شمر بن ذی الجوشن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۲: خط ۵۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
شمر فرزند شرحبیل (معروف به ذی الجوشن) و با کنیۀ «[[ابو السابغه]]» از [[قبیله عامر ضبائی]] ([[بنی کلاب]]) و از رؤسای [[هوازن]] و مردی [[شجاع]] بود که در [[جنگ صفین]] هم در [[لشکر امیر المؤمنین]] {{ع}} بود<ref>وقعة صفین، ص۲۶۷ و تاریخ طبری، ج۵، ص۲۸.</ref>، سپس ساکن [[کوفه]] شد و به [[روایت]] [[حدیث]] پرداخت. اما مع‌الاسف خیلی زود از [[ولایت امیرالمؤمنین]] {{ع}} خارج شد و از [[دشمنان خاندان پیامبر]] {{صل}} گردید. او در جریان دست‌گیری [[حجر بن عدی]] در سال ۵۱ هجری جزء کسانی بود که به [[دروغ]] [[شهادت]] داد که [[حجر بن عدی]]، [[کافر]] و [[مرتد]] شده و [[شهر]] را به [[آشوب]] کشیده است که نتیجه همین شهادت‌های ناحق او و دیگر سران بی‌تقوای [[کوفی]] سبب [[قتل]] [[حجر بن عدی]] و یارانش در [[مرج عذراء]] شد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۲۷۰.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۷۳۵-۷۳۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۷۸.</ref>
[[شمر]] فرزند [[شرحبیل]] معروف به ذی الجوشن و با کنیۀ "ابو السابغه" از [[قبیله]] عامر ضبائی ـ [[بنی کلاب]] ـ و از رؤسای [[هوازن]] و مردی [[شجاع]] بود که در [[جنگ صفین]] هم در لشکر امیر المؤمنین{{ع}} بود<ref>وقعة صفین، ص۲۶۷ و تاریخ طبری، ج۵، ص۲۸.</ref>، سپس ساکن [[کوفه]] شد و به روایت حدیث پرداخت. اما مع‌الاسف خیلی زود از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} خارج شد و از [[دشمنان]] [[خاندان پیامبر]]{{صل}} گردید. او در جریان دست‌گیری [[حجر بن عدی]] در سال ۵۱ هجری جزء کسانی بود که به [[دروغ]] [[شهادت]] داد که حجر بن عدی، [[کافر]] و [[مرتد]] شده و [[شهر]] را به [[آشوب]] کشیده است که نتیجه همین شهادت‌های ناحق او و دیگر سران بی‌تقوای [[کوفی]] سبب [[قتل]] حجر بن عدی و یارانش در مرج [[عذراء]] شد<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۲۷۰.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۷۳۵-۷۳۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۲۷۸.</ref>


== شمر در [[کربلا]] ==
==[[شمر]] در [[کربلا]] ==
در جریان [[کربلا]] و [[شهادت]] حضرت [[سیدالشهدا]] [[امام حسین]] {{ع}} و [[یاران]] مظلومش [[شمر]] نقش مهمی داشت و [[عمر سعد]] را در انجام این [[مأموریت]] شوم و خطرناک مصمم نمود و از او خواست اگر او آماده کشتن [[حسین]] و یارانش نیست خودش این [[مأموریت]] را به عهده گیرد و [[عمر سعد]] برای رسیدن به [[مقام حکومت]] [[ری]] مصمم‌تر شد و در [[قتل امام حسین]] {{ع}} و یارانش جدی‌تر و سریع‌تر [[اقدام]] کرد و [[شمر]] هم تحت فرماندهی او در [[جناح چپ]] میدان، در کمال [[شقاوت]] و بی‌رحمی [[حضرت حسین]] {{ع}} را با لب [[تشنه]] سر برید و برای چند [[روزه]] [[دنیا]] و به [[خیال]] [[مقام]] و [[منصب]] [[دنیا]] [[سبط پیامبر]] {{صل}} و [[سید]] [[شباب]] [[اهل]] الجنة و مصباح الهدی و سفینة النجاة را به [[شهادت]] رساند و روسیاهی و ننگ [[ابدی]] برای خود خرید<ref>وقعة صفین، ص۲۶۷ و تاریخ طبری، ج۵، ص۲۸.</ref>. نشستن او روی سینۀ [[امام حسین]] {{ع}} برای بریدن سر [[مطهّر]]، حمله به خیام [[اهل بیت]]، [[امان]] [[نامه]] آوردن برای [[عباس]] تا او را از [[امام]] جدا کند، از جنایات اوست<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۷۳۵-۷۳۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۷۸.</ref>
در جریان کربلا و [[شهادت حضرت سیدالشهدا]] [[امام حسین]]{{ع}} و [[یاران]] مظلومش شمر نقش مهمی داشت و [[عمر سعد]] را در انجام این مأموریت شوم و خطرناک مصمم نمود و از او خواست اگر او آماده [[کشتن حسین]] و یارانش نیست خودش این مأموریت را به عهده گیرد و عمر سعد برای رسیدن به [[مقام حکومت]] [[ری]] مصمم‌تر شد و در قتل امام حسین{{ع}} و یارانش جدی‌تر و سریع‌تر اقدام کرد و شمر هم تحت [[فرماندهی]] او در جناح چپ میدان، در کمال [[شقاوت]] و بی‌رحمی [[حضرت حسین]]{{ع}} را با [[لب تشنه]] سر [[برید]] و برای چند [[روزه]] [[دنیا]] و به [[خیال]] [[مقام]] و [[منصب]] دنیا [[سبط پیامبر]]{{صل}} و [[سید]] [[شباب]] [[اهل]] الجنة و مصباح الهدی و سفینة النجاة را به شهادت رساند و روسیاهی و ننگ [[ابدی]] برای خود خرید<ref>وقعة صفین، ص۲۶۷ و تاریخ طبری، ج۵، ص۲۸.</ref>. نشستن او روی سینۀ امام حسین{{ع}} برای بریدن سر مطهّر، حمله به خیام [[اهل بیت]]، امان نامه آوردن برای عباس تا او را از [[امام]] جدا کند، از جنایات اوست<ref>ناظم‌زاده، سید اصغر، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۷۳۵-۷۳۷؛ محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص۲۷۸.</ref>


مردی آبله‌رو و بد [[سیرت]] و [[زشت]] صورت بود و زنازاده به حساب می‌آمد. نامش در [[زیارت عاشورا]]، همراه با [[لعنت]] آمده است {{متن حدیث|وَ لَعَنَ الله شِمْراً}}. [[امام حسین]] {{ع}}، [[سخن]] پرشور {{متن حدیث|إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ}} را هنگام [[هجوم]] [[شمر]] به سراپرده [[امامت]] و خیمه‌های [[اهل بیت]] فرمود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۷۹.</ref>. در آخرین لحظات [[حیات]] [[امام حسین]] {{ع}} هم که آن حضرت بر [[زمین]] افتاده بود، باز عدّه‌ای را تحریک کرد که بر آن حضرت حمله آوردند<ref>ارشاد، ص۲۴۲.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۷۸.</ref>
مردی آبله‌رو و بد [[سیرت]] و [[زشت]] صورت بود و زنازاده به حساب می‌آمد. نامش در [[زیارت عاشورا]]، همراه با [[لعنت]] آمده است {{متن حدیث|وَ لَعَنَ الله شِمْراً}}. [[امام حسین]]{{ع}}، [[سخن]] پرشور {{متن حدیث|إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ}} را هنگام هجوم [[شمر]] به سراپرده [[امامت]] و خیمه‌های [[اهل بیت]] فرمود<ref>مقاتل الطالبیین، ص۷۹.</ref>. در آخرین لحظات حیات امام حسین{{ع}} هم که آن حضرت بر [[زمین]] افتاده بود، باز عدّه‌ای را تحریک کرد که بر آن حضرت حمله آوردند<ref>ارشاد، ص۲۴۲.</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۲۷۸.</ref>


== شمر بعد از حادثه عاشورا ==
== شمر بعد از [[حادثه عاشورا]] ==
[[شمر]] به همراه دیگر جنایت‌کاران روسیاه [[کوفی]] پس از واقعه جان‌گداز [[کربلا]] به [[دستور]] [[عبیدالله بن زیاد]] سر بریده [[امام حسین]] {{ع}} و تمامی سرهای [[یاران]] آن حضرت را به [[شام]] نزد [[یزید بن معاویه]] برد تا جایزه دریافت دارد!! و پس از دریافت جوائزی ناچیز، از [[شام]] به [[کوفه]] بازگشت و تا [[قیام مختار]] ثقفی در [[کوفه]] به [[حیات]] ننگین خود ادامه داد ولی پس از آنکه فهمید مختار در تعقیب [[قاتلان امام حسین]] {{ع}} است فرار کرد و از [[کوفه]] خارج شد، اما مختار از تعقیب این روسیاه نگون‌بخت [[دست]] برنداشت و جمعی را در پی او اعزام کرد تا او را دستگیر کنند و به [[مجازات]] برساند، اما [[شمر]] چون در حال [[آمادگی]] رزمی بود، یکی از آن جمع را که [[غلام]] و به نام زربی بود به [[قتل]] رساند و خود به کلتانیه از روستاهای [[خوزستان]] گریخت اما طولی نکشید توسط برخی از [[یاران مختار]] غافلگیر شد و همین که خواست شمشیرش را بردارد و بجنگد، [[عبدالرحمان بن ابی کنود]] ([[ابو عمره]]) او را به [[هلاکت]] رسانید و [[جسد]] نجس و جرثومه فاسدش را جلو سگ‌ها انداخت و طعمه آنها شد و بدین ترتیب این [[ملعون]] ازل و ابد به [[جهنم]] واصل شد و فرزندانش از خجالت این ننگ [[ابدی]] از [[عراق]] به [[مغرب]] کوچ کردند و در همان جا ماندند تا مردند<ref>ر. ک: تاریخ طبری، ج۶، ص۵۲-۵۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۷۳۵-۷۳۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۲۷۸.</ref>
[[شمر]] به همراه دیگر جنایت‌کاران روسیاه [[کوفی]] پس از واقعه جان‌گداز [[کربلا]] به دستور [[عبیدالله بن زیاد]] سر بریده امام حسین{{ع}} و تمامی سرهای [[یاران]] آن حضرت را به [[شام]] نزد [[یزید بن معاویه]] برد تا جایزه دریافت دارد!! و پس از دریافت جوائزی ناچیز، از شام به [[کوفه]] بازگشت و تا [[قیام مختار ثقفی]] در کوفه به [[حیات]] ننگین خود ادامه داد ولی پس از آنکه فهمید مختار در تعقیب [[قاتلان امام حسین]]{{ع}} است فرار کرد و از کوفه خارج شد، اما مختار از تعقیب این روسیاه نگون‌بخت دست برنداشت و جمعی را در پی او اعزام کرد تا او را دستگیر کنند و به [[مجازات]] برساند، اما شمر چون در حال [[آمادگی رزمی]] بود، یکی از آن جمع را که [[غلام]] و به نام زربی بود به [[قتل]] رساند و خود به کلتانیه از روستاهای خوزستان گریخت اما طولی نکشید توسط برخی از یاران مختار غافلگیر شد و همین که خواست شمشیرش را بردارد و بجنگد، عبدالرحمان بن ابی کنود (ابو عمره) او را به هلاکت رسانید و جسد نجس و جرثومه فاسدش را جلو سگ‌ها انداخت و طعمه آنها شد و بدین ترتیب این [[ملعون]] ازل و ابد به [[جهنم]] واصل شد و فرزندانش از [[خجالت]] این ننگ [[ابدی]] از [[عراق]] به [[مغرب]] کوچ کردند و در همان جا ماندند تا مردند<ref>ر.ک: تاریخ طبری، ج۶، ص۵۲-۵۳.</ref>.<ref>ناظم‌زاده، سید اصغر، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۱]]، ص۷۳۵-۷۳۷؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۲۷۸.</ref>
 
[[رده:قاتلان امام حسین]]


==[[آتش]] افروزی و [[خباثت]] [[شمر]]==
==[[آتش]] افروزی و [[خباثت]] [[شمر]]==
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش