←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
# [[عبدالمؤمن انصاری]] روایت کند که به امام صادق{{ع}} عرض کردم: گروهی از [[رسول خدا]] روایت میکنند که فرمود: «[[اختلاف]] امّتی [[رحمة]]»؛ اختلاف در میان [[امّت]] من [[رحمت]] است. امام صادق{{ع}} فرمودند: «راست میگویند»، گفتم: اگر اختلاف در میان امّت رحمت است. پس [[اجتماع]] در میان امّت مایه [[عذاب]] است! امام صادق{{ع}} فرمودند: اینگونه که تو گمان کردهای و آنان به آن راه رفتهاند، نیست. منظور پیامبر اکرم{{صل}} این [[آیه]] از [[قرآن کریم]] است: (پس چرا از هر فرقهای از آنان، دستهای کوچ نمیکنند تا دستهای بمانند و در [[دین]] [[آگاهی]] پیدا کنند و [[قوم]] خود را- وقتی به سوی آنان بازگشتند [[بیم]] دهند- باشد که آنان از [[کیفر]] الهی بترسند؟). پس [[خداوند متعال]] آنها را امر کرده تا به سمت پیامبر اکرم{{صل}} بروند و [[دانش]] بیاموزند. سپس به سمت قوم و [[قبیله]] خود برگردند و آن دانش را به آنان بیاموزند، مراد از کلمه اختلاف، رفتن آنها به شهرهاست نه اختلاف پیدا کردن در [[دین خدا]]. بلکه [[دین خدا]] یک [[دین]] بیشتر نیست<ref>معانى الاخبار، ج۱، ص۱۵۷، فى معنى قوله اختلاف امّتى رحمه. البته آنان که با زبان عربى آشنایى دارند مىدانند که کلمه اختلاف داراى دو معنى است و در لغت به معنى رفت و آمد نیز آمده است.</ref>. | # [[عبدالمؤمن انصاری]] روایت کند که به امام صادق{{ع}} عرض کردم: گروهی از [[رسول خدا]] روایت میکنند که فرمود: «[[اختلاف]] امّتی [[رحمة]]»؛ اختلاف در میان [[امّت]] من [[رحمت]] است. امام صادق{{ع}} فرمودند: «راست میگویند»، گفتم: اگر اختلاف در میان امّت رحمت است. پس [[اجتماع]] در میان امّت مایه [[عذاب]] است! امام صادق{{ع}} فرمودند: اینگونه که تو گمان کردهای و آنان به آن راه رفتهاند، نیست. منظور پیامبر اکرم{{صل}} این [[آیه]] از [[قرآن کریم]] است: (پس چرا از هر فرقهای از آنان، دستهای کوچ نمیکنند تا دستهای بمانند و در [[دین]] [[آگاهی]] پیدا کنند و [[قوم]] خود را- وقتی به سوی آنان بازگشتند [[بیم]] دهند- باشد که آنان از [[کیفر]] الهی بترسند؟). پس [[خداوند متعال]] آنها را امر کرده تا به سمت پیامبر اکرم{{صل}} بروند و [[دانش]] بیاموزند. سپس به سمت قوم و [[قبیله]] خود برگردند و آن دانش را به آنان بیاموزند، مراد از کلمه اختلاف، رفتن آنها به شهرهاست نه اختلاف پیدا کردن در [[دین خدا]]. بلکه [[دین خدا]] یک [[دین]] بیشتر نیست<ref>معانى الاخبار، ج۱، ص۱۵۷، فى معنى قوله اختلاف امّتى رحمه. البته آنان که با زبان عربى آشنایى دارند مىدانند که کلمه اختلاف داراى دو معنى است و در لغت به معنى رفت و آمد نیز آمده است.</ref>. | ||
# [[اسماعیل بن مخلد سراج]] گوید: این [[نامه]] از [[امام صادق]]{{ع}} بهسوی اصحابش صادر شد. او نامه را ذکر میکند تا آنجا که گوید: آنان در حالیکه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} قبل از [[وفات]] خود با آنها [[عهد]] و [[پیمان]] کرده بود، میگویند [[پس از دنیا]] رفتن پیامبر اکرم{{صل}} ما میتوانیم براساس آنچه را که [[رأی مردم]] بر آن [[اجتماع]] کرده عمل کنیم. آنان در این کار مخالف [[خدا]] و [[رسول]] او هستند، پس هیچکس [[جرأت]] بر خدا پیدا نکرده و ضلالتش آشکارتر از آنان که اینچنین [[اعتقادی]] دارند نیست. تا آنجا که فرمود: و همچنان که در [[زمان]] [[حیات پیامبر اکرم]]{{صل}} [[مردم]] [[اجازه]] نداشتند در مقابل [[کلام]] و نظر آن حضرت به [[هوا و هوس]] و [[رأی]] و [[قیاس]] خود عمل کنند، همچنین پس از [[رحلت]] آن حضرت نیز کسی اجازه ندارد تا به هوا و رأی و قیاس خود در [[مخالفت]] با آن حضرت عمل نماید. سپس فرمودند: از آثار [[رسول خدا]]{{صل}} و [[سنّت]] او [[پیروی]] کنید و به آنها تمسّک جویید و از هوا و هوس و آراء و [[عقاید]] [[عقلی]] خود پیروی نکنید.؛ چراکه گمراهترین مردم در نزد خدا کسی است که بدون [[هدایت]] خداوندی به دنبال هوا و رأی خود میرود. و همچنین فرمودند: {{متن حدیث|أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ عَلَيْكُمْ بِآثَارِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ سُنَّتِهِ، وَ آثَارِ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} مِنْ بَعْدِهِ وَ سُنَّتِهِمْ، فَإِنَّهُ مَنْ أَخَذَ بِذَلِكَ فَقَدِ اهْتَدَى وَ مَنْ تَرَكَ ذَلِكَ وَ رَغِبَ عَنْهُ ضَلَّ...}}؛ «ای [[جماعت]]، بر شما باد که آثار رسول خدا{{صل}} و سنّت او آثار [[ائمّه هدی]] از [[اهل بیت]] رسول خدا را پس از او دریابید.؛ چراکه هرکس چنگ به ریسمان آنان بزند [[هدایت]] شده و هرکس این کار را ترک کرده و از او روگردان شود، [[گمراه]] میشود». او این [[نامه]] را کاملا تا آخر ذکر کرده است<ref>روضه کافى، ج۸، ص۲، کتاب الرّوضة، رسالة ابى عبدالله، ح۱.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۱۵.</ref>. | # [[اسماعیل بن مخلد سراج]] گوید: این [[نامه]] از [[امام صادق]]{{ع}} بهسوی اصحابش صادر شد. او نامه را ذکر میکند تا آنجا که گوید: آنان در حالیکه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} قبل از [[وفات]] خود با آنها [[عهد]] و [[پیمان]] کرده بود، میگویند [[پس از دنیا]] رفتن پیامبر اکرم{{صل}} ما میتوانیم براساس آنچه را که [[رأی مردم]] بر آن [[اجتماع]] کرده عمل کنیم. آنان در این کار مخالف [[خدا]] و [[رسول]] او هستند، پس هیچکس [[جرأت]] بر خدا پیدا نکرده و ضلالتش آشکارتر از آنان که اینچنین [[اعتقادی]] دارند نیست. تا آنجا که فرمود: و همچنان که در [[زمان]] [[حیات پیامبر اکرم]]{{صل}} [[مردم]] [[اجازه]] نداشتند در مقابل [[کلام]] و نظر آن حضرت به [[هوا و هوس]] و [[رأی]] و [[قیاس]] خود عمل کنند، همچنین پس از [[رحلت]] آن حضرت نیز کسی اجازه ندارد تا به هوا و رأی و قیاس خود در [[مخالفت]] با آن حضرت عمل نماید. سپس فرمودند: از آثار [[رسول خدا]]{{صل}} و [[سنّت]] او [[پیروی]] کنید و به آنها تمسّک جویید و از هوا و هوس و آراء و [[عقاید]] [[عقلی]] خود پیروی نکنید.؛ چراکه گمراهترین مردم در نزد خدا کسی است که بدون [[هدایت]] خداوندی به دنبال هوا و رأی خود میرود. و همچنین فرمودند: {{متن حدیث|أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ عَلَيْكُمْ بِآثَارِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ سُنَّتِهِ، وَ آثَارِ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} مِنْ بَعْدِهِ وَ سُنَّتِهِمْ، فَإِنَّهُ مَنْ أَخَذَ بِذَلِكَ فَقَدِ اهْتَدَى وَ مَنْ تَرَكَ ذَلِكَ وَ رَغِبَ عَنْهُ ضَلَّ...}}؛ «ای [[جماعت]]، بر شما باد که آثار رسول خدا{{صل}} و سنّت او آثار [[ائمّه هدی]] از [[اهل بیت]] رسول خدا را پس از او دریابید.؛ چراکه هرکس چنگ به ریسمان آنان بزند [[هدایت]] شده و هرکس این کار را ترک کرده و از او روگردان شود، [[گمراه]] میشود». او این [[نامه]] را کاملا تا آخر ذکر کرده است<ref>روضه کافى، ج۸، ص۲، کتاب الرّوضة، رسالة ابى عبدالله، ح۱.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۱۵.</ref>. | ||
==روش [[تفقّه]] در دین== | |||
# [[هشام بن سالم]] گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: [[حقّ خداوند]] بر [[بندگان]] چیست؟ آن حضرت فرمودند: حقّ خداوند بر بندگان این است که آنچه را که میدانند بگویند و از آنچه نمیدانند خودداری کنند. اگر آنان چنین کنند حقّ خداوند را ادا کنند<ref>محاسن، ج۱، ص۲۰۴، مصابیح الظّلم، باب ۴، حقّ الله عزّ و جلّ فى خلقه، ح۵۳.</ref>. | |||
# هشام بن سالم از امام صادق{{ع}} [[روایت]] کند که فرمود: {{متن حدیث|إِنَّمَا عَلَيْنَا أَنْ نُلْقِيَ إِلَيْكُمُ الْأُصُولَ وَ عَلَيْكُمُ التَّفْرِيعُ}}؛ بر ماست که اصول را به شما بگوییم و بر شماست که طبق اصولی که ما به شما میگوییم فروعات را [[کشف]] کنید<ref>سرائر، ج۳، ص۵۷۵، ما استطرفه من جامع البزنطى.</ref>. | |||
# ابن مسکان از حبیب نقل میکند که گفت: امام صادق{{ع}} به ما فرمودند: کسی در نزد من محبوبتر از شما نیست، [[مردم]] به راههای مختلف رفتهاند. بعضی از آنها تابع [[هوا و هوس]] خود شدهاند. بعضی از آنها تابع آراء و نظرات [[عقلی]] خود گشتند. امّا شما تابع نظریهای شدهاید که ریشهدار است<ref>محاسن، ج۱، ص۲۵۴، کتاب الصّفوه و النّور و الرّحمه، باب ۲۳، باب الاحواء، ح۸۸، چاپ مجمع جهانى اهل بیت{{عم}}.</ref>. | |||
# هشام روایت میکند که به امام صادق{{ع}} گفتند: از شما روایت شده که مراد از خمر و میسر و انصاب و ازلام در [[آیه]] [[شریف]] [[قرآن]]، بعضی از [[انسانها]] هستند؟ امام صادق{{ع}} پاسخ دادند: [[خداوند]] هیچگاه [[خلق]] خود را با چیزهایی که نمیفهمند مورد خطاب قرار نمیدهد<ref>وسائل، ج۱۷، ص۱۶۷، باب ۳۵، از ابواب ما یکتسب به، حدیث ۱۳.</ref>. | |||
# از [[عمر بن حنظله]] روایت شده که گفت: از امام صادق{{ع}} پرسیدم: دو نفر از [[اصحاب]] ما در یک مسألهای مانند [[دین]] یا [[میراث]] [[اختلاف]] میکنند. [[تکلیف]] چیست؟ حضرت پاسخ دادند: در میان خود گشته و کسی را پیدا کنند که [[حدیث]] ما را نقل میکند و در [[حلال و حرام]] ما نظر کرده، [[احکام]] ما را میداند. پس باید به [[حکم]] او [[راضی]] شوند که من او را بر شما [[حاکم]] قرار دادم. پس اگر او حکم ما را بیان کرد و یکی از آن دو نفر حکم او را قبول نکرد، [[حکم خداوند]] را سبک شمرده و حکم ما را ردّ کرده است و هرکس ما را ردّ کند [[خدا]] را ردّ کرده و این کار در حدّ [[شرک]] به خداست<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۸، القضایا و الاحکام، باب الاتّفاق على عدلین فى الحکومه، ح۳۲ و ۳۳.</ref>. | |||
در ادامه همان [[حدیث]] [[عمر بن حنظله]] گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: اگر هرکدام از دو طرف دعوی یکی از [[اصحاب]] را که دارای همین صفاتی که شما فرمودید هست [[اختیار]] کنند و آن دو را در امر خود حکم قرار دهند، سپس آن دو در حکم [[اختلاف]] کنند [[تکلیف]] چیست؟ [[امام]]{{ع}} پاسخ دادند: حکم، حکم آن کسی است که از میان آن دو [[عادلتر]]، فقیهتر، راستگوتر و [[باتقواتر]] باشد و به حکم طرف مقابل اعتنا نمیشود. | |||
[[خدمت]] آن حضرت عرض کردم: آن دو نفر هردو [[عادل]] و در نزد اصحاب مورد قبول هستند و نمیتوانیم هیچکدام از آنها را بر دیگری ترجیح دهیم. | |||
حال تکلیف چیست؟ | |||
حضرت پاسخ دادند: میبینیم در حکمی که صادر کردهاند، به چه روایتی از ما [[تمسک]] کردهاند؟ پس استناد هرکدام به روایتی بود که اصحاب شما بر آن [[اجماع]] کردهاند، حکم او را قبول کرده و روایتی را که نادر بوده و در نزد اصحاب مشهور نیست، کنار میگذاریم.؛ چراکه آنچه مورد اتفاقنظر باشد، [[شک]] از آن برداشته میشود، عمر بن حنظله گوید: | |||
به آن حضرت عرض کردم: اگر دو روایتی که آن دو نفر نقل میکنند هر دو مشهور باشند و از [[راویان ثقه]] نقل شده باشند تکلیف چیست؟ | |||
امام صادق{{ع}} پاسخ دادند: نگاه کنید که از میان این دو [[روایت]] کدامیک موافق با حکم [[قرآن]] و [[سنّت]] و مخالف با حکم عامّه یعنی [[غیر شیعه]] میباشد. آن را بگیرید و آنچه را که حکمش مخالف با [[حکم]] کتاب یا مخالف [[سنّت]] و یا موافق با عامّه است کنار بگذارید. | |||
عرضه داشتم: [[خدا]] مرا فدایت کند. اینگونه فرض میکنیم که این دو [[فقیه]] هردو حکم را از کتاب و سنّت اخذ کردهاند. امّا میبینیم که یکی از این دو خبر موافق با عامّه و دیگری مخالف با عامّه است. به کدامیک باید عمل کنیم؟ | |||
[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: [[راه رشد]] در آن روایتی است که مخالف با عامّه باشد. | |||
عرضه داشتم: [[خداوند]] مرا قربانت کند، اگر هردو خبر با نظر عامّه موافق بودند [[تکلیف]] چیست؟ | |||
آن حضرت پاسخ دادند: نگاه میکنیم که [[حاکمان]] و قاضیان عامّه به کدامیک از این دو [[روایت]] میل بیشتری دارند و آن را مورد استناد قرار میدهند، آن را ترک میکنیم و دیگری را اخذ مینماییم. | |||
عرض کردم: اگر [[حکام]] آنها به هردو خبر یکسان عمل کرده باشند تکلیف چیست؟ | |||
آن حضرت فرمودند: اگر کار به اینجا رسید، این مسأله را کنار بگذار تا [[امام]] خود را ببینی<ref>در بعضى از نسخ آمده است امام زمان خود را ببینى.</ref>، همانا که توقّف کردن در نزد امور شبههناک بسیار بهتر است از [[فرورفتن]] در گرداب هلاکت<ref>کافى، ج۱، ص۶۷، کتاب فضل العلم، باب اختلاف الحدیث، ح۱۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۱۷.</ref>. | |||
==[[قواعد فقهی]] کلّی== | |||
# [[موسی بن بکر]] گوید: به امام صادق{{ع}} عرض کردم: مردی یک [[روز]]، دو روز یا سه روز یا چهار روز یا بیشتر بیهوش میماند. آیا او چه اندازه باید نمازش را [[قضا]] کند؟ امام صادق{{ع}} پاسخ دادند: {{متن حدیث|أَلَا أُخْبِرُكَ بِمَا يَجْمَعُ لَكَ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ كُلَّهَا، كُلَّمَا غَلَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنْ أَمْرٍ فَاللَّهُ أَعْذَرُ لِعَبْدِهِ}}؛ آیا تو را خبر ندهم به قاعدهای کلّی که جواب همه این [[سؤالها]] در آن باشد؟ خداوند عذر بندگانش را در همه امور غیر اختیاری میپذیرد<ref>خصال، ج۲، ص۶۴۴، ابواب مابعد الالف، ح۲۴.</ref>. | |||
# از [[محمد بن علی بن الحسین]] روایت است که گفت: امام صادق{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ مُطْلَقٌ حَتَّى يَرِدَ فِيهِ نَهْيٌ}}؛ هر چیزی [[آزاد]] است تا اینکه در آن از جانب [[خدا]] نهیی برسد<ref>فقیه، ج۱، ص۳۱۷، باب وصف الصّلاة... القنوت و استحبابه، ح۹۳۷.</ref>. | |||
# از [[داوود بن فرقد]] [[روایت]] شده که گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم که میفرمود: اگر شما معنای [[کلام]] ما را بفهمید و [[درک]] کنید، فقیهترین مردمید،؛ چراکه هر کلمه ممکن است بر چند وجه معنای مختلفی پیدا کند، [[انسان]] اگر بخواهد میتواند کلام خود را بهگونهای [[تغییر]] بدهد که معنایش عوض شود ولی [[دروغ]] نباشد<ref>معانى الاخبار، ج۱، ص۱، باب ۱.</ref>. | |||
# از [[ابی اسحاق ارجانی]] روایت مرفوعی نقل شده است که گفت: امام صادق{{ع}} فرمودهاند: آیا میدانی چرا دستور میدهیم به روایاتی که مخالف با نظر [[اهل]] [[سنّت]] است عمل کنید؟ گفتم: نمیدانم، آن حضرت فرمودند: به این دلیل که [[حضرت علی]]{{ع}} در امر [[دین]] هر [[دستوری]] میدادند، [[امّت]] از روی [[کینه]] و عنادی که با آن حضرت داشته و میخواستند امر آن حضرت را [[باطل]] کنند، مخالف آن عمل میکردند. به همین خاطر میآمدند و از [[امیر المؤمنین]] مسأله میپرسیدند، هنگامی که آن حضرت [[فتوا]] میداد، آنها ضدّ آن را عمل میکردند تا [[مردم]] را به [[اشتباه]] بیندازند<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۵۳۱، باب ۳۱۵، العلّة الّتى من اجلها یجب الاخذ بخلافه...، ح۱.</ref>. | |||
# از [[منصور بن حازم]] روایت شده که گفت: امام صادق{{ع}} فرمودهاند: مردم در [[امر و نهی]] خدا واقع شدهاند. امّا کسی که دارای [[عذر]] [[شرعی]] باشد، [[خداوند]] عذر او را میپذیرد<ref>محاسن، ج۱، ص۲۴۵، کتاب مصابیح الظّلم، باب ۲۶، باب الامر و النّهى، ح۲۴۲.</ref>. | |||
# از [[ابی بصیر]] روایت شده که گفت: از امام صادق{{ع}} سؤال کردم: آیا مهر یا جای [[سجده]] مریض را [[زن]] میتواند برای او نگاه دارد تا او بر آن سجده کند؟ | |||
آن حضرت فرمودند: این کار را نمیتواند انجام دهد، مگر اینکه به این کار مجبور باشد و در نزد او غیر از آن زن دیگری نباشد و هیچ حرامی نیست مگر اینکه در هنگام [[ضرورت]] و [[اضطرار]] [[خداوند]] آن را [[حلال]] کرده است<ref>تهذیب، ج۳، ص۱۷۷، باب ۱۴، باب صلاة الغریق و المتوحّل و المضطرب بغیر ذلک، ح۱.</ref>. | |||
# [[هشام بن سالم]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] کند که فرمود: [[خداوند متعال]] بسیار بزرگوارتر است از اینکه به [[مردم]] تکلیفی واگذار کند که آنان [[طاقت]] انجام آن را نداشته باشند و خداوند متعال عزیزتر از آن است که در [[حکومت]] و [[سلطنت]] او کاری اتّفاق بیافتد که خداوند آن را نخواسته باشد<ref>کافى، ج۱، ص۱۶۰، کتاب التّوحید، باب الجبر و القدر و الامر بین الامرین، ح۱۴.</ref>. | |||
# [[عبدالاعلی مولی آل سام]] گوید: به امام صادق{{ع}} عرض کردم: زمین خوردم و ناخن دست من شکسته است و من بر آن مرهم نهادهام. اکنون چگونه [[وضو]] بگیرم؟ آن حضرت پاسخ دادند: این [[حکم]] و اشباه و نظایر آن از این [[آیه]] [[شریف]] [[قرآن]] فهمیده میشود: (و در [[دین]] بر شما [[سختی]] قرار نداده است) بر روی همان مرهم دست بکش<ref>تهذیب، ج۱، ص۳۶۳، باب ۱۶، باب فى صفة الوضوء و الفرض منه، ح۲۷.</ref>. | |||
# از [[عبدالله بن سنان]] از امام صادق{{ع}} روایت شده است که فرمود: هرچیز حلال و حرامی دارد. پس تا وقتی که [[حرام]] را به صورت مشخّص نشناختهای که آن را کنار بگذاری، همهچیز برای تو حلال است<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۴۱، باب الذّبائح و المآکل، ح۴۲۰۸.</ref>. | |||
# از [[معاویة بن عمار]] از امام صادق{{ع}} روایت شده است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هنگامی که از [[طواف]] و [[نماز]] طواف فارغ شد، فرمود: اکنون [[اعمال]] را از آنجا شروع کنید که خداوند متعال دستور به آن داده است. پس به [[کوه صفا]] برویم، خداوند متعال میفرماید: (در [[حقیقت]]، «[[صفا]]» و «[[مروه]]» از [[شعایر]] خداست)<ref>تهذیب، ج۵، ص۱۴۵، باب ۱۰، ح۶.</ref>. | |||
# [[زکریا بن یحیی]] از امام صادق{{ع}} روایت میکند که فرمود: آنچه را که خداوند [[دانش]] آن را از [[بندگان]] پنهان داشته است، آن حکم از بندگان برداشته شده است<ref>توحید، ص۳۱۴، ح۹، باب ۶۴، باب التّعریف و البیان و الحجّه و الهدایه.</ref>. | |||
# از حریز از [[زراره]] نقل شده است که گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[حرام]] و [[حلال]] سؤال کردم. آن حضرت پاسخ دادند: {{متن حدیث|حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، لَا يَكُونُ غَيْرُهُ وَ لَا يَجِيءُ غَيْرُهُ}}؛ حلال محمد تا [[روز قیامت]] حلال، و حرام او تا روز قیامت حرام است، غیر از این نخواهد شد و نخواهد آمد<ref>کافى، ج۱، ص۵۸، کتاب فضل العلم، باب البدع و الرأى و المقاییس، ح۱۹.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۸ (کتاب)|پیشوایان هدایت]] ج۸، ص ۳۲۰.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||