بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
مرگ یکی از پیچیدهترین معماهای [[زندگی بشری]] است که در طول [[تاریخ]] مورد توجه متفکران بوده است. در برخی [[ادیان]] غیر آسمانی مسئله مرگ پایان [[حیات]]، شمرده نمیشود و [[دفن]] اجساد [[مردگان]] همراه با خوراک و تزئینات و مومیایی کردن مردهها برای سالم ماندن بدن، [[گواه]] [[اعتقاد]] [[انسانها]] به ادامه [[زندگی]] پس از مرگ است. در [[اسلام]] بحث، مرگ از مباحث مهم [[معاد]] است و در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] به آن توجه شده است<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref>. | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
«مرگ» به معنای پایان حیات و رفتن از دنیاست<ref>دهخدا، فرهنگلغت دهخدا، ۱۳/۲۰۷۰۱.</ref>. در زبان عربی از آن به «[[موت]]» تعبیر میشود. در اصطلاح [[فلسفه]] و [[کلام]]، جداشدن همیشگی [[روح]] از جسم و انتقال آن از [[عالم دنیا]] به [[عالم آخرت]] است<ref>افلاطون، دوره کامل آثار افلاطون، ۱/۴۴–۴۵ و ۴۹–۶۳؛ ابنسینا، رسائل، ۳۴۳؛ فیض کاشانی، علم الیقین فی اصول الدین، ۲/۱۰۱۷–۱۰۱۹.</ref>. افزون بر معنای انتقال روح، | «مرگ» به معنای پایان حیات و رفتن از دنیاست<ref>دهخدا، فرهنگلغت دهخدا، ۱۳/۲۰۷۰۱.</ref>. در زبان عربی از آن به «[[موت]]» تعبیر میشود. در اصطلاح [[فلسفه]] و [[کلام]]، جداشدن همیشگی [[روح]] از جسم و انتقال آن از [[عالم دنیا]] به [[عالم آخرت]] است<ref>افلاطون، دوره کامل آثار افلاطون، ۱/۴۴–۴۵ و ۴۹–۶۳؛ ابنسینا، رسائل، ۳۴۳؛ فیض کاشانی، علم الیقین فی اصول الدین، ۲/۱۰۱۷–۱۰۱۹.</ref>. افزون بر معنای انتقال روح، مرگ در اصطلاح اهل معرفت، به معنای ریشهکن کردن [[هوای نفس]] بهکار میرود<ref>جرجانی، کتاب التعریفات، ۱۰۴.</ref> که از آن به «[[موت]] ارادی» تعبیر میکنند<ref>ابنسینا، رسائل، ۳۴۲؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۰؛ آملی، المقدمات من کتاب نص النصوص، ۳۲۰.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref> | ||
[[انسانها]] در [[زندگی دنیوی]] خود پس از سپری کردن دورههای مختلف [[زندگی]]، سرانجام به دورۀ [[پیری]] میرسند و در تقدیری گریزناپذیر در آستانۀ مرگ قرار میگیرند. موضوع مرگ و فنا و زوال [[انسان]] یا مرگ و ادامۀ هستی او در جهانی دیگر و در شرایطی جدید، موضوعی است که مکاتب گوناگون نتوانستهاند بیتفاوت از آن عبور کنند و هر یک به فراخور [[جهانبینی]] و [[ایدئولوژی]] خاص خود، در اینباره مواضعی اتخاذ کردهاند<ref>ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص۶۸۳-۶۸۴.</ref>. | [[انسانها]] در [[زندگی دنیوی]] خود پس از سپری کردن دورههای مختلف [[زندگی]]، سرانجام به دورۀ [[پیری]] میرسند و در تقدیری گریزناپذیر در آستانۀ مرگ قرار میگیرند. موضوع مرگ و فنا و زوال [[انسان]] یا مرگ و ادامۀ هستی او در جهانی دیگر و در شرایطی جدید، موضوعی است که مکاتب گوناگون نتوانستهاند بیتفاوت از آن عبور کنند و هر یک به فراخور [[جهانبینی]] و [[ایدئولوژی]] خاص خود، در اینباره مواضعی اتخاذ کردهاند<ref>ر.ک: [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص۶۸۳-۶۸۴.</ref>. | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
== ترس از مرگ == | == ترس از مرگ == | ||
حکما [[دلایل]] مختلفی برای ترس از مرگ بیان کردهاند. بعضی، علت آن را [[جهل]] به [[حقیقت]] | حکما [[دلایل]] مختلفی برای ترس از مرگ بیان کردهاند. بعضی، علت آن را [[جهل]] به [[حقیقت]] مرگ<ref>ابنسینا، رسائل، ۳۳۹.</ref> و بعضی، [[ترس]] [[انسان]] از فنا و نیستی خود دانستهاند؛ البته چنین اندیشهای برخاسته از بیایمانی به [[معاد]] و [[جهان آخرت]] است<ref>ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ۴۵۶–۴۵۷.</ref>. چنانکه علت دیگر، دوری نفس از [[احساس]] تألم و ضررهای جسمانی دانسته شده است<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۹/۲۴۱–۲۴۲؛ ملاصدرا، المبدأ و المعاد، ۴۵۷–۴۵۸.</ref>. | ||
برخی علمای اخلاق برای جلوگیری از ترس مردم از مرگ، اسبابی ذکر کردهاند؛ ازجمله تحصیل [[اصول عقاید]] و استحکام آنها به [[براهین]] [[قطعی]]، [[مجاهدت]] و [[عبادت]] تا در فنا نبودن مرگ و صرف قطع بودن علاقه آن از بدن، [[یقین]] حاصل شود<ref>نراقی، احمد، معراج السعادة، ۱۷۲.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref> | برخی علمای اخلاق برای جلوگیری از ترس مردم از مرگ، اسبابی ذکر کردهاند؛ ازجمله تحصیل [[اصول عقاید]] و استحکام آنها به [[براهین]] [[قطعی]]، [[مجاهدت]] و [[عبادت]] تا در فنا نبودن مرگ و صرف قطع بودن علاقه آن از بدن، [[یقین]] حاصل شود<ref>نراقی، احمد، معراج السعادة، ۱۷۲.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[مرگ (مقاله)|مقاله «مرگ»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۲۶۰–۲۶۴.</ref> | ||