←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۳۹: | خط ۱۳۹: | ||
برخی دیگر از [[روایات]] از تحویل [[خمس]] یا زکات به دو تن از [[وکلای امام]] کاظم{{ع}} در [[کوفه]] توسط گروهی از [[نسل]] «[[اشعث بن قیس]]» خبر داده است؛ همچنین «[[محمد بن اسماعیل بن بزیع]]» از فرستادن درهمهایی از خود و دیگران نزد [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} گزارش کرده و در نامهای به حضرت نوشته است این درهمها از فطرۀ [[خانواده]] است و [[امام]] هم با خط [[مبارک]] خود چنین نوشتند که درهمهای ارسالی را دریافت داشتم و قبول کردم<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۷۴.</ref>. [[شیخ طوسی]] پس از [[نقل روایت]] با اختلافِ اندکی در عبارت گفته است: «چون در این [[روایت]] نیامده است که آن حضرت آنها را برای خود یا برای غیرش دریافت کرده است، محتمل است آن را برای غیر خود، یعنی مستحقان آن دریافت کرده باشد؛ زیرا آن حضرت [[زکات]] را دریافت مینمود و میان [[نیازمندان]] [[توزیع]] میکرد»<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۶۱؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۳۸.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۵۶.</ref> | برخی دیگر از [[روایات]] از تحویل [[خمس]] یا زکات به دو تن از [[وکلای امام]] کاظم{{ع}} در [[کوفه]] توسط گروهی از [[نسل]] «[[اشعث بن قیس]]» خبر داده است؛ همچنین «[[محمد بن اسماعیل بن بزیع]]» از فرستادن درهمهایی از خود و دیگران نزد [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} گزارش کرده و در نامهای به حضرت نوشته است این درهمها از فطرۀ [[خانواده]] است و [[امام]] هم با خط [[مبارک]] خود چنین نوشتند که درهمهای ارسالی را دریافت داشتم و قبول کردم<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۷۴.</ref>. [[شیخ طوسی]] پس از [[نقل روایت]] با اختلافِ اندکی در عبارت گفته است: «چون در این [[روایت]] نیامده است که آن حضرت آنها را برای خود یا برای غیرش دریافت کرده است، محتمل است آن را برای غیر خود، یعنی مستحقان آن دریافت کرده باشد؛ زیرا آن حضرت [[زکات]] را دریافت مینمود و میان [[نیازمندان]] [[توزیع]] میکرد»<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۶۱؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۳۸.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۵۶.</ref> | ||
==[[سیره فردی]] در ارائه راهکارهای [[کسب درآمد]]== | |||
به لحاظ اینکه افزون بر کسب درآمد حضرات [[معصومان]] از منابع درآمدی و [[حمایت]] همواره آنان از [[فقیران]] و [[درماندگان]]، [[عزم]] و [[حرکت]] عمومی [[مردم]] در کسب درآمد و کاهش و علاج [[فقر]] تأثیر بسزایی دارد و حضور گسترده همگانی را در انجام و ایفای [[مسئولیت]] فقرزدایی از چهرۀ [[زندگی]] ضرور مینماید. راهکارهای بایسته [[مقابله با فقر]] از سوی معصومان برای مردم تبیین و معرفی شده است که به دو دستۀ [[فکری]] و [[رفتاری]] تقسیم میشوند. | |||
===راهکارهای نظری=== | |||
این دسته از راهکارها که برخاسته از [[روایتها]] و گزارشهای [[تاریخی]] منابع کهن و معتبر [[روایی]] و تاریخی است عبارتاند از: | |||
#'''[[کسب دانش]] نیازمندیها''': از آنجا که رفع هر گونه [[کاستی]] و فقری در زندگی یا [[پیشگیری]] از آن مترتب بر [[شناخت]] نیاز و [[علم]] به دفع و رفع آن است، [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} برخورداری از [[دانش]] نیازمندیها را از بهترین راهکارهای تأمین نیازهای زندگی و مقابله با فقر معرفی کرده است: «سزاوارترین [[علوم]] و فنونی که میباید [[جوانان]] و [[نوجوانان]] آن را بیاموزند، دانش نیازمندیهای [[آینده]] آنها است»<ref>{{متن حدیث|أولى الأشياء أن يتعلمها الأحداث الأشياء التي إذا صاروا رجالا احتاجوا إليها}} (ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۲۰، ص۳۳۳).