بغی در فقه اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۵۹۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۴
خط ۱۶۶: خط ۱۶۶:
== نتیجه‌گیری ==
== نتیجه‌گیری ==
بر اساس قرائن و شواهدی همچون سخن و سیرۀ امام علی{{ع}}، [[شورشیان]] بر [[دولت اسلامی]]، به کسانی اطلاق می‌شود که فراتر از [[انتقاد]] و قهر [[سیاسی]]، بر ضد پیشوای عادل [[مسلمان]] [[قیام]] نمایند و بر علیه دولت اسلامی وارد [[جنگ]] شوند و با تحرکات [[خشونت‌آمیز]]، به مقابله و معارضه با آن برخیزند‌. همچنین از قرائن استفاده می‌شود که مقصود از دولت اسلامی در این بحث، [[نظام]] سیاسی‌ای است که توسط [[معصوم]]{{ع}} و یا [[نایبان خاص]] و یا عام او؛ یعنی فقهای جامع الشرائط و یا به‌طور کلی توسط حاکمی مسلمان و [[عادل]] اداره شود. لازم است دولت اسلامی، پیش از هرگونه اقدام نظامی و انتظامی، این گروه را [[ارشاد]] و [[راهنمایی]] کند و در حد امکان، از جنگ و [[خونریزی]] جلوگیری نماید و در صورتی که این کار بی‌تأثیر باشد، برخورد نظامی با این گروه، جایز، بلکه [[واجب]] است و این [[حکم]]، مورد [[اجماع]] فقهای اسلام است. با پایان‌یافتن جنگ، کشته‌های آنان همچون جنازه‌های سایر [[مسلمانان]]، مشمول [[احکام]] [[غسل]] و کفن و [[نماز]] خواهد بود و [[مجاهدان]] می‌توانند آن بخش از [[اموال]] ایشان که در لشکرگاه و میدان جنگ با آنان یافت می‌شود را به [[غنیمت]] گرفته تصاحب کنند. با [[زنان]] و کودکان این طایفه همچون [[بردگان]] و [[اسیران]] [[رفتار]] نمی‌شود، ولی می‌توان نیروهای رزمی آنان را به [[اسارت]] گرفت و در صورت صلاحدید [[زندانی]] نمود<ref>[[علی اکبر کلانتری|کلانتری، علی اکبر]]، [[مفهوم شورش و شورشی و چگونگی رو در رویی دولت اسلامی با شورشیان از منظر فقه (مقاله)|مفهوم شورش و شورشی و چگونگی رو در رویی دولت اسلامی با شورشیان از منظر فقه]]، ص۵۳.</ref>.
بر اساس قرائن و شواهدی همچون سخن و سیرۀ امام علی{{ع}}، [[شورشیان]] بر [[دولت اسلامی]]، به کسانی اطلاق می‌شود که فراتر از [[انتقاد]] و قهر [[سیاسی]]، بر ضد پیشوای عادل [[مسلمان]] [[قیام]] نمایند و بر علیه دولت اسلامی وارد [[جنگ]] شوند و با تحرکات [[خشونت‌آمیز]]، به مقابله و معارضه با آن برخیزند‌. همچنین از قرائن استفاده می‌شود که مقصود از دولت اسلامی در این بحث، [[نظام]] سیاسی‌ای است که توسط [[معصوم]]{{ع}} و یا [[نایبان خاص]] و یا عام او؛ یعنی فقهای جامع الشرائط و یا به‌طور کلی توسط حاکمی مسلمان و [[عادل]] اداره شود. لازم است دولت اسلامی، پیش از هرگونه اقدام نظامی و انتظامی، این گروه را [[ارشاد]] و [[راهنمایی]] کند و در حد امکان، از جنگ و [[خونریزی]] جلوگیری نماید و در صورتی که این کار بی‌تأثیر باشد، برخورد نظامی با این گروه، جایز، بلکه [[واجب]] است و این [[حکم]]، مورد [[اجماع]] فقهای اسلام است. با پایان‌یافتن جنگ، کشته‌های آنان همچون جنازه‌های سایر [[مسلمانان]]، مشمول [[احکام]] [[غسل]] و کفن و [[نماز]] خواهد بود و [[مجاهدان]] می‌توانند آن بخش از [[اموال]] ایشان که در لشکرگاه و میدان جنگ با آنان یافت می‌شود را به [[غنیمت]] گرفته تصاحب کنند. با [[زنان]] و کودکان این طایفه همچون [[بردگان]] و [[اسیران]] [[رفتار]] نمی‌شود، ولی می‌توان نیروهای رزمی آنان را به [[اسارت]] گرفت و در صورت صلاحدید [[زندانی]] نمود<ref>[[علی اکبر کلانتری|کلانتری، علی اکبر]]، [[مفهوم شورش و شورشی و چگونگی رو در رویی دولت اسلامی با شورشیان از منظر فقه (مقاله)|مفهوم شورش و شورشی و چگونگی رو در رویی دولت اسلامی با شورشیان از منظر فقه]]، ص۵۳.</ref>.
== احکام باغی ==
[[باغی]] بر کسی اطلاق می‌شود که [[بیعت]] خویش را با [[پیشوای معصوم]]{{ع}} شکسته و از [[اطاعت]] وی بیرون رفته باشد<ref>جواهر الکلام ۲۱/ ۳۲۲؛ ریاض‌المسائل ۷/ ۴۵۶.</ref>.
باغی هرچند در [[باطن]] در زمره [[کفّار]] است، لکن بر حسب ظاهر، [[احکام]] جاری بر [[مسلمانان]] ـ مانند جواز خوردن ذبیحه ایشان، [[ازدواج]] با آنان، [[حرمت]] [[اموال]] و ناموسشان ـ بر او نیز جاری است، مگر آنکه [[ناصبی]] باشد<ref>جواهرالکلام ۲۱/ ۳۳۷ ـ ۳۳۸.</ref>.
[[جهاد با باغی]] درصورت [[دعوت امام]] [[معصوم]]{{ع}} یا [[منصوب]] از سوی ایشان، [[واجب]] و [[سرپیچی]] از آن، [[گناه کبیره]] است. با [[قیام]] به جهاد در حدّ کفایت، [[وجوب]] از دیگران ساقط می‌شود، مگر آنکه [[امام]]{{ع}} فرد یا افراد خاصّی را به جهاد فراخوانَد که در این صورت، بر آنان [[اجابت]]، [[واجب عینی]] خواهد بود<ref>جواهرالکلام ۲۱/ ۳۲۴ ـ ۳۲۶.</ref>. [[فرار]] از [[جنگ با باغی]] همچون [[فرار از جهاد]] با [[کافر]] و [[مشرک]]، [[حرام]]، بلکه از [[گناهان کبیره]] است.
اگر باغی در حال [[جنگ]] [[اسیر]] گردد [[بیعت با امام]]{{ع}} بر او عرضه می‌شود. درصورت پذیرش، [[آزاد]] می‌گردد و درصورت [[استنکاف]]، تا پایان جنگ در بازداشت می‌ماند. پس از خاتمه جنگ اگر [[باغیان]]، [[توبه]] کنند، یا [[سلاح]] خود را بر [[زمین]] نهند یا فرار نمایند درصورتی که هسته مرکزی نداشته باشند، اسیرانشان، آزاد می‌شوند امّا درصورت فرار باغیان وداشتن هسته مرکزی، در [[زندان]] می‌مانند یا کشته می‌شوند. در این صورت کشتن مجروحان و تعقیب فراریان نیز جایز است<ref>المبسوط ۷/ ۲۷۱؛ تذکرة الفقهاء ۹/ ۴۲۳.</ref>.
بر کسی که در جنگ با اهل بغی کشته شود [[احکام]] [[شهید]] جاری است. بنابر این بدون آنکه [[غسل]] داده یا [[کفن]] شود، پس از [[اقامه نماز]] بر او، با لباسش [[دفن]] می‌گردد<ref>جواهرالکلام ۲۱/ ۳۲۸.</ref>.
به اسیری گرفتن [[فرزندان]] باغی هرچند پس از خروج وی بر امام{{ع}} متولّد شده باشند و نیز تملّک [[همسر]] وی جایز نیست<ref>جواهرالکلام ۲۱/ ۳۳۴.</ref>.
تملّک دارایی‌های باغی جز مقداری که در جنگ به دست [[سپاهیان]] [[حق]] می‌افتد جایز نیست. [[غنیمت]] بودن آن مقدار نیز اختلافی است. بنابر قول به غنیمت بودن، [[اموال]] به غنیمت گرفته شده تنها میان [[مجاهدان]] تقسیم می‌گردد؛ یک سهم به پیاده، دو سهم به کسی که یک اسب با خود آورده و سه سهم به کسی که همراه دو اسب یا بیشتر در [[جنگ]] شرکت کرده است داده می‌شود<ref>جواهرالکلام ۲۱/ ۳۳۹ ـ ۳۴۲.</ref>. کسی ضامن اموال تلف شده [[باغی]] در جنگ نیست<ref>جواهرالکلام ۲۱/ ۳۴۱.</ref>، امّا اگر اموال و [[نفوس]] افراد [[جبهه حق]] توسط باغی تلف شود، وی ضامن است<ref>جواهرالکلام ۲۱/ ۳۴۷.</ref>.
اگر باغی گناهی مرتکب شود که موجب ثبوت حد است، مانند [[زنا]]، درصورت دستیابی به وی، [[حدّ شرعی]] بر او جاری می‌شود<ref>جواهرالکلام ۲۱/ ۳۴۷.</ref>.
باغی از کسانی شمرده شده است که خوردن و [[نوشیدن]] [[محرّمات]]، در حال [[اضطرار]] نیز بر آنان روا نیست<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۲، صفحه ۵۱-۵۲.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش