پرش به محتوا

زیارت کربلا: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۴
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


== زیارت کربلا ==
== مقدمه ==
آنچه در [[زیارت]] [[حسین بن علی]]{{ع}} بسیار چشمگیر است، ثواب‌های کلان و پاداش‌های عظیم و محیّر العقولی است که در [[روایات]] [[ائمه]]{{عم}}، برای آن بیان شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی، برای زیارت حسین بن علی{{ع}}، ثوابی همچون پاداشِ [[نبرد]] در رکاب [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام عادل]] بیان می‌کند<ref> ثواب الأعمال، ص۸۱.</ref>. در جای دیگر، پاداشی همچون [[اجر]] [[شهیدان]] [[بدر]] را نوید می‌دهد<ref>کامل الزیارات، ص۱۸۳.</ref>. و در [[احادیث]] بسیاری، [[ثواب]] [[حج]] و [[عمره]] مکرّر را برای آن بر می‌شمارد. و در سخنی، امام صادق{{ع}} برای کسی که به زیارت حسین{{ع}} برود، با این خصوصیت که نسبت به [[حق]] آن حضرت، [[معرفت]] و [[شناخت]] داشته باشد "عارفاً بحقّه"[[پاداش]] زیارت کردن هزار برده، و آماده کردن هزار اسب برای [[مجاهدان]] [[راه خدا]] را [[بشارت]] داده است<ref>کامل الزیارات، ص۱۶۴.</ref>. و با تعبیرات دیگر، پاداش‌هایی کمتر و بیشتر نقل شده است. [[راز]] آن چیست؟ می‌دانیم که هر عمل با توجه به اینکه در چه زمانی، در چه مکانی، و در چه شرایطی و از سوی چه کسی و با چه انگیزه و هدفی و با چه [[میزان]]، [[رشد]] و [[آگاهی]] و [[بصیرت]]، انجام بگیرد، ارزش‌های متفاوت و تأثیراتی مختلف پیدا می‌کند.  
آنچه در [[زیارت]] [[حسین بن علی]]{{ع}} بسیار چشمگیر است، ثواب‌های کلان و پاداش‌های عظیم و محیّر العقولی است که در [[روایات]] [[ائمه]]{{عم}}، برای آن بیان شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی، برای زیارت حسین بن علی{{ع}}، ثوابی همچون پاداشِ [[نبرد]] در رکاب [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام عادل]] بیان می‌کند<ref> ثواب الأعمال، ص۸۱.</ref>. در جای دیگر، پاداشی همچون [[اجر]] [[شهیدان]] [[بدر]] را نوید می‌دهد<ref>کامل الزیارات، ص۱۸۳.</ref>. و در [[احادیث]] بسیاری، [[ثواب]] [[حج]] و [[عمره]] مکرّر را برای آن بر می‌شمارد. و در سخنی، امام صادق{{ع}} برای کسی که به زیارت حسین{{ع}} برود، با این خصوصیت که نسبت به [[حق]] آن حضرت، [[معرفت]] و [[شناخت]] داشته باشد "عارفاً بحقّه"[[پاداش]] زیارت کردن هزار برده، و آماده کردن هزار اسب برای [[مجاهدان]] [[راه خدا]] را [[بشارت]] داده است<ref>کامل الزیارات، ص۱۶۴.</ref>. و با تعبیرات دیگر، پاداش‌هایی کمتر و بیشتر نقل شده است. [[راز]] آن چیست؟ می‌دانیم که هر عمل با توجه به اینکه در چه زمانی، در چه مکانی، و در چه شرایطی و از سوی چه کسی و با چه انگیزه و هدفی و با چه [[میزان]]، [[رشد]] و [[آگاهی]] و [[بصیرت]]، انجام بگیرد، ارزش‌های متفاوت و تأثیراتی مختلف پیدا می‌کند.  


[[مرحوم علامه مجلسی]]، در بیان رمز این [[اختلاف]] [[پاداش‌ها]] و گوناگونی تعبیرهادر ثواب آن، می‌گوید: "... شاید اختلاف این [[اخبار]]، در اندازه [[ارزش]] و [[فضیلت]] و ثواب زیارت را بتوان بر اختلاف اشخاص و عمل‌ها، و نیز، کم و زیادی [[ترس]] در راه زیارت، یا دوری و نزدیکی مسافت و... حمل کرد؛ زیرا هر [[عمل]] [[نیکی]]، نسبت به اختلاف مراتب [[اخلاص]] و شناخت و [[تقوا]] و دیگر شرایطی که موجب کمال یک عمل است، دارای ثواب و ارزش‌های متفاوت می‌شود. علاوه بر اینکه در بسیاری از احادیث، [[امامان]]، طبق [[درک]] و [[شعور]] و اندازه [[ایمان]] و ظرفیت و گنجایش [[فکری]] طرف، [[سخن]] می‌گفتند..."<ref>بحار الأنوار، ج ۹۸، ص۴۴.</ref>. آنچه مسلم است، [[زیارت کربلا]]، همیشه [[آزاد]] نبوده، بلکه همراه با [[گرفتاری‌ها]] و محدودیت‌هایی بوده است که موجب [[دشواری]] [[زیارت]] می‌گشته است ولی [[ائمه]]، برای همین شرایط هم، [[تکلیف]] را ساقط ندانسته و به زیارت حسین{{ع}} دستور می‌دادند.
[[مرحوم علامه مجلسی]]، در بیان رمز این [[اختلاف]] [[پاداش‌ها]] و گوناگونی تعبیرهادر ثواب آن، می‌گوید: "... شاید اختلاف این [[اخبار]]، در اندازه [[ارزش]] و [[فضیلت]] و ثواب زیارت را بتوان بر اختلاف اشخاص و عمل‌ها، و نیز، کم و زیادی [[ترس]] در راه زیارت، یا دوری و نزدیکی مسافت و... حمل کرد؛ زیرا هر [[عمل]] [[نیکی]]، نسبت به اختلاف مراتب [[اخلاص]] و شناخت و [[تقوا]] و دیگر شرایطی که موجب کمال یک عمل است، دارای ثواب و ارزش‌های متفاوت می‌شود. علاوه بر اینکه در بسیاری از احادیث، [[امامان]]، طبق [[درک]] و [[شعور]] و اندازه [[ایمان]] و ظرفیت و گنجایش [[فکری]] طرف، [[سخن]] می‌گفتند..."<ref>بحار الأنوار، ج ۹۸، ص۴۴.</ref>. آنچه مسلم است، زیارت کربلا، همیشه [[آزاد]] نبوده، بلکه همراه با [[گرفتاری‌ها]] و محدودیت‌هایی بوده است که موجب دشواری [[زیارت]] می‌گشته است ولی [[ائمه]]، برای همین شرایط هم، [[تکلیف]] را ساقط ندانسته و به زیارت حسین{{ع}} دستور می‌دادند.


[[پیامبر اسلام]]{{صل}}، خطاب به حسین{{ع}}، هنگامی که جای [[شمشیر]] را بر پیکر او می‌بوسید، فرمود: تو و پدرت و برادرت، [[شهید]] خواهید شد. حسین، می‌‌پرسد: از [[امت]] تو، چه کسانی ما را زیارت خواهند کرد؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: مرا، و پدر و برادرت و خودت را، جز کسانی از امت راستینِ من، [[زیارت]] نمی‌کند<ref> بحار الأنوار، ج ۹۷، ص۱۱۹؛ کامل الزیارات، ص۷۰.</ref> در [[حدیثی]] هم، زیارت ائمه{{عم}}، در ردیف [[جهاد]] با [[دشمنان]] به [[حساب]] آمده است<ref>کامل الزیارات، ص۱۲۴.</ref> زیارت حسین{{ع}}، برای [[تهی دستان]]، به جای زیارت[[حج]] محسوب می‌شود و [[خداوند]]، [[پاداش]] حج را به آنان می‌‌دهد<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص۳۶۰.</ref>.
[[پیامبر اسلام]]{{صل}}، خطاب به حسین{{ع}}، هنگامی که جای [[شمشیر]] را بر پیکر او می‌بوسید، فرمود: تو و پدرت و برادرت، [[شهید]] خواهید شد. حسین، می‌‌پرسد: از [[امت]] تو، چه کسانی ما را زیارت خواهند کرد؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: مرا، و پدر و برادرت و خودت را، جز کسانی از امت راستینِ من، [[زیارت]] نمی‌کند<ref> بحار الأنوار، ج ۹۷، ص۱۱۹؛ کامل الزیارات، ص۷۰.</ref> در [[حدیثی]] هم، زیارت ائمه{{عم}}، در ردیف [[جهاد]] با [[دشمنان]] به [[حساب]] آمده است<ref>کامل الزیارات، ص۱۲۴.</ref> زیارت حسین{{ع}}، برای [[تهی دستان]]، به جای زیارت[[حج]] محسوب می‌شود و [[خداوند]]، [[پاداش]] حج را به آنان می‌‌دهد<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص۳۶۰.</ref>.
خط ۱۵: خط ۱۵:
یکی از [[زنان]] [[شیعه]]، به نام "امّ سعید احمسیّه" که [[اهل عراق]] بود و برای [[زیارت قبور]] [[شهدای احد]]، به [[مدینه]] مشرف شده بود، در مدینه، به خدمتکار خود گفت: مرکبی برای رفتن به [[مزار]] [[شهدا]] کرایه کن. آنگاه، تصمیم گرفت تا آماده شدن مرکب، به دیدار [[فرزند پیامبر]]{{صل}}، [[حضرت صادق]]{{ع}} برود. در حالی که دیدار وی با [[امام]] در [[منزل]] آن حضرت، طول کشیده و کرایه چی، معطل گشته بود، خدمتکارش آمد و به "امّ احمسیّه" گفت: مرکب، آماده است. [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: چه مرکب؟ کجا می‌خواهی بروی؟ آن [[زن]]، می‌گوید: گفتم: سرِ خاک شهدا. حضرت صادق{{ع}} فرمود: [[تعجب]] از شما [[مردم عراق]] است، برای زیارت شهدا، راهی طولانی و سفری دراز را طی می‌کنید ولی [[سیدالشهدا]]{{ع}} را وا می‌گذارید و به زیارتش نمی‌روید! گفتم: سیدالشهدا{{ع}} کیست؟ فرمود: [[حسین بن علی]]{{ع}}. گفتم: من زنی بیش نیستم. امام: باشد!... برای کسی مثل تو، مانعی ندارد که به زیارتش بروی. آنگاه، از [[ثواب]] عظیم این زیارت، برایم بیان فرمود<ref>وسائل الشیعه، ص۳۳۹؛ بحار الأنوار، ج ۹۸، ص۳۶و ۷۱با اندکی اختلاف و تغییر در عبارت‌ها.</ref>. در مورد [[زیارت]] شائقانه و عاشقانه که از روی [[محبت]] و [[شیفتگی]] انجام گیرد، نیز، احادیثی نقل شده است که به ذکر دو نمونه اکتفا می‌شود: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[روز قیامت]]، یک منادی ندا می‌دهد: "[[زائران]] حسین{{ع}} کجایند؟" جمعی بر می‌‌خیزند. به آنان گفته می‌شود: در زیارت حسین{{ع}}، چه می‌خواستید و چه [[اراده]] کردید؟ می‌گویند: [[زیارت]] ما، به خاطر محبت به [[پیامبر]]{{صل}} و علی{{ع}} و [[فاطمه]]{{س}} بود. به آنان گفته می‌شود: اینک، این محمد{{صل}} و علی{{ع}} و فاطمه{{س}} و حسن و حسین{{عم}}! پس به آنان بپیوندید. شما در درجات آنان هستید. به [[پرچم پیامبر]]{{صل}} ملحق شوید. آنگاه، آنان، در سایه‌سار لوای خاصّی که در دست [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است قرار می‌گیرند تا وارد [[بهشت]] گردند<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص۳۸۷.</ref>. محبت، [[انسان]] را در [[دنیا]] به این [[دودمان]]، پیوند می‌دهد. زیارت محبت‌آمیز هم، در نهایت، انسان را در [[آخرت]]، به [[خاندان رسالت]] پیوند می‌دهد.
