حدیث خلفای راشدین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۲: خط ۱۲:
تنها راوی این حدیث عرباض بن ساریه است و همه ی طرق آن به وی منتهی می‌شود، بدین جهت این حدیث [[خبر واحد]] است. وی، در [[شام]] سکونت داشته و در سال ۷۵ هجری از [[دنیا]] رفته است<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۳۰۸؛ الاصابة، ج۴، ص۳۹۹.</ref>. از وی در منابع حدیثی اهل سنت روایاتی نقل شده که [[کذب]] بودن و عدم تطابق با واقع، از ویژگی‌های آنها است<ref>اسد الغابة، ج۳، ص۳۶۲؛ الاصابه، ج۲، ص۴۴۷.</ref>. یحیی بن أبی‌المطاع شامی از دیگر افراد سند این حدیث است. وی از عرباض بن ساریه نقل حدیث می‌کند، در حالی که هرگز او را ندیده است<ref>میزان الاعتدال ج۷، ص۲۷۷.</ref>، ضمن این که تنها [[ابن ماجه]] از وی حدیث نقل کرده است<ref>تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref>. از دیگر راویان این حدیث [[خالد بن معدان]] می‌باشد که اهل حمص است و از اعوان [[یزید بن معاویه]] شمرده شده است<ref>تهذیب التهذیب، ج۳، ص۱۱۸؛ نفحات الازهار، ج۲، ص۳۱۵.</ref>. در شرح حال [[ثور بن یزید]]، دیگر راوی حدیث، آمده که وی از کسانی است که نسبت به [[حضرت علی]]{{ع}} [[بغض]] داشته و همنشین کسانی بوده که آن حضرت را [[دشنام]] می‌دادند. وی از نظر امام مالک، مطرود و مذموم معرفی شده است<ref>میزان الاعتدال، ج۱، ص۲۷۴؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۳۴؛ خلاصة التهذیب، ج۱، ص۱۵۴؛ عمدة القاری، ج۱۱، ص۱۸۷.</ref>. یکی دیگر از راویان این [[حدیث]] [[ولید بن مسلم]] است که [[اهل]] [[تدلیس]] معرفی شده است<ref>میزان الاعتدال، ج۴، ص۲۴۷.</ref>. [[حسن بن علی]] الخلال راوی دیگر حدیث نیز مورد مذمت قرار گرفته است<ref>تهذیب التهذیب، ج۲، ص۳۳.</ref>. بقیة بن الولید از دیگر افراد سند این حدیث است که به تصریح بزرگان حدیث، اهل تدلیس بوده و از مجهولان و ضعفاء، نقل حدیث می‌کرده است<ref>الموضوعات، ج۱، ص۱۰۹ و۲۱۸؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۰۴.</ref>. از دیگر راویان حدیث [[عبدالله بن علاء]] می‌باشد که مورد تضعیف واقع شده است<ref>میزان الاعتدال، ج۲، ص۴۶۳.</ref>. [[معاویة بن ضعفاء صالح]] هم از راویان این حدیث است که جزو ضعفاء شمرده شده و [[بخاری]] از او [[روایت]] نقل نکرده است<ref>میزان الاعتدال، ج۴، ص۱۳۵؛ المغنی فی الضعفاء، ج۲، ص۱۶۶.</ref>. یکی دیگر از راویان، [[عبدالمالک بن الصباح]] است؛ [[ذهبی]] وی را متهم به [[سرقت]] در حدیث می‌داند<ref>میزان الاعتدال، ج۲، ص۶۵۶.</ref>.
تنها راوی این حدیث عرباض بن ساریه است و همه ی طرق آن به وی منتهی می‌شود، بدین جهت این حدیث [[خبر واحد]] است. وی، در [[شام]] سکونت داشته و در سال ۷۵ هجری از [[دنیا]] رفته است<ref>الاستیعاب، ج۳، ص۳۰۸؛ الاصابة، ج۴، ص۳۹۹.</ref>. از وی در منابع حدیثی اهل سنت روایاتی نقل شده که [[کذب]] بودن و عدم تطابق با واقع، از ویژگی‌های آنها است<ref>اسد الغابة، ج۳، ص۳۶۲؛ الاصابه، ج۲، ص۴۴۷.</ref>. یحیی بن أبی‌المطاع شامی از دیگر افراد سند این حدیث است. وی از عرباض بن ساریه نقل حدیث می‌کند، در حالی که هرگز او را ندیده است<ref>میزان الاعتدال ج۷، ص۲۷۷.</ref>، ضمن این که تنها [[ابن ماجه]] از وی حدیث نقل کرده است<ref>تهذیب التهذیب، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref>. از دیگر راویان این حدیث [[خالد بن معدان]] می‌باشد که اهل حمص است و از اعوان [[یزید بن معاویه]] شمرده شده است<ref>تهذیب التهذیب، ج۳، ص۱۱۸؛ نفحات الازهار، ج۲، ص۳۱۵.</ref>. در شرح حال [[ثور بن یزید]]، دیگر راوی حدیث، آمده که وی از کسانی است که نسبت به [[حضرت علی]]{{ع}} [[بغض]] داشته و همنشین کسانی بوده که آن حضرت را [[دشنام]] می‌دادند. وی از نظر امام مالک، مطرود و مذموم معرفی شده است<ref>میزان الاعتدال، ج۱، ص۲۷۴؛ تهذیب التهذیب، ج۲، ص۳۴؛ خلاصة التهذیب، ج۱، ص۱۵۴؛ عمدة القاری، ج۱۱، ص۱۸۷.</ref>. یکی دیگر از راویان این [[حدیث]] [[ولید بن مسلم]] است که [[اهل]] [[تدلیس]] معرفی شده است<ref>میزان الاعتدال، ج۴، ص۲۴۷.</ref>. [[حسن بن علی]] الخلال راوی دیگر حدیث نیز مورد مذمت قرار گرفته است<ref>تهذیب التهذیب، ج۲، ص۳۳.</ref>. بقیة بن الولید از دیگر افراد سند این حدیث است که به تصریح بزرگان حدیث، اهل تدلیس بوده و از مجهولان و ضعفاء، نقل حدیث می‌کرده است<ref>الموضوعات، ج۱، ص۱۰۹ و۲۱۸؛ تقریب التهذیب، ج۱، ص۱۰۴.</ref>. از دیگر راویان حدیث [[عبدالله بن علاء]] می‌باشد که مورد تضعیف واقع شده است<ref>میزان الاعتدال، ج۲، ص۴۶۳.</ref>. [[معاویة بن ضعفاء صالح]] هم از راویان این حدیث است که جزو ضعفاء شمرده شده و [[بخاری]] از او [[روایت]] نقل نکرده است<ref>میزان الاعتدال، ج۴، ص۱۳۵؛ المغنی فی الضعفاء، ج۲، ص۱۶۶.</ref>. یکی دیگر از راویان، [[عبدالمالک بن الصباح]] است؛ [[ذهبی]] وی را متهم به [[سرقت]] در حدیث می‌داند<ref>میزان الاعتدال، ج۲، ص۶۵۶.</ref>.


نکته‌ای که در سند این حدیث درخور توجه است، نقل و ترویج آن توسط [[مردم]] [[شام]] است، به این صورت که بیشتر راویان این روایت از [[شهر]] «حمص» بوده که در آن [[زمان]] [[یاران]] معاویه و [[دشمنان امام علی]]{{ع}} را در خود جای داده بود<ref>معجم البدان، ج۲، ص۳۴۹.</ref>. از بررسی [[رجال]] و راویان این حدیث، روشن می‌شود که بسیاری از ناقلان آن، [[دشمن]] [[امام علی]]{{ع}} و افرادی [[ضعیف]]، مجهول و کاذب در نقل حدیث بوده‌اند. افرادی که به جهت عدم وثاقت و تضعیف آنان از سوی بزرگان [[حدیثی]] [[اهل سنت]]، صحت این حدیث را با مشکل جدی مواجه می‌کند<ref>عبقات الانوار، ج۲۰، ص۲۱۵.</ref>.
نکته‌ای که در سند این حدیث درخور توجه است، نقل و ترویج آن توسط [[مردم]] [[شام]] است، به این صورت که بیشتر راویان این روایت از [[شهر]] «حمص» بوده که در آن [[زمان]] [[یاران]] معاویه و [[دشمنان امام علی]]{{ع}} را در خود جای داده بود<ref>معجم البدان، ج۲، ص۳۴۹.</ref>. از بررسی رجال و راویان این حدیث، روشن می‌شود که بسیاری از ناقلان آن، [[دشمن]] [[امام علی]]{{ع}} و افرادی [[ضعیف]]، مجهول و کاذب در نقل حدیث بوده‌اند. افرادی که به جهت عدم وثاقت و تضعیف آنان از سوی بزرگان [[حدیثی]] [[اهل سنت]]، صحت این حدیث را با مشکل جدی مواجه می‌کند<ref>عبقات الانوار، ج۲۰، ص۲۱۵.</ref>.


[[ابن حجر عسقلانی]] از قول [[حافظ ابن قطان]] نقل می‌کند که وی به جهت ناشناخته بودن [[عبدالرحمن بن عمرو سلمی]] آن را صحیح ندانسته است<ref>تهذیب التهذیب، ج۶، ص۲۱۵.</ref>. [[ابن عربی مالکی]] نیز در صحت حدیث خدشه کرده و گفته است: در میان رجال آن، افرادی یافت می‌شود که مورد [[انتقاد]] است<ref>عارضة الاحوذی، ج۱۰، ص۱۴۴.</ref>.
[[ابن حجر عسقلانی]] از قول [[حافظ ابن قطان]] نقل می‌کند که وی به جهت ناشناخته بودن [[عبدالرحمن بن عمرو سلمی]] آن را صحیح ندانسته است<ref>تهذیب التهذیب، ج۶، ص۲۱۵.</ref>. [[ابن عربی مالکی]] نیز در صحت حدیث خدشه کرده و گفته است: در میان رجال آن، افرادی یافت می‌شود که مورد [[انتقاد]] است<ref>عارضة الاحوذی، ج۱۰، ص۱۴۴.</ref>.
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش