←دیدگاه معتزله، اشاعره و امامیه
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
{{اصلی|احباط و تکفیر در قرآن}} | {{اصلی|احباط و تکفیر در قرآن}} | ||
احباط و واژههای همریشه آن ۱۶ بار در [[قرآن]] آمده است<ref>بقره، ۲۱۷؛ آلعمران، ۲۲؛ مائده ۵ و۵۳؛ انعام ۶، ۸۸؛ اعراف ۱۴۷؛ توبه ۶۹؛ هود ۱۶؛ کهف ۱۰۵؛ احزاب ۱۹؛ زمر ۶۵؛ محمّد ۹، ۲۸ و ۳۲؛ حجرات ۲.</ref> و تکفیر و واژههای همریشه آن ۱۴ بار در قرآن بهکار رفته است<ref>بقره ۲۷۱؛ آلعمران ۱۹۳ و ۱۹۵؛ نساء ۳۱؛ مائده ۶۵؛ انفال ۲۹؛ عنکبوت ۷؛ زمر ۳۵؛ محمّد ۲؛ فتح ۵؛ تغابن ۹؛ طلاق ۵؛ تحریم ۸.</ref>. در آیاتی، از احباط با واژگان و مضامین دیگری نیز یاد شده است؛ مانند: ابطال یا باطل<ref>بقره ۲۶۴؛ اعراف ۱۳۹؛ هود ۱۶؛ محمّد ۳۳.</ref>، [[اضلال]]<ref>محمّد ۱ و ۸.</ref>، هضم<ref>طه ۱۱۲.</ref>، هباء منثور<ref>فرقان ۲۳.</ref>، احتراق<ref>بقره ۲۶۶.</ref>، عدم اغناء<ref>جاثیه ۱۰؛ مسد ۲.</ref>، خاکستر بر باد رفته<ref>ابراهیم ۱۸.</ref>، سراب در بیابان<ref>نور، ۳۹.</ref> و ضایع کردن [[عمل]]<ref>آلعمران ۱۹۵.</ref>. در آیاتی نیز از واژه [[تکفیر]] و مشتقاتش استفاده نشده؛ ولی با این موضوع ارتباط دارند؛ مانند: ۱۱۴ [[سوره هود]] که در آن زایل شدن [[گناه]] بهوسیله [[نیکی]] آمده و ۱۱ [[سوره نحل]] که در آن واژۀ تبدیل آمده و ۲۲ [[سوره رعد]] که در آن واژه «درء» بهمعنای برطرف کردن بهکار رفته است<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[احباط و تكفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تكفیر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۹۱ ـ ۱۹۴؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۱۵۸ ـ ۱۶۰.</ref>. | احباط و واژههای همریشه آن ۱۶ بار در [[قرآن]] آمده است<ref>بقره، ۲۱۷؛ آلعمران، ۲۲؛ مائده ۵ و۵۳؛ انعام ۶، ۸۸؛ اعراف ۱۴۷؛ توبه ۶۹؛ هود ۱۶؛ کهف ۱۰۵؛ احزاب ۱۹؛ زمر ۶۵؛ محمّد ۹، ۲۸ و ۳۲؛ حجرات ۲.</ref> و تکفیر و واژههای همریشه آن ۱۴ بار در قرآن بهکار رفته است<ref>بقره ۲۷۱؛ آلعمران ۱۹۳ و ۱۹۵؛ نساء ۳۱؛ مائده ۶۵؛ انفال ۲۹؛ عنکبوت ۷؛ زمر ۳۵؛ محمّد ۲؛ فتح ۵؛ تغابن ۹؛ طلاق ۵؛ تحریم ۸.</ref>. در آیاتی، از احباط با واژگان و مضامین دیگری نیز یاد شده است؛ مانند: ابطال یا باطل<ref>بقره ۲۶۴؛ اعراف ۱۳۹؛ هود ۱۶؛ محمّد ۳۳.</ref>، [[اضلال]]<ref>محمّد ۱ و ۸.</ref>، هضم<ref>طه ۱۱۲.</ref>، هباء منثور<ref>فرقان ۲۳.</ref>، احتراق<ref>بقره ۲۶۶.</ref>، عدم اغناء<ref>جاثیه ۱۰؛ مسد ۲.</ref>، خاکستر بر باد رفته<ref>ابراهیم ۱۸.</ref>، سراب در بیابان<ref>نور، ۳۹.</ref> و ضایع کردن [[عمل]]<ref>آلعمران ۱۹۵.</ref>. در آیاتی نیز از واژه [[تکفیر]] و مشتقاتش استفاده نشده؛ ولی با این موضوع ارتباط دارند؛ مانند: ۱۱۴ [[سوره هود]] که در آن زایل شدن [[گناه]] بهوسیله [[نیکی]] آمده و ۱۱ [[سوره نحل]] که در آن واژۀ تبدیل آمده و ۲۲ [[سوره رعد]] که در آن واژه «درء» بهمعنای برطرف کردن بهکار رفته است<ref>[[سید مصطفی اسدی|اسدی، سید مصطفی]]، [[احباط و تكفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تكفیر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۲]]، ص۱۹۱ ـ ۱۹۴؛ [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۱۵۸ ـ ۱۶۰.</ref>. | ||
== ضرورت بحث == | |||
اهمیت بحث احباط بدان جهت است که اولاً، این بحث به طور گسترده در قرآن و [[روایات]] مطرح شده است، ثانیاً، با توجه به [[تفاسیر]] گوناگونی که از این بحث شده است، اگر [[حقیقت]] آن به [[درستی]] بررسی نشود چه بسا انسان با انجام دادن گناهی دچار [[یأس]] و [[ناامیدی]] شده و تمامی اعمالش را بر باد رفته تصور کند، و همین حالت، باعث غوطهور شدن هرچه بیشتر وی در گرداب [[گناهان]] گردد. از طرفی اگر [[حقیقت]] [[تکفیر]] درست تبیین نشود ممکن است [[آدمی]] به عملکردهای خویش بیش از اندازه [[خوشبین]] شده، دچار [[غرور]] و نخوت گشته و به صورت گستاخانه به [[گناه]] دست بیالاید. بنابراین مسئله [[احباط و تکفیر]] شیوهای است که آدمی را در حوزه عملکردهایش در میان خوف و رجا قرار میدهد که بهترین حالت برای [[بندگان]] خداست<ref>[[احمد شجاعی|شجاعی، احمد]]، [[احباط و تکفیر (مقاله)|مقاله «احباط و تکفیر»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۱۷۷.</ref>. | |||
== دیدگاه [[معتزله]]، [[اشاعره]] و [[امامیه]] == | == دیدگاه [[معتزله]]، [[اشاعره]] و [[امامیه]] == | ||