در مسجدالحرام و در اطراف زمزم گردش می‌کرد و می‌گفت: شستشو با آب زمزم را حلال نمی‌دانم وای آب برای خوردن و وضو گرفتن حلال و جایز است.
[[ابن عباس]] روزی مردی از [[قبیله]] مخزوم و از [[خاندان]] [[مغیره]] را دید که در زمزم غسل می‌کند، بسیار ناراحت شد اظهار داشت: شستشو و غسل (در زمزم را) حلال نمی‌دانم، این آب برای [[نوشیدن]] و وضو گرفتن است. البته سفیان توضیح داده که این [[نهی]]، مربوط به داخل مسجد است و طبیعی است که اگر بیرون مسجد و در مکان مناسبی با آب [[زمزم]] [[غسل]] نمایند مانعی نخواهد داشت.
وی دو حوضچه در کنار زمزم احداث کرده بود تا از یکی برای [[نوشیدن]] و از دیگری برای [[وضو]] ساختن استفاده کنند و در نتیجه با [[پرهیز]] از شستشو نمودن، [[مسجدالحرام]] [[پاکیزه]] باقی بماند.
برخی از [[فقیهان]] [[شیعه]] مانند: ابن [[زهره]] در «غنیة النزوع»، [[محقق حلی]] در «المختصر النافع» ابن براج در «المهذب» و ابی [[الحسن]] [[سلمان بن الصهرشتی]] در «اصباح الشیعه» فرموده‌اند: [[مستحب]] است پس از [[طواف]] و قبل از سعی، [[حاجی]] نزد زمزم آمده از آب آن بنوشد و غسل کند و اگر نتوانست غسل نماید، کمی از آب زمزم را به خود بریزد.
و برخی دیگر همچون: [[ابن حمزه]] در «الوسیله»<ref>سلسله ینابیع الفقهیه، ج۸، ص۴۳۸.</ref>، [[ابن ادریس حلی]] در «سرائر»<ref>سلسله ینابیع الفقهیه، ج۸، ص۵۳۸.</ref>، ابن سعید هذلی در «الجامع للشرائع»<ref>سلسله ینابیع الفقهیه، ج۸، ص۷۱۱.</ref>، [[علامه]] در «[[قواعد]] الاحکام»<ref>سلسله ینابیع الفقهیه، ج۸، ص۷۵۲.</ref>، [[شهید]] اول در «اللمعة الدمشقیه»<ref>سلسله ینابیع الفقهیه، ج۸، ص۷۸۵.</ref>، [[صدوق]] در «[[المقنع]]»<ref>سلسله ینابیع الفقهیه، ج۷، ص۳۲.</ref>، [[شیخ طوسی]] در «النهایه»<ref>سلسله ینابیع الفقهیه، ج۷، ص۱۹۳.</ref> و «الجمل و العقود»<ref>سلسله ینابیع الفقهیه، ج۷، ص۲۳۰.</ref> همان موارد را بدون مستحب بودن غسل ذکر فرموده‌اند.
همچنین مستحب است شخص، هنگام [[نوشیدن آب]] زمزم بگوید:
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ إِنَّكَ قَادِرٌ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۹، ص۴۳۹.</ref>؛ «بار خدایا آن را دانشی سودمند، روزیی فراوان، و [[درمان]] هر [[درد]] و [[بیماری]] قرار ده، همانا تو [[توانایی]] ای [[پروردگار]] جهانیان».<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۲۶.</ref>
==زمزم و [[ایرانیان]]==
[[مسعودی]] در زمینه پیشینیه [[تاریخی]] زمزم قبل از [[اسلام]] چنین نوشته است:
ایرانیان قدیم به [[احترام]] [[خانه کعبه]] و جدشان ابراهیم{{ع}} و هم [[توسل]] به [[هدایت]] او و رعایت [[نسب]] خویش به [[زیارت]] بیت‌الحرام می‌رفتند و بر آن طواف می‌بردند. آخرین کس از ایشان که به [[حج]] رفت، [[ساسان]] پسر بابک جد [[اردشیر]] بابکان سرملوک [[ساسانی]] بود. ساسان پدر این سلسله بود که عنوان از انتساب او دارند (چون [[ملوک]] [[مروانی]] که انتساب از [[مروان]] دارند و خلیفگان [[عباسی]] که نسبت به [[عباس بن عبدالمطلب]] می‌برند) و چون [[ساسان]] به [[زیارت]] [[خانه]] رفتی [[طواف]] بردی و بر [[چاه]] اسماعیل زمزمه کردی.
گویند به سبب زمزمه‌ای که او و دیگر [[ایرانیان]] بر سر چاه می‌کرده‌اند. آن را [[زمزم]] گفته‌اند و این نام معلوم می‌دارد که زمزمه ایشان بر سر چاه مکرر و بسیار بوده است.
یک [[شاعر]] قدیمی در این زمینه می‌گوید: ایرانیان از روزگاران قدیم بر سر زمزم، زمزمه می‌کرده‌اند، یکی از [[شاعران]] [[ایرانی]] [[پس از ظهور اسلام]] نیز به این موضوع بالیده، ضمن قصیده‌ای می‌گوید: «و ما از قدیم پیوسته به [[حج]] خانه می‌آمدیم و همدیگر را در [[ابطح]] به [[حال]] [[ایمنی]] دیدار می‌کردیم و د ساسان پسر بابک همی راه پیمود تا به خانه کهن رسید که از روی [[دینداری]] طواف کند. طواف کرد و به نزد چاه اسماعیل که آبخوران را [[سیراب]] می‌کند زمزمه کرد».
ایرانیان در آغاز [[روزگار]]، [[مال]] و گوهر و [[شمشیر]] و طلای بسیار به [[کعبه]] [[هدیه]] می‌کردند. همین ساسان پسر بابک دو آهوی طلا و جواهر با چند شمشیر و طلای فراوان هدیه کعبه کرد که در [[چاه زمزم]] مدفون شد. بعضی مؤلفان [[تاریخ]] و دیگر کتب سرگذشت، بر این رفته‌اند که این چیزها را [[جرهمیان]] به هنگام اقامت در [[مکه]] هدیه کرده‌اند. و حال آنکه جرهمیان [[مالی]] نداشتند که این چیزها بدیشان نسبت داده شود. شاید از دیگران بوده است، و [[خدا]] بهتر می‌داند<ref>مروج الذهب، ج۱، ص۲۳۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۲۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۲۳

ویرایش