←اقدامات اصلاحی امیرمؤمنان{{ع}}
خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
حضرت برای کاهش آسیبها و انحرافهای اجتماعی و بهسازی تعاملات اجتماعی، به بازگشت به [[سنت نبوی]]، اجرا کردن [[آموزههای دینی]] و اصلاح [[بینش]] [[مسلمانان]] درباره [[دنیا]] و [[آخرت]] تأکید داشت و میفرمود: من شما را به راه و روش [[رسول خدا]]{{صل}} و جامعه عصر آن حضرت بر میگردانم<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۶.</ref>. بدین منظور در صدد تقویت پیوندهای اجتماعی بر اساس [[خدامحوری]] و آموزههای [[نبوی]]<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.</ref>، [[حسن معاشرت]]، دوری از [[تفرقه]] میان مسلمانان<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>، رواج [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref>، تصحیح [[فرهنگ عمومی]] و نیز [[توسعه]] [[آموزش و پرورش]] بود. | حضرت برای کاهش آسیبها و انحرافهای اجتماعی و بهسازی تعاملات اجتماعی، به بازگشت به [[سنت نبوی]]، اجرا کردن [[آموزههای دینی]] و اصلاح [[بینش]] [[مسلمانان]] درباره [[دنیا]] و [[آخرت]] تأکید داشت و میفرمود: من شما را به راه و روش [[رسول خدا]]{{صل}} و جامعه عصر آن حضرت بر میگردانم<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۶.</ref>. بدین منظور در صدد تقویت پیوندهای اجتماعی بر اساس [[خدامحوری]] و آموزههای [[نبوی]]<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.</ref>، [[حسن معاشرت]]، دوری از [[تفرقه]] میان مسلمانان<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>، رواج [[امر به معروف و نهی از منکر]]<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref>، تصحیح [[فرهنگ عمومی]] و نیز [[توسعه]] [[آموزش و پرورش]] بود. | ||
امام{{ع}} در بعد سیاسی، بدون توجه به زیادهخواهی دیگران دست به اقداماتی زد که از مهمترین آنها [[تغییر]] ساختار سیاسی<ref>منقری، وقعة صفین، ص۴۸۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۲۰.</ref>، عزل [[کارگزاران]] ناشایسته پیشین و به خصوص [[معاویه]]<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الأئمة{{عم}}، ج۱، ص۵۸.</ref>، و [[نصب]] افراد | امام{{ع}} در بعد سیاسی، بدون توجه به زیادهخواهی دیگران دست به اقداماتی زد که از مهمترین آنها [[تغییر]] ساختار سیاسی<ref>منقری، وقعة صفین، ص۴۸۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۲۰.</ref>، عزل [[کارگزاران]] ناشایسته پیشین و به خصوص [[معاویه]]<ref>احمدی میانجی، مکاتیب الأئمة{{عم}}، ج۱، ص۵۸.</ref>، و [[نصب]] افراد شایسته<ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۱۷۹.</ref>، [[برابری]] [[مردم]] در برابر [[قانون]]<ref>سیدرضی، نهج البلاغه، نامه ۵۳؛ طبری، تاریخ، ج۳، ص۴۵۶.</ref> و انتقال مرکز [[خلافت]] از [[مدینه]] به [[کوفه]]<ref>ابوحنیفه دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۴۳.</ref> بود. حضرت برخی کارگزاران [[عثمان]] را فرا خواند تا [[اموال]] به ناحق گرفته را از آنان پس بگیرد و به [[بیت المال]] برگرداند که این سبب [[نگرانی]] معاویه شد<ref>قاضی نعمان، شرح الاخبار، ج۲، ص۸۸.</ref>. برخی کارگزاران عثمان نیز با توجه به [[شناختی]] که از حضرت داشتند، قبل از برکناری گریختند<ref>مفید، الجمل، ص۱۶۶ و ۲۲۸.</ref>. | ||
حضرت در [[بعد اقتصادی]] امتیازها را برداشت و در دادن سهم به [[خویشان]] خود بسیار سختگیر بود<ref>ثقفی، الغارات، ص۶۷.</ref>. بیت المال را به [[مساوات]] میان [[مسلمانان]] تقسیم کرد، میان [[غلام]] و ارباب فرقی نگذاشت<ref>ابن عقده، فضائل امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۹۱.</ref> و اموال [[غارت]] شده بیت المال را بازگرداندند. ایشان هر [[جمعه]] بیت المال را تقسیم میکرد و آن را شیوه [[رسول خدا]]{{صل}} میدانست<ref>ثقفی، الغارات، ص۴۸.</ref> و خود تا زمانی که میتوانست از اموال شخصاش استفاده کند، از بیت المال استفاده نمیکرد<ref>اسکافی، المعیار و الموازنه، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۱، ص۶۸.</ref>. اصلاحات اقتصادی برای زیادهخواهان گران آمد و بر [[تساوی]] [[تقسیم بیت المال]] [[اعتراض]] کردند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۸؛ ابن عقده، فضائل امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۹۱.</ref>، اما [[امیرمؤمنان]]{{ع}} ضمن بیان خطبهای، این اعتراض و درخواستها را منطبق با [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] ندانست و فرمود: [[کتاب خدا]] و [[سنت]] [[رسول]]{{صل}} را به خوبی زیر و رو کردم و در آن جز [[تقوا]] معیاری برای [[برتری]] ندیدم<ref>ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۶-۴۰.</ref>. رفتار عادلانه [[امام]]{{ع}}، سبب شد برخی به [[شام]] و نزد معاویه بگریزند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۱۹۷.</ref> و برخی [[بیعت]] شکنند و راه مخالفت پیش گیرند<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۴۸.</ref>. | حضرت در [[بعد اقتصادی]] امتیازها را برداشت و در دادن سهم به [[خویشان]] خود بسیار سختگیر بود<ref>ثقفی، الغارات، ص۶۷.</ref>. بیت المال را به [[مساوات]] میان [[مسلمانان]] تقسیم کرد، میان [[غلام]] و ارباب فرقی نگذاشت<ref>ابن عقده، فضائل امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۹۱.</ref> و اموال [[غارت]] شده بیت المال را بازگرداندند. ایشان هر [[جمعه]] بیت المال را تقسیم میکرد و آن را شیوه [[رسول خدا]]{{صل}} میدانست<ref>ثقفی، الغارات، ص۴۸.</ref> و خود تا زمانی که میتوانست از اموال شخصاش استفاده کند، از بیت المال استفاده نمیکرد<ref>اسکافی، المعیار و الموازنه، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۱، ص۶۸.</ref>. اصلاحات اقتصادی برای زیادهخواهان گران آمد و بر [[تساوی]] [[تقسیم بیت المال]] [[اعتراض]] کردند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۸؛ ابن عقده، فضائل امیرالمؤمنین{{ع}}، ص۹۱.</ref>، اما [[امیرمؤمنان]]{{ع}} ضمن بیان خطبهای، این اعتراض و درخواستها را منطبق با [[قرآن]] و [[سنت نبوی]] ندانست و فرمود: [[کتاب خدا]] و [[سنت]] [[رسول]]{{صل}} را به خوبی زیر و رو کردم و در آن جز [[تقوا]] معیاری برای [[برتری]] ندیدم<ref>ر.ک: شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۶-۴۰.</ref>. رفتار عادلانه [[امام]]{{ع}}، سبب شد برخی به [[شام]] و نزد معاویه بگریزند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۱۹۷.</ref> و برخی [[بیعت]] شکنند و راه مخالفت پیش گیرند<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]]، ص ۴۸.</ref>. |