</ref>. این فراخوانی اولاً حاکی از نیازهای پیچیده [[انسان]] و نیاز او به دانش آن در رفع و پیشگیری از آن است، ثانیاً هشدار میدهد علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد، نه پس از [[سیطره]] آن بر زندگی و نیازمندشدن به بیگانگانی که در پی [[سروری]] بر دیگرانند؛ درحالیکه خود به دور از [[غفلت]] و کسب دانش آن شایسته سربلند و [[سرافرازی]] همواره خود میباشد. از همین رو آن حضرت در بیان دیگری بر کسب دانش در [[جوانی]] و [[نوجوانی]] برای نیل به سروری و [[سیادت]] در بزرگسالی تأکید کرده است: «دانش را در خُردسالی فرا بگیرید تا در بزرگسالی بر دیگران سیادت و سروری کنید نه اینکه دیگران با [[کسب علم]] نیاز خویش برآورند و شما در رفع نیازتان نیازمند آنان باشید و با دستی تهی ناگزیر از پذیرش [[برتری]] آنها باشید»<ref>{{متن حدیث|تعلموا العلم صغارا تسودوا به كبارا}} (عبدالحمید بن هبةالله، ابنابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۶۷).</ref>. | |||
#'''[[خرافهزدایی]]''': پیش از این گفته آمد<ref>ر.ک: همین نوشتار، «عوامل فرهنگی فقر».</ref> که از جمله عوامل پیدایش تهیدستی پارهای از [[خرافات]] [[حاکم]] بر [[افکار]] و اندیشههای [[مردم]] است که میباید برای فقرزدایی از [[زندگی]] به مقابلۀ با آن پرداخت؛ چنانکه بر اساس گزارشهای مضبوط در [[منابع روایی]] و [[تاریخی]] حضرات [[معصومین]]{{عم}} به مقابلۀ با آن میپرداختهاند و توانمندان از مردم را به [[کار و تلاش]] [[ترغیب]] میکردهاند؛ از جمله گزارش کردهاند روزی [[پیامبر]] در میان شماری از [[اصحاب]] خود نشسته بود. [[جوانی]] [[قوی]] و نیرومند را دید که از صبح به کار و تلاش میپرداخت تا در معاش خود [[درمانده]] نگردد. اصحاب آن حضرت گفتند: «وای بر این [[جوان]] که جوانی و قوّتش را در راه غیرخدا از دست میدهد. حضرت فرمود: هرگز چنین نگویید! زیرا او اگر تلاش میکند تا از درخواست و [[تقاضای کمک]] [[مالی]] از دیگران [[بینیاز]] شود، کارش در راه خداست و اگر کار میکند تا پدر و مادر [[ناتوان]] خود یا [[فرزندان]] و [[اهل]] و عیالش را بینیاز کند و زندگی آنان را تأمین نماید، باز هم در راه خداست؛ اما اگر سعی و تلاش میکند تا اموالی به دست آورد و با آن [[تفاخر]] کند و به جمعکردن [[ثروت]] بپردازد، در راه [[شیطان]] است»<ref>ملامحسن فیض کاشانی، محجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج۳، ص۱۴۰.</ref>؛ همچنین آن حضرت در [[ملاقات]] با گروهی از صوفیان نیز اتکای بیش از حدّ به [[دعا]] را در تأمین نیازهای زندگی تقبیح کرد و آنان را بر کار و تلاش ترغیب نمود و فرمود: دعای چند گروه [[مستجاب]] نمیشود که از جملۀ آنها است مردی که در [[خانه]] بنشیند و برای امرارِ معاش از [[منزل]] خود خارج نشود و تنها دست به [[دعا]] بلند کند و بگوید: خدایا روزیام ده. که به او از جانب [[حق]] خطاب میشود: [[بنده]] من! آیا راهی برای کسب روزی تو نگشودم! آیا اعضا و جوارح سالم برای [[حرکت]] در [[زمین]] به تو ندادم؟ من راه عذر را بر تو بستم تا سر بار خویشاوندانت نباشی<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۷.</ref>. آن حضرت حتی پس از [[نزول]] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ}}<ref>«و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری میگشاید * و به او از جایی که گمان نمیبرد روزی میدهد و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است» سوره طلاق، آیه ۲-۳.</ref> و شنیدن خبر گروهی از [[صحابه]] که کار را ترک کرده و در [[خانه]] را به روی خود بسته، به [[عبادت]] پرداخته بودند، شخصی نزد آنان فرستاد و جویای علت گردید. آنان پاسخ دادند: چون [[خداوند متعال]] روزی ما را تکفل کرده است، ما [[کار و تلاش]] را رها کردهایم و به عبادت روی آوردهایم. [[رسول خدا]] فرمود: هر کس چنین کند، دعایش به [[اجابت]] نمیرسد و روزی او تأمین نمیشود بر شما باد به کار<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۴.</ref>. پس [[اسلام]] [[مردم]] را به کار و تلاش فرا خوانده است و با التفات به [[ارزش]] و [[جایگاه دعا]] و بلکه [[دعوت]] به آن، دعا را برای تأمین نیازهای [[زندگی]] کافی ندانسته است، بلکه مردم را به کار و فعالیت در برآوردن نیازهای زندگی دعوت کرده است و کار و تلاش را بر اساس برخی از [[روایات]] برابر با [[جهاد در راه خدا]] قرار داده است. | |||
#'''بررسی موقعیت و محل کسب''': از جمله راهکارهای ارائهشده و رایج در عصر [[معصومان]] برای کسب و افزایش درآمد به منظور [[خودکفایی]] و فقرزدایی، بررسی محل کسب و سپس [[گزینش]] آن بوده است. شخصی نزد [[پیامبر خدا]] آمد و عرض کرد پدر و مادرم فدایتان باد! برای تعیین محل [[تجارت]] جایی را دیده و برگزیدهام، آیا تشریف میآورید آنجا را ببینید و نظر مبارکتان را اعلام فرمایید؟ حضرت فرمود: بله میآیم. آنگاه با آن شخص [[حرکت]] کرد تا به محل مورد نظر رسید و [[گزینش]] او را [[تأیید]] کرد و فرمود: برای تشکیل [[بازار]] جای خوبی [[انتخاب]] کردهای<ref>محمد بن یوسف الصالحی شامی، سبل الهدی، ج۹، ص۸.</ref>. | |||
#'''گزینش [[شغل]] بایسته''': از دیگر راهکارهای ارائهشده توسط حضرات [[معصومین]]{{عم}} در [[مقابله با فقر]]، توصیه آنان به گزینش شغلی بابرکت و خودکفابخش و عزتآفرین همچون تجارت است که [[روایات]] بسیاری از آن حکایت کردهاند؛ روایاتی از این دست: | |||
##از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[روایت]] شده است: نهدهم روزی [[انسان]] در تجارت است و یکدهم آن در گوسفندداری است<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱۰۰، ص۴؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۱۱.</ref>. | |||
##[[امام صادق]]{{ع}} تجارت را شغل بابرکتی برای تأمین درآمد معرفی کرده است: «هر کس در پی تجارت رود، از [[مردم]] [[بینیاز]] گردد. من پرسیدم هرچند عیالوار باشد؟ فرمود: هرچند عائلهمند باشد. سپس سخن خود را با تأکید به روایت منقول از پیامبر خدا مستند کرد که فرمود: نهدهم روزی در تجارت است»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۸.</ref>. ازاینرو آن [[امام همام]] بر پیکردن تجارت تأکید کرده است و [[رهایی]] از [[خواری]] و [[خفت]] را در آن دانسته است: «از تجارت دست بر ندارید تا [[خوار]] نشوید. تجارت کنید، [[خدا]] به شما [[برکت]] میدهد»<ref>{{متن حدیث|لَا تَدَعُوا التِّجَارَةَ فَتَهُونُوا اتَّجِرُوا بَارَكَ اللَّهُ لَكُمْ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۹).</ref>؛ همچنین حضرت بر تداوم تجارت تأکید فرموده است و ترک آن را عملی [[شیطانی]] دانسته است. [[اسباط بن سالم]] میگوید: روزی [[خدمت]] امام صادق{{ع}} بودم که آن حضرت از حال شخصی به نام «معاذِ کرباسفروش» پرسید و فرمود: معاذ چه میکند؟ گفتم: او مرد شایستهای است؛ اما شغل تجارت را ترک کرده است. آن حضرت تا این سخن را از من شنید سه مرتبه فرمود: این کار [[شیطان]] است. آیا او نمیداند [[پیامبر خدا]] کالای کاروانی را که از [[شام]] آمده بود، خرید و از آن سودی برد که [[قرض]] خود را پرداخت کرد و آنچه را زیاد آمد، میان بستگانش تقسیم کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵،ص۷۵.</ref>. از همین رو است که بر پایۀ روایتی تارک آن را از ترک آن بر [[حذر]] داشته است و او را بر ادامه آن سفارش و [[ترغیب]] فرموده است. [[فضیل بن یسار]] میگوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم من [[تجارت]] را ترک کردهام. حضرت فرمود: چنین نکن. درب مغازهات را باز کن، بساط تجارت را بگستران و روزی خود را از [[خدای متعال]] [[طلب]] کن<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۵.</ref>. | |||
#'''فقرپوشی''': حضرات [[معصومان]] در مقاطعی از [[زندگی]] همراه با [[فقر]]، نداری خود را از دیگران پنهان میداشتند و [[پیام]] رفتارشان به [[مردم]] این بود که در تنگناهای زندگی، [[دشواری]] [[تنگدستی]] را [[تحمل]] کنند و از ابراز فقر خود نزد دیگران خودداری نمایند؛ ولی به این پیام بسنده نکردهاند و با گفتار و [[نصایح]] خود نیز بر آن سفارش و تأکید کردهاند، بلکه در بعضی موارد به [[تشویق]] و ترغیب مردم بر [[کتمان]] آن پرداختهاند و گاهی هم بر بازگوکردن [[حاجت]] هشدار دادهاند و [[نیازمندان]] را از عرض نیازشان نزد دیگران بر حذر داشتهاند. پیامبر خدا فرموده است: کسی که گرسنه یا محتاج است ولی آن را کتمان میکند و با [[خدا]] در میان میگذارد، بر عهده خدا است که [[رزق حلال]] یکسالهاش را روزی او فرماید<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۱۸۵.</ref>. | |||
