یزید بن معاویه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنی امیه| عنوان مدخل = یزید بن معاویه| مداخل مرتبط = [[یزید بن معاویه در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنی امیه| عنوان مدخل = یزید بن معاویه| مداخل مرتبط = [[یزید بن معاویه در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۰: | ||
عمال [[یزید]] با [[آتش]] زدن [[کعبه]] و دریدن [[حرمت]] [[حرم]] [[خدا]]، نشان دادند [[رفتاری]] که در [[کربلا]] انجام گرفت، [[افراط]] جمعی قلیل در منطقهای خاص نبود، بلکه چنین رفتاری از ماهیت نظام اموی نشأت میگرفت و عوامل [[حکومت]] یزیدی در آنجا و اینجا تفاوتی با هم نداشتند. آنچه در کربلا رخ داد و آنچه در [[مدینه]] پدید آمد و سرانجام آنچه در [[مکه]] اتفاق افتاد، با فریادهای پیاپی [[اطاعت]] از یزید همراه بود و این ماهیت نظام اموی است. حال به راحتی درمییابیم که چرا [[امام حسین]] {{ع}} [[مرگ]] را برای [[مؤمن]] سزاوارتر از تحمل نظام یزیدی میشمرد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]] ص ۲۱۴.</ref>. | عمال [[یزید]] با [[آتش]] زدن [[کعبه]] و دریدن [[حرمت]] [[حرم]] [[خدا]]، نشان دادند [[رفتاری]] که در [[کربلا]] انجام گرفت، [[افراط]] جمعی قلیل در منطقهای خاص نبود، بلکه چنین رفتاری از ماهیت نظام اموی نشأت میگرفت و عوامل [[حکومت]] یزیدی در آنجا و اینجا تفاوتی با هم نداشتند. آنچه در کربلا رخ داد و آنچه در [[مدینه]] پدید آمد و سرانجام آنچه در [[مکه]] اتفاق افتاد، با فریادهای پیاپی [[اطاعت]] از یزید همراه بود و این ماهیت نظام اموی است. حال به راحتی درمییابیم که چرا [[امام حسین]] {{ع}} [[مرگ]] را برای [[مؤمن]] سزاوارتر از تحمل نظام یزیدی میشمرد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]] ص ۲۱۴.</ref>. | ||
== مواضع و فعالیتهای تخریبی == | |||
=== عملکرد دینی و مذهبی === | |||
==== اسلامستیزی ==== | |||
هیچ پژوهشگر و [[تاریخنگاری]] تردید به خود راه نمیدهد که [[امویان]] از آغاز بر دمیدن پگاه اسلام تا آخرین مراحل حکومتشان سرسختترین و لجوجترین [[دشمنان اسلام]] به شمار میآمدند و تا زمانی که کلیه امکاناتشان را در جهت [[مبارزه]] با اسلام از دست نداده و با [[شکست]] مواجه نشدند، به اسلام نگرویدند و آنگاه که به [[اجبار]] اسلام را پذیرا شدند در جهت به [[تباهی]] کشاندن [[احکام]] و [[تعالیم]] آن و بازگرداندن مظاهر [[جاهلیّت]] در کلیه اشکال آن به شیوه جدید با [[پوشش]] اسلام، دست به طراحی و نقشه زدند. | |||
[[معاویه]] هرگاه آوای روحبخش نام [[پیامبر اکرم]] [[حضرت محمد بن عبدالله]] {{صل}} را (در [[اذان]]) میشنید و [[احساس]] میکرد این نام [[مبارک]] در فضای [[جهان اسلام]] هر [[روز]] از فراز منارهها طنینافکن است، از [[ترس]] به خود میلرزید و آشفته و بیقرار میشد. | |||
دیگر [[حکّام]] و [[فرمانروایان]] خاندان اموی نیز که با نام اسلام به [[حاکمیت]] رسیده بودند، در [[تخریب]] پایهها و ارکان این [[آیین الهی]] و غیرواقعی جلوه دادن آن و به تباهی کشاندن [[قوانین]] و تعالیم و ارزشهای والایی که ارائه داده بود، سخت میکوشیدند. آنگونه که [[تاریخنگاران]] و ارباب [[حدیث]] به وصف آوردهاند: یزید بن معاویه که امام حسین {{ع}} در برابرش آن موضع شجاعانه و جاوید را اتخاذ کرد، [[انسانی]] فوقالعاده سبکسر و گستاخ و آلودگیاش به [[فساد]] و [[فحشا]] و [[منکرات]] از حدّ بیرون بود<ref>سیرة الأئمة الأثنی عشر، ج۲، ص۴۱.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۱۳۵.</ref> | |||
==== هرزگی و اهانت به ارزشهای دینی ==== | |||
آنچه را که [[تاریخ]] از افکار و اندیشههای این عامل [[فساد]] و [[تباهی]] و رفتارهای او نقل میکند، همه حکایت از [[فسق]] و [[فجور]] و رفتارهای [[الحادی]] دارد. [[قاضی]] نعمان [[مصری]] مینویسد: روزی [[رسول خدا]]{{صل}} به معاویه نظر افکند و فرمود: {{متن حدیث|أَیُّ یَوْمٍ لِأُمَّتِي مِنْکَ، وَ أَیُّ یَوْمِ سُوءٍ لِذُرِّیَّتِي مِنْکَ مِنْ جَرْوٍ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِکَ، یَتَّخِذُ آیَاتِ اللهِ هُزُواً وَ یَسْتَحِلُّ مِنْ حُرْمَتِي مَا حَرَّمَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ «[[امت]] من چه [[روز]] ([[سختی]]) از تو خواهند داشت؟ و [[خاندان]] من از [[فرزندی]] که از صلب تو خارج میشود، [[روز]] بدی را در پیش دارد! همان [[فرزندی]] که [[آیات خدا]] را به [[استهزا]] میگیرد و آنچه را که [[خداوند]] از [[حریم]] من [[حرام]] کرده، وی [[حلال]] میشمارد»<ref>المناقب و المثالب، ص۷۱ (مطابق نقل حیاة الامام الحسین{{ع}}، ج۲، ص۱۸۰).</ref>. | |||
اشعار [[کفرآمیز]] یزید و سخن گفتن از [[انتقام]] از [[پیامبر]] و یادآوری کشتگان [[مشرک]] در [[جنگ بدر]] و [[کشتن امام حسین]]{{ع}} در برابر آنان، همگی از عدم [[اعتقاد]] او به [[دین اسلام]] حکایت دارد<ref>اشعار و سخنان وی را پیش از این در دومین ریشه از ریشههای قیام عاشورا آوردهایم.</ref>. | |||
در زمان خلافت کوتاهش دربار یزید، مرکز [[فساد]] و [[فحشا]] و [[گناه]] بود و آثار آن در [[جامعه]] نیز گسترش یافته بود؛ به گونهای که به گفته «[[مسعودی]]» در دوران [[حکومت]] کوتاه وی، حتی در محیط مقدسی همچون [[مکه]] و [[مدینه]] جمعی به نوازندگی و استعمال آلات [[لهو و لعب]] میپرداختند<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۶۷.</ref>. | |||
هنگامی که گروهی از [[مردم مدینه]] به [[سرپرستی]] «[[عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه]]» برای [[آگاهی]] از [[افکار]] و [[عقاید]] و [[اعمال]] یزید به [[شام]] [[سفر]] کردند و برگشتند، عباراتی در معرفی یزید گفتهاند که از عمق فاجعهای که [[مسلمین]] گرفتار آن شده بودند، حکایت میکند. «[[ابن اثیر]]» در کتاب خویش نقل میکند، آنان گفتند: «ما از نزد مردی آمدیم که [[دین]] ندارد، شراب مینوشد، طنبور مینوازد، نوازندگان به نزد وی به لهو و لعب مشغولند، با سگها [[بازی]] میکند، با جمعی از دزدان شبنشینی دارد»<ref>{{عربی|قَدِمْنَا مِنْ عِنْدِ رَجُلٍ لَیْسَ لَهُ دِینٌ، یَشْرِبُ الْخَمْرَ وَ یَضْرِبُ بِالطَّنَابِیرِ وَ یُعْزَفُ عِنْدَهُ الْقِیَانُ وَ یَلْعَبُ بِالْکِلَابِ وَ یَسْمُرُ عِنْدَهُ الْحَرَّابُ وَ هُمُ اللُّصُوصُ}}؛ (کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۰۳).</ref>. دیگری گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]! وی شراب مینوشد و به گونهای مست میشود که [[نماز]] را نیز ترک میکند!»<ref>کامل ابن اثیر، ج۴، ص۱۰۳.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها (کتاب)|عاشورا ریشهها انگیزهها رویدادها پیامدها]]، ص ۲۰۹.</ref> | |||
==== دشمنی با پیامبر و اهل بیت{{عم}} ==== | |||
وجود یزید، سرشار از حقد و کینه نسبت به رسول خدا {{صل}} بود؛ زیرا پیامبر در [[جنگ بدر]] وی را در [[مرگ]] اعضای خاندانش [[عزادار]] کرده بود آنگاه که یزید [[عترت]] [[پاک]] رسول خدا {{صل}} را [[کشتار]] نمود و شادمان و مسرور بر مسند [[حکومت]] تکیه زد (به خیال خود) در واقع [[انتقام]] خود را از پیامبر اکرم گرفته بود و [[آرزو]] میکرد پدرانش حضور داشته و [[شاهد]] [[انتقامگیری]] وی از [[خاندان پیامبر]] باشند و در این خصوص اشعار [[عبدالله بن زبعری]] را زمزمه میکرد: ای کاش نیای من که در جنگ بدر کشته شدند میبودند و ناله و فریاد [[خزرج]] را از برخورد نیزهها نظارهگر بودند و در این صورت از [[شادی]] و [[سرور]] فریاد سر میدادند که هان ای یزید! خسته نباشی، ما سروران و [[رهبران]] آنها را کشتیم و کشته شدن آنها عوض کشتههای جنگ بدر بود که سربهسر شد، [[بنی هاشم]] خلافت را به [[بازی]] گرفتند، نه از [[بهشت و دوزخ]] خبری است و نه [[وحی]] نازل شده است<ref>حیاة الامام الحسین، ج۲، ص۱۸۷، به نقل از البدایة و النهایة، ج۸، ص۱۹۲.</ref>. | |||
بلکه یزید هنگامی که [[عبدالله بن زبیر]] در [[مکّه]] بر ضدّ او دست به [[شورش]] زد، بیدینی و [[کفر]] خویش را علنی ساخت و همراه با سپاهی که برای سرکوب جنبش ابن زبیر اعزام کرد به وی نامهای نگاشت که [[شعر]] ذیل در آن آمده بود: تو خدای خود را در [[آسمان]] به [[یاری]] طلب و من مردان [[قبایل]] عک و اشعر را بر ضدّ تو فرا خواهم خواند<ref>مروج الذهب، ج۲، ص۹۵.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۴۳.</ref> | |||
== مرگ و محل دفن == | |||
در اوج [[جنگ]] بین [[شامیان]] و مکیان، زمانی که [[شهر مکه]] هنوز در محاصره بود، خبر مرگ یزید در [[ربیعالاول]] سال ۶۴ هجری رسید<ref>تاریخ خلیفة بن خیاط، خلیفةبن خیاط، ابنعمر، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ قمری، ج۱، ص۳۲۰؛ الامامة و السیاسة، ابنقتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم، چاپ طه محمد الزینی، بیروت: دارالمعرفه، ج۲، ص۲۰؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۴۹۹؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۱۲۵.</ref>. او یازده [[روز]] پس از آتش زدن [[کعبه]] مُرد<ref>الامامة و السیاسة، ابنقتیبه دینوری، ابومحمد عبداللهبن مسلم، چاپ طه محمد الزینی، بیروت: دارالمعرفه، ج۲، ص۲۰.</ref>. این خبر باعث تضعیف سپاهیان شام شد. حصین بن نمیر با [[لشکر]] خود به سوی [[شام]] بازگشت<ref>الاخبار الطوال، ص۲۶۸؛ تاریخ الیعقوبی، احمد بن اسحاق (ابنواضح)، بیروت: دارصادر، ۱۳۷۹ قمری / ۱۹۶۰ میلادی، ج۲، ص۲۵۲؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۴۹۹، ۵۰۱-۵۰۲؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی، ج۳، ص۲۸۱.</ref>. | |||
[[یزید]] در حوارین از سرزمینهای حمص شام مُرد. هنگام [[مرگ]] ۳۶ و یا ۳۸ سال سن داشت<ref>المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱.</ref> و مدت حکومتش سه سال و هشت ماه بود<ref>المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱؛ البدء و التاریخ، مقدسی، مطهربن طاهر، پاریس: چاپ کلمان هوار، ۱۸۹۹ – ۱۹۱۹ میلادی، چاپ افست تهران: ۱۹۶۲ میلادی، ج۶، ص۱۶.</ref>. او را در همانجا به خاک سپردند<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص۶۵-۷۹؛ [[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص ۸۲.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||