←توحید عبادی از دیدگاه عقل و نقل
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
از منظر [[خرد]]، همه ممکنات (ما سوی [[الله]]) [[فقیر]] و نیازمندند و فی نفسه فاقد هر نوع کمال و [[جمال]] و اگر در مرحله بعد، واجد کمالی میگردند به خاطر لطفی است که از جانب [[آفریدگار]] به آنان میشود<ref>سوره فاطر، آیه ۱۵.</ref>. بنابراین تنها مبدأ کمال است که سزاوار پرستش است چون همه [[کمالات]] از جانب او به [[جهان]] امکان افاضه میشود<ref> مفاتیح الغیب، ج۱، ص۲۰۸.</ref>. | از منظر [[خرد]]، همه ممکنات (ما سوی [[الله]]) [[فقیر]] و نیازمندند و فی نفسه فاقد هر نوع کمال و [[جمال]] و اگر در مرحله بعد، واجد کمالی میگردند به خاطر لطفی است که از جانب [[آفریدگار]] به آنان میشود<ref>سوره فاطر، آیه ۱۵.</ref>. بنابراین تنها مبدأ کمال است که سزاوار پرستش است چون همه [[کمالات]] از جانب او به [[جهان]] امکان افاضه میشود<ref> مفاتیح الغیب، ج۱، ص۲۰۸.</ref>. | ||
اما از منظر نقل، مهمترین [[آیه]] [[قرآن کریم]] که با | اما از منظر نقل، مهمترین [[آیه]] [[قرآن کریم]] که با صراحت به [[توحید در عبادت]] و [[نفی]] تمام معبودها میپردازد آیه پنجم از [[سوره حمد]] است: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>. این آیه به اتفاق همه [[مفسران]]، عبادت را منحصر در خداوند میداند<ref>مجمع البیان، ج۱، ص۱۰۱؛ المیزان، ج۱، ص۲۵؛ الکشاف، ج۱، ص۱۳؛ مفاتیح الغیب، ج۱، ص۲۰۸؛ الجامع لأحکام القرآن، ج۱، ص۱۴۵.</ref>. این آیه حتی [[یاری]] جستن را نیز منحصر در [[خداوند متعال]] میکند تا [[توحید در عبادت]] عملاً و لساناً تحقق یابد. آیه در واقع هم [[نفی]] است و هم [[اثبات]]، نفی عبادت هر چیزی غیر از [[خدا]] و اثبات [[عبادت الهی]]؛ در مورد [[استعانت]] نیز همین مطلب جاری است<ref> مجمع البیان، ج۱، ص۱۰۱.</ref>. | ||
همچنین در آیه {{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}}<ref>«و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید» سوره نحل، آیه ۳۶.</ref> نیز بر [[عبادت خدا]] و | همچنین در آیه {{متن قرآن|وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ}}<ref>«و به راستی ما، در میان هر امّتی پیامبری برانگیختیم (تا بگوید) که خداوند را بپرستید و از طاغوت دوری گزینید» سوره نحل، آیه ۳۶.</ref> نیز بر [[عبادت خدا]] و پرهیز از [[طاغوت]] تأکید شده است. این آیه به روشنی [[گواهی]] میدهد که «توحید در عبادت» عصاره [[دعوت]] تمام [[پیامبران]] و در رأس برنامههای آنان بوده است<ref>المیزان، ج۱۲، ص۲۴۲.</ref>. این مضمون در سایر [[آیات]] نیز مطرح شده است<ref>سوره انبیاء، آیه ۲۵؛ سوره فصلت، آیه ۱۴؛ سوره نساء، آیه ۳۶؛ سوره بقره، آیه ۸۳؛ سوره هود، آیه ۵۰؛ سوره هود، آیه ۸۴.</ref>. | ||
[[قرآن]] «[[توحید در عبادت]]» را یک | [[قرآن]] «[[توحید در عبادت]]» را یک اصل مسلم در تمام [[شرایع آسمانی]] شمرده و [[اهل کتاب]] را به [[حفظ]] این اصل [[دعوت]] کرده است<ref>سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>. در آیهای، [[پرستش]] [[الهی]] همان [[راه مستقیم]] خوانده شده<ref>سوره یس، آیه ۶۱.</ref> و در برخی [[آیات]] کسانی که توحید در عبادت را پذیرفته و دیگر معبودها را رها کردهاند، از [[هدایت]] یافتگان و [[اهل]] [[خرد]] شمرده شدهاند<ref>سوره زمر، آیه ۱۷-۱۸.</ref>. در برخی آیات نیز [[مشرکان]] را توبیخ کرده که چرا اجسام بیجان و ساخته دست خود را [[عبادت]] میکنند در حالی که آنها خود خالقی توانا دارند<ref>سوره اعراف، آیه ۱۹۱.</ref> و یا چرا چیزی را میپرستید که برای شما ضرر و نفعی ندارد<ref>سوره رعد، آیه ۱۶.</ref>. | ||
گاهی واژه «[[عبادت]]» به صورت مجاز در یک معنای وسیعی به کار رفته که هرگز با عبادت به معنای «پرستش» مساوی نیست: {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.</ref>. به کار بردن پرستش درباره انسانهای [[گنهکار]] که از خواسته [[شیطان]] [[پیروی]] میکنند به طور مسلم یک نوع مجاز است و هرگز [[گمراهان]] [[اخلاقی]] در جرگه [[مشرکان]] قرار نمیگیرند. این کاربرد در [[روایات]] نیز دیده میشود<ref>الکافی، ج۶، ص۴۳۴.</ref>. | گاهی واژه «[[عبادت]]» به صورت مجاز در یک معنای وسیعی به کار رفته که هرگز با عبادت به معنای «پرستش» مساوی نیست: {{متن قرآن|أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«آیا به شما سفارش نکردم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شماست؟» سوره یس، آیه ۶۰.</ref>. به کار بردن پرستش درباره انسانهای [[گنهکار]] که از خواسته [[شیطان]] [[پیروی]] میکنند به طور مسلم یک نوع مجاز است و هرگز [[گمراهان]] [[اخلاقی]] در جرگه [[مشرکان]] قرار نمیگیرند. این کاربرد در [[روایات]] نیز دیده میشود<ref>الکافی، ج۶، ص۴۳۴.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]] در مورد [[اعتقاد]] [[بتپرستان]] تصریح میکند که آنان [[اصنام]] مورد پرستش را (بر خلاف [[اندیشه]] [[وهابیان]]) تنها [[شفیعان]] | [[قرآن کریم]] در مورد [[اعتقاد]] [[بتپرستان]] تصریح میکند که آنان [[اصنام]] مورد پرستش را (بر خلاف [[اندیشه]] [[وهابیان]]) تنها [[شفیعان]] درگاه الهی نمیدانستند<ref>سوره یونس، آیه ۱۸.</ref> بلکه گاهی آنها را «الهه»<ref>سوره ص، آیه ۵.</ref> و گاهی «ارباب»<ref>سوره یوسف، آیه ۳۹.</ref> میخواندند، [[آیات قرآنی]] حاکی از آن است که [[انگیزه]] آنان برای [[پرستش]] [[اصنام]] این بوده که تصور میکردند بخشی از کارهای [[خدا]] به آنان واگذار شده و در [[حقیقت]] [[شفاعت]] و [[بخشش گناهان]] در دست آنان است و این دو مطلب از اصرار [[قرآن]] بر اینکه شفاعت بدون [[اذن خدا]] <ref>سوره نجم، آیه ۲۶.</ref> صورت نمیپذیرد و یا آمرزندهای جز خدا نیست<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۳۵.</ref> به دست میآید. در جای دیگر نقل میکند که آنان [[عزت]] را در دست [[بتها]] دانسته<ref>سوره مریم، آیه ۸۱.</ref> و از بتها میخواستند که آنان را در [[جنگها]] کمک کنند<ref>سوره یس، آیه ۷۴.</ref>. [[قرآن]] [[تذکر]] میدهد که این [[مشرکان]] در [[روز رستاخیز]] از [[عقیده]] واقعی خود درباره بتها برگشته و به [[گمراهی]] خود اعتراف میکنند<ref>سوره شعراء، آیه ۹۷-۹۸.</ref>. | ||
در [[روایات]] متعددی نیز به این مسأله اشاره شده و [[عبادت کنندگان]] غیر [[خدا]] را [[مشرک]] دانسته و بیان میکند که [[کفر]] مقدم بر [[شرک]] است؛ چراکه [[ابلیس]] اول [[کافر]] شد، سپس مشرک<ref>الکافی، ج۲، ص۳۸۶؛ حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، ص۴۸.</ref>. | در [[روایات]] متعددی نیز به این مسأله اشاره شده و [[عبادت کنندگان]] غیر [[خدا]] را [[مشرک]] دانسته و بیان میکند که [[کفر]] مقدم بر [[شرک]] است؛ چراکه [[ابلیس]] اول [[کافر]] شد، سپس مشرک<ref>الکافی، ج۲، ص۳۸۶؛ حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الإسناد، ص۴۸.</ref>. | ||
نکته پایانی اینکه «[[توسل]]» به [[انبیاء]] و [[اولیاء]] و یا «[[تبرک]]» به آثار به جا مانده از آنان، ارتباطی به [[عبادت]] و [[پرستش]] آنان ندارد؛ زیرا هیچگاه متوسلان و تبرکجویان، کوچکترین [[اعتقادی]] به | نکته پایانی اینکه «[[توسل]]» به [[انبیاء]] و [[اولیاء]] و یا «[[تبرک]]» به آثار به جا مانده از آنان، ارتباطی به [[عبادت]] و [[پرستش]] آنان ندارد؛ زیرا هیچگاه متوسلان و تبرکجویان، کوچکترین [[اعتقادی]] به الوهیت و [[ربوبیت]] آنان نداشته و هرگز عقیده ندارند که کاری از عالم به آنان واگذار شده و آنان در تأثیر مستقل هستند<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۸۸.</ref>. | ||
== انواع توحید عبادی == | == انواع توحید عبادی == | ||