انتقاد: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۰۸۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ آوریل ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱۴: خط ۱۴:


[[جوادی آملی]] با انتقاد از اینکه برخی می‌پندارند، جنبه مثبت [[سکولاریزم]] آن است که هیچ فرد و عنصری در [[جامعه]] از [[جهت]] [[نقد]] و [[نظارت]] استثنا نخواهد شد؛ بر این امر تأکید دارد که [[واقعیت]] امر چنین نیست، وی با توجه به اینکه همه امور [[جامعه اسلامی]] اعم از [[قانون]]، [[هیئت]] [[حاکم]]، [[دولتمردان]] و غیر آن باید این [[آمادگی]] و ظرفیت را داشته باشند که مورد انتقاد و سؤال قرار گیرند؛ به ظرفیت‌های آموزه [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌پردازد و اینکه با [[تأمّل]] در حدود و [[ثغور]] و کیفیت اجرای این [[فریضه]]، به [[برتری]] انکارناپذیر آن، پی می‌بریم. در امر به معروف و نهی از منکر، هیچ‌گاه انتقاد و [[تذکر]] به شخص یا گروه خاصی واگذار نشده است، بلکه همه افراد موظفند به یکدیگر تذکر دهند و همه [[وظیفه]] دارند در برابر تخطّی دیگران ساکت نمانند و از این جهت فرقی بین فرد عادی با دولتمرد نیست. همان‌گونه که افراد عادی جامعه می‌توانند به [[مسئول]] دولتی تذکر بدهند و به این وسیله، خطاهای او را در مسئولیتش به وی گوشزد کنند، مسئول نیز می‌تواند خطاهای مسئول دیگر یا فردی از افراد جامعه را به وی تذکر دهد<ref>عبدالله جوادی آملی، نسبت دین و دنیا؛ ص۲۱۸.</ref>. و نکته چشمگیر آن است که نقد و [[پرسش]] از [[حاکمان]] و [[رهبران]] در هیچ حالتی از میان نمی‌رود و امکان دارد که در هر موقعیتی نقد شوند، به بیان [[شهید بهشتی]]، هیچ [[حکومتی]] تحت هیچ عنوانی، تحت شرایط فوق‌العاده و غیرعادی و به طورکلی تحت هیچ شرایطی [[حق]] ندارد [[آزادی]] انتقاد از رهبران را از [[مردم]] بگیرد. [[فقها]] می‌گویند برخی امور به عنوان اولی، [[واجب]] است و به عنوان ثانوی، [[حرام]]. بعضی چیزها هست که عنوان ثانوی برنمی‌دارد. طبق آنچه ما از [[اسلام]] می‌شناسیم، هیچ [[حکومتی]] تحت هیچ شرایطی [[حق]] ندارد، [[آزادی]] انتقاد از [[رهبران]] را از دست [[مردم]] بگیرد<ref>سید محمد حسینی بهشتی، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، ص۱۲۷.</ref><ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۷۸.</ref>
[[جوادی آملی]] با انتقاد از اینکه برخی می‌پندارند، جنبه مثبت [[سکولاریزم]] آن است که هیچ فرد و عنصری در [[جامعه]] از [[جهت]] [[نقد]] و [[نظارت]] استثنا نخواهد شد؛ بر این امر تأکید دارد که [[واقعیت]] امر چنین نیست، وی با توجه به اینکه همه امور [[جامعه اسلامی]] اعم از [[قانون]]، [[هیئت]] [[حاکم]]، [[دولتمردان]] و غیر آن باید این [[آمادگی]] و ظرفیت را داشته باشند که مورد انتقاد و سؤال قرار گیرند؛ به ظرفیت‌های آموزه [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌پردازد و اینکه با [[تأمّل]] در حدود و [[ثغور]] و کیفیت اجرای این [[فریضه]]، به [[برتری]] انکارناپذیر آن، پی می‌بریم. در امر به معروف و نهی از منکر، هیچ‌گاه انتقاد و [[تذکر]] به شخص یا گروه خاصی واگذار نشده است، بلکه همه افراد موظفند به یکدیگر تذکر دهند و همه [[وظیفه]] دارند در برابر تخطّی دیگران ساکت نمانند و از این جهت فرقی بین فرد عادی با دولتمرد نیست. همان‌گونه که افراد عادی جامعه می‌توانند به [[مسئول]] دولتی تذکر بدهند و به این وسیله، خطاهای او را در مسئولیتش به وی گوشزد کنند، مسئول نیز می‌تواند خطاهای مسئول دیگر یا فردی از افراد جامعه را به وی تذکر دهد<ref>عبدالله جوادی آملی، نسبت دین و دنیا؛ ص۲۱۸.</ref>. و نکته چشمگیر آن است که نقد و [[پرسش]] از [[حاکمان]] و [[رهبران]] در هیچ حالتی از میان نمی‌رود و امکان دارد که در هر موقعیتی نقد شوند، به بیان [[شهید بهشتی]]، هیچ [[حکومتی]] تحت هیچ عنوانی، تحت شرایط فوق‌العاده و غیرعادی و به طورکلی تحت هیچ شرایطی [[حق]] ندارد [[آزادی]] انتقاد از رهبران را از [[مردم]] بگیرد. [[فقها]] می‌گویند برخی امور به عنوان اولی، [[واجب]] است و به عنوان ثانوی، [[حرام]]. بعضی چیزها هست که عنوان ثانوی برنمی‌دارد. طبق آنچه ما از [[اسلام]] می‌شناسیم، هیچ [[حکومتی]] تحت هیچ شرایطی [[حق]] ندارد، [[آزادی]] انتقاد از [[رهبران]] را از دست [[مردم]] بگیرد<ref>سید محمد حسینی بهشتی، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، ص۱۲۷.</ref><ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۷۸.</ref>
==انتقاد کردن==
[[فرهنگ]] انتقاد کردن یکی از مهارت‌های پیچیده‌ای است که هر شخصی لازم است آن را فراگیرد. انتقاد با غرض‌ورزی خیلی فرق دارد. [[بدگویی]] و انتقاد یکی نیست. شرط اساسی در انتقاد، [[خیرخواهی]] و [[دلسوزی]] است. در انتقاد از شخص باید [[کرامت]] و [[احترام]] او به هیچ وجه خدشه‌دار نشود. در نقد یک [[سازمان]]، باید عملکردها، در چارچوب [[قوانین]] و [[وظایف]] آن مجموعه، آن هم در حدود توانایی‌ها و [[اختیارات]] [[مدیران]]، مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد.
شخص منتقد باید که خالی از هرگونه [[کینه]] و [[حسادت]] و [[طمع]] باشد. حرفش را با [[تکبّر]] نزند. خوش زبانی را با [[مهربانی]] و [[آرامش]] درهم آمیزد، چنان‌که حتی شخص یا سازمان مورد انتقاد نیز، به خیرخواهی و [[حسن نیت]] او [[گواهی]] دهند. [[انسان]] منتقد باید از همه جوانب امر [[آگاه]] باشد و در [[داوری]] به [[عدالت]] [[حکم]] کند. همین رعایت [[انصاف]] در انتقاد است که آن را به امری دشوار تبدیل می‌‌کند.
اگر انتقاد ناشی از [[خودخواهی]] و [[لجاجت]] و حسادت، یا ناشی از عقده‌ها و عقیده‌های پنهان باشد، به [[یقین]] از مصادیق [[ستم]] بر [[بندگان]] خداست. کسی که خودش را محور تمام [[خوبی‌ها]] قرار می‌دهد، [[آدم]] [[بیماری]] است که مدت‌ها باید به عیب‌یابی و [[عیب‌زدایی]] از خویش مشغول گردد.
در [[دین]] والای [[اسلام]]، انتقاد کردن از یکدیگر به عنوان یک [[وظیفه]] همگانی قلمداد شده است. امر به کارهای [[پسندیده]] و معروف و [[نهی]] از [[کارهای ناپسند]] و منکر، یک [[واجب]] مسلم [[دینی]] است. ناگفته نماند که عمل به این وظیفه، کار آدم [[جاهل]] و [[مقدس]] نما و مغرض و بد [[اخلاق]] نیست و شرایط بسیار ظریف و لطایف دقیقی دارد.
یکی از پسندیده‌ترین وجوه [[امر به معروف]]، انتقاد از عملکرد [[اصحاب]] [[قدرت]] و [[ثروت]] و [[نفوذ]] است. همانان که به میل خویش، [[قانون]] وضع می‌کنند و [[عزل و نصب]] می‌نمایند و هرگونه که بخواهند [[فرمان]] می‌رانند. و کسی را [[جرأت]] [[مخالفت]] با میل آنان نیست<ref>ر.ک: امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی.</ref>.
هرچه انتقاد سازنده در یک [[جامعه]] رایج‌تر باشد، پایه‌های [[فرهنگ]] و [[تمدن]] آن استوارتر خواهد بود و برعکس هرچه انتقاد‌ستیزی در یک جمع و [[جامعه]] فراگیرتر باشد، موانع [[پیشرفت]] و [[ترقی]] و آفات درونی به خصوص سالوسی، در بطن آن جامعه و در وجود تک تک افراد و نهادهای آن بیشتر و بیشتر رخنه خواهد کرد، تا آنکه سرانجام نابودی آن [[قوم]]، به دست خودشان رقم خواهد خورد. و از آنان جز افسانه‌ای بر لب [[روزگار]] چیزی باقی نخواهد ماند. مرحوم دکتر [[علی شریعتی]] می‌گوید: «علامت اینکه جامعه یا فردی از لحاظ [[فکری]] پیشرفته و باز است، این است که [[قدرت]] [[تحمّل]] [[عقیده]] مخالف را زیاد دارد»<ref>شریعت، ص۸۶۱.</ref>.
امروزه [[وظیفه]] اساسی [[رسانه‌های گروهی]] نظیر رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها و مجلات و سایت‌های اینترنتی، انتقاد از عملکرد [[سازمان‌ها]] و نهادهای وابسته به حکومت‌هاست، تا بدان وسیله از بروز [[استبداد]] و [[خودکامگی]] و پدیدار شدن قطب‌های عظیم [[ثروت]] و قدرت و [[نفوذ]]، در جامعه [[پیشگیری]] شود.
به دلیل همجواری انتقاد و [[عیب‌جویی]]، کمتر کسی از منتقد خوشش می‌‌آید. بنابراین، شرط اول گام زدن در راه دشوار انتقاد، [[شجاعت]] و [[از خود گذشتگی]] توأم با [[ادب]] است.<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۸۵</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش