←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
پس از فتح مکه، [[خزاعیان]] به [[رهبری]] [[عمرو بن سالم خزاعی]] در دیگر [[جنگهای رسول خدا]]{{صل}} نیز حضور یافتند که از مهمترین آنها [[نبرد]] معروف [[تبوک]] است. در [[سال نهم هجری]] با ورود [[بازرگانان]] شامی به [[مدینه]] و [[اطلاعرسانی]] آنان مبنی بر این که [[هرقل]] نیروی وسیعی را با خود همراه ساخته است تا به مدینه [[حمله]] کند، [[رسول خدا]]{{صل}} [[مردم]] را برای [[جنگ]] با [[رومیان]] فرا خواند. ایشان افرادی را به برخی از [[قبایل]] اعزام فرمودند تا با فراخوان آنها، سپاهی جهت [[نبرد با رومیان]] مهیا گردد. از جمله این فرستادگان، [[بُدیل بن ورقاء]]، عمرو بن سالم و [[بسر بن سفیان]] بودند که حضرت، ایشان را جهت جمعآوری نیرو به قبیلة [[کعب بن عمرو]] –از [[طوایف]] [[قبیله خزاعه]]- گسیل داشتند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | پس از فتح مکه، [[خزاعیان]] به [[رهبری]] [[عمرو بن سالم خزاعی]] در دیگر [[جنگهای رسول خدا]]{{صل}} نیز حضور یافتند که از مهمترین آنها [[نبرد]] معروف [[تبوک]] است. در [[سال نهم هجری]] با ورود [[بازرگانان]] شامی به [[مدینه]] و [[اطلاعرسانی]] آنان مبنی بر این که [[هرقل]] نیروی وسیعی را با خود همراه ساخته است تا به مدینه [[حمله]] کند، [[رسول خدا]]{{صل}} [[مردم]] را برای [[جنگ]] با [[رومیان]] فرا خواند. ایشان افرادی را به برخی از [[قبایل]] اعزام فرمودند تا با فراخوان آنها، سپاهی جهت [[نبرد با رومیان]] مهیا گردد. از جمله این فرستادگان، [[بُدیل بن ورقاء]]، عمرو بن سالم و [[بسر بن سفیان]] بودند که حضرت، ایشان را جهت جمعآوری نیرو به قبیلة [[کعب بن عمرو]] –از [[طوایف]] [[قبیله خزاعه]]- گسیل داشتند<ref>واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۹۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==[[تاریخ]] [[اسلامی]] بنی مُلَیح بن عمرو== | |||
از آنجا که در نقل گزارشات، نام شاخههای [[فروتر]] در بسیاری از وقایع و رخدادهای [[تاریخی]] در [[سایه]] بزرگ شاخههای بالاتر [[قبیله]] گم شده و جز در مواقع نادر نامی از آنان در صفحه تاریخ برده نشده است، از اینرو نام و نشان چندانی از حضور بنی ملیح در وقایع و حوادث مهم به وقوع پیوسته در [[صدر اسلام]]،- به ویژه [[اخبار]] [[فتوح]]،- با وجود قبیله مادریشان، دیده نمیشود. از این جهت حضور [[خزاعه]] و [[اسلم]] در وقایع و حوادث پیش آمده را میتوان به معنای حضور این قبیله اعم از شاخههای فروتر آن از جمله بنی ملیح و بنی سلامان و... دانست؛ هر چند نامی از [[طایفه]] بنی ملیح یا دیگر [[قبایل]] همسو و همریشه در این حوادث به میان نیآمده باشد. از معدود اخبار بهدست آمده از این [[قوم]] میتوان از خبر حضور [[عبدالله بن خلف بن اسعد خزاعی]] –پدر [[طلحة]] الطلحات- در [[جنگ جمل]] ([[سال ۳۶ هجری]]) و [[همراهی]] او با [[ناکثین]] یاد کرد. عبدالله که کاتب [[دیوان]] [[بصره]] در دوران [[خلافت عمر]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۴۱۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۲۰.</ref> و سپس عثمان<ref>زرکلی، الاعلام، ج۴، ص۸۴.</ref> بود، در این [[جنگ]]، علیه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[کارزار]] پرداخت و سرانجام کشته شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۶۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۳۸؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۴، ص۳۳۲.</ref>. [[برادر]] او [[عثمان بن خلف]] نیز، از اشراف و بزرگان خزاعه<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۲.</ref> و از حاضران در جنگ جمل بود. عثمان بر خلاف برادرش –عبدالله- با [[سپاه امام علی]]{{ع}} همراه شد و با [[جنگافروزان]] [[جمل]] به [[مقاتله]] برخاست<ref>ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۴، ص۳۳۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۲۰.</ref>. | |||
علاوه بر این دو برادر، [[طلحة بن عبدالله]] -پسر عبدالله بن خلف- معروف به «طلحة الطلحات» -که بواسطه نام و [[نسب]] مادرش [[طلحه بنت حارث بن طلحه]] بدین نام خوانده میشد،-<ref>صحاري، الأنساب، ج۲، ص۵۹۹.</ref> هم، از دیگر بزرگان تأثیرگذار بنی ملیح در [[تاریخ]] [[اسلامی]] بود. طلحه از اجواد [[عرب]] و [[بصره]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۶۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۵، ص۳۱؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۴۰۰-۴۰۱.</ref> و در شمار اعوان و [[انصار]] [[اموی]] به شمار میرفت. نقل است که در پی [[شورش]] [[مردم]] کابل در [[زمان]] [[یزید بن معاویه]] (حک. ۶۰-[[۶۴ هجری]]) و کشته و زخمی شدن جمع زیادی از مردان اموی آن سامان و به [[اسارت]] در آمدن تنی چند از آنها از جمله [[ابوعبیدة بن زیاد]] -[[فرماندار]] سیستان- خبر به دربار [[شام]] رسید. یزید بن معاویه، [[سلم بن زیاد بن ابیه]] را با سپاهی جهت آرام کردن اوضاع، به [[خراسان]] و سیستان فرستاد. سلم هم، [[طلحة بن عبدالله بن خلف خزاعی]] را به سیستان فرستاد و بدو دستور داد تا در مقابل مبلغی [[پول]]، برادرش [[ابوعبیده]] را از چنگ [[شورشیان]] برهاند. طلحه با لشکری -که برادرش عمر، سپهسالار آن بود،- به سیستان رفت و ابوعبیده و همراهان اسیرش را در ازای پرداخت پانصد هزار درهم [[آزاد]] کرد. سپس به [[بُست]] رفت و کار آن [[دیار]] را سامان بخشید و پس آنگاه، به سیستان بازگشت و با گشاده دستی به رتق و فتق امور پرداخت<ref>مجهول، تاریخ سیستان، ص۱۰۰-۱۰۱. نیز ر.ک. ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۹۷-۹۸.</ref>. پسر [[طلحة]] طلحات هم، از [[کارگزاران]] و بزرگان دربار اموی بود، چندان که [[نصر بن مزاحم منقری]] (م. ۲۱۲ [[هجری]]) در کتابش، از جلسه معاویه با برخی [[رجال]] اموی از جمله پسر طلحة الطلحات و گفتگوی آنها درباره [[امام علی]]{{ع}} و ضربات بزرگی که حضرت بر ایشان وارد آورد، گزارشی را نقل کرده است<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۴۱۷.</ref>. | |||
[[ابو صخر کثیر بن عبدالرحمن خزاعی]] هم از دیگر اعلام و معاریف بنام بنی ملیح بن عمرو بود که از او میتوان به عنوان یکی از نقشآفرینان برخی حوادث و وقایع [[تاریخی]] [[صدر اسلام]] یاد کرد. کثیر معروف به «ابن ابی [[جمعه]]»<ref>ابن سلام، طبقات فحول الشعراء، ج۲، ص۵۳۴؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۶؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۲۵۰.</ref> و «عَزِّه»<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۹۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۷۳. او را بخاطر عشق شدیدش به ام عمرو عَزِّة بنت جمیل بن حفص از قبیله بنی حاجب بن غفار و سرودن غزلیات عاشقانه برای او (ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۹، ص۲۵۰. نیز ر.ک: ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۲۲۷.) و به نقلی دیگر، بواسطه شباهت بسیار او به عزه ضمریه (ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۱۹) بدین نام خواندند.</ref>، از شعرای شهیر [[عرب]] بود<ref>ابن سلام، طبقات فحول الشعراء، ج۲، ص۵۳۴؛ ابن قتیبه دینوری، الشعر و الشعراء، ج۱، ص۴۹۴؛ مرزبانی، معجم الشعراء، ص۲۸۹.</ref> که برخی در [[مقام]] توصیف [[قدرت]] شاعریاش، وی را «[[اشعر]] فی [[[اهل]]] [[اسلام]]»<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۶؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۲۲۸.</ref> و «اشعر [[اهل]] [[زمان]]»<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۵.</ref> گفته، حجازیها او را از همه شعرای متقدم خود، [[برتر]] دانستهاند<ref>ابن سلام، طبقات فحول الشعراء، ج۲، ص۵۳۴.</ref>. کثیر بر [[مذهب]] [[کیسانیه]] بود و [[معتقد]] به [[تناسخ]] و [[رجعت]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۶؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۱۰۳.</ref>. گرایشهای [[شیعی]] او موجب شده بود تا نسبت به [[خاندان]] [[پیامبر]]{{صل}}، سخت [[تعصب]] بورزد؛ چندان که نقل است در سفری که او به [[مکه]] داشت، از سوی امرای [[اموی]] این [[شهر]]، ملزم به [[لعن]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} بر فراز [[منبر]] شد. او به منبر رفت و در حالی که به [[پرده کعبه]] چنگ انداخته بود، چنین سرود: | |||
{{شعر}} | |||
{{ب|''لعن اللَّه من يسب عليا''|2=''و بنيه من سوقة و إمام''}} | |||
{{ب|''أ يسب المطهرون أصولا''|2=''و الكرام الأخوال و الأعمام''}} | |||
{{ب|''يأمن الطير و الحمام و لا''|2=''يأمن آل الرسول عند المقام''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
[[لعنت خدا]] بر هر کسی که علی{{ع}} و پسرانش را [[لعن]] کند، چه پیرو باشد و چه [[امام]]. آیا [[پاک]] سرشتان و شرافتمندان، داییها و عموهای خود را لعن میکنند؟ پرندگان و کبوتران در اماناند، اما [[اهل بیت]] [[رسول]]{{صل}} در [[حرم امن الهی]]، در [[امان]] نیستند<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۱۰۳.</ref>. | |||
در این هنگام، مکیها او را از [[منبر]] پایین کشیدند و با نعلین و آنچه در دست داشتند، وی را مضروب و مصدوم کردند. کثیر بن عبدالرحمن هم در پاسخ به این [[رفتار]] [[مکیان]] چنین گفت: | |||
{{شعر}} | |||
{{ب|''إن امرأ كانت مساوئه''|2=''حب النبي بغير ذي عتب''}} | |||
{{ب|''و بني أبي حسن و والدهم''|2=''من طاب في الأرحام و الصلب''}} | |||
{{ب|''أ ترون ذنبا أن أحبهم''|2=''بل حبهم كفارة الذنب''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
اگر [[عیب]] شخصی، [[دوست داشتن پیامبر]]{{صل}} و [[ابوالحسن]]{{ع}} و فرزندانش -که از صلب و رحم پاکند- باشد، سرزنشی بر او نیست. به نظر شما، این [[گناه]] است که من آنها را دوست دارم؟ بلکه [[دوست داشتن]] آنها [[کفاره گناه]] است<ref>ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۱۰۴.</ref>. | |||
در گزارشی دیگر آمده که [[خلفای اموی]] متفقاً -جز [[عمر بن عبدالعزیز]]- به [[حکومت]] نرسیدند مگر آنکه امیرالمؤمنین علی{{ع}} را لعن میکردند. از اینرو، کثیر بن عبدالرحمن در [[تمجید]] از [[عمرو بن عبدالعزیز]] چنین سرود: | |||
{{شعر}} | |||
{{ب|''وُلِّيتَ فَلَمْ تَشْتُمْ عَلِيًّا وَ''|2=''لَمْ تُخِفْ بَنِيهِ وَلَمْ تَتْبَعْ سَجِيَّةَ مُجْرِمِ''}} | |||
{{ب|''وَقُلْتَ فَصَدَّقْتَ الَّذِي قُلْتَ بِالَّذي''|2=''فَعَلْتَ فَأَضْحَى رَاضِيًا كُلُّ مُسْلِمِ''}} | |||
{{پایان شعر}} | |||
تو به [[مقام ولایت]] [[منصوب]] شدی و نه به علی{{ع}} [[دشنام]] دادی و نه از [[فرزندان]] او ترسیدی و نه از ذات [[جنایتکار]] [[پیروی]] کردی. و گفتی، پس آنچه را که گفتی با عملت [[تصدیق]] کردی، پس با این کارت، هر [[مسلمانی]] اظهار [[رضایت]] کرد<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۲۲۷.</ref>. | |||
شاید بواسطه همین علاقمندی به ساحت [[پیامبر]]{{صل}} و اهل بیت طاهرینش بود که بعد از مرگش، [[امام محمد باقر]]{{ع}} در [[تشییع]] پیکرش حاضر شد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۹، ص۲۷-۲۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
==مشاهیر بنی مُلَیح بن عمرو== | |||
از اعلام و [[رجال]] بنام این [[طایفه]] -علاوه بر [[اسماء]] بزرگانی که در متن به نامشان پرداخته شد،- میتوان به نام اصحابی چون [[ابولاس محمد بن اسود بن خلف بن اسعد]]<ref>ابو نعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۸۰؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۳۴، ص۳۹۷. نیز ر.ک: ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۹، ص۳۲۹؛ ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۴۵۷.</ref> و [[محمد بن اسود بن خلف بن اسعد]]<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۸۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۳۰۴.</ref> اشاره کرد. از [[كلدة بن بشر بن حابل بن خالد بن ضبيس]] -از اشراف و بزرگان این [[قوم]]-<ref>ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۵۳.</ref> و نیز موالیانی چون [[طاهر بن حسين بن مصعب بن رزيق]] و [[حميد الطويل]] -از [[محدثان]] معروف بنی ملیح-<ref>صحاري، الأنساب، ج۲، ص۶۰۰.</ref> و [[ابو عبيد قاسم بن سلام]] -از مشاهیر [[علمای اهل سنت]] و از بزرگانشان در علومی چون [[نسب]]، [[حدیث]]، [[ادب]] و [[فقه]]-<ref>صحاري، الأنساب، ج۲، ص۶۰۰؛ زرکلی، الاعلام، ج۵، ص۱۷۶.</ref> هم، در شمار بزرگان این قوم یاد شدهاند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||