یکی از [[زنان]] [[شیعه]]، به نام "امّ سعید احمسیّه" که [[اهل عراق]] بود و برای [[زیارت قبور]] [[شهدای احد]]، به [[مدینه]] مشرف شده بود، در مدینه، به خدمتکار خود گفت: مرکبی برای رفتن به [[مزار]] [[شهدا]] کرایه کن. آنگاه، تصمیم گرفت تا آماده شدن مرکب، به دیدار [[فرزند پیامبر]]{{صل}}، [[حضرت صادق]]{{ع}} برود. در حالی که دیدار وی با [[امام]] در [[منزل]] آن حضرت، طول کشیده و کرایه چی، معطل گشته بود، خدمتکارش آمد و به "امّ احمسیّه" گفت: مرکب، آماده است. [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: چه مرکب؟ کجا می‌خواهی بروی؟ آن [[زن]]، می‌گوید: گفتم: سرِ خاک شهدا. حضرت صادق{{ع}} فرمود: [[تعجب]] از شما [[مردم عراق]] است، برای زیارت شهدا، راهی طولانی و سفری دراز را طی می‌کنید ولی [[سیدالشهدا]]{{ع}} را وا می‌گذارید و به زیارتش نمی‌روید! گفتم: سیدالشهدا{{ع}} کیست؟ فرمود: [[حسین بن علی]]{{ع}}. گفتم: من زنی بیش نیستم. امام: باشد!... برای کسی مثل تو، مانعی ندارد که به زیارتش بروی. آنگاه، از [[ثواب]] عظیم این زیارت، برایم بیان فرمود<ref>وسائل الشیعه، ص۳۳۹؛ بحار الأنوار، ج ۹۸، ص۳۶و ۷۱با اندکی اختلاف و تغییر در عبارت‌ها.</ref>. در مورد [[زیارت]] شائقانه و عاشقانه که از روی [[محبت]] و [[شیفتگی]] انجام گیرد، نیز، احادیثی نقل شده است که به ذکر دو نمونه اکتفا می‌شود: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[روز قیامت]]، یک منادی ندا می‌دهد: "[[زائران]] حسین{{ع}} کجایند؟" جمعی بر می‌‌خیزند. به آنان گفته می‌شود: در زیارت حسین{{ع}}، چه می‌خواستید و چه [[اراده]] کردید؟ می‌گویند: [[زیارت]] ما، به خاطر محبت به [[پیامبر]]{{صل}} و علی{{ع}} و [[فاطمه]]{{س}} بود. به آنان گفته می‌شود: اینک، این محمد{{صل}} و علی{{ع}} و فاطمه{{س}} و حسن و حسین{{عم}}! پس به آنان بپیوندید. شما در درجات آنان هستید. به [[پرچم پیامبر]]{{صل}} ملحق شوید. آنگاه، آنان، در سایه‌سار لوای خاصّی که در دست [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است قرار می‌گیرند تا وارد [[بهشت]] گردند<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص۳۸۷.</ref>. محبت، [[انسان]] را در [[دنیا]] به این [[دودمان]]، پیوند می‌دهد. زیارت محبت‌آمیز هم، در نهایت، انسان را در [[آخرت]]، به [[خاندان رسالت]] پیوند می‌دهد.


آشنایی [[انسان‌ها]] در این دنیا با دستگاه [[ولایت]] و [[خاندان پیامبر]]{{صل}} عامل جذب به این عروه الوثقی است که در آن دنیا هم حبل المتین [[نجات]] و [[سعادت]] خواهد شد. از امام صادق{{ع}} [[روایت]] شده است که: خواستار سکونت در بهشت، باید زیارت [[مظلوم]] را رها نکند. می‌پرسند: مظلوم کیست؟ می‌فرماید: حسین{{ع}} است. هرکس با [[شوق]] به او و محبت به [[رسول الله]] و فاطمه و علی، او را زیارت کند، بر سفره‌های [[بهشتی]]، مهمانِ [[اهل بیت]]{{عم}} خواهد بود<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص۳۸۷.</ref>. تأکیدی که [[امام]]، روی عنصر [[مظلومیت]] در زیارت [[سیدالشهدا]]{{ع}} دارد، جای دقت و [[تأمل]] است و انگیزه [[حمایت از مظلوم]] و [[احیای یاد]] او و [[سپاس]] از [[فداکاری]] [[انسانی]] والا در برابر [[ظالمان]] را بیان می‌کند. [[ائمه]]{{عم}}، درصدد [[تشویق]] [[مردم]] به زیارت‌اند. یعنی ایجاد شوق و [[رغبت]] و انگیزه و علاقه، و این [[اشتیاق]]، در صورتی فراهم می‌آید که آثار یک عمل و نتایج یک اقدام، برای شخص، روشن باشد. در [[زیارت کربلا]]، چه پاداشی می‌تواند بزرگ‌تر از [[بهشت]] باشد؟ و چه انگیزه‌ای قوی‌تر از مرضیّ [[حق]] بودن و [[خشنودی]] [[رسول خدا]] را جذب کردن؟ و چه نتیجه ای بالاتر از پیوند با [[اهل بیت]]{{عم}}، در [[دنیا]] و [[آخرت]]؟ <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۰۵، ۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۰.</ref>.
آشنایی [[انسان‌ها]] در این دنیا با دستگاه [[ولایت]] و [[خاندان پیامبر]]{{صل}} عامل جذب به این عروه الوثقی است که در آن دنیا هم حبل المتین [[نجات]] و [[سعادت]] خواهد شد. از امام صادق{{ع}} [[روایت]] شده است که: خواستار سکونت در بهشت، باید زیارت [[مظلوم]] را رها نکند. می‌پرسند: مظلوم کیست؟ می‌فرماید: حسین{{ع}} است. هرکس با [[شوق]] به او و محبت به [[رسول الله]] و فاطمه و علی، او را زیارت کند، بر سفره‌های [[بهشتی]]، مهمانِ [[اهل بیت]]{{عم}} خواهد بود<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص۳۸۷.</ref>. تأکیدی که [[امام]]، روی عنصر [[مظلومیت]] در زیارت [[سیدالشهدا]]{{ع}} دارد، جای دقت و [[تأمل]] است و انگیزه [[حمایت از مظلوم]] و [[احیای یاد]] او و [[سپاس]] از [[فداکاری]] [[انسانی]] والا در برابر [[ظالمان]] را بیان می‌کند. [[ائمه]]{{عم}}، درصدد [[تشویق]] [[مردم]] به زیارت‌اند. یعنی ایجاد شوق و [[رغبت]] و انگیزه و علاقه، و این [[اشتیاق]]، در صورتی فراهم می‌آید که آثار یک عمل و نتایج یک اقدام، برای شخص، روشن باشد. در زیارت کربلا، چه پاداشی می‌تواند بزرگ‌تر از [[بهشت]] باشد؟ و چه انگیزه‌ای قوی‌تر از مرضیّ [[حق]] بودن و [[خشنودی]] [[رسول خدا]] را جذب کردن؟ و چه نتیجه ای بالاتر از پیوند با [[اهل بیت]]{{عم}}، در [[دنیا]] و [[آخرت]]؟ <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۰۵، ۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۰.</ref>.


در [[تاریخ]] معاصر ما هم، [[کربلا]]، نقش الهام‌بخشی خود را به خوبی ایفا کرده و می‌‌کند. فعلًا از جایگاه کربلا در [[فکر]] و [[اندیشه]] و [[احساس]] [[مردم ایران]]، و نقش این [[شوق]] و [[عشق]]، در [[انقلاب اسلامی]] و پس از [[پیروزی]] و در رابطه با [[جنگ]] تحمیلی، بحث نمی‌کنیم که مقوله‌ای دیگر است و جداگانه نیاز به تحلیلی عمیق و گسترده دارد. در مورد [[عراق]] و خود کربلا[[سخن]] داریم. دسته‌هایی که به عنوان [[عزاداری]] و [[زیارت]]، راه می‌‌افتد و به [[حرم حسینی]] ختم می‌شود، سابقه‌ای بس طولانی دارد. همین موکب‌ها و هیئت‌ها، [[یاد حسین]]{{ع}} و کربلا را در [[دل‌ها]] و ذهن‌ها و زندگی‌ها زنده نگه داشته‌اند. مرحوم کاشف الغطا، می‌نویسد: "... آغاز بیرون آمدن دسته‌های عزاداری برای [[سیدالشهدا]]{{ع}} پیش از هزار سال، در [[زمان]] معزّالدوله و [[رکن الدوله]] بود، که دسته‌های [[عزاداران]]، در حالی که برای حسین{{ع}} [[ندبه]] می‌‌کردند و شب، مشعل‌هایی به دست داشتند، [[بغداد]] و راه‌هایش، یکباره پر از شیون شد. و این، به نقل [[ابن اثیر]] در تاریخ خویش، اواخر [[قرن چهارم]] بود... و اگر بیرون آمدن این موکب‌ها در راه‌ها نبود، [[هدف]] و غرض از یادآوری [[حسین بن علی]]{{ع}} از بین می‌‌رفت و ثمره [[فاسد]] می‌شد و [[راز]] [[شهادت حسین بن علی]]{{ع}} منتفی می‌گشت..."<ref>المواکب الحسینیه، شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، ص۱۵چاپ ۱۳۴۵ قمری در نجف.</ref>.
در [[تاریخ]] معاصر ما هم، [[کربلا]]، نقش الهام‌بخشی خود را به خوبی ایفا کرده و می‌‌کند. فعلًا از جایگاه کربلا در [[فکر]] و [[اندیشه]] و [[احساس]] [[مردم ایران]]، و نقش این [[شوق]] و [[عشق]]، در [[انقلاب اسلامی]] و پس از [[پیروزی]] و در رابطه با [[جنگ]] تحمیلی، بحث نمی‌کنیم که مقوله‌ای دیگر است و جداگانه نیاز به تحلیلی عمیق و گسترده دارد. در مورد [[عراق]] و خود کربلا[[سخن]] داریم. دسته‌هایی که به عنوان [[عزاداری]] و [[زیارت]]، راه می‌‌افتد و به [[حرم حسینی]] ختم می‌شود، سابقه‌ای بس طولانی دارد. همین موکب‌ها و هیئت‌ها، [[یاد حسین]]{{ع}} و کربلا را در [[دل‌ها]] و ذهن‌ها و زندگی‌ها زنده نگه داشته‌اند. مرحوم کاشف الغطا، می‌نویسد: "... آغاز بیرون آمدن دسته‌های عزاداری برای [[سیدالشهدا]]{{ع}} پیش از هزار سال، در [[زمان]] معزّالدوله و [[رکن الدوله]] بود، که دسته‌های [[عزاداران]]، در حالی که برای حسین{{ع}} [[ندبه]] می‌‌کردند و شب، مشعل‌هایی به دست داشتند، [[بغداد]] و راه‌هایش، یکباره پر از شیون شد. و این، به نقل [[ابن اثیر]] در تاریخ خویش، اواخر [[قرن چهارم]] بود... و اگر بیرون آمدن این موکب‌ها در راه‌ها نبود، [[هدف]] و غرض از یادآوری [[حسین بن علی]]{{ع}} از بین می‌‌رفت و ثمره [[فاسد]] می‌شد و [[راز]] [[شهادت حسین بن علی]]{{ع}} منتفی می‌گشت..."<ref>المواکب الحسینیه، شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، ص۱۵چاپ ۱۳۴۵ قمری در نجف.</ref>.
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش