خمس در فقه اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۳۶۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۳۱: خط ۲۳۱:
یکی از اصحاب حضرت رضا{{ع}} می‌گوید: پول زیادی برای او بردم، ولی خوشحال نشد. من از این جهت اندوهگین شدم و با خود گفتم پولی آوردم. او مسرور نمی‌شود. امام به غلام خود فرمود: «طشت و آب بیاور سپس روی تختی نشست و دستش را گرفت و به غلام خود فرمود: آب بریز در این هنگام دیدم از میان انگشتانش قطعه‌های طلا در طشت می‌ریزد آن‌گاه متوجه من شد و فرمود: کسی که چنین است به پولی که تو برایش آورده‌ای اعتنایی ندارد. اصول کافی ج۱، کتاب الحجه، باب مولد ابی الحسن الرضا{{ع}}، ص۴١١، حدیث ۱۰.
یکی از اصحاب حضرت رضا{{ع}} می‌گوید: پول زیادی برای او بردم، ولی خوشحال نشد. من از این جهت اندوهگین شدم و با خود گفتم پولی آوردم. او مسرور نمی‌شود. امام به غلام خود فرمود: «طشت و آب بیاور سپس روی تختی نشست و دستش را گرفت و به غلام خود فرمود: آب بریز در این هنگام دیدم از میان انگشتانش قطعه‌های طلا در طشت می‌ریزد آن‌گاه متوجه من شد و فرمود: کسی که چنین است به پولی که تو برایش آورده‌ای اعتنایی ندارد. اصول کافی ج۱، کتاب الحجه، باب مولد ابی الحسن الرضا{{ع}}، ص۴١١، حدیث ۱۰.
۴) ابوهاشم جعفری می‌گوید: نیاز مالی خود را به اطلاع امام حسن عسکری{{ع}} رساندم. حضرت تازیانه‌اش را به زمین کشید، سپس شمش طلایی که حدود پانصد دینار بود از زمین بیرون آورد و به من داد. فرمود: ابوهاشم! این را بگیر و اگر کم است، عذر ما را بپذیر. مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۴٣١.</ref>.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص ۲۱۲</ref>
۴) ابوهاشم جعفری می‌گوید: نیاز مالی خود را به اطلاع امام حسن عسکری{{ع}} رساندم. حضرت تازیانه‌اش را به زمین کشید، سپس شمش طلایی که حدود پانصد دینار بود از زمین بیرون آورد و به من داد. فرمود: ابوهاشم! این را بگیر و اگر کم است، عذر ما را بپذیر. مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۴٣١.</ref>.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص ۲۱۲</ref>
==[[خمس]] پشتوانه [[مالی]] [[شیعیان]]==
بی‌شک هر [[جمعیت]] و گروهی که [[هدف]] مشترکی دارند برای [[سازماندهی]] و شکل‌بندی نیروهای خود جهت پیشبرد هدف‌های مشترک نیاز به [[منابع مالی]] دارند. چه در صورت قطع [[عواید مالی]] هرگونه فعالیت و جنبشی فلج می‌گردد. شیعیان نیز بر اساس این اصل کلی برای ادامه [[حیات]] و تعقیب آرمان‌های [[مقدس]] خود همواره نیازمند پشتوانه مالی بودند.
از این رو کسانی که می‌خواستند به گونه‌ای خود را از دادن خمس معاف دارند، از برخی از [[ائمه معصومین]]{{عم}} این تقاضا را می‌کردند ولی به آنها [[اجازه]] نمی‌دادند، که به دو مورد اشاره می‌شود:
۱. یکی از [[تجار]] فارس که از [[پیروان]] [[امام رضا]]{{ع}} بود به آن حضرت [[نامه]] نوشت و درباره خمس اجازه خواست حضرت در جواب نوشت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، همانا [[خدا]] وسعت دهنده و [[کریم]] است. در مورد عمل و کار ضامن [[ثواب]] است و در تنگی، ضامن [[غم]] و [[اندوه]]. هیچ مالی [[حلال]] نیست جز از راهی که خدا آن را حلال کرده و خمس موجب کمک ماست، کمک بر [[دین]] ما و عیالات ما و پیروان ما و موجب توان ما است بر آنچه می‌بخشیم و [[آبرویی]] که می‌خریم (مانند پول‌هایی که برای [[حفظ]] آبروی خود به غیر مستحق می‌دهیم) از کسانی که از [[قهر]] و زورشان می‌ترسیم. پس آن را از ما دریغ ندارید و تا می‌توانید خود را از دعای ما [[محروم]] نکنید؛ زیرا دادن خمس کلید روزی شما و مایه [[پاک]] شدن [[گناهان]] شماست و چیزی است که برای [[روز]] [[بیچارگی]] خود آماده می‌کنید و [[مسلمان]] کسی است که به عهدی که با خدا بسته، [[وفا]] کند، مسلمان آن نیست که با زبان بپذیرد و با [[دل]] [[مخالفت]] کند. والسلام»<ref>{{متن حدیث|كَتَبَ رَجُلٌ مِنْ تُجَّارِ فَارِسَ مِنْ بَعْضِ مَوَالِي أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا{{ع}} يَسْأَلُهُ الْإِذْنَ فِي الْخُمُسِ فَكَتَبَ إِلَيْهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ ضَمِنَ عَلَى الْعَمَلِ الثَّوَابَ وَ عَلَى الضِّيقِ الْهَمَّ- لَا يَحِلُّ مَالٌ إِلَّا مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِينِنَا وَ عَلَى عِيَالاتِنَا وَ عَلَى مَوَالِينَا وَ مَا نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرِي مِنْ أَعْرَاضِنَا مِمَّنْ نَخَافُ سَطْوَتَهُ فَلَا تَزْوُوهُ عَنَّا وَ لَا تَحْرِمُوا أَنْفُسَكُمْ دُعَاءَنَا مَا قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ فَإِنَّ إِخْرَاجَهُ مِفْتَاحُ رِزْقِكُمْ وَ تَمْحِيصُ ذُنُوبِكُمْ وَ مَا تَمْهَدُونَ لِأَنْفُسِكُمْ لِيَوْمِ فَاقَتِكُمْ وَ الْمُسْلِمُ مَنْ يَفِي لِلَّهِ بِمَا عَهِدَ إِلَيْهِ وَ لَيْسَ الْمُسْلِمُ مَنْ أَجَابَ بِاللِّسَانِ وَ خَالَفَ بِالْقَلْبِ وَ السَّلَامُ}}. الاصول من الکافی، ج١، کتاب الحجه، باب الفیء و الانفال و تفسیر الخمس... ص۴۶٠، حدیث ٢۵؛ الشیخ المفید، المقنعه، تحقیق و نشر مؤسسه النشر الاسلامی، جامعه مدرسین، قم، ط ۲، ١۴۱۰ ه. ق، ص٢٨۴.</ref>.
۲. در [[حدیث]] دیگری آمده است: جماعتی از [[خراسان]] [[خدمت]] [[حضرت رضا]]{{ع}} رسیدند و درخواست کردند ایشان را از [[پرداخت خمس]] معاف دارد. فرمود: این چه نیرنگی است؟ به زبان خود با ما اظهار [[دوستی]] و [[اخلاص]] می‌کنید و حقی را که [[خداوند]] برای ما و ما را برای آن قرار داده و آن [[خمس]] است از ما دریغ می‌دارید؟ نمی‌کنیم، نمی‌کنیم، نمی‌کنیم. هیچ یک از شما را معاف نمی‌داریم<ref>{{متن حدیث|... قَدِمَ قَوْمٌ مِنْ خُرَاسَانَ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا{{ع}}فَسَأَلُوهُ أَنْ يَجْعَلَهُمْ فِي حِلٍّ مِنَ الْخُمُسِ فَقَالَ مَا أَمْحَلَ هَذَا تَمْحَضُونَّا بِالْمَوَدَّةِ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ تَزْوُونَ عَنَّا حَقّاً جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا وَ جَعَلَنَا لَهُ وَ هُوَ الْخُمُسُ لَا نَجْعَلُ لَا نَجْعَلُ لَا نَجْعَلُ لِأَحَدٍ مِنْكُمْ فِي حِلٍّ}}. کافی، ج١، کتاب الحجه، باب الفیء و الانفال و تفسیر الخمس... ص۴۶٠، حدیث ٢۶؛ تهذیب الاحکام، نشر صدوق، ج۴، ص۱۸۵، حدیث ۳۹۵؛ الشیخ المفید، المقنعه، ص٢٨۴. شاید این گونه احادیث مربوط به زمان خاص و موقعی بوده که ائمه مبسوط الید نبودند، چون روایاتی هم هست که طبق آنها خمس را به شیعیان بخشیده‌اند. و این هم در مقطع خاصی بوده است که در این مورد (بخشیدن خمس) رجوع شود به: وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۷۸، باب اباحه حصه الامام من الخمس للشیعه مع تعذر ایصالها الیه، و عدم احتیاج السادات و جواز تصرف الشیعه فی الانفال و الفیء و سایر حقوق الامام مع الحاجه وتعذر الایصال، النراقی، مهدی، مستند الشیعه فی احکام الشریعه منشورات، قم، مکتبه آیة الله مرعشی، ١۴٠۵ ه. ق، ج۲، ص۸۷. فی دلیل المسقطین لنصف الخمس و اباحته للشیعه، به: پاورقی تهذیب الاحکام، نشر صدوق، ج۴، ص١٨۶ و ۱۸۷ نیز رجوع شود. المقنعه، ص٢٨۴.</ref>.
با این همه در ادوار مختلف [[تاریخ]]، [[شیعیان]] به‌ویژه نیروهای [[مبارز]]، و به صورت اخص، [[سادات]] و [[علویان]] آنان همواره در فشار [[اقتصادی]] بسر می‌بردند و حکومت‌های وقت به منظور [[تضعیف]] نیروهای آنان غالباً آنها را از راه‌های گوناگون در فشار اقتصادی قرار می‌دادند.
مرحوم [[کاشف الغطاء]] بعد از این که [[حکم]] سهام شش‌گانه [[خمس]] را از نظر [[شیعه]] بیان می‌کند، می‌نویسد: از [[زمان]] [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} تاکنون این‌گونه بوده است ولی بعد از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} [[اهل تسنن]] [[حق خمس]] را قطع کرده و آن را جزء [[بیت المال]] ساختند. نتیجه این شد که [[نیازمندان]] [[بنی‌هاشم]] هم از [[زکات]] [[محروم]] ماندند و هم از خمس. به این جهت فقهای اهل تسنن عملاً باب «خمس» را از کتب خود حذف کرده و در تألیفات خود مطلقاً بحثی تحت این عنوان ندارند، در حالی که [[فقهای شیعه]] در هر کتاب کوچک و بزرگ [[فقهی]] خود بحث مستقلی درباره خمس، مانند زکات دارند<ref>محمد حسین آل کاشف الغطاء، اصل الشیعه و اصولها، با مقدمه علامه مرتضی عسکری، مؤسسه اعلمی، بیروت، ط ۴، ١۴٠٢ ه ق، ص۱۱۳.</ref>.
در این زمینه علاوه بر گرفتن [[فدک]]، از [[فاطمه زهرا]]{{س}} که انگیزه [[سیاسی]] داشت و [[هدف]] از آن تضعیف اقتصادی موضع [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و بنی‌هاشم بود، نمونه‌های فراوانی در [[تاریخ اسلام]] به چشم می‌خورد.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص ۲۱۶</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۸۰

ویرایش