یزید بن معاویه: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۳: خط ۲۳:
=== شاخصه‌ها و ویژگی‌های کلی ===
=== شاخصه‌ها و ویژگی‌های کلی ===
یزید در ویژگی‌های [[نفسانی]] خویش صفات [[حیله]] و [[نیرنگ]] و [[نفاق]] و سبک‌سری و گستاخی را از نیای خود به [[ارث]] برده و تا آنجا که تاریخ‌نگاران گفته‌اند: مانند پدرش [[انسانی]] سنگدل و خیانتکار بوده (البته اگر از نسل [[معاویه]] بوده) ولی از زیرکی پدرش بهره‌ای نداشته است و از توان و قدرتی برخوردار نبود تا بر [[کارها]] و [[اعمال]] ننگین خود پوششی از مهارت [[دیپلماسی]] آرام بنهد و رحم و دلسوزی و [[عدالت]]، به [[سرشت]] [[پلید]] و [[اخلاق]] [[پست]] وی راه نمی‌یافت<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۶.</ref>.
یزید در ویژگی‌های [[نفسانی]] خویش صفات [[حیله]] و [[نیرنگ]] و [[نفاق]] و سبک‌سری و گستاخی را از نیای خود به [[ارث]] برده و تا آنجا که تاریخ‌نگاران گفته‌اند: مانند پدرش [[انسانی]] سنگدل و خیانتکار بوده (البته اگر از نسل [[معاویه]] بوده) ولی از زیرکی پدرش بهره‌ای نداشته است و از توان و قدرتی برخوردار نبود تا بر [[کارها]] و [[اعمال]] ننگین خود پوششی از مهارت [[دیپلماسی]] آرام بنهد و رحم و دلسوزی و [[عدالت]]، به [[سرشت]] [[پلید]] و [[اخلاق]] [[پست]] وی راه نمی‌یافت<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۶.</ref>.
# فسق و فجور در سبک زندگی: [[یزید]] نماینده‌ واقعی‌ شیوه‌ زندگی‌ معمول‌ جوانان‌ در پیش‌ از اسلام‌ را تداعی‌ می‌کرد. [[رفتار]] ضد [[اسلامی]] و فسق‌ علنی‌اش‌ در سراسر جهان‌ اسلام‌ مشهور بود و [[انزجار]] و [[نفرت]] ‌مردم‌ به‌ خصوص‌ مؤمنین‌ را نسبت‌ به‌ او به‌وجود آورده‌ بود. حتی‌ نویسندگان‌ معدودی‌ که‌ کوشش‌ به‌ اختفای ‌بعضی‌ از اطلاعات‌ نامطلوب‌ راجع‌ به‌ خاندان‌ اموی‌ داشتند، نمی‌توانستند در برابر انحرافات‌ فاحش‌ یزید از [[اسلام]] پرده‌پوشی‌ کنند. آنان‌ نقل‌ می‌کنند که‌ یزید اولین‌ خلیفه‌ای‌ در اسلام‌ بود که‌ در ملأ عام‌ شراب‌ می‌خورد و اکثر اوقات‌ خود را به‌ خوش‌گذرانی‌ با ساز و چنگ‌ و آوازخوانی‌ و سرگرم‌ کردن‌ خود با میمون‌ها و سگ‌های‌ شکاری می‌گذراند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۹.</ref>.
# '''فسق و فجور در سبک زندگی:''' [[یزید]] نماینده‌ واقعی‌ شیوه‌ زندگی‌ معمول‌ جوانان‌ در پیش‌ از اسلام‌ را تداعی‌ می‌کرد. [[رفتار]] ضد [[اسلامی]] و فسق‌ علنی‌اش‌ در سراسر جهان‌ اسلام‌ مشهور بود و [[انزجار]] و [[نفرت]] ‌مردم‌ به‌ خصوص‌ مؤمنین‌ را نسبت‌ به‌ او به‌وجود آورده‌ بود. حتی‌ نویسندگان‌ معدودی‌ که‌ کوشش‌ به‌ اختفای ‌بعضی‌ از اطلاعات‌ نامطلوب‌ راجع‌ به‌ خاندان‌ اموی‌ داشتند، نمی‌توانستند در برابر انحرافات‌ فاحش‌ یزید از [[اسلام]] پرده‌پوشی‌ کنند. آنان‌ نقل‌ می‌کنند که‌ یزید اولین‌ خلیفه‌ای‌ در اسلام‌ بود که‌ در ملأ عام‌ شراب‌ می‌خورد و اکثر اوقات‌ خود را به‌ خوش‌گذرانی‌ با ساز و چنگ‌ و آوازخوانی‌ و سرگرم‌ کردن‌ خود با میمون‌ها و سگ‌های‌ شکاری می‌گذراند<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۹.</ref>.
# باده‌نوشی و سگ‌بازی: یزید اساساً تربیت‌ [[اسلامی]] نداشت‌ و از جوانی‌ همواره‌ گرم‌ عشرت‌ و مجلس‌ شراب‌ بود. آماده بودن وسایل زندگانی آرام، شکار، [[زن]]، شراب و سگبازی از او موجودی [[عیاش]]، هوس‌باز و بی‌بند و بار ساخته بود و به [[حکم]] [[زندگی]] چادرنشینی، اسب‌سواری و شمشیرزنی را نیز می‌دانست. او از پُرشورترین [[مردم]] نسبت به شکار بود و پیوسته با شکار سروکار داشت و دست‌برنجن‌های طلا به دست و پای سگ‌های شکاری می‌آویخت و جل‌های زربافت به آنها می‌پوشانید و برای هر سگی یک [[غلام]] گماشته بود که او را خدمت کند<ref>ر.ک: انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۵، ص۲۹۹؛ الفخری فی الأدااب السلطانیه و الدول الاسلامیه، ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا، بیروت: دار صادر، ۱۳۸۵ قمری، ص۵۹؛ البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۳۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۹؛ [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء ج۱]]، ص ۷۸.</ref>
# '''باده‌نوشی و سگ‌بازی:''' یزید اساساً تربیت‌ [[اسلامی]] نداشت‌ و از جوانی‌ همواره‌ گرم‌ عشرت‌ و مجلس‌ شراب‌ بود. آماده بودن وسایل زندگانی آرام، شکار، [[زن]]، شراب و سگبازی از او موجودی عیاش، هوس‌باز و بی‌بند و بار ساخته بود و به [[حکم]] [[زندگی]] چادرنشینی، اسب‌سواری و شمشیرزنی را نیز می‌دانست. او از پُرشورترین [[مردم]] نسبت به شکار بود و پیوسته با شکار سروکار داشت و دست‌برنجن‌های طلا به دست و پای سگ‌های شکاری می‌آویخت و جل‌های زربافت به آنها می‌پوشانید و برای هر سگی یک [[غلام]] گماشته بود که او را خدمت کند<ref>ر.ک: انساب الاشراف، بلاذری، احمد بن یحیی، چاپ محمود فردوس العظم، دمشق: ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ میلادی، ج۵، ص۲۹۹؛ الفخری فی الأدااب السلطانیه و الدول الاسلامیه، ابن طقطقی، محمد بن علی بن طباطبا، بیروت: دار صادر، ۱۳۸۵ قمری، ص۵۹؛ البدایة و النهایة، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ابن‌کثیر دمشقی، عمادالدین اسماعیل‌بن عمر، قاهره: ۱۹۳۲ میلادی، ج۸، ص۲۳۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۹؛ [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء ج۱]]، ص ۷۸.</ref>
# شراب‌خواری آشکار: باده‌نوشی و مستی [[خلفا]] در [[عهد]] یزید بن معاویه از مرحله پنهان نوشی به مرحله آشکارنوشی رسید. او نخستین خلیفه‌ای بود که این منکر را کاملاً آشکار مرتکب می‌شد و [[احساسات]] [[مسلمانان]] را جریحه‌دار می‌کرد.
# '''شراب‌خواری آشکار:''' باده‌نوشی و مستی [[خلفا]] در [[عهد]] یزید بن معاویه از مرحله پنهان نوشی به مرحله آشکارنوشی رسید. او نخستین خلیفه‌ای بود که این منکر را کاملاً آشکار مرتکب می‌شد و [[احساسات]] [[مسلمانان]] را جریحه‌دار می‌کرد. به هر روی، یزید بن معاویه نخستین خلیفه‌ای بود که آشکارا به انجام دادن منکرات پرداخت و باده‌نوشی، مستی و مجالس عیش و [[عشرت]] خویش را پنهان ننمود. پدرش [[معاویه]] آن هنگام که می‌خواست خلافت مسلمانان را به او بسپارد، اندرزش داد که باده‌نوشی و فسق و فجور خود را پنهان دارد و شب را چون پرده‌ای بر آن افکند و منکرات را بر [[مردم]] آشکار نسازد<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۹.</ref>.
 
# '''شکار و لهو و لعب:''' یکی از صفات بارز [[یزید]]، علاقه و [[اشتیاق]] زیاد وی به شکار بوده که اغلب اوقاتش را در آن سپری می‌کرده است. بنا به نقل تاریخ‌نگاران: یزید بن معاویه دلداده و [[عاشق]] شکار بود و خود را به آن سرگرم می‌ساخت. بر گردن سگ‌های شکاری حلقه‌ای زرّین می‌آویخت و پارچه‌های زربفتی بر آنها می‌پوشاند و برای هریک از سگ‌هایش برده‌ای گمارده بود تا امور مربوط به آن را انجام دهد<ref>به الفخری از ابن طقطقی، ص۴۵؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۰؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۳۶۸؛ البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۳۶- ۲۳۹ مراجعه شود.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۷.</ref>
به هر روی، یزید بن معاویه نخستین خلیفه‌ای بود که آشکارا به انجام دادن [[منکرات]] پرداخت و باده‌نوشی، مستی و مجالس عیش و [[عشرت]] خویش را پنهان ننمود. پدرش [[معاویه]] آن هنگام که می‌خواست خلافت مسلمانان را به او بسپارد، اندرزش داد که باده‌نوشی و فسق و فجور خود را پنهان دارد و شب را چون پرده‌ای بر آن افکند و منکرات را بر [[مردم]] آشکار نسازد<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۹.</ref>.
# '''بوزینه‌‌بازی:''' تاریخ‌نگاران اتفاق‌نظر دارند که یزید، عاشق و شیفته میمون بوده و خود دارای بوزینه‌ای ویژه بود که آن را در کنار خویش نگاه می‌داشت و ابو قیس کنیه‌اش داده بود، باقیمانده ظرف شراب خود را بدان می‌نوشاند و می‌گفت: این بوزینه، پیرمردی از [[بنی اسرائیل]] بوده که در اثر [[گناه]] به این [[روز]] افتاده است<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۸؛ [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، [[بر آستان عاشورا ج۱ (کتاب)|بر آستان عاشورا ج۱]]، ص ۷۲.</ref>.
# شکار و لهو و لعب: یکی از صفات بارز [[یزید]]، علاقه و [[اشتیاق]] زیاد وی به شکار بوده که اغلب اوقاتش را در آن سپری می‌کرده است. بنا به نقل تاریخ‌نگاران: یزید بن معاویه دلداده و [[عاشق]] شکار بود و خود را به آن سرگرم می‌ساخت. بر گردن سگ‌های شکاری حلقه‌ای زرّین می‌آویخت و پارچه‌های زربفتی بر آنها می‌پوشاند و برای هریک از سگ‌هایش برده‌ای گمارده بود تا امور مربوط به آن را انجام دهد<ref>به الفخری از ابن طقطقی، ص۴۵؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳۰؛ تاریخ طبری، ج۴، ص۳۶۸؛ البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۳۶- ۲۳۹ مراجعه شود.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۷.</ref>
# بوزینه‌‌بازی: تاریخ‌نگاران اتفاق‌نظر دارند که یزید، عاشق و شیفته [[میمون]] بوده و خود دارای بوزینه‌ای ویژه بود که آن را در کنار خویش نگاه می‌داشت و [[ابو قیس]] کنیه‌اش داده بود، باقیمانده ظرف شراب خود را بدان می‌نوشاند و می‌گفت: این بوزینه، پیرمردی از [[بنی اسرائیل]] بوده که در اثر [[گناه]] به این [[روز]] افتاده است<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]]، ص۱۳۸؛ [[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، [[بر آستان عاشورا ج۱ (کتاب)|بر آستان عاشورا ج۱]]، ص ۷۲.</ref>.


== سرگذشت زندگی ==
== سرگذشت زندگی ==
خط ۴۸: خط ۴۶:
معاویه، از هر کسی بهتر می‌دانست که مردم بعد از وی هرگز با فرد فرومایه‌ای چون یزید بیعت نخواهند کرد. از این رو لازم دید هر چه از دستش بر می‌آید پیشاپیش انجام دهد. این بود که با [[حیله]] و تزویر مدعیان [[آینده]] [[خلافت]]، چون [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}، [[سعد بن ابی وقاص]] و دیگران را یکی پس از دیگری از میان برداشت<ref>مقاتل الطالبیین، ص۷.</ref>.
معاویه، از هر کسی بهتر می‌دانست که مردم بعد از وی هرگز با فرد فرومایه‌ای چون یزید بیعت نخواهند کرد. از این رو لازم دید هر چه از دستش بر می‌آید پیشاپیش انجام دهد. این بود که با [[حیله]] و تزویر مدعیان [[آینده]] [[خلافت]]، چون [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}، [[سعد بن ابی وقاص]] و دیگران را یکی پس از دیگری از میان برداشت<ref>مقاتل الطالبیین، ص۷.</ref>.


وی حتی از عبدالرحمان ـ فرزند [[خالد بن ولید]]، از همسنگران [[جاهلی]] خویش ـ نیز نگذشت و چون از [[شامیان]] شنید که او را برای خلافت آینده مناسب می‌دانند، وی را توسط [[طبیب]] مخصوص خویش به [[قتل]] رساند<ref>مراجعه شود به: الغدیر، ج۱۰، ص۲۳۳؛ الاستیعاب، شرح حال عبدالرحمن و تاریخ طبری، ج۴، ص۱۷۱.</ref>.
وی حتی از عبدالرحمان ـ فرزند [[خالد بن ولید]]، از همسنگران [[جاهلی]] خویش ـ نیز نگذشت و چون از [[شامیان]] شنید که او را برای خلافت آینده مناسب می‌دانند، وی را توسط طبیب مخصوص خویش به [[قتل]] رساند<ref>مراجعه شود به: الغدیر، ج۱۰، ص۲۳۳؛ الاستیعاب، شرح حال عبدالرحمن و تاریخ طبری، ج۴، ص۱۷۱.</ref>.


سال‌ها طول کشید تا همه [[بلاد اسلامی]] ـ جز [[مکه]] و [[مدینه]] ـ به بیعت تحمیلی یزید تن دادند. تنها این دو [[شهر]] ـ مخصوصاً مدینه ـ همچنان دست نخورده باقی مانده بود. حضور افراد ذی نفوذی چون [[امام حسین]]{{ع}} مانع تحقق این مقصود بود. معاویه در ابتدا به [[مروان بن حکم]] ـ والی وقت مدینه ـ دستور داد تا از [[مردم]] آن [[شهر]] [[بیعت]] بگیرد؛ ولی [[مردم مدینه]] اعتنایی به این امر نکردند، عبدالرحمان ـ فرزند [[خلیفه اول]] ـ در جمع مردم با صراحت گفت: [[مروان]] و معاویه [[دروغ]] می‌گویند، آنها می‌خواهند [[حکومت]] را تبدیل به [[پادشاهی]] کنند که هر شاهی مُرد، شاه دیگر (پسرش) [[جانشین]] وی گردد<ref>کامل ابن اثیر، ج۳، ص۵۰۶.</ref>.
سال‌ها طول کشید تا همه [[بلاد اسلامی]] ـ جز [[مکه]] و [[مدینه]] ـ به بیعت تحمیلی یزید تن دادند. تنها این دو [[شهر]] ـ مخصوصاً مدینه ـ همچنان دست نخورده باقی مانده بود. حضور افراد ذی نفوذی چون [[امام حسین]]{{ع}} مانع تحقق این مقصود بود. معاویه در ابتدا به [[مروان بن حکم]] ـ والی وقت مدینه ـ دستور داد تا از [[مردم]] آن [[شهر]] [[بیعت]] بگیرد؛ ولی [[مردم مدینه]] اعتنایی به این امر نکردند، عبدالرحمان ـ فرزند [[خلیفه اول]] ـ در جمع مردم با صراحت گفت: [[مروان]] و معاویه [[دروغ]] می‌گویند، آنها می‌خواهند [[حکومت]] را تبدیل به [[پادشاهی]] کنند که هر شاهی مُرد، شاه دیگر (پسرش) [[جانشین]] وی گردد<ref>کامل ابن اثیر، ج۳، ص۵۰۶.</ref>.
خط ۸۴: خط ۸۲:
=== عملکرد دینی و مذهبی ===
=== عملکرد دینی و مذهبی ===
==== اسلام‌ستیزی ====
==== اسلام‌ستیزی ====
هیچ پژوهشگر و [[تاریخ‌نگاری]] تردید به خود راه نمی‌دهد که [[امویان]] از آغاز بر دمیدن پگاه اسلام تا آخرین مراحل حکومتشان سرسخت‌ترین و لجوج‌ترین [[دشمنان اسلام]] به شمار می‌آمدند و تا زمانی که کلیه امکاناتشان را در جهت [[مبارزه]] با اسلام از دست نداده و با [[شکست]] مواجه نشدند، به اسلام نگرویدند و آن‌گاه که به [[اجبار]] اسلام را پذیرا شدند در جهت به [[تباهی]] کشاندن [[احکام]] و [[تعالیم]] آن و بازگرداندن مظاهر [[جاهلیّت]] در کلیه اشکال آن به شیوه جدید با [[پوشش]] اسلام، دست به طراحی و نقشه زدند.
هیچ پژوهشگر و [[تاریخ‌نگاری]] تردید به خود راه نمی‌دهد که [[امویان]] از آغاز بر دمیدن پگاه اسلام تا آخرین مراحل حکومتشان سرسخت‌ترین و لجوج‌ترین دشمنان اسلام به شمار می‌آمدند و تا زمانی که کلیه امکاناتشان را در جهت [[مبارزه]] با اسلام از دست نداده و با [[شکست]] مواجه نشدند، به اسلام نگرویدند و آن‌گاه که به [[اجبار]] اسلام را پذیرا شدند در جهت به [[تباهی]] کشاندن [[احکام]] و تعالیم آن و بازگرداندن مظاهر [[جاهلیّت]] در کلیه اشکال آن به شیوه جدید با [[پوشش]] اسلام، دست به طراحی و نقشه زدند.


[[معاویه]] هرگاه آوای روح‌بخش نام [[پیامبر اکرم]] [[حضرت محمد بن عبدالله]] {{صل}} را (در [[اذان]]) می‌شنید و [[احساس]] می‌کرد این نام [[مبارک]] در فضای [[جهان اسلام]] هر [[روز]] از فراز مناره‌ها طنین‌افکن است، از [[ترس]] به خود می‌لرزید و آشفته و بی‌قرار می‌شد.
[[معاویه]] هرگاه آوای روح‌بخش نام [[پیامبر اکرم]] [[حضرت محمد بن عبدالله]] {{صل}} را (در [[اذان]]) می‌شنید و [[احساس]] می‌کرد این نام [[مبارک]] در فضای [[جهان اسلام]] هر [[روز]] از فراز مناره‌ها طنین‌افکن است، از [[ترس]] به خود می‌لرزید و آشفته و بی‌قرار می‌شد.


دیگر [[حکّام]] و [[فرمانروایان]] خاندان اموی نیز که با نام اسلام به [[حاکمیت]] رسیده بودند، در [[تخریب]] پایه‌ها و ارکان این [[آیین الهی]] و غیرواقعی جلوه دادن آن و به تباهی کشاندن [[قوانین]] و تعالیم و ارزش‌های والایی که ارائه داده بود، سخت می‌کوشیدند. آن‌گونه که [[تاریخ‌نگاران]] و ارباب [[حدیث]] به وصف آورده‌اند: یزید بن معاویه که امام حسین {{ع}} در برابرش آن موضع شجاعانه و جاوید را اتخاذ کرد، [[انسانی]] فوق‌العاده سبک‌سر و گستاخ و آلودگی‌اش به [[فساد]] و [[فحشا]] و [[منکرات]] از حدّ بیرون بود<ref>سیرة الأئمة الأثنی عشر، ج۲، ص۴۱.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۱۳۵.</ref>
دیگر [[حکّام]] و [[فرمانروایان]] خاندان اموی نیز که با نام اسلام به [[حاکمیت]] رسیده بودند، در تخریب پایه‌ها و ارکان این [[آیین الهی]] و غیرواقعی جلوه دادن آن و به تباهی کشاندن [[قوانین]] و تعالیم و ارزش‌های والایی که ارائه داده بود، سخت می‌کوشیدند. آن‌گونه که تاریخ‌نگاران و ارباب [[حدیث]] به وصف آورده‌اند: یزید بن معاویه که امام حسین {{ع}} در برابرش آن موضع شجاعانه و جاوید را اتخاذ کرد، [[انسانی]] فوق‌العاده سبک‌سر و گستاخ و آلودگی‌اش به [[فساد]] و [[فحشا]] و منکرات از حدّ بیرون بود<ref>سیرة الأئمة الأثنی عشر، ج۲، ص۴۱.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۵ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۵]] ص۱۳۵.</ref>


==== هرزگی و اهانت به ارزش‌های دینی‌ ====
==== هرزگی و اهانت به ارزش‌های دینی‌ ====
آنچه را که [[تاریخ]] از افکار و اندیشه‌های این عامل [[فساد]] و [[تباهی]] و رفتارهای او نقل می‌کند، همه حکایت از [[فسق]] و [[فجور]] و رفتارهای [[الحادی]] دارد. [[قاضی]] نعمان [[مصری]] می‌نویسد: روزی [[رسول خدا]]{{صل}} به معاویه نظر افکند و فرمود: {{متن حدیث|أَیُّ یَوْمٍ لِأُمَّتِي مِنْکَ، وَ أَیُّ یَوْمِ سُوءٍ لِذُرِّیَّتِي مِنْکَ مِنْ جَرْوٍ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِکَ، یَتَّخِذُ آیَاتِ اللهِ هُزُواً وَ یَسْتَحِلُّ مِنْ حُرْمَتِي مَا حَرَّمَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ «[[امت]] من چه [[روز]] ([[سختی]]) از تو خواهند داشت؟ و [[خاندان]] من از [[فرزندی]] که از صلب تو خارج می‌شود، [[روز]] بدی را در پیش دارد! همان [[فرزندی]] که [[آیات خدا]] را به [[استهزا]] می‌گیرد و آن‌چه را که [[خداوند]] از [[حریم]] من [[حرام]] کرده، وی [[حلال]] می‌شمارد»<ref>المناقب و المثالب، ص۷۱ (مطابق نقل حیاة الامام الحسین{{ع}}، ج۲، ص۱۸۰).</ref>.
آنچه را که [[تاریخ]] از افکار و اندیشه‌های این عامل [[فساد]] و [[تباهی]] و رفتارهای او نقل می‌کند، همه حکایت از [[فسق]] و [[فجور]] و رفتارهای [[الحادی]] دارد. [[قاضی]] نعمان [[مصری]] می‌نویسد: روزی [[رسول خدا]]{{صل}} به معاویه نظر افکند و فرمود: {{متن حدیث|أَیُّ یَوْمٍ لِأُمَّتِي مِنْکَ، وَ أَیُّ یَوْمِ سُوءٍ لِذُرِّیَّتِي مِنْکَ مِنْ جَرْوٍ یَخْرُجُ مِنْ صُلْبِکَ، یَتَّخِذُ آیَاتِ اللهِ هُزُواً وَ یَسْتَحِلُّ مِنْ حُرْمَتِي مَا حَرَّمَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ «[[امت]] من چه [[روز]] ([[سختی]]) از تو خواهند داشت؟ و [[خاندان]] من از [[فرزندی]] که از صلب تو خارج می‌شود، [[روز]] بدی را در پیش دارد! همان [[فرزندی]] که [[آیات خدا]] را به [[استهزا]] می‌گیرد و آن‌چه را که [[خداوند]] از حریم من [[حرام]] کرده، وی [[حلال]] می‌شمارد»<ref>المناقب و المثالب، ص۷۱ (مطابق نقل حیاة الامام الحسین{{ع}}، ج۲، ص۱۸۰).</ref>.


اشعار [[کفرآمیز]] یزید و سخن گفتن از [[انتقام]] از [[پیامبر]] و یادآوری کشتگان [[مشرک]] در [[جنگ بدر]] و [[کشتن امام حسین]]{{ع}} در برابر آنان، همگی از عدم [[اعتقاد]] او به [[دین اسلام]] حکایت دارد<ref>اشعار و سخنان وی را پیش از این در دومین ریشه از ریشه‌های قیام عاشورا آورده‌ایم.</ref>.
اشعار [[کفرآمیز]] یزید و سخن گفتن از [[انتقام]] از [[پیامبر]] و یادآوری کشتگان [[مشرک]] در [[جنگ بدر]] و کشتن امام حسین{{ع}} در برابر آنان، همگی از عدم [[اعتقاد]] او به [[دین اسلام]] حکایت دارد<ref>اشعار و سخنان وی را پیش از این در دومین ریشه از ریشه‌های قیام عاشورا آورده‌ایم.</ref>.


در زمان خلافت کوتاهش دربار یزید، مرکز [[فساد]] و [[فحشا]] و [[گناه]] بود و آثار آن در [[جامعه]] نیز گسترش یافته بود؛ به گونه‌ای که به گفته «[[مسعودی]]» در دوران [[حکومت]] کوتاه وی، حتی در محیط مقدسی همچون [[مکه]] و [[مدینه]] جمعی به نوازندگی و استعمال آلات [[لهو و لعب]] می‌پرداختند<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۶۷.</ref>.
در زمان خلافت کوتاهش دربار یزید، مرکز [[فساد]] و [[فحشا]] و [[گناه]] بود و آثار آن در [[جامعه]] نیز گسترش یافته بود؛ به گونه‌ای که به گفته «[[مسعودی]]» در دوران [[حکومت]] کوتاه وی، حتی در محیط مقدسی همچون [[مکه]] و [[مدینه]] جمعی به نوازندگی و استعمال آلات [[لهو و لعب]] می‌پرداختند<ref>مروج الذهب، ج۳، ص۶۷.</ref>.
خط ۱۰۷: خط ۱۰۵:
در اوج [[جنگ]] بین [[شامیان]] و مکیان، زمانی که [[شهر مکه]] هنوز در محاصره بود، خبر مرگ یزید در [[ربیع‌الاول]] سال ۶۴ هجری رسید<ref>تاریخ خلیفة بن خیاط، خلیفة‌بن خیاط، ابن‌عمر، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ قمری، ج۱، ص۳۲۰؛ الامامة و السیاسة، ابن‌قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله‌ بن مسلم، چاپ طه محمد الزینی، بیروت: دارالمعرفه، ج۲، ص۲۰؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۴۹۹؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی‌ بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۱۲۵.</ref>. او یازده [[روز]] پس از آتش‌ زدن [[کعبه]] مُرد<ref>الامامة و السیاسة، ابن‌قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله‌بن مسلم، چاپ طه محمد الزینی، بیروت: دارالمعرفه، ج۲، ص۲۰.</ref>. این خبر باعث تضعیف سپاهیان شام شد. حصین‌ بن نمیر با [[لشکر]] خود به سوی [[شام]] بازگشت<ref>الاخبار الطوال، ص۲۶۸؛ تاریخ الیعقوبی، احمد بن اسحاق (ابن‌واضح)، بیروت: دارصادر، ۱۳۷۹ قمری / ۱۹۶۰ میلادی، ج۲، ص۲۵۲؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۴۹۹، ۵۰۱-۵۰۲؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی، ج۳، ص۲۸۱.</ref>.
در اوج [[جنگ]] بین [[شامیان]] و مکیان، زمانی که [[شهر مکه]] هنوز در محاصره بود، خبر مرگ یزید در [[ربیع‌الاول]] سال ۶۴ هجری رسید<ref>تاریخ خلیفة بن خیاط، خلیفة‌بن خیاط، ابن‌عمر، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ قمری، ج۱، ص۳۲۰؛ الامامة و السیاسة، ابن‌قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله‌ بن مسلم، چاپ طه محمد الزینی، بیروت: دارالمعرفه، ج۲، ص۲۰؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۴۹۹؛ الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، عزّالدین علی‌ بن احمد بن ابی الکرم، تحقیق مکتبه التراث، بیروت: ۱۳۸۵-۱۳۸۶ قمری، ج۴، ص۱۲۵.</ref>. او یازده [[روز]] پس از آتش‌ زدن [[کعبه]] مُرد<ref>الامامة و السیاسة، ابن‌قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله‌بن مسلم، چاپ طه محمد الزینی، بیروت: دارالمعرفه، ج۲، ص۲۰.</ref>. این خبر باعث تضعیف سپاهیان شام شد. حصین‌ بن نمیر با [[لشکر]] خود به سوی [[شام]] بازگشت<ref>الاخبار الطوال، ص۲۶۸؛ تاریخ الیعقوبی، احمد بن اسحاق (ابن‌واضح)، بیروت: دارصادر، ۱۳۷۹ قمری / ۱۹۶۰ میلادی، ج۲، ص۲۵۲؛ تاریخ الطبری، تاریخ الامم و الملوک، طبری، محمدبن جریر، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: ۱۳۸۲ – ۱۳۸۷ قمری / ۱۹۶۲ – ۱۹۶۷ میلادی، ج۵، ص۴۹۹، ۵۰۱-۵۰۲؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، علی بن الحسین، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی، پاریس: ۱۸۶۱-۱۸۷۷ میلادی، ج۳، ص۲۸۱.</ref>.


[[یزید]] در حوارین از سرزمین‌های حمص شام مُرد. هنگام [[مرگ]] ۳۶ و یا ۳۸ سال سن داشت<ref>المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱.</ref> و مدت حکومتش سه سال و هشت ماه بود<ref>المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱؛ البدء و التاریخ، مقدسی، مطهربن طاهر، پاریس: چاپ کلمان هوار، ۱۸۹۹ – ۱۹۱۹ میلادی، چاپ افست تهران: ۱۹۶۲ میلادی، ج۶، ص۱۶.</ref>. او را در همانجا به خاک سپردند<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص۶۵-۷۹؛ [[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص ۸۲.</ref>.  
[[یزید]] در حوارین از سرزمین‌های حمص شام مُرد. هنگام [[مرگ]] ۳۶ و یا ۳۸ سال سن داشت<ref>المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱.</ref> و مدت حکومتش سه سال و هشت ماه بود<ref>المحبّر، ابن حبیب، محمد، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر آباد دکن: ۱۳۶۱ قمری/ ۱۹۴۲ میلادی، ص۲۱؛ البدء و التاریخ، مقدسی، مطهربن طاهر، پاریس: چاپ کلمان هوار، ۱۸۹۹ – ۱۹۱۹ میلادی، چاپ افست تهران: ۱۹۶۲ میلادی، ج۶، ص۱۶.</ref>. او را در همانجا به خاک سپردند<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[دوزخیان جاوید (کتاب)|دوزخیان جاوید]]، ص۶۵-۷۹؛ [[محمد سهیل طقوش|طقوش]] و [[رسول جعفریان|جعفریان]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص ۸۲.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش