←بنی ملیح بن عمرو و تعامل با دولت نبوی{{صل}}
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
در پی انعقاد [[صلح حدیبیه]] بین پیامبر{{صل}} و [[کفار]] قریش، بر اساس یکی از مفاد آن، ده سال میان دو طرف [[آتش بس]] برقرار گردید<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۵۴.</ref> و بر اساس بندی دیگر، تمامی [[قبایل عرب]] در [[همپیمانی]] با قریش یا [[مسلمانان]] [[آزاد]] و مختار بودند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۱۱ـ۶۱۲؛ ابن هشام، السیره النبویة، ج۲، ص۷۸۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۰۴.</ref>. از اینرو، پس از انجام این [[صلح]]، [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}} با [[خزاعه]] و [[قریش]] با [[بنی بکر بن کنانه]] [[همپیمان]] شدند. اما این [[سازش]] چندان نپایید و دو سال بعد، با [[حمله]] غافلگیرانه بنی بکر بن کنانه و قریش به [[بنی خزاعه]] که به کشته و زخمی شدن جمعی از [[خزاعیان]] انجامید، بنیان این توافق از هم پاشید. [[عمرو بن سالم خزاعی]] –رییس خزاعیان- همراه با چهل نفر از [[خزاعیها]] به سرعت جهت [[دادخواهی]] و [[طلب یاری]] به نزد [[پیامبر]]{{صل}} شتافتند و ضمن با خبر کردن ایشان از مصیبتی که بر آنها رفته بود، ایشان را از [[همدستی]] قریش با [[بنی کنانه]] در این حمله و مدد رسانی به ایشان با [[سلاح]] و نیرو مطلع کردند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۸۹.</ref>. در این جلسه، در حالی که حضرت و یارانش در [[مسجد]] نشسته بودند، عمرو بن سالم –سالار خزاعیان- به پا خاست و از حضرت [[اجازه]] گرفت تا اشعاری بخواند. با اجازه فرمودن [[رسول خدا]]{{صل}}، وی چنین سرود: | در پی انعقاد [[صلح حدیبیه]] بین پیامبر{{صل}} و [[کفار]] قریش، بر اساس یکی از مفاد آن، ده سال میان دو طرف [[آتش بس]] برقرار گردید<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۵۴.</ref> و بر اساس بندی دیگر، تمامی [[قبایل عرب]] در [[همپیمانی]] با قریش یا [[مسلمانان]] [[آزاد]] و مختار بودند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۱۱ـ۶۱۲؛ ابن هشام، السیره النبویة، ج۲، ص۷۸۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۰۴.</ref>. از اینرو، پس از انجام این [[صلح]]، [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}} با [[خزاعه]] و [[قریش]] با [[بنی بکر بن کنانه]] [[همپیمان]] شدند. اما این [[سازش]] چندان نپایید و دو سال بعد، با [[حمله]] غافلگیرانه بنی بکر بن کنانه و قریش به [[بنی خزاعه]] که به کشته و زخمی شدن جمعی از [[خزاعیان]] انجامید، بنیان این توافق از هم پاشید. [[عمرو بن سالم خزاعی]] –رییس خزاعیان- همراه با چهل نفر از [[خزاعیها]] به سرعت جهت [[دادخواهی]] و [[طلب یاری]] به نزد [[پیامبر]]{{صل}} شتافتند و ضمن با خبر کردن ایشان از مصیبتی که بر آنها رفته بود، ایشان را از [[همدستی]] قریش با [[بنی کنانه]] در این حمله و مدد رسانی به ایشان با [[سلاح]] و نیرو مطلع کردند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۸۹.</ref>. در این جلسه، در حالی که حضرت و یارانش در [[مسجد]] نشسته بودند، عمرو بن سالم –سالار خزاعیان- به پا خاست و از حضرت [[اجازه]] گرفت تا اشعاری بخواند. با اجازه فرمودن [[رسول خدا]]{{صل}}، وی چنین سرود: | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
{{ب|''اللّهم إنّی ناشد محمّدا''| | {{ب|''اللّهم إنّی ناشد محمّدا''|2=''حلف أبینا و أبیک الأتلدا''}} | ||
{{ب|''قد کنتم ولدا و کنّا والدا''| | {{ب|''قد کنتم ولدا و کنّا والدا''|2=''ثمّت أسلمنا و لم ننزع یدا''}} | ||
{{ب|''إنّ قریشا أخلفوک الموعدا''| | {{ب|''إنّ قریشا أخلفوک الموعدا''|2=''و نقضوا میثاقک المؤکّدا''}} | ||
{{ب|''فانصر هداک اللّه نصرا أعتدا''| | {{ب|''فانصر هداک اللّه نصرا أعتدا''|2=''و ادع عباد اللّه یأتوا مددا''}} | ||
{{ب|''فیهم رسول اللّه قد تجرّدا''| | {{ب|''فیهم رسول اللّه قد تجرّدا''|2=''فی فیلق کالبحر یجری مزبدا''}} | ||
{{ب|''قرم لقرم من قروم أصیدا''| | {{ب|''قرم لقرم من قروم أصیدا''|2=''هم بیّتونا بالوتیر هجّدا''}} | ||
{{ب|''نتلو القرآن رکّعا و سجّدا''| | {{ب|''نتلو القرآن رکّعا و سجّدا''|2=''و زعموا أن لست أدعو أحدا''}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
پروردگارا من محمد را به [[پیمان]] دیرینه پدرمان با پدرش [[[عبدالمطلب]]] میخوانم. شما [[فرزندان]] بودید و ما [[پدران]]؛ آنگاه [[اسلام]] آوردیم و از شما دست نکشیدیم. همانا قریش خلاف وعدهای که به تو داده بودند عمل کردند و پیمان [[استوار]] تو را شکستند. اکنون [[خداوند]] رهنمونت باشد ما را به سرعت [[یاری]] ده و از [[بندگان خدا]] در این راه مدد بگیر. رسول خدا{{صل}} در میان لشکری که چون دریا مواج است برای [[انتقام]] حاضر و آماده خواهد بود. سالاری برای سالاری از سالاران شکاری، شبانگاه در منطقه «[[وتیر]]» بر ما [[شبیخون]] زدند در حالی که [[قرآن]] میخواندیم و [[رکوع]] و [[سجود]] میکردیم و پنداشتند که کسی را به [[یاری]] نمیخوانیم و حال آنکه ایشان [[فرومایه]] و اندکند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۸۹. نیز با اندک اختلاف در: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۹۴-۳۹۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۴۴-۴۵؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۲۱۲-۲۱۳. ابن کلبی (م.۲۰۸ هجری) این اشعار عمرو بن سالم را از اشعار وی در فتح مکه عنوان کرده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۲)</ref>. | پروردگارا من محمد را به [[پیمان]] دیرینه پدرمان با پدرش [[[عبدالمطلب]]] میخوانم. شما [[فرزندان]] بودید و ما [[پدران]]؛ آنگاه [[اسلام]] آوردیم و از شما دست نکشیدیم. همانا قریش خلاف وعدهای که به تو داده بودند عمل کردند و پیمان [[استوار]] تو را شکستند. اکنون [[خداوند]] رهنمونت باشد ما را به سرعت [[یاری]] ده و از [[بندگان خدا]] در این راه مدد بگیر. رسول خدا{{صل}} در میان لشکری که چون دریا مواج است برای [[انتقام]] حاضر و آماده خواهد بود. سالاری برای سالاری از سالاران شکاری، شبانگاه در منطقه «[[وتیر]]» بر ما [[شبیخون]] زدند در حالی که [[قرآن]] میخواندیم و [[رکوع]] و [[سجود]] میکردیم و پنداشتند که کسی را به [[یاری]] نمیخوانیم و حال آنکه ایشان [[فرومایه]] و اندکند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۸۹. نیز با اندک اختلاف در: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۹۴-۳۹۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۴۴-۴۵؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۲۱۲-۲۱۳. ابن کلبی (م.۲۰۸ هجری) این اشعار عمرو بن سالم را از اشعار وی در فتح مکه عنوان کرده است. (ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۲)</ref>. | ||