←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
پس از به [[حکومت]] [[حارث بن عمرو کندی]]، نواده [[حجر]] آکلالمرار و بزرگترین و مشهورترین [[ملوک]] کنده، وی پس از برقراری [[نظم و انضباط]] در مناطق تحت امر خود، لشکری پدید آورد و جهت [[خونخواهی]] پدر، به [[جنگ]] و غارتهای گاه و بیگاه در حدود [[شام]] پرداخت<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۱۲.</ref>. از آنجا که انسطاسیوس –امپراطور [[روم]] شرقی- (۴۹۱-۵۱۸م) درگیر [[مشکلات]] داخلی بود، جهت کاستن از مشکلات و تقلیل [[دشمنان]] خود به خصوص بواسطه آغاز جنگ با [[ایران]]، با او [[پیمان صلح]] بست و دو طرف [[متعهد]] شدند که [[یاری]] گر هم در جنگ با ایران و مناذره باشند<ref>عمر فروخ، تاریخ الجاهلیه، ص۸۸-۸۹.</ref>. پس از آن، درگیریهای خونینی میان [[لخمیان]] و [[کندیان]] در سال ۵۲۸ میلادی به وقوع پیوست<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۲۸.</ref> و حارث موفق شد [[حیره]] را به [[تصرف]] خود درآورد و بر [[سرزمین لخمیان]] [[فرمان]] براند<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۷.</ref>. اما بر اساس نقلی دیگر، با ظهور [[مزدک]] و پیوستن قباد -[[شاه]] [[ساسانی]]- به او، قباد، منذر ماءالسماء –امیر حیره- را به این [[آیین]] فرا خواند اما او نپذیرفت. قباد، حارث را به این امر فرا خواند. حارث پذیرفت و با این پذیرش، شاه ایران، منذر را از حکومت حیره [[خلع]] و حارث را جایگزین او کرد. منذر، به ناچار از حارث [[اطاعت]] کرد و حتی جهت [[تقرب]] به او دخترش هند –عمه [[امرؤالقیس شاعر]]- را به [[ازدواج]] او در آورد<ref>عمر فروخ، تاریخ الجاهلیه، ص۸۹-۹۰.</ref>. در هر روی، حارث در سالهای بین ۵۲۴-۵۲۸ میلادی بر حیره مسلط شد و پسرانش را به [[ریاست]] بنیاسد و [[غطفان]] و [[قیس عیلان]] و دیگر [[قبایل]] گماشت<ref>عمر فروخ، تاریخ الجاهلیه، ص۸۹-۹۰؛ پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۲۸.</ref>. او بر [[قبایل معد]] و [[سرزمین حیره]] [[فرمان]] میراند تا اینکه [[انوشیروان]] به [[پادشاهی]] رسید و منذر بن نعمان ماء السماء را بر [[حکومت]] [[حیره]] تعیین کرد. چون منذر به حیره نزدیک شد، حارث به [[سرزمین]] کلب گریخت و بعد از آنکه [[اموال]] و خدمش توسط [[لشکریان]] منذر به تاراج رفت و بسیاری از سران کنده، پس از [[اسارت]]، بهدست منذر کشته شدند، وی نیز سرانجام به دست [[قبیله]] بنیکلب کشته شد<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۸؛ مجهول، مجمل التواریخ و القصص، ص۱۷۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۱۲.</ref>. بدینسان پس از [[جنگ داخلی]] [[فرزندان حارث]] و کشتاری که منذر از بازماندگان آنان به راه انداخت<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۲، ص۵۴۵.</ref>، [[فرمانروایی]] از [[کندیها]] منقرض شد<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۸.</ref> و باقیمانده [[کِندیان]] به [[مساکن]] نخستین خود در [[حَضرموت]] بازگشتند<ref>ابن حبیب بغدادی، المُحَبِّر، ص۳۷۰؛ ابوعبیده معمر بن المثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ص۶۵؛ فیلیپ حتی، تاریخ عرب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص۱۰۷؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۳۱۹ و ۳۷۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | پس از به [[حکومت]] [[حارث بن عمرو کندی]]، نواده [[حجر]] آکلالمرار و بزرگترین و مشهورترین [[ملوک]] کنده، وی پس از برقراری [[نظم و انضباط]] در مناطق تحت امر خود، لشکری پدید آورد و جهت [[خونخواهی]] پدر، به [[جنگ]] و غارتهای گاه و بیگاه در حدود [[شام]] پرداخت<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۱۲.</ref>. از آنجا که انسطاسیوس –امپراطور [[روم]] شرقی- (۴۹۱-۵۱۸م) درگیر [[مشکلات]] داخلی بود، جهت کاستن از مشکلات و تقلیل [[دشمنان]] خود به خصوص بواسطه آغاز جنگ با [[ایران]]، با او [[پیمان صلح]] بست و دو طرف [[متعهد]] شدند که [[یاری]] گر هم در جنگ با ایران و مناذره باشند<ref>عمر فروخ، تاریخ الجاهلیه، ص۸۸-۸۹.</ref>. پس از آن، درگیریهای خونینی میان [[لخمیان]] و [[کندیان]] در سال ۵۲۸ میلادی به وقوع پیوست<ref>پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۲۸.</ref> و حارث موفق شد [[حیره]] را به [[تصرف]] خود درآورد و بر [[سرزمین لخمیان]] [[فرمان]] براند<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۷.</ref>. اما بر اساس نقلی دیگر، با ظهور [[مزدک]] و پیوستن قباد -[[شاه]] [[ساسانی]]- به او، قباد، منذر ماءالسماء –امیر حیره- را به این [[آیین]] فرا خواند اما او نپذیرفت. قباد، حارث را به این امر فرا خواند. حارث پذیرفت و با این پذیرش، شاه ایران، منذر را از حکومت حیره [[خلع]] و حارث را جایگزین او کرد. منذر، به ناچار از حارث [[اطاعت]] کرد و حتی جهت [[تقرب]] به او دخترش هند –عمه [[امرؤالقیس شاعر]]- را به [[ازدواج]] او در آورد<ref>عمر فروخ، تاریخ الجاهلیه، ص۸۹-۹۰.</ref>. در هر روی، حارث در سالهای بین ۵۲۴-۵۲۸ میلادی بر حیره مسلط شد و پسرانش را به [[ریاست]] بنیاسد و [[غطفان]] و [[قیس عیلان]] و دیگر [[قبایل]] گماشت<ref>عمر فروخ، تاریخ الجاهلیه، ص۸۹-۹۰؛ پیگولوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمه عنایتالله رضا، ص۳۲۸.</ref>. او بر [[قبایل معد]] و [[سرزمین حیره]] [[فرمان]] میراند تا اینکه [[انوشیروان]] به [[پادشاهی]] رسید و منذر بن نعمان ماء السماء را بر [[حکومت]] [[حیره]] تعیین کرد. چون منذر به حیره نزدیک شد، حارث به [[سرزمین]] کلب گریخت و بعد از آنکه [[اموال]] و خدمش توسط [[لشکریان]] منذر به تاراج رفت و بسیاری از سران کنده، پس از [[اسارت]]، بهدست منذر کشته شدند، وی نیز سرانجام به دست [[قبیله]] بنیکلب کشته شد<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۸؛ مجهول، مجمل التواریخ و القصص، ص۱۷۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۱۲.</ref>. بدینسان پس از [[جنگ داخلی]] [[فرزندان حارث]] و کشتاری که منذر از بازماندگان آنان به راه انداخت<ref>ابنشبه، تاریخ المدینة المنوره، ج۲، ص۵۴۵.</ref>، [[فرمانروایی]] از [[کندیها]] منقرض شد<ref>حمزة بن حسن اصفهانی، سنی ملوک الارض و الأنبیاء، ترجمه جعفر شعار، ص۱۴۸.</ref> و باقیمانده [[کِندیان]] به [[مساکن]] نخستین خود در [[حَضرموت]] بازگشتند<ref>ابن حبیب بغدادی، المُحَبِّر، ص۳۷۰؛ ابوعبیده معمر بن المثنی، ایام العرب قبل الاسلام، ص۶۵؛ فیلیپ حتی، تاریخ عرب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص۱۰۷؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۳، ص۳۱۹ و ۳۷۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
====[[لخمیان]] و آیینهای [[جاهلی]]==== | |||
[[بین النهرین]] محل پیدایی و بالیدن اولین تمدنهای بشری و همچنین خاستگاه [[ادیان]] بود. علاوه بر این، ادیان مختلف در بین النهرین با یکدیگر تلاقی و تماس پیدا کردند. قرار گرفتن حیره در جنوبِ بین النهرین باعث شد اهالی حیره با [[عقاید]] گوناگون [[دینی]] آشنا شوند و از این ادیان متأثر شوند. | |||
حیره از شمال و [[مشرق]] با [[ایران]] [[همسایه]] بود و مناسبات [[سیاسی]] و نظامی و [[اقتصادی]] گستردهای میان [[دولت ساسانی]] و حیره وجود داشت و همین موجب تأثیرپذیری حیره از ادیان ایران شد. | |||
[[روم]] در شمال [[غربی]] حیره قرار داشت که [[حافظ]] [[مسیحیت]] و [[میراث]] دار [[فرهنگ]] یونان بود.از این رو، حیره تحت تأثیر مسیحیت نیز قرار گرفت و مناقشات مذهبی وانشعاباتی که در [[مسیح]]یت روم ایجاد شده بود، بر مسیحیت حیره نیزتأثیر گذاشت. [[حیره]] از سمت جنوب و غرب با [[اعراب]] [[همسایه]] بود. بین حیره و اعراب نیز [[روابط سیاسی]] و نظامی و [[اقتصادی]] و [[فرهنگی]] گسترده ای وجود داشت. | |||
[[حیره]] مهمترین [[شهر]] عربنشین [[مرز]] [[غربی]] [[ایران]] بود. اهالی آن در آغاز [[بتپرست]] بودند. نام برخی از بتهای ایشان در [[تاریخ]] ثبت شده است، از جمله دو [[بت]] معروف به نام ضیزنان / ضیزن داشتند که بر دروازههای شهر [[نصب]] شده بود تا هرکس وارد شهر میشود بر آن [[سجده]] کند و در [[جنگها]] از آن [[یاری]] میخواستند<ref>ابن کلبی، الاصنام، ص۷۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱، ص۶۱۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۲.</ref>. | |||
در سدۀ پنجم میلادی، [[امپراتوری روم]] شرقی [[نسطوریان]] را [[اخراج]] کرد و آنان به ایران [[مهاجرت]] کردند که همین امر مهمترین عامل انتشار [[مسیحیت]] در میان [[قبایل عرب]] بود. پس از ورود به ایران، [[مبلغان]] [[نسطوری]] [[نصیبین]] را پایگاه خود کردند و همین امر سبب شد که با [[اعراب]] تماس مستقیم یابند و به تدریج مسیحیت در [[بینالنهرین]] گسترش یافت<ref>دانشنامه جهان اسلام، مقاله «لخمیان»، تألیف محمود صادقی علوی، ج۱، ص۷۱۹۸.</ref>. | |||
با گذشت [[زمان]]، حیره یکی از مهمترین مراکز مسیحیت در سرزمینهای عربنشین گردید. در میان اعراب آیینهای [[مسیحی]] ارتدوکس، نسطوری و [[یعقوبی]] رواج داشت. اگرچه نزدیکی جغرافیایی حیره به ایران و [[وابستگی سیاسی]] آن به [[دولت ساسانی]] ایجاب میکرد زمینه برای رواج و گسترش [[آیین]] نسطوری – که قیصران و امپراتوران [[روم]] شرقی آن را مردود و آیینی خصمانه میدانستند – فراهم گردد، اما در [[سرزمین لخمیان]] [[یعقوبیان]] موقعیتی [[برتر]] داشتند<ref>پیگو لوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمۀ عنایت الله رضا، ص۶۱۲.</ref>. از نشانههای [[نفوذ]] مسیحیت در حیره فراوانی دیر در حیره و اطراف آن است. در [[منابع اسلامی]] نام دیرهای بسیاری ذکر شده که در حیره و پیرامون آن ساخته شده بود و سازندۀ برخی از آنها نیز [[حکام]] [[لخمی]] حیره بودند<ref>برای آگاهی از برخی از معروفترین این دیرها رجوع کنید به یاقوت حموی، معجم البلدان، ذیل «دیر اللج، دیر مارت مریم، دیر هند اصغری، دیر هند الکبری، دیر المزعوق، دیر عبد المسیح»؛ مرادیان، کشور حیره در قلمرو شاهنشاهی ساسانیان، ص۲۵ ـ۲۹؛ عبدالعزیز سالم، تاریخ العرب فی العصر الجاهلیه، ص۳۰۵- ۳۰۸</ref>. | |||
در دورههای گوناگون [[حکومت]] [[لخمیان]]، متأثر از مناسبات [[سیاسی]] [[ایران]] با [[روم]]، وضع [[پیروان]] [[مذاهب]] مختلف [[مسیحیت]] متفاوت بود؛ هر گاه در این مناسبات دو جانبه [[غلبه]] با ایران بود یا مناسبات دو [[کشور]] دوستانه بود، [[مسیحیان]] [[حیره]] از [[آزادی]] عمل نسبتاً فراوانی برخوردار بودند، اما وقتی مناسبات این دو کشورخصمانه میشد، مسیحیان حیره، همچون مسیحیان ایران، به ویژه پیروان [[مذهب]] [[یعقوبی]]، به شدت [[مؤاخذه]] میگردیدند<ref>پیگو لوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمۀ عنایت الله رضا، ص۶۱۲ - ۶۲۵.</ref>. با وجود [[کلیساها]]<ref>همچون «دیر حنظله» (حموی، معجم البلدان، ج۲ ص۵۰۷) و «دیر علقمه» (حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۵۲۴)</ref> و [[رجال]] [[دینی]] [[مسیحی]] در حیره و فعالیتهای [[تبلیغی]] آنان و اینکه حتی برخی از [[همسران]] [[ملوک لخمی]] به این [[دین]] گرویده بودند، اما اهالی بومی [[لخمی]] همچنان [[بت]] پرست بودند و رسم [[قربانی کردن]] [[انسان]] و دیگر سنتهای [[خشونت]] بار آنان در همۀ مآخذ [[تأیید]] شده است<ref>پیگو لوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمۀ عنایت الله رضا، ص۶۲۷ـ ۲۶۸.</ref>. علاوه بر مسیحیان و [[بت پرستان]]، [[صابئین]] و [[زرتشتیان]] و مزدکیان و [[یهودیان]] نیز در حیره بودند و رواج مذهب [[زرتشتی]] و مزدکی در حیره متأثر از داشتن مناسبات با ایران و [[ترویج]] و [[تبلیغ]] این مذاهب در ایران بود<ref>مرادیان، کشور حیره در قلمرو شاهنشاهی ساسانیان، ص۳۱؛ عبد العزیز سالم، تاریخ العرب فی العصر الجاهلیه، ص۳۱۰ـ۳۱۱.</ref>. اگرچه دربارۀ [[نفوذ]] یهودیان در حیره گزارش مستقیمی وجود ندارد، ولی [[تجارت]] یهودیان مورد [[حمایت]] [[ساسانیان]] بود، که آنان را چون وزنه ای در برابر روم شرقی قرار میداد<ref>پیگو لوسکایا، اعراب حدود مرزهای روم شرقی و ایران، ترجمۀ عنایت الله رضا، ص۱۹۰-۱۹۱.</ref>.-<ref>دانشنامه جهان اسلام، مقاله «لخمیان»، تألیف محمود صادقی علوی، ج۱، ص۷۱۹۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||