#'''ترغیب بر [[انفاق]]''': از جمله راهکارهای فقرزدایی به یادگارمانده از حضرات معصومان در مقابلۀ با فقر، [[اکرام]] خیرین و انفاقکنندگان و ترغیب آنان به [[دستگیری از فقیران]] است. در روایتی آمده است که پیامبر خدا چنین [[رفتاری]] با آنان داشته است و فرموده است: [[خداوند متعال]] به پنج گروه از [[مردم]] بر [[ملائکه]] [[مباهات]] میکند: به [[مجاهدین]] و [[ثروتمندی]] که فراوان بر [[فقرا]] از اموالش عطا کند و منتی بر آنان نگذارد<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۹۶.</ref>. | |||
#'''[[استفاده از فرصتها]]''': حسن استفاده از فرصتها و شرایط فراهمآمده، راهکار دیگری برای [[تأمین معیشت]] و کاهش یا علاج [[فقر]] بوده است که از برخی حضرات آنان به یادگار مانده است. روزی [[نیازمندی]] عرض [[حاجت]] به محضر [[امام مجتبی]]{{ع}} آورد و [[دست حضرت]] نیز خالی از درهم و دینار و دیگر کالاهای بایسته [[انفاق]] بود و از ردکردن [[مستمندان]] با دستی تهی [[شرم]] و [[حیا]] و [[اکراه]] داشت؛ ازاینرو به او فرمود: تو را راهی نشان دهم که خیر تو در آن باشد. [[فقیر]] پرسید: چه راهی؟ [[امام]] فرمود: چون دختر [[خلیفه]] مرده است و کسی تا کنون [[تسلیت]] [[بلیغ]] و مناسبی به او نگفته است، تو نزدش برو و با این کلمات او را [[تعزیت]] بده تا بر خیرش دست یابی. بگو: {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي سَتَرَها بِجُلوسِكَ عَلى قَبرِها وَ لَم يَهتِكْها بِجُلُوسِها عَلى قَبرِكَ}}. فقیر این کلمات را [[حفظ]] کرد و بر او خواند و به او تعزیت گفت و [[غم]] و [[اندوه]] خلیفه برطرف شد. خلیفه دستور پرداخت جایزهای را برایش صادر کرد و پرسید: این [[کلام]] و سخن از آن خودت بود؟ گفت: نه! بلکه از آن [[امام حسن]]{{ع}} بود. خلیفه گفت: راست گفتی؛ زیرا او [[معدن]] کلام [[فصیح]] است؛ سپس پرداخت جایزۀ دیگری را نیز برایش دستور داد<ref>شبلنجی مؤمن، نور الابصار فی منافب آل بیتالمختار، ص۱۳۵ و ۱۳۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۵-۱۶۵.</ref> | |||
===راهکارهای رفتاری=== | |||
این نوع از راهکارها البته فراوان است؛ اما به دلیل رعایت اختصار به ذکر نمونههایی از آنها بسنده میگردد که عبارتاند از: | |||
#'''تقدیر در [[معیشت]]''': مراد ما از تقدیر در معیشت اندازهنگهداشتن در هزینههای [[زندگی]] است؛ بهگونهای که هم دخل و [[خرج]] [[انسان]] همخوان باشد و هم هر هزینهای در جایگاه خودش قرار بگیرد. تقدیر در [[معیشت]] از جمله رفتارهای [[معصومان]]{{عم}} در [[مصرف]] بهاندازه و بجای درآمدها برای مقابلۀ با [[فقر]] بوده است که به بحث و بررسی موارد و نمونههایی از آنها بسنده میکنیم. به [[گواهی]] برخی از [[مورخان]]، [[پیامبر خدا]] اضافه بر مصرف سالیانه [[همسران]] و [[فرزندان عبدالمطلب]] که از خرما و جُوِ [[زراعت]] میان نخلستانهای [[بنینضیر]] به دست میآمد، صرف خرید اسب و [[اسلحه]] میکرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۷۸.</ref> و برای تأمین ابزار [[دفاعی]] از سهم [[اهل]] و عیالش [[هزینه]] نمیفرمود. در معرفی تقدیر در معیشت به عنوان راهکاری از راهکارهای فقرزدایی، [[روایات]] فراوانی در [[منابع روایی]] به ثبت رسیده است که نمونههایی از آنها را در ذیل میآوریم: | |||
##روایتی از [[امیر مؤمنان]]{{ع}} که در آن تقدیر در معیشت را لازمۀ [[ایمان]] و مرتبهای از مراتب آن به شمار آورده و فرموده است: «[[مؤمن]] [[حقیقت ایمان]] را نمیچشد مگر اینکه سه [[خصلت]] در او باشد: [[فهم]] در [[دین]]، [[صبر بر مصائب]] و حسن تقدیر در معیشت»<ref>عبدالله بن جعفر حمیری، قرب الاسناد، ص۴۶؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۱، ص۲۱۰.</ref>؛ پس آن حضرت با بهشمارآوردن تقدیر در معیشت که از شرایط کمال ایمان است، [[مردم]] را بر دستیابی به آن [[ترغیب]] فرموده است و آن را از جمله راهکارهای اثرگذار در کاهش و علاج فقر قرار داده است. | |||
## [[روایت]] معروف [[امام باقر]]{{ع}} نیز از این دست از روایات است که آن حضرت با برشمردن تقدیر در معیشت از جمله وسایل و ابزار کمال، مردم را بر دستیابی به آن - که کاهش فقر و علاج آن را نیز در پی خواهد داشت - ترغیب کرده است: «[[کمال انسان]] تمام، کمال او در دینشناختی [[صبر بر مصیبت]] و تقدیر در معیشت اوست»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۲؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۲؛ شهید ثانی، منیة المرید، ص۳۷۶.</ref>؛ پس در بخشی از این بیان تقدیر در [[معیشت]] از جمله ارکان سهگانه [[کمال انسان]] قرار گرفته است و هر جویای کمالی به برخورداری از آن فرا خوانده شده است. | |||
## [[روایت]] [[ایوب بن حرّ]] از [[امام صادق]]{{ع}} از دیگر روایاتی است که در آن از [[میزان]] تأثیر تقدیر در معیشت در [[کسب درآمد]] و بهرهمندی از آن از [[امام]] سؤال شده است. [[راوی]] میگوید: شنیدم مردی به آن حضرت عرض میکند: شنیدهام نقش [[اقتصاد]] و تقدیر در معیشت به اندازه نصف [[کسب و کار]] است؟ حضرت در پاسخ فرمود: نه! بلکه تمام کسب، همان تقدیر در معیشت است. آنگاه خطاب به [[سائل]] چنین فرمود: [[تدبیر]] در معیشت جزئی از [[دین]] است<ref>شیخ طوسی، الأمالی، ص۶۷۰؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۶۸، ص۳۴۹.</ref>. | |||
## امام صادق{{ع}} پس از [[ترغیب]] [[خانواده]] بر [[رفق و مدارا]] و بیان تأثیر آن در وسعت [[رزق]] فرموده است: رفق و مدارا در تقدیر معیشت، بهتر از افزایش در [[مال]] و [[ثروت]] است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۱۹؛ علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص۱۷۹.</ref>. | |||
پس بر پایۀ این دسته از [[روایات]]، تقدیر و تدبیر در معیشت افزون بر اینکه کارآمدتر از درآمدافزایی در کاهش و علاج [[فقر]] است، برابر با کسب کامل و موجب کمال انسان و جزیی از اجزای دین است؛ ازاینرو وقتی در [[زمان امام صادق]]{{ع}} [[مدینه]] به قحطی و گرانی دچار میگردد، حضرت به تقدیر معیشت بایسته و متناسب با شرایط [[زمان]] و [[مردم]] میپردازد و از [[غلام]] خود جویای وضعیت موجودی [[انبار]] میشود و میپرسد: آذوقه ما چقدر است؟ و وقتی او در پاسخ میگوید: به اندازۀ [[مصرف]] چندین ماه، حضرت دستور میدهد آذوقه را از انبار بیرون بیاور و بفروش. غلام که گویا دغدغه [[روز]] نداری را دارد میگوید: ولی در مدینه چیزی نیست! آن را بفروشم؟ امام{{ع}} بار دیگر هم فرمود: آذوقه را بفروش. پس از فروش آن به من فرمود: «حال روزبهروز آذوقه مورد نیاز را از مردم بخر و [[خوراک]] [[زن]] و بچهام را نیمی از جو و نیمی از گندم قرار بده. البته [[خدا]] میداند همچنان میتوانم از گندم آنان را تأمین کنم، ولی دوست دارم خدا بر حسن تقدیر در معیشتم [[گواه]] باشد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۶۶.</ref>. | |||
#'''[[اعتدال]] در [[مصرف]]''': رعایت اعتدال در مصرف درآمد از جمله راهکارهای دیگری است که حضرات [[معصومان]] آن را به لحاظ اثرگذاری آن در جلب و افزایش درآمد به [[مردم]] ارائه کردهاند و بر التفات و [[التزام]] به آن در مصارف مختلف [[زندگی]] تأکید و سفارش کردهاند. [[روایات]] بسیاری از اهتمام معصومان{{عم}} در [[میانهروی]] در مصرف آمده است که از آن دست است: | |||
## [[روایت]] [[امام صادق]]{{ع}} از [[پیامبر خاتم]]{{صل}} که بر اساس آن میانهروی در مصرف درآمد از موجبات [[گشایش]] در [[رزق]] و ترک آن موجب [[محرومیت]] و [[تنگدستی]] است: کسی که اعتدال در [[معیشت]] را پیشه خود سازد، خدا روزیاش دهد و آن کس که [[تبذیر]] کند، [[خداوند]] وی را [[تحریم]] کند<ref>{{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} فِيمَا رَوَاهُ الْإِمَامُ الصَّادِقُ{{ع}}: مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۴).</ref>. | |||
##روایتی از امام صادق{{ع}} که بر پایۀ آن، آن حضرت میانهروی را در جلب روزی و [[زدودن فقر]] از زندگی بدون تردید و [[تأمل]] تأثیرگذار دانسته و فرموده است: برای کسی که میانهروی کند، ضمانت کردم که [[فقیر]] نگردد<ref>{{متن حدیث|عَنِ الصَّادِقِ{{ع}}: ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لَا يَفْتَقِرَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۵ و ۵۶).</ref>. | |||
## روایت [[پیامبر خدا]] که بر اساس آن فرمود: چند گروه از مردماند که دعایشان [[مستجاب]] نمیشود یک دسته آنها کسانی هستند که خداوند [[مال]] و [[ثروت]] بر آنها ارزانی داشته ولی با مصرف بیمورد آن را از دست میدهند و دگر بار آن را از خدا میخواهند؛ [[ولی خدا]] در پاسخ آنان میفرماید: مگر [[رزق و روزی]] فراوانی به تو ندادم؟ چرا چنانکه تو را [[مأمور]] کردم [[میانهروی]] نکردی؟ چرا [[مصرف]] آن را [[اصلاح]] نکردی؟<ref>{{متن حدیث|أَ لَمْ أَرْزُقْكَ رِزْقاً وَاسِعاً فَهَلَّا اقْتَصَدْتَ فِيهِ كَمَا أَمَرْتُكَ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۶۷؛ قطبالدین راوندی، الدّعوات، ص۳۴).</ref> | |||
#'''مسجدنشینی در صبح''': در بسیاری از [[روایات معتبر]] رسیده از حضرات [[معصومان]]، نشستن در [[مسجد]] بعد از [[طلوع فجر]] تا [[طلوع]] [[آفتاب]] از جمله راهکارهای دیگر [[مقابله با فقر]] و [[گشایش]] در [[رزق و روزی]] است. [[امیر مؤمنان]] فرموده است: «نشستن در مسجد بعد از طلوع فجر تا طلوع [[شمس]]، برای [[طلب روزی]] مؤثرتر است از تلاش در [[زمین]]»<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۲، ص۶۱۲؛ حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۱۰۱.</ref> یا [[امام صادق]]{{ع}} این کار را اثرگذارتر از درنوردیدن دریا میشمارد<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۶، ص۴۶۲.</ref>. البته صرف حضور و جلوس در مسجد مراد نیست، بلکه منظور نشستن همراه با ذکر خداست و نباید به این دست از راهکارها بسنده کرد و گوشۀ [[عزلت]] برگزید، بلکه آن را پایانی است که با فرارسیدن آن میباید برای کسب روزی و پاسخ به نیازهای [[زندگی]] خود به دور از هرگونه اندیشۀ [[خرافی]] و تندادن به کسالت و [[تنبلی]] قدم به عرصۀ کار بگذارد. [[قرآن]] برای بهرهمندی از این [[فرصتها]]، مدت محدودی قرار داده است و مقطع پس از آن را به حضور در حوزه کار و رسیدن به تأمین زندگی و امور آن اختصاص داده است و [[مردم]] را به فعالیت و تلاش در آن عرصه فرا خوانده است<ref>محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۲۷۴؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۱۲۷.</ref>: سپس گاهی که پایان یافت [[نماز]]، پس پراکنده شوید در زمین و بجویید از [[فضل خدا]] و یاد کنید [[خدا]] را بسیار، شاید [[رستگار]] شوید<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «و چون نماز گزارده شد در زمین پراکنده شوید و (روزی خود را) از بخشش خداوند فرا جویید و خداوند را بسیار یاد کنید باشد که رستگار گردید» سوره جمعه، آیه ۱۰.</ref>. | |||
#'''[[شکر]] بر [[نعمت]]''': در [[آموزههای دینی]] [[شکرگزاری]] بر [[نعمتهای الهی]] از جمله راهکارهای جلب و افزایش درآمد و برچیدهشدن [[فقر]] از عرصه [[زندگی]] است. [[قرآن]] تأکید فراوانی بر انجامدادن شکرگزای میکند و ترک آن را نیز [[تهدید]] میکند: «اگر شکرگزاری کنید، نعمت خود را بر شما افزون خواهم کرد و اگر [[ناسپاسی]] کنید، مجازاتم شدید است»<ref>{{متن قرآن|لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ}} «اگر سپاسگزار باشید به یقین بر (نعمت) شما میافزایم و اگر ناسپاسی کنید بیگمان عذاب من سخت است» سوره ابراهیم، آیه ۷.</ref>. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} از تأثیر شگرف آن در کسب و افزایش درآمد گزارش شده است: «شکرگزاری بر [[نعمت الهی]] موجب فراوانی آن نعمت و درامانماندن از فقر و پیامدهای آن است»<ref>{{متن حدیث|قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ{{ع}}:... وَ الشُّكْرُ زِيَادَةٌ فِي النِّعَمِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْفَقْرِ}} (حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۳۶۰).</ref>. ایشان به سفیان ثوری فرموده است: «وقتی [[خدا]] نعمتی را بر تو ارزانی داشت و دوام و فراوانی آن نعمت را از درگاهش خواستی، او را بسیار [[شکرگزار]] باش که فرموده است: اگر شکر کردید، به [[یقین]] آن را بر شما افزون کنم»<ref>علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۵۶؛ علی بن یوسف حلی، العدد القویه، ص۱۴۹.</ref>. | |||
#'''[[استغفار]]''': استغفار از [[گناه]] راهکار دیگری برای [[گشایش]] و افزایش در [[رزق]] است که برابر با تأمین نیازهای زندگی و [[رهایی]] از فقر است؛ چنانکه بر پایۀ گزارشی امام صادق{{ع}} آن را راهکاری برای برخورداری از نعمت معرفی کرده است. حضرت به سفیان ثوری فرموده است: هرگاه به فقر و [[سختی]] در [[معیشت]] [[مبتلا]] شدی، بر استغفار در پیشگاه خدایت بیفزای؛ زیرا [[خداوند]] در کتابش از خطاب نوح به قومش چنین خبر داده و فرموده است که او به [[قوم]] خود گفته است<ref>{{متن حدیث|وَ إِذَا اسْتَبْطَأْتَ الرِّزْقَ فَأَكْثِرْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ}} (علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۱۵۶).</ref> از پروردگارتان [[آمرزش]] بطلبید که او بسیار [[آمرزنده]] است تا بارانهای [[پربرکت]] [[آسمان]] را پی در پی بر شما فرو فرستد و شما را با [[اموال]] و [[فرزندان]] فراوان کمک کند<ref> {{متن قرآن|فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا * يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا * وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا}} «و گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است * تا (باران) آسمان را بر شما ریزان، بفرستد * و شما را با داراییها و پسران، یاوری کند و برایتان بوستانها پدید آورد و جویبارها پدیدار گرداند» سوره نوح، آیه ۱۰-۱۲.</ref>. | |||
#'''[[دعا]]''': در بسیاری از [[روایات]] دعا و [[استمداد از خدا]] از جمله راهکارهای معرفیشده از سوی حضرات [[معصومان]] در جلب روزی و [[پیشگیری]] از ابتلای به [[فقر]] به شمار آمده است و بر خواندن آن با عبارات مختلفی در اماکن و مواقع گوناگونی تأکید شده است. با استناد به این دست از روایات میتوان گفت درخواست [[تعلیم]] دعا برای رفع [[مشکلات]] [[زندگی]] از جمله مشکل معیشتی و فقر از معصومان و پاسخ مثبت حضرات آنان و تأکید آن بزرگواران بر خواندن آن حاکی از تأثیر دعا در کاهش فقر یا علاج آن است؛ اما نه با تأثیری تام، بلکه بخشی از آن را بر عهده گرفته و تضمین کرده است؛ زیرا [[استجابت دعا]] و اثرگذاربودن آن شرایط فراوانی میطلبد که بر فرض جمعبودن تمام شرایط آن، نقش خود را ایفا خواهد کرد. [[خدای متعال]] خطاب به پیامبرش فرموده است: بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم برای شما ارجی قائل نیست<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا}} «بگو: اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما بهایی نمیدهد که (حقّ را) دروغ شمردید پس به زودی (عذاب) گریبانگیر (شما) خواهد شد» سوره فرقان، آیه ۷۷.</ref>. [[معصومین]]{{عم}} افزون بر تعلیم و [[ترغیب]] به خواندن [[دعا]]، در [[گشایش]] روزی و [[رهایی]] از [[فقر]] و بلکه [[پیشگیری]] از ابتلای به آن و [[آداب]] عرض [[حاجت]] به پیشگاه [[خدا]] را نیز به [[مردم]] [[تعلیم]] میکردهاند مانند اینکه [[پیامبر خدا]] به هنگام عرض [[شکایت]] [[اهل صفه]] از فقر و حاجت به محضرآن حضرت، به آنان تعلیم فرمود که در عرض حاجت به پیشگاه [[خداوند]] چنین بگویید: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبَ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَ أَغْنِنَا مِنَ الْفَقْرِ}}<ref>ابراهیم بن علی عاملی کفعمی، المصباح، ص۱۷۵-۱۶۹؛ موارد دیگر این دعاها را ببینید در: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۸۴؛ محمدباقر مجلسی، مرآه العقول، ج۸، ص۱۰۲.</ref>. | |||
#'''[[زیارت]]''': با نگاهی به [[اخبار]] و [[روایات]] وارد در باب [[زیارات]]، روایاتی را [[مشاهده]] میکنیم که در آنها بر نقش زیارت در گشایش [[رزق]] و تأثیر آن در کاهش یا علاج فقر تصریح شده است و زیارت همچون دعا راهکاری [[معنوی]] برای [[مقابله با فقر]] معرفی شده است؛ مانند زیارت [[خانه خدا]]<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۷؛ «قطب راوندی»، الدعوات، ص۱۲۷ (با اندکی اختلاف در عبارت) شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۱۱۷؛ محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج۲، ص۳۵۹.</ref> و [[زیارت امام حسین]]{{ع}}<ref>شیخ مفید، کتاب المزار، ص۲۲۶؛ شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۴۲؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۴۳۸.</ref>. | |||
#'''ذکر''': در بسیاری از روایات [[ذکر خدا]] نیز راهکاری معنوی در پیشگیری از کاهش یا علاج فقر معرفی شده است که ظاهر دستهای از آنها این است که صرف ذکر خدا هر چند یکبار، موضوعیت دارد چنین اثری مترتب میشود. پیامبر خدا فرموده است: ذکر {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}} فقر را از بین میبرد<ref>{{متن حدیث|وَ قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: قَوْلُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ يَذْهَبُ بِالْفَقْرِ}} (محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۳۷۵).</ref>. ظاهر دستهای دیگر از روایات این است که با تکرار ذکر به چنین خواسته یا خواستههایی میرسید<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۳۷۶؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۲۳.</ref>. در [[روایت]] دیگری از [[رسول خدا]] رسیده است که هر کس روزی صد مرتبه ذکر {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا الَّلهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبِينُ}} را بگوید، [[غنا]] را جلب و [[فقر]] را دفع کرده است<ref>{{متن حدیث|مَنْ قَالَ مِائَةَ مَرَّةٍ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبِينُ أَعَاذَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْفَقْرِ}} (حسن بن ابیالحسن دیلمی، اعلام الدین، ص۳۵۷).</ref>. | |||
#'''[[نماز]]''': در بسیاری از [[روایات]] نماز همچون [[ذکر و دعا]] و [[زیارت]] و امثال اینها از جمله راهکارها و عوامل اثرگذار در کاهش یا علاج فقر معرفی شده است با این [[اختلاف]] که گاهی نماز عاری از هر خصوصیتی، راهکاری تأثیرگذار به شمار آمده است؛ همچون نمازی که [[پیامبر خدا]] هنگام مواجهشدن [[اهل]] و عیالش با نیاز شدید، آنان را بر انجام آن [[فرمان]] میداد و با تأکید میفرمود: ای اهل [[خانه]] نماز بگذارید، نماز بگذارید<ref>طبرسی، مکارم الأخلاق، ص۳۳۴-۳۳۳؛ ابراهیم بن علی عاملی کفعمی، المصباح، ص۱۶۸ (با اندکی اختلاف در عبارت).</ref>. [[حلبی]] گوید مردی از فقرش نزد [[امام صادق]]{{ع}} [[شکایت]] کرد. آن حضرت به او فرمود: «بین [[قبر]] و [[منبر پیامبر]]{{صل}} دو رکعت نماز بگذارد؛ سپس صد مرتبه بگوید: {{متن حدیث|وَ أَعَمَّهَا فَضْلًا}}. آن مرد به [[فرمان امام]] عمل کرد و [[خدا]] روزیاش را بر او ارزانی داشت»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۴۷۳؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۳۱۱.</ref>؛ همچنین ابنطیّار میگوید: به امام صادق{{ع}} عرض کردم سرمایهای داشتم که از کفم رفت و هماکنون در مضیقۀ [[سختی]] قرار گرفتهام. به من فرمود: مغازهای داری؟ عرض کردم: بلی؛ و لکن آن را ترک کردهام. حضرت فرمود: وقتی به [[کوفه]] باز گشتی، آن را جارو بزن و در آن بنشین و هنگام خروج از آن دو یا چهار رکعت نماز بگذار و از پس آن بگو: {{متن حدیث|تَوَجَّهْتُ بِلَا حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَ لَكِنْ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ إِلَّا بِكَ فَأَنْتَ حَوْلِي وَ مِنْكَ قُوَّتِي اللَّهُمَّ فَارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ رِزْقاً كَثِيراً طَيِّباً}}. این عمل را ادامه دادم و وضعیت [[مالی]] من متحول گردید و بهبود یافت؛ بهگونهای که بر چهارپایانی دست یافتم و بردگانی خریدم و خانههایی ساختم<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۴۷۴؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۳، ص۳۱۲.</ref>.<ref>[[محمد حسین علی اکبری|علی اکبری، محمد حسین]]، [[سیره معصومان در فقرزدایی (کتاب)|سیره معصومان در فقرزدایی]]، ص ۱۶۵-۱۷۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||