پرش به محتوا

محمد بن علی شلمغانی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۵: خط ۲۵:


== لعن و اعدام شلمغانی ==
== لعن و اعدام شلمغانی ==
پس از آنکه [[لعن شلمغانی]] به دست [[حسین بن روح]] شایع گردید، [[امامیه]] [[بغداد]] از او دوری جستند و همه حکایت [[لعن]] او را در محافل و مجالس [[نقل]] می‌کردند. [[شلمغانی]] برای اثبات [[حقانیت]] خیالی خود معارضه با [[حسین بن روح]] و متقاعد کردن [[امامیه]]، [[کتاب الغیبة]] خود را در این ایام تألیف کرد و در آن به تعرض [[حسین بن روح]] پرداخته و مدّعی همکاری و همقدمی با [[شیخ]] [[ابو القاسم نوبختی]] در تهیه اسباب کار [[وکالت]] و [[نیابت]] بوده است. ولی [[اکثریت]] [[امامیه]] به دعاوی او گوش فراندادند و در [[لعن]] او کوشیدند<ref>غیبة طوسی، ص ۲۵۵.</ref>.
پس از آنکه [[لعن شلمغانی]] به دست [[حسین بن روح]] شایع گردید، [[امامیه]] [[بغداد]] از او دوری جستند و همه حکایت [[لعن]] او را در محافل و مجالس [[نقل]] می‌کردند. [[شلمغانی]] برای اثبات حقانیت خیالی خود معارضه با [[حسین بن روح]] و متقاعد کردن [[امامیه]]، [[کتاب الغیبة]] خود را در این ایام تألیف کرد و در آن به تعرض [[حسین بن روح]] پرداخته و مدّعی همکاری و همقدمی با [[شیخ]] [[ابو القاسم نوبختی]] در تهیه اسباب کار [[وکالت]] و [[نیابت]] بوده است. ولی [[اکثریت]] [[امامیه]] به دعاوی او گوش فراندادند و در [[لعن]] او کوشیدند<ref>غیبة طوسی، ص ۲۵۵.</ref>.


[[شلمغانی]] و طرفداران او را به امر [[خلیفه]] در حضور [[قضات]]، [[فقهاء]]، کتّاب و رؤسای لشگری چند بار [[محاکمه]] کردند. سرانجام [[حکم]] قتل او به اتفاق آراء، تصویب و صادر گردید. قبل از اجرای این [[حکم]]، [[شلمغانی]] از [[قضات]] سه روز مهلت خواست تا از [[آسمان]] یا [[حکم]] تبرئه او صادر شود و یا [[دشمنان]] او به [[عذاب]] دچار گردند، ولی [[فقها]]، [[خلیفه]] را امر به تعجیل در قتل او کردند و [[خلیفه]] [[دستور]] داد در روز سه‌شنبه ۲۹ [[ذی قعده]] سال ۳۲۲ ه‍‌، [[شلمغانی]] و ابن ابی عون را گردن زدند و سپس جسدشان را به دار آویختند و در آخر کار، نعش آن دو نفر را سوزانده و خاکستر آن را به [[آب]] دجله دادند<ref>الفرق بین الفرق، ص ۲۵۰ (به نقل از آخرین امید، ص ۱۴۴).</ref>.
[[شلمغانی]] و طرفداران او را به امر [[خلیفه]] در حضور [[قضات]]، فقهاء، کتّاب و رؤسای لشگری چند بار محاکمه کردند. سرانجام [[حکم]] قتل او به اتفاق آراء، تصویب و صادر گردید. قبل از اجرای این [[حکم]]، [[شلمغانی]] از [[قضات]] سه روز مهلت خواست تا از [[آسمان]] یا [[حکم]] تبرئه او صادر شود و یا [[دشمنان]] او به [[عذاب]] دچار گردند، ولی [[فقها]]، [[خلیفه]] را امر به تعجیل در قتل او کردند و [[خلیفه]] [[دستور]] داد در روز سه‌شنبه ۲۹ [[ذی قعده]] سال ۳۲۲ ه‍‌، [[شلمغانی]] و ابن ابی عون را گردن زدند و سپس جسدشان را به دار آویختند و در آخر کار، نعش آن دو نفر را سوزانده و خاکستر آن را به [[آب]] دجله دادند<ref>الفرق بین الفرق، ص ۲۵۰ (به نقل از آخرین امید، ص ۱۴۴).</ref>.


در نقلی دیگر [[شیخ طوسی]] سبب کشته شدن [[شلمغانی]] را چنین دانسته است: "زمانی که [[ابو القاسم حسین بن روح]] او را آشکارا نفرین کرد و همه‏ جا شهرت یافت و [[مردم]] از وی دوری جستند، تمام [[شیعیان]] از او برحذر بودند؛ به طوری که نتوانست به نیرنگ‌‏های خود ادامه دهد. روزی در محفلی که سران [[شیعه]] حاضر بودند و همه نفرین [[شلمغانی]] و دوری از او را از [[ابو القاسم حسین بن روح]] [[نقل]] می‏‌کردند، [[شلمغانی]] به حاضران گفت: من و او [[حسین بن روح]] را در جایی بخواهید، تا من دست او و او هم دست مرا بگیرد و در [[حق]] یک‏دیگر نفرین کنیم. اگر [[آتش]] نیامد و او را نسوزاند، هرچه او درباره من گفته، درست است. این خبر در خانه ابن مقله اتفاق افتاد و از آن‏جا به گوش {{عربی|" الرَّاضِي‏ بِاللَّهِ‏ ‏‏"}} [[خلیفه عباسی]] رسید. "[[راضی]]" هم [[دستور]] داد او را دستگیر کرده و به قتل رساندند؛ بدین‏‌گونه [[شیعیان]] از شرّ او راحت شدند<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۰۶</ref>. این اتفاق، سال ۳۲۳ ق رخ داد"<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۱۲</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۳۵؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۸۳ - ۳۸۵.</ref>
در نقلی دیگر [[شیخ طوسی]] سبب کشته شدن [[شلمغانی]] را چنین دانسته است: "زمانی که [[ابو القاسم حسین بن روح]] او را آشکارا نفرین کرد و همه‏ جا شهرت یافت و [[مردم]] از وی دوری جستند، تمام [[شیعیان]] از او برحذر بودند؛ به طوری که نتوانست به نیرنگ‌‏های خود ادامه دهد. روزی در محفلی که سران [[شیعه]] حاضر بودند و همه نفرین [[شلمغانی]] و دوری از او را از [[ابو القاسم حسین بن روح]] [[نقل]] می‏‌کردند، [[شلمغانی]] به حاضران گفت: من و او [[حسین بن روح]] را در جایی بخواهید، تا من دست او و او هم دست مرا بگیرد و در [[حق]] یک‏دیگر نفرین کنیم. اگر [[آتش]] نیامد و او را نسوزاند، هرچه او درباره من گفته، درست است. این خبر در خانه ابن مقله اتفاق افتاد و از آن‏جا به گوش {{عربی|" الرَّاضِي‏ بِاللَّهِ‏ ‏‏"}} [[خلیفه عباسی]] رسید. "[[راضی]]" هم [[دستور]] داد او را دستگیر کرده و به قتل رساندند؛ بدین‏‌گونه [[شیعیان]] از شرّ او راحت شدند<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۰۶</ref>. این اتفاق، سال ۳۲۳ ق رخ داد"<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۱۲</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۳۵؛ [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۸۳ - ۳۸۵.</ref>
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش