←اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
== سرگذشت زندگی امام سجاد == | == سرگذشت زندگی امام سجاد == | ||
=== اوضاع [[سیاسی]] [[اجتماعی]] عصر امام === | === اوضاع [[سیاسی]] [[اجتماعی]] عصر امام === | ||
[[امام سجاد]]{{ع}} عصر عاشورای سال ۶۱ق به [[امامت]] رسید، [[مدیریت]] [[جامعه]] بحرانزده [[شیعه]] را بر عهده گرفت و [[مصیبت]] جانکاه [[شهادت]] پدر و هجده تن از [[برگزیدگان]] [[خاندان رسالت]] را تحمل کرد. | [[امام سجاد]]{{ع}} عصر عاشورای سال ۶۱ق به [[امامت]] رسید، [[مدیریت]] [[جامعه]] بحرانزده [[شیعه]] را بر عهده گرفت و [[مصیبت]] جانکاه [[شهادت]] پدر و هجده تن از [[برگزیدگان]] [[خاندان رسالت]] را تحمل کرد. یازدهم محرم سال ۶۱ق، امام سجاد{{ع}} همراه با [[زنان]] و کودکان مصیبتدیده و غارتشده با مظلومیت تمام به [[اسارت]] رفتند. حضرت در این دوره بسیار حساس و مهم که بر اساس نظر برخی صاحبنظران، به دوران اول امامت ایشان تعبیر میشود، بهسان قهرمانی بزرگ با [[رفتار]] و گفتارش حماسه آفرید و همچون یک انقلابی پرخروش بر [[دشمن]] مقتدر تاخت و در برابر [[حاکمان ستمگر]] پاسخ دندانشکن داد و [[حقایق]] را برای [[مردم]] آشکار ساخت. دوره نخست امامت آن جناب همراه با حادثه پرماجرای اسارت از [[کربلا]] به [[کوفه]] و از آنجا به [[شام]] و [[مدینه]] آغاز شد و با استقرار خاندان نبوت در مدینه پایان پذیرفت. | ||
در دوره دوم امامت [[حضرت سجاد]]{{ع}} که بیش از سی سال به طول انجامید، اهتمام ایشان بر فعالیتهای زیربنایی بود؛ زیرا حاکمان ستمگر [[اموی]] با [[اعمال]] فشار و ایجاد خفقان، [[شیعیان]] را در وضعیت بسیار [[سختی]] قرار داده بودند، به گونهای که برخی [[گمان]] کردند شیعه هیچگاه نمیتواند خود را بازیابی کند. اگر چه تحرکاتی همچون [[قیام]] توّابین و [[قیام مختار ثقفی]] مدتی پس از عاشورای ۶۱ق، رخ نمود، ولی قتل عام بهترین [[بندگان خدا]] و جسارتهای پیدرپی به مقدسات [[مسلمانان]]، جرئت هرگونه حرکت سیاسی را از بیشتر مردم سلب کرده بود. از اینرو، افراد اندکی در کنار [[امام]] باقی ماندند<ref>ر.ک: مفید (منسوب)، الاختصاص، ص۶۴.</ref> و در نتیجه، هرگونه [[اقدام]] مسلحانهای علیه [[دستگاه حکومت]] منجر به [[شکست]] ارزیابی میشد. | در دوره دوم امامت [[حضرت سجاد]]{{ع}} که بیش از سی سال به طول انجامید، اهتمام ایشان بر فعالیتهای زیربنایی بود؛ زیرا حاکمان ستمگر [[اموی]] با [[اعمال]] فشار و ایجاد خفقان، [[شیعیان]] را در وضعیت بسیار [[سختی]] قرار داده بودند، به گونهای که برخی [[گمان]] کردند شیعه هیچگاه نمیتواند خود را بازیابی کند. اگر چه تحرکاتی همچون [[قیام]] توّابین و [[قیام مختار ثقفی]] مدتی پس از عاشورای ۶۱ق، رخ نمود، ولی قتل عام بهترین [[بندگان خدا]] و جسارتهای پیدرپی به مقدسات [[مسلمانان]]، جرئت هرگونه حرکت سیاسی را از بیشتر مردم سلب کرده بود. از اینرو، افراد اندکی در کنار [[امام]] باقی ماندند<ref>ر.ک: مفید (منسوب)، الاختصاص، ص۶۴.</ref> و در نتیجه، هرگونه [[اقدام]] مسلحانهای علیه [[دستگاه حکومت]] منجر به [[شکست]] ارزیابی میشد. | ||