سیره اخلاقی امام سجاد: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== بردباری‌ ==
== بردباری‌ ==
{{اصلی|بردباری}}
[[امام سجاد]]{{ع}} از بردبارترین [[مردم]] بوده و بسیار [[خشم]] خود را فرو می‌خورد. تاریخ‌نویسان از موارد [[بردباری]] او نمونه‌هایی ذکر کرده‌اند:
[[امام سجاد]]{{ع}} از بردبارترین [[مردم]] بوده و بسیار [[خشم]] خود را فرو می‌خورد. تاریخ‌نویسان از موارد [[بردباری]] او نمونه‌هایی ذکر کرده‌اند:
# آن حضرت کنیزی داشتند که هنگام [[وضو]] آب بر دست مبارکشان می‌ریخت، روزی ظرف آب از دست او افتاده و به صورت امام اصابت کرده و صورت ایشان را مجروح ساخت کنیز فورا این [[آیه]] از [[قرآن]] را [[تلاوت]] کرد: {{متن قرآن|وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ}}<ref>«و فروخورندگان خشم» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>؛ [[امام]] نیز به سرعت فرمودند: خشم خود را فرو خوردم. با شنیدن این [[کلام]] و دیدن بردباری امام، کنیز [[امید]] بست تا چیز بیشتری از امام بخواهد؛ لذا دنباله آیه را تلاوت کرد: {{متن قرآن|وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ}}<ref>«و در گذرندگان از مردم» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>؛ امام{{ع}} فرمودند: [[خدا]] از تو درگذرد. سپس کنیزک قسمت پایانی آیه [[شریف]] را تلاوت نمود: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>؛ امام{{ع}} نیز در جواب او فرمودند: برو که تو را [[آزاد]] کردم<ref>امالی صدوق، ص۱۶۸، ح۱۲؛ ارشاد، ج۲، ص۱۴۶؛ مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۵۷؛ تاریخ دمشق، ج۳۶، ص۱۵۵؛ مختصر ابن منظور، ج۱۷، ص۲۴۰؛ سیر الاعلام النبلاء، ج۴، ص۳۹۷؛ نهایة الارب، ج۲۱، ص۳۲۶.</ref>.
# آن حضرت کنیزی داشتند که هنگام [[وضو]] آب بر دست مبارکشان می‌ریخت، روزی ظرف آب از دست او افتاده و به صورت امام اصابت کرده و صورت ایشان را مجروح ساخت کنیز فورا این [[آیه]] از [[قرآن]] را [[تلاوت]] کرد: {{متن قرآن|وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ}}<ref>«و فروخورندگان خشم» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>؛ [[امام]] نیز به سرعت فرمودند: خشم خود را فرو خوردم. با شنیدن این [[کلام]] و دیدن بردباری امام، کنیز [[امید]] بست تا چیز بیشتری از امام بخواهد؛ لذا دنباله آیه را تلاوت کرد: {{متن قرآن|وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ}}<ref>«و در گذرندگان از مردم» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>؛ امام{{ع}} فرمودند: [[خدا]] از تو درگذرد. سپس کنیزک قسمت پایانی آیه [[شریف]] را تلاوت نمود: {{متن قرآن|وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref>؛ امام{{ع}} نیز در جواب او فرمودند: برو که تو را [[آزاد]] کردم<ref>امالی صدوق، ص۱۶۸، ح۱۲؛ ارشاد، ج۲، ص۱۴۶؛ مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۵۷؛ تاریخ دمشق، ج۳۶، ص۱۵۵؛ مختصر ابن منظور، ج۱۷، ص۲۴۰؛ سیر الاعلام النبلاء، ج۴، ص۳۹۷؛ نهایة الارب، ج۲۱، ص۳۲۶.</ref>.
خط ۱۳: خط ۱۴:


== سخاوت‌ ==
== سخاوت‌ ==
{{اصلی|سخاوت}}
همه مورخان بر این مطلب اتفاق‌نظر دارند که [[امام سجاد]] از سخاوتمندترین افراد بوده و دست [[بخشش]] او همواره بر [[فقرا]] و [[مساکین]] گشوده بوده است و از [[جود]] و بخشش وی داستان‌هایی نقل کرده‌اند:
همه مورخان بر این مطلب اتفاق‌نظر دارند که [[امام سجاد]] از سخاوتمندترین افراد بوده و دست [[بخشش]] او همواره بر [[فقرا]] و [[مساکین]] گشوده بوده است و از [[جود]] و بخشش وی داستان‌هایی نقل کرده‌اند:
# [[محمد بن اسامه]] مریض شد [[امام]]{{ع}} به [[عیادت]] او رفتند چون امام{{ع}} در مجلس نشستند محمد شروع به [[گریه]] کرد امام{{ع}} به او فرمود: «چه‌چیز تو را به گریه انداخته است»؟ عرضه داشت: [[قرض]] دارم، امام{{ع}} فرمود: «چه مقدار بدهکاری؟» پاسخ داد: پانزده هزار دینار. امام فرمود: «قرضت بر عهده من» و از جابر نخاست تا قرض او را ادا نمود<ref>ارشاد، ج۱، ص۱۴۶؛ مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۳۶؛ و ر.ک: البدایة و النهایة، ج۹، ص۱۰۵؛ سیر الاعلام النبلاء، ج۴، ص۲۳۹.</ref>.
# [[محمد بن اسامه]] مریض شد [[امام]]{{ع}} به [[عیادت]] او رفتند چون امام{{ع}} در مجلس نشستند محمد شروع به [[گریه]] کرد امام{{ع}} به او فرمود: «چه‌چیز تو را به گریه انداخته است»؟ عرضه داشت: [[قرض]] دارم، امام{{ع}} فرمود: «چه مقدار بدهکاری؟» پاسخ داد: پانزده هزار دینار. امام فرمود: «قرضت بر عهده من» و از جابر نخاست تا قرض او را ادا نمود<ref>ارشاد، ج۱، ص۱۴۶؛ مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۳۶؛ و ر.ک: البدایة و النهایة، ج۹، ص۱۰۵؛ سیر الاعلام النبلاء، ج۴، ص۲۳۹.</ref>.
خط ۲۳: خط ۲۵:
# نهی [[امام]]{{ع}} از راندن سائل‌: امام{{ع}} به دلیل تبعات سوئی که این کار داشت از قبیل از بین رفتن [[نعمت‌ها]]، یا [[نزول]] ناگهانی [[عذاب]]، از این کار به شدت نهی می‌کردند. ایشان در بسیاری از [[احادیث]] نقل‌شده بر [[ضرورت]] این کار [نراندن سائل‌] تأکید کرده‌اند: [[ابو حمزه ثمالی]] می‌گوید: روز جمعه‌ای [[نماز صبح]] را با امام سجاد{{ع}} به‌جا آوردم پس از [[نماز]] با هم به سمت خانه آن حضرت روانه شدیم، ایشان کنیزک خود به نام [[سکینه]] را فراخواندند و فرمودند: «امروز [[جمعه]] است، هیچ سائلی از در خانه من نمی‌گذرد مگر اینکه او را [[اطعام]] می‌کنید». [[ابو حمزه]] عرض کرد: هرسائلی به در خانه می‌آید که مستحق نیست. امام{{ع}} فرمودند: «[[بیم]] آن دارم که بعضی از آنان مستحق باشند و ما او را برانیم و به واسطه این عمل آنچه بر [[یعقوب]] و [[آل یعقوب]] نازل گردید بر ما [[اهل بیت]] نازل شود، آنان را اطعام کنید، آنان را [[اطعام]] کنید، [[یعقوب پیامبر]] همه [[روزه]] برای [[خوراک]] خود و خانواده‌اش یک قوچ [[ذبح]] می‌کرد. [[روز]] جمعه‌ای در هنگام [[افطار]] [[سائل]] مؤمنی از در [[خانه]] [[یعقوب]] می‌گذشت ندا درداد که سائل گرسنه و [[غریب]] را از بقیه غذای خود اطعام کنید، آنان با آنکه صدای او را می‌شنیدند، گفته‌هایش را راست نپنداشته و او را [[تصدیق]] نکردند، آن مستمند چون از ایشان [[ناامید]] شد و شب فرارسید به راه خود رفت و شب را با شکم خالی در حالی که از [[گرسنگی]] خود به [[خدا]] [[شکایت]] می‌کرد به صبح رساند، یعقوب و خانواده‌اش نیز با شکم [[سیر]] و در حالی‌که هنوز مقداری از غذای آنان باقی بود خوابیدند، صبح فردا [[خداوند]] به یعقوب [[وحی]] کرد: [[بنده]] مرا چنان [[ذلیل]] کردی که مستحق [[غضب]] و [[تأدیب]] من و [[نزول عذاب]] و ابتلای خود و پسرانت گشتی، ای یعقوب از میان پیامبرانم آنانی نزد من محبوبتر هستند که بر [[بندگان]] [[مسکین]] من رحم کنند، آنان را به خود نزدیک ساخته و اطعامشان نموده و [[پناهگاه]] آنان باشند، ای یعقوب چرا بر بنده من رحم نکردی، بنده‌ای که عبادتش بسیار و به اندکی از متاع [[دنیا]] [[راضی]] بود، به عزتم [[سوگند]] تو را [[مبتلا]] خواهم ساخت، تو و پسرانت را آماج مصیبتها قرار خواهم داد». [[ابو حمزه]] عرض کرد: یوسف آن [[خواب]] معروف را چه‌وقت دید؟ [[امام]]{{ع}} فرمودند: «در همان شبی که [[خانواده]] یعقوب، سیر خوابیدند و مستمند، گرسنه»<ref>علل الشرایع، ج۱، ص۶۱، ب ۴۲، ح۱ (چاپ بیروت).</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۶ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۶]]، ص ۳۳.</ref>
# نهی [[امام]]{{ع}} از راندن سائل‌: امام{{ع}} به دلیل تبعات سوئی که این کار داشت از قبیل از بین رفتن [[نعمت‌ها]]، یا [[نزول]] ناگهانی [[عذاب]]، از این کار به شدت نهی می‌کردند. ایشان در بسیاری از [[احادیث]] نقل‌شده بر [[ضرورت]] این کار [نراندن سائل‌] تأکید کرده‌اند: [[ابو حمزه ثمالی]] می‌گوید: روز جمعه‌ای [[نماز صبح]] را با امام سجاد{{ع}} به‌جا آوردم پس از [[نماز]] با هم به سمت خانه آن حضرت روانه شدیم، ایشان کنیزک خود به نام [[سکینه]] را فراخواندند و فرمودند: «امروز [[جمعه]] است، هیچ سائلی از در خانه من نمی‌گذرد مگر اینکه او را [[اطعام]] می‌کنید». [[ابو حمزه]] عرض کرد: هرسائلی به در خانه می‌آید که مستحق نیست. امام{{ع}} فرمودند: «[[بیم]] آن دارم که بعضی از آنان مستحق باشند و ما او را برانیم و به واسطه این عمل آنچه بر [[یعقوب]] و [[آل یعقوب]] نازل گردید بر ما [[اهل بیت]] نازل شود، آنان را اطعام کنید، آنان را [[اطعام]] کنید، [[یعقوب پیامبر]] همه [[روزه]] برای [[خوراک]] خود و خانواده‌اش یک قوچ [[ذبح]] می‌کرد. [[روز]] جمعه‌ای در هنگام [[افطار]] [[سائل]] مؤمنی از در [[خانه]] [[یعقوب]] می‌گذشت ندا درداد که سائل گرسنه و [[غریب]] را از بقیه غذای خود اطعام کنید، آنان با آنکه صدای او را می‌شنیدند، گفته‌هایش را راست نپنداشته و او را [[تصدیق]] نکردند، آن مستمند چون از ایشان [[ناامید]] شد و شب فرارسید به راه خود رفت و شب را با شکم خالی در حالی که از [[گرسنگی]] خود به [[خدا]] [[شکایت]] می‌کرد به صبح رساند، یعقوب و خانواده‌اش نیز با شکم [[سیر]] و در حالی‌که هنوز مقداری از غذای آنان باقی بود خوابیدند، صبح فردا [[خداوند]] به یعقوب [[وحی]] کرد: [[بنده]] مرا چنان [[ذلیل]] کردی که مستحق [[غضب]] و [[تأدیب]] من و [[نزول عذاب]] و ابتلای خود و پسرانت گشتی، ای یعقوب از میان پیامبرانم آنانی نزد من محبوبتر هستند که بر [[بندگان]] [[مسکین]] من رحم کنند، آنان را به خود نزدیک ساخته و اطعامشان نموده و [[پناهگاه]] آنان باشند، ای یعقوب چرا بر بنده من رحم نکردی، بنده‌ای که عبادتش بسیار و به اندکی از متاع [[دنیا]] [[راضی]] بود، به عزتم [[سوگند]] تو را [[مبتلا]] خواهم ساخت، تو و پسرانت را آماج مصیبتها قرار خواهم داد». [[ابو حمزه]] عرض کرد: یوسف آن [[خواب]] معروف را چه‌وقت دید؟ [[امام]]{{ع}} فرمودند: «در همان شبی که [[خانواده]] یعقوب، سیر خوابیدند و مستمند، گرسنه»<ref>علل الشرایع، ج۱، ص۶۱، ب ۴۲، ح۱ (چاپ بیروت).</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۶ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۶]]، ص ۳۳.</ref>


== [[صدقه]] دادن‌ ==
== صدقه‌دادن‌ ==
{{اصلی|صدقه}}
از کارهایی که امام{{ع}} در [[زندگی]] [[شریف]] خود به آن [[اشتیاق]] بسیار داشتند [[تصدق]] بر [[فقیران]] برای رفع [[ناراحتی]] و [[نشاط]] بخشیدن به زندگی آنان بوده و دیگران را نیز به این کار [[تشویق]] می‌نمودند، به این‌جهت که این عمل نزد خداوند دارای اجری بس بزرگ است، می‌فرمود: هیچ‌کسی بر مستمند مستضعفی صدقه نمی‌دهد مگر اینکه دعای مسکین در همان [[ساعت]] در [[حق]] وی به [[اجابت]] می‌رسد<ref>وسائل الشیعه، ج۶، ص۲۹۶.</ref>.
از کارهایی که امام{{ع}} در [[زندگی]] [[شریف]] خود به آن [[اشتیاق]] بسیار داشتند [[تصدق]] بر [[فقیران]] برای رفع [[ناراحتی]] و [[نشاط]] بخشیدن به زندگی آنان بوده و دیگران را نیز به این کار [[تشویق]] می‌نمودند، به این‌جهت که این عمل نزد خداوند دارای اجری بس بزرگ است، می‌فرمود: هیچ‌کسی بر مستمند مستضعفی صدقه نمی‌دهد مگر اینکه دعای مسکین در همان [[ساعت]] در [[حق]] وی به [[اجابت]] می‌رسد<ref>وسائل الشیعه، ج۶، ص۲۹۶.</ref>.
اکنون به بعضی از خصلت‌های [[نیکو]] و انواع [[صدقات]] آن حضرت اشاره می‌کنیم:
اکنون به بعضی از خصلت‌های [[نیکو]] و انواع [[صدقات]] آن حضرت اشاره می‌کنیم:
خط ۳۳: خط ۳۶:


== عزت نفس‌ ==
== عزت نفس‌ ==
{{اصلی|عزت نفس}}
از دیگر [[صفات امام]] [[زین العابدین علی بن الحسین]]{{ع}} [[عزت نفس]] ایشان بود که این صفت را از پدر بزرگوارش [[امام حسین]]{{ع}} به [[ارث]] برده بود که خطاب به [[قدرتمندان]] و گردنکشان [[زمان]] خود می‌فرمود: به [[خدا]] قسم همچون دونان دست [[بیعت]] به سوی شما دراز نمی‌کنم و چون [[بردگان]] در [[اطاعت]] شما درنمی‌آیم<ref>وقعة الطف، ص۲۰۹.</ref>.
از دیگر [[صفات امام]] [[زین العابدین علی بن الحسین]]{{ع}} [[عزت نفس]] ایشان بود که این صفت را از پدر بزرگوارش [[امام حسین]]{{ع}} به [[ارث]] برده بود که خطاب به [[قدرتمندان]] و گردنکشان [[زمان]] خود می‌فرمود: به [[خدا]] قسم همچون دونان دست [[بیعت]] به سوی شما دراز نمی‌کنم و چون [[بردگان]] در [[اطاعت]] شما درنمی‌آیم<ref>وقعة الطف، ص۲۰۹.</ref>.
این صفت ممتاز در [[شخصیت امام زین العابدین]] این‌گونه در کلامش جلوه‌گر شده است: [[دوست]] نمی‌دارم به قیمت [[خواری]] خود صاحب شتران سرخ‌موی شوم<ref>کافی، ج۲، ص۱۰۹ و ۱۱۱؛ خصال، ج۱، ص۲۳ و از کافی در بحار الانوار، ج۷۱، ص۴۰۶ نقل شده که مؤلف بحار یک صفحه درباره آن توضیح داده است.</ref>.
این صفت ممتاز در [[شخصیت امام زین العابدین]] این‌گونه در کلامش جلوه‌گر شده است: [[دوست]] نمی‌دارم به قیمت [[خواری]] خود صاحب شتران سرخ‌موی شوم<ref>کافی، ج۲، ص۱۰۹ و ۱۱۱؛ خصال، ج۱، ص۲۳ و از کافی در بحار الانوار، ج۷۱، ص۴۰۶ نقل شده که مؤلف بحار یک صفحه درباره آن توضیح داده است.</ref>.
خط ۳۸: خط ۴۲:
و از کلمات آن حضرت درباره [[عزت‌نفس]] است: {{متن حدیث|مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا}}؛ کسی که [[ارزش]] خود را بداند [[دنیا]] برایش بی‌ارزش می‌شود<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۱۳۵.</ref>. در [[تاریخ]] آمده است: در زمان [[خلافت]] ولید بن عبد الملک کسی از وابستگان [[حکومت]]، [[مالی]] را از آن حضرت [[غصب]] کرده بود، در ایام [[حج]] که ولید به [[مکه]] آمده بود به ایشان گفته شد: کاش از ولید درخواست می‌کردید تا [[حق]] شما را بازگرداند، حضرت در پاسخ ایشان این [[کلام]] جاوید را در عالم عزت‌نفس بیان فرمودند: وای بر تو آیا در [[حرم]] [[خداوند]] عز و جل از غیر او [[حاجت]] بخواهم؟ من از اینکه دنیا را از [[خالق]] آن طلب کنم ابا می‌کنم حال چگونه از مخلوقی چون خود دنیا را طلب کنم<ref>بحار الانوار، ج۴۶، ص۶۴ از علل الشرایع، ج۱، ص۲۷۰ چاپ بیروت.</ref>. در [[عزت]] او همین بس که هرگز درهمی از راه نسبتش با [[پیامبر]]{{صل}} نخورد<ref>مجالس ثعلبی، ج۲، ص۴۶۲ و به نقل از آن در حیاة الامام زین العابدین نوشته قرشی، ج۱، ص۸۱ و در مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۷۵ از نافع به جای {{متن حدیث|دِرْهَماً}} کلمه {{متن حدیث|شَيْئاً}} آورده.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۶ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۶]]، ص ۳۹.</ref>
و از کلمات آن حضرت درباره [[عزت‌نفس]] است: {{متن حدیث|مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا}}؛ کسی که [[ارزش]] خود را بداند [[دنیا]] برایش بی‌ارزش می‌شود<ref>بحار الانوار، ج۷۸، ص۱۳۵.</ref>. در [[تاریخ]] آمده است: در زمان [[خلافت]] ولید بن عبد الملک کسی از وابستگان [[حکومت]]، [[مالی]] را از آن حضرت [[غصب]] کرده بود، در ایام [[حج]] که ولید به [[مکه]] آمده بود به ایشان گفته شد: کاش از ولید درخواست می‌کردید تا [[حق]] شما را بازگرداند، حضرت در پاسخ ایشان این [[کلام]] جاوید را در عالم عزت‌نفس بیان فرمودند: وای بر تو آیا در [[حرم]] [[خداوند]] عز و جل از غیر او [[حاجت]] بخواهم؟ من از اینکه دنیا را از [[خالق]] آن طلب کنم ابا می‌کنم حال چگونه از مخلوقی چون خود دنیا را طلب کنم<ref>بحار الانوار، ج۴۶، ص۶۴ از علل الشرایع، ج۱، ص۲۷۰ چاپ بیروت.</ref>. در [[عزت]] او همین بس که هرگز درهمی از راه نسبتش با [[پیامبر]]{{صل}} نخورد<ref>مجالس ثعلبی، ج۲، ص۴۶۲ و به نقل از آن در حیاة الامام زین العابدین نوشته قرشی، ج۱، ص۸۱ و در مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۱۷۵ از نافع به جای {{متن حدیث|دِرْهَماً}} کلمه {{متن حدیث|شَيْئاً}} آورده.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۶ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۶]]، ص ۳۹.</ref>


== زهد امام سجاد{{ع}}‌ ==
== زهدورزی ==
{{اصلی|زهد}}
ایشان در [[زمان]] خود به زاهدترین [[مردم]] مشهور بودند تا جایی که وقتی از [[زهری]] سؤال شد: زاهدترین مردم کیست؟ پاسخ داد: [[علی بن الحسین]]<ref>بحار الانوار، ج۴۶، ص۶۲ نقل از علل الشرایع، ج۱، ص۲۷۰ (چاپ بیروت).</ref>. روزی مستمندی را در حال [[گریه]] دید، دلش برای او سوخت و گفت: اگر همه [[دنیا]] در دست این شخص می‌بود و به یکباره از دست او می‌رفت سزاوار نبود که برای آن گریه کند<ref>کشف الغمة، ج۲، ص۳۱۸ نقل از نثر الدرر آبی و الفصول المهمة، ص۱۹۲.</ref>.
ایشان در [[زمان]] خود به زاهدترین [[مردم]] مشهور بودند تا جایی که وقتی از [[زهری]] سؤال شد: زاهدترین مردم کیست؟ پاسخ داد: [[علی بن الحسین]]<ref>بحار الانوار، ج۴۶، ص۶۲ نقل از علل الشرایع، ج۱، ص۲۷۰ (چاپ بیروت).</ref>. روزی مستمندی را در حال [[گریه]] دید، دلش برای او سوخت و گفت: اگر همه [[دنیا]] در دست این شخص می‌بود و به یکباره از دست او می‌رفت سزاوار نبود که برای آن گریه کند<ref>کشف الغمة، ج۲، ص۳۱۸ نقل از نثر الدرر آبی و الفصول المهمة، ص۱۹۲.</ref>.


[[سعید بن مسیب]] گوید: علی بن الحسین{{ع}} در هرروز [[جمعه]] در [[مسجد پیامبر]] مردم را با این کلمات که عینا [[حفظ]] و نوشته شده است [[موعظه]] می‌کرد و آنان را به [[بی‌رغبتی به دنیا]] و [[رغبت]] به [[آخرت]] [[تشویق]] می‌نمود: ای مردم [[تقوای الهی]] پیشه خود سازید. بدانید که به سوی او بازخواهید گشت... ای فرزند [[آدم]] سریعترین چیزی که به سوی تو می‌آید و نزدیک است به تو برسد و تو را دریابد [[مرگ]] تو است، گویا هم‌اکنون است که اجلت رسیده، [[ملک الموت]] جانت را گرفته و تنها در [[خانه]] قبرت گذاشته‌اند، آنگاه است که روحت به بدن بازمی‌گردد و [[نکیر و منکر]] برای سؤال و جواب و [[امتحانات سخت]] به سویت [[هجوم]] می‌آورند... پس ای [[بندگان خدا]] از [[خدا]] پرواکنید و بدانید که [[خداوند متعال]] [[زیور]] زود گذر دنیا را نه برای اولیای خود می‌پسندد و نه ایشان را بدان [[ترغیب]] کرده است بلکه دنیا و [[اهل]] آن را فقط برای این [[آفریده]] است تا آنان را بیازماید که کدامیک بهترین عمل را برای آخرت خویش دارند، به [[خدا]] [[سوگند]] که [[خداوند]] در کتاب خود برای شما همه این مسائل را در قالب مثال بیان داشته و نشانه‌های آشکار را برای آنان که [[تعقل]] می‌کنند شناسانده است و هیچ نیرویی جز به [[توفیق]] خدا نیست، پس در [[زندگی]] فانی [[دنیا]] که خداوند شما را در آن به [[زهد]] امر کرده زهد ورزید... چونان کسی که دنیا را [[وطن]] و محل استقرار دائمی دانسته است به آن تکیه نکنید که دنیا محل عبور و [[منزل]] عاریت و جای عمل است پس قبل از پراکنده شدن روزهای دنیا و [[اجازه]] خداوند برای نابودی آن از [[اعمال]] [[نیکو]] در آن [[توشه]] بردارید... خداوند شما و ما را درباره زیورهای زودگذر دنیا از زاهدان قرار دهد که [[رغبت]] ایشان در [[ثواب]] [[پایدار]] [[آخرت]] است که ما را برای آن آفریده‌اند<ref>کافی، ج۸، ص۷۲- ۷۶؛ تحف العقول، ص۲۴۹- ۲۵۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۶ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۶]]، ص ۴۰.</ref>
[[سعید بن مسیب]] گوید: علی بن الحسین{{ع}} در هرروز [[جمعه]] در [[مسجد پیامبر]] مردم را با این کلمات که عینا [[حفظ]] و نوشته شده است [[موعظه]] می‌کرد و آنان را به [[بی‌رغبتی به دنیا]] و [[رغبت]] به [[آخرت]] [[تشویق]] می‌نمود: ای مردم [[تقوای الهی]] پیشه خود سازید. بدانید که به سوی او بازخواهید گشت... ای فرزند [[آدم]] سریعترین چیزی که به سوی تو می‌آید و نزدیک است به تو برسد و تو را دریابد [[مرگ]] تو است، گویا هم‌اکنون است که اجلت رسیده، [[ملک الموت]] جانت را گرفته و تنها در [[خانه]] قبرت گذاشته‌اند، آنگاه است که روحت به بدن بازمی‌گردد و [[نکیر و منکر]] برای سؤال و جواب و [[امتحانات سخت]] به سویت [[هجوم]] می‌آورند... پس ای [[بندگان خدا]] از [[خدا]] پرواکنید و بدانید که [[خداوند متعال]] [[زیور]] زود گذر دنیا را نه برای اولیای خود می‌پسندد و نه ایشان را بدان [[ترغیب]] کرده است بلکه دنیا و [[اهل]] آن را فقط برای این [[آفریده]] است تا آنان را بیازماید که کدامیک بهترین عمل را برای آخرت خویش دارند، به [[خدا]] [[سوگند]] که [[خداوند]] در کتاب خود برای شما همه این مسائل را در قالب مثال بیان داشته و نشانه‌های آشکار را برای آنان که [[تعقل]] می‌کنند شناسانده است و هیچ نیرویی جز به [[توفیق]] خدا نیست، پس در [[زندگی]] فانی [[دنیا]] که خداوند شما را در آن به [[زهد]] امر کرده زهد ورزید... چونان کسی که دنیا را [[وطن]] و محل استقرار دائمی دانسته است به آن تکیه نکنید که دنیا محل عبور و [[منزل]] عاریت و جای عمل است پس قبل از پراکنده شدن روزهای دنیا و [[اجازه]] خداوند برای نابودی آن از [[اعمال]] [[نیکو]] در آن [[توشه]] بردارید... خداوند شما و ما را درباره زیورهای زودگذر دنیا از زاهدان قرار دهد که [[رغبت]] ایشان در [[ثواب]] [[پایدار]] [[آخرت]] است که ما را برای آن آفریده‌اند<ref>کافی، ج۸، ص۷۲- ۷۶؛ تحف العقول، ص۲۴۹- ۲۵۲.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۶ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۶]]، ص ۴۰.</ref>


== [[تضرع]] [[امام سجاد]]{{ع}} به درگاه خدا ==
== تضرع و انقطاع الی‌الله ==
{{اصلی|تضرع}}
وجود عنصر تضرع و [[انقطاع]] به درگاه خداوند در [[شخصیت]] و [[زندگی امام سجاد]]{{ع}} از [[شهرت]] ایشان به [[لقب]] [[زین العابدین]] پیدا است. به‌علاوه اینکه [[دعاهای صحیفه سجادیه]] نیز خود دلیل دیگری بر این قضیه می‌باشد، یک نگاه کوتاه و سریع به عناوین این [[دعاها]] نهایت پناه‌جویی [[امام]] را به [[خداوند متعال]] در [[شئون]] مختلف زندگی بر ما مشخص می‌نماید، در [[صحیفه]] می‌بینیم که گذشته از مضامین بلندی از دعاها که بیانش از کسی جز آن حضرت ساخته نیست، هیچ کاری از کارهای زندگی نیست که امام سجاد{{ع}} درباره آن [[دعا]] و تضرع به درگاه خداوند متعال نداشته باشد،
وجود عنصر تضرع و [[انقطاع]] به درگاه خداوند در [[شخصیت]] و [[زندگی امام سجاد]]{{ع}} از [[شهرت]] ایشان به [[لقب]] [[زین العابدین]] پیدا است. به‌علاوه اینکه [[دعاهای صحیفه سجادیه]] نیز خود دلیل دیگری بر این قضیه می‌باشد، یک نگاه کوتاه و سریع به عناوین این [[دعاها]] نهایت پناه‌جویی [[امام]] را به [[خداوند متعال]] در [[شئون]] مختلف زندگی بر ما مشخص می‌نماید، در [[صحیفه]] می‌بینیم که گذشته از مضامین بلندی از دعاها که بیانش از کسی جز آن حضرت ساخته نیست، هیچ کاری از کارهای زندگی نیست که امام سجاد{{ع}} درباره آن [[دعا]] و تضرع به درگاه خداوند متعال نداشته باشد،
امام سجاد{{ع}} در [[محبت خدا]] ذوب شده بود و در برابر ذات اقدسش نهایت [[اخلاص]] را داشت و این امر کاملا در همه حرکات و سکنات او انعکاس یافته بود.
امام سجاد{{ع}} در [[محبت خدا]] ذوب شده بود و در برابر ذات اقدسش نهایت [[اخلاص]] را داشت و این امر کاملا در همه حرکات و سکنات او انعکاس یافته بود.
۲۱۸٬۹۲۴

ویرایش