ابوالاسود دوئلی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[ابوالاسود دوئلی]] یکی از فضلای فصیحان [[عرب]] و از طبقه اول شعرای [[اسلام]] و [[شیعیان امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. او [[دیوان]] شعری داشته که آن را تدوین کرده بودند. [[ابوالاسود]]، قائم مقام [[ابن عباس]] [[حکمران بصره]] بود و بعد از [[شهادت حضرت علی]]{{ع}} مقیم آن [[شهر]] گردید. در [[کوفه]] مواد اولیه علم نحو و دستور زبان عربی را از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آموخت. ابوالاسود در سال ۶۹ در [[بصره]] درگذشت<ref>تحفة الاحباب، ص۱۸۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص۴۸۰.</ref>
ابوالاسود دوئلی یکی از فضلای فصیحان [[عرب]] و از طبقه اول شعرای [[اسلام]] و [[شیعیان امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. او [[دیوان]] شعری داشته که آن را تدوین کرده بودند. [[ابوالاسود]]، قائم مقام [[ابن عباس]] [[حکمران بصره]] بود و بعد از [[شهادت حضرت علی]]{{ع}} مقیم آن [[شهر]] گردید. در [[کوفه]] مواد اولیه علم نحو و دستور زبان عربی را از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آموخت. ابوالاسود در سال ۶۹ در [[بصره]] درگذشت<ref>تحفة الاحباب، ص۱۸۶.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص۴۸۰.</ref>


== نسب‌شناسی ==
== نسب‌شناسی ==
ابوالاسود از تیره دؤل، از [[بنی کنانه]]<ref>ابن حزم، ص۱۸۵.</ref> و مادرش از [[بنی عبدالدار]] بن قصی بود<ref>ابن حبان، ج۵، ص۱۷۸.</ref>. او را در شمار [[شاعران]]، اشراف [[شجاعان]]، [[امیران]]، [[بخیلان]]، زیرکان و حاضر جوابان به شما آورده‌اند<ref>ابن سعد، ج۷، ص۶۹؛ ابن قتیبه، ص۴۳۴؛ یاقوت حموی، ج۱۲، ص۳۴.</ref>. به طور خاص، او را [[شاعر]]<ref>ابن قتبیه، ص۴۳۴.</ref>، از [[فقیهان]]، [[محدثان]] برجسته و از بزرگان [[شیعه]] دانسته‌اند<ref>ابوالفرج اصفهانی، ج۱۲، ص۳۴۶.</ref>.
ابوالاسود از تیره دؤل، از [[بنی کنانه]]<ref>ابن حزم، ص۱۸۵.</ref> و مادرش از [[بنی عبدالدار]] بن قصی بود<ref>ابن حبان، ج۵، ص۱۷۸.</ref>. او را در شمار [[شاعران]]، اشراف [[شجاعان]]، [[امیران]]، بخیلان، زیرکان و حاضر جوابان به شما آورده‌اند<ref>ابن سعد، ج۷، ص۶۹؛ ابن قتیبه، ص۴۳۴؛ یاقوت حموی، ج۱۲، ص۳۴.</ref>. به طور خاص، او را [[شاعر]]<ref>ابن قتبیه، ص۴۳۴.</ref>، از [[فقیهان]]، محدثان برجسته و از بزرگان [[شیعه]] دانسته‌اند<ref>ابوالفرج اصفهانی، ج۱۲، ص۳۴۶.</ref>.


وی در دوران [[پیامبری]] [[رسول خدا]]{{صل}} زاده شد<ref>ذهبی، ج۴، ص۸۱.</ref> و اگرچه تنها بنا بر یک نقل، ابتدای اسلام را [[درک]] کرده و در [[جنگ بدر]] شرکت داشته است<ref>ابوالفرج اصفهانی، ج۱۲، ص۳۴۶.</ref> اما از نقش او در [[زمان رسول خدا]]{{صل}} اطلاعی در دست نیست<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوالاسود دوئلی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۱۱۷-۱۱۹.</ref>.
وی در دوران [[پیامبری]] [[رسول خدا]]{{صل}} زاده شد<ref>ذهبی، ج۴، ص۸۱.</ref> و اگرچه تنها بنا بر یک نقل، ابتدای اسلام را [[درک]] کرده و در [[جنگ بدر]] شرکت داشته است<ref>ابوالفرج اصفهانی، ج۱۲، ص۳۴۶.</ref> اما از نقش او در زمان رسول خدا{{صل}} اطلاعی در دست نیست<ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابوالاسود دوئلی»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۱۱۷-۱۱۹.</ref>.


وی از [[اصحاب]] و موالیان امیرالمؤمنین، [[امام حسن]]، [[امام حسین]] و [[امام سجاد]]{{ع}} بود، هم‌چنین از طرف [[عمر بن خطاب]]، عثمان و [[حضرت علی]]{{ع}} در بعضی [[بلاد اسلامی]] [[حاکم]] بود<ref>اسدالغابه، ج۳، ص۶۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۵۶-۵۷.</ref> پدرش دُئِل بن بکر بن عبد مَناة ابن [[کنانه]]<ref>تاج العروس، محمد بن محمد زبیدی، ج۲۸، ص۴۶۴.</ref> و مادرش از [[قبیله]] بنی عبد الدَّار<ref>الثقات، محمد بن حبان، ج۵، ص۱۷۸.</ref> بوده است. درباره [[تاریخ]] ولادت این [[شاعر]] اطلاعاتی در دست نیست و دقیقاً نمی‌توان سال تولد او را مشخص کرد؛ زیرا در هیچ منبعی به آن اشاره نشده است<ref>ر.ک: [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۵۸.</ref>  
وی از [[اصحاب]] و موالیان امیرالمؤمنین، [[امام حسن]]، [[امام حسین]] و [[امام سجاد]]{{ع}} بود، هم‌چنین از طرف [[عمر بن خطاب]]، عثمان و [[حضرت علی]]{{ع}} در بعضی [[بلاد اسلامی]] [[حاکم]] بود<ref>اسدالغابه، ج۳، ص۶۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۵۶-۵۷.</ref> پدرش دُئِل بن بکر بن عبد مَناة ابن [[کنانه]]<ref>تاج العروس، محمد بن محمد زبیدی، ج۲۸، ص۴۶۴.</ref> و مادرش از [[قبیله]] بنی عبد الدَّار<ref>الثقات، محمد بن حبان، ج۵، ص۱۷۸.</ref> بوده است. درباره [[تاریخ]] ولادت این [[شاعر]] اطلاعاتی در دست نیست و دقیقاً نمی‌توان سال تولد او را مشخص کرد؛ زیرا در هیچ منبعی به آن اشاره نشده است<ref>ر.ک: [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۵۸.</ref>  
خط ۶۹: خط ۶۹:


== ابوالاسود در [[زمان]] [[خلفا]] ==
== ابوالاسود در [[زمان]] [[خلفا]] ==
او در زمان [[عمر بن خطاب]] به [[بصره]] [[مهاجرت]] کرد، اما علت مهاجرت او مشخص نیست. همچنین عمر بن خطاب برای او در بصره مسجدی به اسم او ساخت و به نظر می‌رسد او از [[کارگزاران]] عمر بن خطاب نیز بوده است. همچنین در زمان عثمان نیز از کارگزاران او بود؛ البته برخی از محققان دراین باره اشکال کرده‌اند و از لحاظ [[تاریخی]] این مسئله را صادق نمی‌دانند<ref>ابوالاسود دوئلی و نشاه النحو العربی، فتحی عبدالفتاح دجینی، ص۱۱۲- ۱۱۳.</ref>. با توجه به نقل برخی از مؤرخان، [[ابوالاسود]] بعد از [[صلح امام حسن]]{{ع}} با معاویه حضور چندان پررنگی در [[جامعه]] نداشته است و کارگزاران معاویه در [[بصره]] مانند ابن عامر به او توجهی نداشته‌اند و ظاهراً این امر گاهی موجب گله او نیز شده است<ref>الاغانی، ابوالفرج اصفهانی: ۳۱۷-۳۱۸ و ۳۲۶.</ref><ref>ر.ک: [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۶۷-۱۶۸.</ref>
او در زمان [[عمر بن خطاب]] به [[بصره]] [[مهاجرت]] کرد، اما علت مهاجرت او مشخص نیست. همچنین عمر بن خطاب برای او در بصره مسجدی به اسم او ساخت و به نظر می‌رسد او از [[کارگزاران]] عمر بن خطاب نیز بوده است. همچنین در زمان عثمان نیز از کارگزاران او بود؛ البته برخی از محققان دراین باره اشکال کرده‌اند و از لحاظ [[تاریخی]] این مسئله را صادق نمی‌دانند<ref>ابوالاسود دوئلی و نشاه النحو العربی، فتحی عبدالفتاح دجینی، ص۱۱۲- ۱۱۳.</ref>. با توجه به نقل برخی از مؤرخان، [[ابوالاسود]] بعد از [[صلح امام حسن]]{{ع}} با معاویه حضور چندان پررنگی در [[جامعه]] نداشته است و کارگزاران معاویه در [[بصره]] مانند ابن عامر به او توجهی نداشته‌اند و ظاهراً این امر گاهی موجب گله او نیز شده است<ref>الاغانی، ابوالفرج اصفهانی: ۳۱۷-۳۱۸ و ۳۲۶.</ref>.<ref>ر.ک: [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۶۷-۱۶۸.</ref>


== ابوالاسود در [[زمان]] امیرالمؤمینن{{ع}} ==
== ابوالاسود در [[زمان]] امیرالمؤمینن{{ع}} ==
# شرکت در [[جنگ جمل]]: از جنگ‌هایی که به [[یقین]] ابوالاسود در آن حضور داشته، جنگ جمل است. این ماجرا به گونه‌های مختلفی نقل شده است<ref>البیان و التبیین، جاحظ، ج۲، ص۲۹۵-۲۹۶.</ref>. در برخی منابع به [[رفتار]] تند ابوالاسود با [[عایشه]] در این دیدار اشاره شده است<ref>انساب الاشراف، بلاذری، ج۲، ص۲۲۵؛ تاریخ الطبری، طبری ۴، ص۴۶۲-۴۶۱و الأمامه والسیاسه، ابن قتیبه دینوری، ج۱، ص۶۶-۶۵.</ref>.<ref>ر.ک: رحیم صبور|صبور، رحیم، ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی، اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی، ص۱۵۹-۱۶۱؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۵۹ - ۶۲.</ref>  
# '''شرکت در [[جنگ جمل]]:''' از جنگ‌هایی که به [[یقین]] ابوالاسود در آن حضور داشته، جنگ جمل است. این ماجرا به گونه‌های مختلفی نقل شده است<ref>البیان و التبیین، جاحظ، ج۲، ص۲۹۵-۲۹۶.</ref>. در برخی منابع به [[رفتار]] تند ابوالاسود با [[عایشه]] در این دیدار اشاره شده است<ref>انساب الاشراف، بلاذری، ج۲، ص۲۲۵؛ تاریخ الطبری، طبری ۴، ص۴۶۲-۴۶۱و الأمامه والسیاسه، ابن قتیبه دینوری، ج۱، ص۶۶-۶۵.</ref>.<ref>ر.ک: رحیم صبور|صبور، رحیم، ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی، اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی، ص۱۵۹-۱۶۱؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۵۹ - ۶۲.</ref>  
# شرکت در [[جنگ صفین]]: ابوالاسود در جنگ صفین نیز در رکاب [[حضرت علی]]{{ع}} حضور داشت<ref>الثقات، ابن حبان، ج۴، ص۴۰۰.</ref>. [[جنگی]] که میان [[امام]]{{ع}} و معاویه در صفر سال ۳۷ هجری در منطقه‌ای به نام [[صفین]] رخ داد و معاویه و [[سپاه]] او در این [[جنگ]]، [[قاسطین]] به معنای ستمگران نامیده شدند. هنگامی که سپاه معاویه در حال [[شکست]] بود، قرآن‌ها را بر نیزه کردند و به این خاطر برخی از سپاهیان امام علی{{ع}} از ادامه جنگ سرباز زدند. سرانجام، داورانی برای [[حکمیت]] میان دو طرف تعیین شدند و جنگ بدون نتیجه خاتمه یافت<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۷۷-۱۸۳.</ref>. با آغاز جنگ صفین، [[ابن عباس]] به امر امیرالمؤمنین{{ع}} ابوالاسود را برای بسیج نیروها فرستاد<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۵، ص۷۹-۷۸.</ref> و خود به سوی امام رفت و گفت که ابوالاسود را به جای خویش در بصره گمارد<ref>وقعه صفین، نصر بن مزاحم، ص۱۱۷.</ref>. در برخی منابع آمده است، امیرالمؤمنین{{ع}} در [[ماجرای حکمیت]] ابتدا می‌خواست [[ابوالاسود دوئلی]] را برای حکمیت [[انتخاب]] کند<ref>الاغانی، ابوالفرج اصفهانی، ج۲، ص۳۱۲-۳۱۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۵۹-۱۶۱.</ref>
# '''شرکت در [[جنگ صفین]]:''' ابوالاسود در جنگ صفین نیز در رکاب [[حضرت علی]]{{ع}} حضور داشت<ref>الثقات، ابن حبان، ج۴، ص۴۰۰.</ref>. [[جنگی]] که میان [[امام]]{{ع}} و معاویه در صفر سال ۳۷ هجری در منطقه‌ای به نام [[صفین]] رخ داد و معاویه و [[سپاه]] او در این [[جنگ]]، [[قاسطین]] به معنای ستمگران نامیده شدند. هنگامی که سپاه معاویه در حال [[شکست]] بود، قرآن‌ها را بر نیزه کردند و به این خاطر برخی از سپاهیان امام علی{{ع}} از ادامه جنگ سرباز زدند. سرانجام، داورانی برای [[حکمیت]] میان دو طرف تعیین شدند و جنگ بدون نتیجه خاتمه یافت<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۷۷-۱۸۳.</ref>. با آغاز جنگ صفین، [[ابن عباس]] به امر امیرالمؤمنین{{ع}} ابوالاسود را برای بسیج نیروها فرستاد<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۵، ص۷۹-۷۸.</ref> و خود به سوی امام رفت و گفت که ابوالاسود را به جای خویش در بصره گمارد<ref>وقعه صفین، نصر بن مزاحم، ص۱۱۷.</ref>. در برخی منابع آمده است، امیرالمؤمنین{{ع}} در [[ماجرای حکمیت]] ابتدا می‌خواست ابوالاسود دوئلی را برای حکمیت [[انتخاب]] کند<ref>الاغانی، ابوالفرج اصفهانی، ج۲، ص۳۱۲-۳۱۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۵۹-۱۶۱.</ref>
# [[کارگزاری]] ابوالأسود بر [[بصره]]: در [[اسدالغابه]] می‌نویسد: علی{{ع}} او را بر بصره گمارد<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۱۰۳، در این کتاب «دیلی» ذکر شده که ظاهراً لهجه حجازی است و قول صحیح انتساب وی به «دوْل» است نه «دئل»، ولی چون در هنگام انتساب دو کسر با هم ثقیل است همزه روی واو را فتح داده‌اند دُؤَلی (ابن قتیبه، ادب الکاتب، ص۶۱۱).</ref> و این در سال چهل اتفاق افتاد<ref>دایرة المعارف تشیع، ج۱، ص۳۸۱.</ref>. در [[تاریخ]] [[خلیفة بن خیاط]] و روضات الجنات از آن نقل می‌کند که [[عبدالله بن عباس]] در هنگام ترک بصره به قصد [[حجاز]]، [[ابو اسود دؤلی]] را به عنوان [[کارگزار بصره]] معرفی کرد و [[ابوالاسود]] تا هنگام [[شهادت علی]]{{ع}} [[حاکم بصره]] بود<ref>تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۱۵۲؛ خوانساری، روضات الجنات، ج۴، ص۱۶۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲]]، ص۶۳۲ - ۶۳۳.</ref>
# '''[[کارگزاری]] ابوالأسود بر [[بصره]]:''' در [[اسدالغابه]] می‌نویسد: علی{{ع}} او را بر بصره گمارد<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۱۰۳، در این کتاب «دیلی» ذکر شده که ظاهراً لهجه حجازی است و قول صحیح انتساب وی به «دوْل» است نه «دئل»، ولی چون در هنگام انتساب دو کسر با هم ثقیل است همزه روی واو را فتح داده‌اند دُؤَلی (ابن قتیبه، ادب الکاتب، ص۶۱۱).</ref> و این در سال چهل اتفاق افتاد<ref>دایرة المعارف تشیع، ج۱، ص۳۸۱.</ref>. در [[تاریخ]] [[خلیفة بن خیاط]] و روضات الجنات از آن نقل می‌کند که [[عبدالله بن عباس]] در هنگام ترک بصره به قصد [[حجاز]]، [[ابو اسود دؤلی]] را به عنوان [[کارگزار بصره]] معرفی کرد و [[ابوالاسود]] تا هنگام [[شهادت علی]]{{ع}} [[حاکم بصره]] بود<ref>تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۱۵۲؛ خوانساری، روضات الجنات، ج۴، ص۱۶۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۲]]، ص۶۳۲ - ۶۳۳.</ref>
# ارادت و [[محبت]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}: [[شهرت]] ابوالاسود و اوج دلاوری‌های او را باید در ارتباط با امام علی{{ع}} جستجو کرد؛ [[قضاوت]] در بصره، حضور در [[جنگ جمل]]، حضور در بحث [[حکمیت]] و غیر آن، همه از رابطه بی‌همتای او با [[امام]]{{ع}} حکایت دارد. اشعار بی‌نظیر او در وصف [[اهل بیت]] نیز نشان می‌دهد او [[عاشق]] اهل بیت و از [[شیعیان]] سرسخت ایشان است. در بیان محبت او نسبت به [[حضرت علی]]{{ع}} حکایات مختلفی نقل شده است، مانند روایتی که درباره [[ستایش]] ابوالاسود نسبت به [[زمان]] بعد از [[شهادت]] حضرت، [[گریه]] و [[سرودن شعر]] برای ایشان و [[مذمت]] [[قاتلان]] بیان شده است. همچنین او از دشمنان امام{{ع}} کمک نمی‌خواست و علتش را آن می‌دانست که این افراد [[دشمن]] [[امام]] هستند<ref>ر.ک: [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۶۳؛ [[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۴۸ ـ ۵۳؛ [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۶۸-۱۶۹.</ref>
# '''ارادت و [[محبت]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}:''' [[شهرت]] ابوالاسود و اوج دلاوری‌های او را باید در ارتباط با امام علی{{ع}} جستجو کرد؛ [[قضاوت]] در بصره، حضور در [[جنگ جمل]]، حضور در بحث [[حکمیت]] و غیر آن، همه از رابطه بی‌همتای او با [[امام]]{{ع}} حکایت دارد. اشعار بی‌نظیر او در وصف [[اهل بیت]] نیز نشان می‌دهد او [[عاشق]] اهل بیت و از [[شیعیان]] سرسخت ایشان است. در بیان محبت او نسبت به [[حضرت علی]]{{ع}} حکایات مختلفی نقل شده است، مانند روایتی که درباره [[ستایش]] ابوالاسود نسبت به [[زمان]] بعد از [[شهادت]] حضرت، [[گریه]] و [[سرودن شعر]] برای ایشان و مذمت [[قاتلان]] بیان شده است. همچنین او از دشمنان امام{{ع}} کمک نمی‌خواست و علتش را آن می‌دانست که این افراد [[دشمن]] [[امام]] هستند<ref>ر.ک: [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۶۳؛ [[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۴۸ ـ ۵۳؛ [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۶۸-۱۶۹.</ref>
# [[ابوالأسود]] و [[شهادت]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}}: پس از [[شهادت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ابوالاسود بر فراز [[منبر]] رفت و [[خطبه]] جالبی ایراد کرد و چنین گفت: "ای [[مردم]]! مردی از دشمنان خدا که از [[دین خدا]] خارج شده، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را در حالتی که برای [[تهجد]] و نماز شب به [[مسجد]] آمده بود و در شبی که [[امید]] می‌رفت، [[شب قدر]] باشد، غافلگیرانه به [[قتل]] رسانید. [[آه]]! چه [[شهید]] [[بزرگواری]] که [[خداوند]] شهادت او و [[روح]] بلندش را گرامی بدارد، همانا روحش با [[نیکی]] و [[پرهیزگاری]] و [[ایمان]] و [[احسان]] به سوی [[خدا]] عروج کرد و با خاموش شدن نورش، [[نور خدا]] در روی [[زمین]] خاموش گشت و بعد از این، دیگر روشن نمی‌گردد و رکنی از ارکان [[خدا]] از بین رفت که دیگر کسی مثل او نمی‌آید. در مقابل این [[مصیبت]] از خدا طلب صبر می‌کنیم. {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}، [[سلام]] و [[رحمت خدا]] بر آن و روزی که او به [[دنیا]] آمد و روزی که به [[شهادت]] رسید و روزی که زنده و [[مبعوث]] خواهد شد". سپس بسیار گریست، بعد [[مردم]] را به [[بیعت با امام حسن]] [[مجتبی]]{{ع}} سفارش نمود و مطالبی در عظمت [[امام مجتبی]]{{ع}} بیان کرد: به دنبال سخنان وی، مردم برخاستند و با [[امام حسن]]{{ع}} [[بیعت]] کردند<ref>{{عربی|و ان رجالا من اعدا الله المارقه عن دینه اغتال علیا فی مسجده و هو خارج لتهجده فی لیله یرجی فیها لیله القدر فقتله، فیالله هو من قتیل، و اکرم به و بمقته و روحه من روح عرجت الی الله بالبر و التقی و الایمان و الاحسان...}}</ref>. وی اشعاری هم در سوگ و [[رثای امام]] علی{{ع}} سروده است<ref>اعیان الشیعه، ج۷، ص۴۰۳؛ مروج الذهب، ج۲، ص۴۲۸ و الاغانی، ج۱۲، ص۳۱۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۶۲-۶۳.</ref>
# '''[[ابوالأسود]] و [[شهادت]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}}:''' پس از [[شهادت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ابوالاسود بر فراز [[منبر]] رفت و [[خطبه]] جالبی ایراد کرد و چنین گفت: "ای [[مردم]]! مردی از دشمنان خدا که از [[دین خدا]] خارج شده، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} را در حالتی که برای [[تهجد]] و نماز شب به [[مسجد]] آمده بود و در شبی که [[امید]] می‌رفت، [[شب قدر]] باشد، غافلگیرانه به [[قتل]] رسانید. آه! چه [[شهید]] [[بزرگواری]] که [[خداوند]] شهادت او و [[روح]] بلندش را گرامی بدارد، همانا روحش با [[نیکی]] و [[پرهیزگاری]] و [[ایمان]] و [[احسان]] به سوی [[خدا]] عروج کرد و با خاموش شدن نورش، نور خدا در روی [[زمین]] خاموش گشت و بعد از این، دیگر روشن نمی‌گردد و رکنی از ارکان [[خدا]] از بین رفت که دیگر کسی مثل او نمی‌آید. در مقابل این [[مصیبت]] از خدا طلب صبر می‌کنیم. {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}، [[سلام]] و [[رحمت خدا]] بر آن و روزی که او به [[دنیا]] آمد و روزی که به [[شهادت]] رسید و روزی که زنده و [[مبعوث]] خواهد شد". سپس بسیار گریست، بعد [[مردم]] را به [[بیعت با امام حسن]] مجتبی{{ع}} سفارش نمود و مطالبی در عظمت [[امام مجتبی]]{{ع}} بیان کرد: به دنبال سخنان وی، مردم برخاستند و با [[امام حسن]]{{ع}} [[بیعت]] کردند<ref>{{عربی|و ان رجالا من اعدا الله المارقه عن دینه اغتال علیا فی مسجده و هو خارج لتهجده فی لیله یرجی فیها لیله القدر فقتله، فیالله هو من قتیل، و اکرم به و بمقته و روحه من روح عرجت الی الله بالبر و التقی و الایمان و الاحسان...}}</ref>. وی اشعاری هم در سوگ و رثای امام علی{{ع}} سروده است<ref>اعیان الشیعه، ج۷، ص۴۰۳؛ مروج الذهب، ج۲، ص۴۲۸ و الاغانی، ج۱۲، ص۳۱۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۶۲-۶۳.</ref>


== ابوالأسود در زمان امام حسن{{ع}} ==
== ابوالأسود در زمان امام حسن{{ع}} ==
بعد از [[شهادت امام علی]]{{ع}}، [[ابوالاسود]] حضور چندان پررنگی در زمان امام حسن{{ع}} ندارد و برخی مؤرخان می‌نویسند، ابوالاسود در همان ساعات نخستین [[شهادت امیرالمؤمنین]] و [[جانشینی]] [[امام حسن]]{{ع}} به [[بصره]] رسید و از جانشینی امام حسن{{ع}} حمایت کرد و به [[منبر]] رفت و [[مردم]] را برای [[بیعت کردن]] با امام حسن{{ع}} فراخواند که ظاهراً بیشتر مردم با [[امام]] [[بیعت]] کردند و فقط تعدادی از طرفداران معاویه از بیعت کردن سرباز زدند و از [[شهر]] به سمت معاویه [[فرار]] کردند. معاویه نیز که اوضاع را به ضرر خود می‌دید، به [[نیرنگ]] پرداخته، قاصدی را به سوی ابوالاسود در بصره فرستاد که به او بگوید، امام حسن{{ع}} با معاویه [[صلح]] کرده است و تو برای من (معاویه) از [[مردم بصره]] [[بیعت]] بگیر<ref>الاغانی، ابوالفرج اصفهانی، ج۱۲، ص۳۲۸-۳۲۹.</ref>. از این به بعد، حضور ابوالاسود در مسائل مختلف، کمتر به چشم می‌خورد و در کتب [[تاریخی]] از حضور او مطلبی گزارش نشده است<ref>ر.ک: [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۷۰-۱۷۱.</ref>.
بعد از [[شهادت امام علی]]{{ع}}، [[ابوالاسود]] حضور چندان پررنگی در زمان امام حسن{{ع}} ندارد و برخی مؤرخان می‌نویسند، ابوالاسود در همان ساعات نخستین [[شهادت امیرالمؤمنین]] و [[جانشینی]] [[امام حسن]]{{ع}} به [[بصره]] رسید و از جانشینی امام حسن{{ع}} حمایت کرد و به [[منبر]] رفت و [[مردم]] را برای [[بیعت کردن]] با امام حسن{{ع}} فراخواند که ظاهراً بیشتر مردم با [[امام]] [[بیعت]] کردند و فقط تعدادی از طرفداران معاویه از بیعت کردن سرباز زدند و از [[شهر]] به سمت معاویه فرار کردند. معاویه نیز که اوضاع را به ضرر خود می‌دید، به [[نیرنگ]] پرداخته، قاصدی را به سوی ابوالاسود در بصره فرستاد که به او بگوید، امام حسن{{ع}} با معاویه [[صلح]] کرده است و تو برای من (معاویه) از مردم بصره [[بیعت]] بگیر<ref>الاغانی، ابوالفرج اصفهانی، ج۱۲، ص۳۲۸-۳۲۹.</ref>. از این به بعد، حضور ابوالاسود در مسائل مختلف، کمتر به چشم می‌خورد و در کتب [[تاریخی]] از حضور او مطلبی گزارش نشده است<ref>ر.ک: [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۷۰-۱۷۱.</ref>.


== ابوالأسود در زمان امام حسین{{ع}} ==
== ابوالأسود در زمان امام حسین{{ع}} ==
خط ۸۵: خط ۸۵:


== خدمات ==
== خدمات ==
=== وضع و تدوین علم نحو و رسم‌الخط قرآن ===
'''# وضع و تدوین علم نحو و رسم‌الخط قرآن:''' [[ابوالأسود]] اولین کسی بود که مطالب اصلی نحو را از [[حضرت علی]]{{ع}} آموخت و به باب‌بندی شاخه‌های علم نحو پرداخت<ref>الاغانی، ابوالفرج اصفهانی، ص۴۸۱ – ۴۸۲؛ تاج العروس، زبیدی، ج۱، ص۳۲.</ref>. [[ذهبی]] در تاریخ الاسلام آورده است که فاعل و مفعول، مضاف و [[اعراب]] رفع و [[نصب]] و جر و جزم از ابداعات ابوالاسود است<ref>تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ذهبی، ج۵، ص۲۷۸.</ref>. زرکلی هم او را واضع حرکات و تنوین در نحو می‌داند<ref>الاعلام، زرکلی، ج۳، ص۲۳۶.</ref>. وی درباره نحو مطالبی نگاشت و این کار به دستور امام علی{{ع}} بود<ref>تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۲، ص۱۱۶۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۵۷-۵۹؛ رحیم صبور|صبور، رحیم، ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی، اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی، ص۱۶۱-۱۶۳؛ [[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۴۸ - ۵۳.</ref>  
[[ابوالأسود]] اولین کسی بود که مطالب اصلی نحو را از [[حضرت علی]]{{ع}} آموخت و به باب‌بندی شاخه‌های علم نحو پرداخت<ref>الاغانی، ابوالفرج اصفهانی، ص۴۸۱ – ۴۸۲؛ تاج العروس، زبیدی، ج۱، ص۳۲.</ref>. [[ذهبی]] در [[تاریخ الاسلام]] آورده است که فاعل و مفعول، مضاف و [[اعراب]] رفع و [[نصب]] و جر و جزم از ابداعات ابوالاسود است<ref>تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، ذهبی، ج۵، ص۲۷۸.</ref>. [[زرکلی]] هم او را واضع حرکات و تنوین در نحو می‌داند<ref>الاعلام، زرکلی، ج۳، ص۲۳۶.</ref>. وی درباره نحو مطالبی نگاشت و این کار به دستور امام علی{{ع}} بود<ref>تاریخ ابن خلدون، ابن خلدون، ج۲، ص۱۱۶۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۵۷-۵۹؛ رحیم صبور|صبور، رحیم، ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی، اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی، ص۱۶۱-۱۶۳؛ [[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۴۸ - ۵۳.</ref>  
# '''نقطه‌گذاری [[قرآن کریم]]:''' او نخستین دانشمندی بود که قرآن کریم را نقطه‌گذاری کرد؛ یعنی [[اعراب]] [[قرآن]] را تنظیم و با راهنمایی‌های علی{{ع}} شالوده نحو را ریخت<ref>ابوطالب اصفهانی، حاشیه بر شرح سیوطی الفیه، به نقل از روضات الجنات، ج۴، ص۲۸۲.</ref>. [[ابن ندیم]] در الفهرست می‌نویسد: [[ابوالاسود]] از علی{{ع}} [[علم]] می‌آموخت، اما به کسی هم از آن علم ابراز نمی‌کرد تا اینکه زیاد، از او خواست، چیزی بنویسد که [[سرمشق]] [[مردم]] باشد و [[کتاب خدا]] را صحیح قرائت کنند. او نخست خودداری کرد ولی زیاد مردی را [[مأمور]] ساخت که راه ابوالاسود بنشیند و با صدای بلند، عمداً قرآن را نادرست بخواند<ref>[[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۴۸ - ۵۳.</ref>.
# نقطه‌گذاری [[قرآن کریم]]: او نخستین دانشمندی بود که قرآن کریم را نقطه‌گذاری کرد؛ یعنی [[اعراب]] [[قرآن]] را تنظیم و با راهنمایی‌های علی{{ع}} شالوده نحو را ریخت<ref>ابوطالب اصفهانی، حاشیه بر شرح سیوطی الفیه، به نقل از روضات الجنات، ج۴، ص۲۸۲.</ref>. [[ابن ندیم]] در الفهرست می‌نویسد: [[ابوالاسود]] از علی{{ع}} [[علم]] می‌آموخت، اما به کسی هم از آن علم ابراز نمی‌کرد تا اینکه زیاد، از او خواست، چیزی بنویسد که [[سرمشق]] [[مردم]] باشد و [[کتاب خدا]] را صحیح قرائت کنند. او نخست خودداری کرد ولی زیاد مردی را [[مأمور]] ساخت که راه ابوالاسود بنشیند و با صدای بلند، عمداً قرآن را نادرست بخواند<ref>[[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۴۸ - ۵۳.</ref>.
# '''[[شاعر]]، [[محدث]] و متکلم:''' [[شعر]] ابوالاسود در اوج [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و [[زیبایی]] است. او با [[کلام]] [[نورانی]] [[وحی]] مأنوس بود و از غنای محتوایی و طنین کلمات و آهنگ [[آیات]] بهره‌مند شده بود؛ در نتیجه طبیعی است که کلامش در [[وادی]] شعر هم، روانی و [[سلامت]] لازم را داشته باشد.
# [[شاعر]]، [[محدث]] و متکلم: [[شعر]] ابوالاسود در اوج [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و [[زیبایی]] است. او با [[کلام]] [[نورانی]] [[وحی]] مأنوس بود و از غنای محتوایی و طنین کلمات و آهنگ [[آیات]] بهره‌مند شده بود؛ در نتیجه طبیعی است که کلامش در [[وادی]] شعر هم، روانی و [[سلامت]] لازم را داشته باشد.


او در زمینه‌های [[اخلاقی]]، اشعار زیادی دارد. مرثیه سرایی‌های او نشان می‌دهد که به [[اهل بیت]]{{عم}} علاقه وافری داشت. او در سوگ علی{{ع}}، [[امام حسین]]{{ع}}، [[حادثه کربلا]]، [[شهادت مسلم بن عقیل]]، [[هانی بن عروه]]، [[مراثی]] سوزناک و تأثیرگذاری دارد<ref> ابوالاسود الدوئلی فی المیزان، ص۶۳.</ref>.<ref>[[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۴۸ ـ ۵۳؛ [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۶۷.</ref>
او در زمینه‌های [[اخلاقی]]، اشعار زیادی دارد. مرثیه سرایی‌های او نشان می‌دهد که به [[اهل بیت]]{{عم}} علاقه وافری داشت. او در سوگ علی{{ع}}، [[امام حسین]]{{ع}}، [[حادثه کربلا]]، [[شهادت مسلم بن عقیل]]، [[هانی بن عروه]]، [[مراثی]] سوزناک و تأثیرگذاری دارد<ref> ابوالاسود الدوئلی فی المیزان، ص۶۳.</ref>.<ref>[[سید حسن قریشی|قریشی، سید حسن]]، [[اصحاب ایرانی ائمه اطهار (کتاب)|اصحاب ایرانی ائمه اطهار]]، ص۴۸ ـ ۵۳؛ [[رحیم صبور|صبور، رحیم]]، [[ابوالأسود دوئلی (مقاله)| ابوالأسود دوئلی]]، [[اصحاب امام حسن مجتبی (کتاب)|اصحاب امام حسن مجتبی]]، ص۱۶۷.</ref>
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش