←منابع
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
بنابر [[روایات]]، [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[وحدت]] به معنای صرافت و بساطت را [[تأیید]] کرده و [[خداوند]] را "أحدی المعنی" و بسیط محض دانسته است که نه قسمت خارجی دارد و نه قسمت وهمی و [[عقلی]]<ref>التوحید، صدوق، ص۸۴.</ref> و همانگونه که در خارج دارای هیچ جزئی ـ اعم از وصف و موصوف، عرض و معروض، حالّ و محلّ، مادّه و صورت و مانند آن ـ نیست، در [[عقل]] و وهم نیز جزئی مانند جنس و فصل "یا ماهیت و وجود" ندارد<ref>تفسیر موضوعی، ج۲، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref> | بنابر [[روایات]]، [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[وحدت]] به معنای صرافت و بساطت را [[تأیید]] کرده و [[خداوند]] را "أحدی المعنی" و بسیط محض دانسته است که نه قسمت خارجی دارد و نه قسمت وهمی و [[عقلی]]<ref>التوحید، صدوق، ص۸۴.</ref> و همانگونه که در خارج دارای هیچ جزئی ـ اعم از وصف و موصوف، عرض و معروض، حالّ و محلّ، مادّه و صورت و مانند آن ـ نیست، در [[عقل]] و وهم نیز جزئی مانند جنس و فصل "یا ماهیت و وجود" ندارد<ref>تفسیر موضوعی، ج۲، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)| دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref> | ||
== [[ادله]] توحید ذاتی == | |||
در اینجا به ادله توحید ذاتی اشاره میشود: | |||
۱. '''[[هویت]] و وجود حقه''': وجود واجب الوجود وجود واجبی متعین و متشخص به ذات خود است و دیگر وجودها از آن نشئت میگیرند، بر این اساس در عرض وجود [[الهی]] وجودی نیست تا امکان تعدد واجب الوجود فرض شود، اما اگر گفته شود وجود واجب الوجود نه از ذات خویش، بلکه از ناحیه غیر است، در این صورت دیگر آن واجب الوجود نخواهد بود؛ چراکه آن معلول غیر میشود<ref>محقق طوسی، شرح الأشارات، ج۳، صص ۴۰ و ۴۲؛ صدرالمتألهین،اسفار، ج۶، ص۶۲؛ عبدالله جوادی آملی، شرح اسفار، بخش یکم از جلد ۶، ص۴۶۹.</ref>. آیاتی بر این دلیل ناظر است که اشاره میشود: {{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}<ref>«خداوند - که به دادگری ایستاده است - و فرشتگان و دانشوران گواهی میدهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref>. | |||
[[آیه]] فوق دلیل [[توحید]] را [[شهادت]] و [[گواهی]] خود «[[الله]]» یاد میکند. مقصود از گواهی الله نه گواهی لفظی و اعتباری، بلکه شهادت [[تکوینی]] است که با [[تأمل]] در ذات و [[حقیقت]] الله روشن میشود وجود تنها در آن منحصر است و سایر وجودها از آن منبعثاند<ref>صدرالمتألهین، اسفار، ج۶، صص ۲۶ و ۱۳۹.</ref>. | |||
آیه دیگر الله را یگانه وجود [[حق]] و سایر خدایان [[مشرکان]] را [[باطل]] محض وصف میکند: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ}}<ref>«این بدان روست که خداوند راستین است و اینکه آنچه به جای او (به پرستش) میخوانند نادرست است» سوره حج، آیه ۶۲.</ref>. | |||
آیاتی که بر [[حصر]] وجود [[حقیقی]] در [[خدا]] و فانی و هالک بودن غیر آن دلالت میکند بر شیوه [[برهان]] فوق اصل [[توحید ذاتی]] را نیز ثابت میکند<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}} «و با خداوند، خدایی دیگر (به پرستش) مخوان، هیچ خدایی جز او نیست، هر چیزی نابود شدنی است جز ذات او؛ فرمان او راست و (همگان) به سوی او بازگردانده میشوید» سوره قصص، آیه ۸۸؛ {{متن قرآن|كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ}} «هر که روی آن (زمین) است از میان رفتنی است» سوره الرحمن، آیه ۲۶؛ {{متن قرآن|مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «آنچه نزد شماست پایان مییابد و آنچه نزد خداوند است پایاست و البته ما پاداش شکیبایان را نیکوتر از آنچه انجام میدادند خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۶؛ ر.ک: ملا نعیما طالقانی، اصل الأصول، مندرج در: منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج۳، ص۵۹۳.</ref>. | |||
۲. '''[[لزوم]] عدم [[آفرینش]] (توارد دو علت بر معلول واحد)''': اگر فرض شود که [[خداوند]] و آفریننده عالم امکان دو خدا یا بیشتر است، لازمه آن تجویز یک استحاله [[عقلی]] است، توضیح اینکه: در [[فلسفه]] ثابت شده که یک معلول تنها میتواند معلول و فعل یک علت مستقل باشد و به بیانی، دو علت مستقل نمیتوانند به صورت مستقل و جدا از یکدیگر هر دو یک معلول را ایجاد کنند، بلکه یا باید دو معلول باشد یا اینکه دو علت به صورت مشترک در ایجاد یک معلول نقش داشته باشند؛ البته در این فرض دو علت مستقل دیگر نمیشوند. | |||
اگر وجود دو خدای [[قادر]] مطلق فرض شود، معنای آن این است که دو [[خدا]] میتوانند علت و هستیبخش عالم ممکنات گردند و به عبارت دقیقتر وجود آن دو به عنوان علت تامه برای [[آفرینش]] عالم ممکن مطرح است؛ چراکه علیت و قیومیت آن دو نسبت به ممکنات مساوی و یکسان است، از سوی دیگر ممکنات نقش قابل را دارند و نسبت [[خلق]] آن به هر دو علت یکسان است. | |||
از سوی دیگر در [[فلسفه]] ثابت شده است که مجموعه عالم امکان یک عالم مرتبط به هم است که اصل وجود آنها به دلیل صدور از واجب الوجود با یکدیگر ارتباط ذاتی دارند. بر این اساس اگر عالم امکان معلول و فعل یک خدا باشد اشکال ترجیح بلامرجح لازم میآید، به این معنی که هر دو خدا که به یک [[میزان]] قادر مطلق است، چرا یکی فاعل و علت واقع گردید و دیگری نه؟ اما اگر گفته شود عالم امکان معلول هر دو خداست، اشکال توارد دو عامل بر یک معلول لازم میآید که بطلان آن نیز در فلسفه روشن شده است. | |||
بنابراین از فرض تعدد خدا دو اشکال [[عقلی]] (ترجیح بلا مرجح و توارد عاملین علی معلول واحد) لازم میآید، برای اینکه دو اشکال پیشین لازم نیاید، برای آفرینش عالم امکان هیچ وجهی قابل تصور نیست، به دیگر سخن با فرض تعدد خدا خلق عالم هیچ توجیه و تبیینی ندارد. | |||
اگر دو خدا وجود داشته باشد، به دلیل تعدد وجود آن دو مختلف و متباین خواهند بود که لازمه آن صدور دو فعل بلکه دو [[جهان]] متباین است، و چون دو جهان متباین وجود ندارد، (توضیح [[وحدت]] عالم پیشتر گذشت)، پس خدای متعدد نیز مطرح نیست. | |||
{{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا}}<ref>«اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند» سوره انبیاء، آیه ۲۲.</ref>. [[آیه]] تصریح میکند اگر در اصل وجود الههای متعددی وجود داشت، آفرینش [[آسمانها]] و [[زمین]] به [[فساد]] کشیده میشود. ظاهر فساد در آیه [[اختلاف]] و بهمخوردگی [[نظم]] و [[نظام]] هندسی [[جهان]] است، اما میتوان فساد را نه فقط در استمرار، بلکه در اصل حدوث نیز تسری داد و گفت اگر خدایان متعددی مطرح باشند، اصلاً [[آفرینش جهان]] ممکن از اول امر [[فاسد]] و نشدنی است<ref>صدرالمتألهین، اسفار، ج۶، ص۹۹ - ۱۰۰.</ref>. ملا نعیما طالقانی [[آیه]] زیر را نیز بر مستند [[برهان]] فوق میافزاید<ref>صدرالمتألهین، اسفار، ج۶، ص۹۹ - ۱۰۰.</ref>: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ}}<ref>«و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر میبود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) میبرد» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>. | |||
[[آیه شریفه]] فوق وجود الهها در عرض [[الله]] را [[نفی]] میکند و به این نکته [[استدلال]] میکند که اگر در عرض الله و به عبارتی اگر دو [[خدا]] در عرض هم وجود داشته باشد، چون فرض دو خداست بالضروره وجود آن دو مختلف و متباین - حداقل در یک حیثیت - خواهند بود، لازمه اصل خدایی [[خلق]] و احداث و لازمه متباین بودن خلق خاص و متفاوت با خلق خدای دیگر است، آیه میفرماید اگر دو خدا بود، باید هر کدام از خدا [[خلقت]] خاص و متباینی را میآفرید، استدلال آیه در اینجا تمام میشود، ادامه استدلال چنین است؛ چون نه دو خلق متباین، بلکه یک [[جهان]] نظاممند وجود دارد، از این [[استنتاج]] میشود که تعدد خدا فرض محال است؛ چراکه فرض آن با لازمه محال (خلق دو جهان متباین) همراه است<ref>سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۵، ص۶۲.</ref>. | |||
{{متن قرآن|وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ}}<ref>«و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر میبود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) میبرد و بر یکدیگر برتری میجستند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>. | |||
این آیه شریفه ادامه و متمم استدلال پیشین است. وجه دوم استدلال آیه بر نفی تعدد خدا لازمه [[باطل]] دو خدایی است که آیه در صدد بیان آن است، وجه استدلال روشن است، اگر در عرض خدا، خدایان دیگر همچون الله در اوصاف مثل قادر مطلق وجود داشته باشد، لازمه [[قدرت]] مطلق مقتضی است که قدرتهای دیگر و در عرض هم - که به عنوان رقیب مطرح است - را نابود کرده و بر آنها غالب گردد. در این فرض یا همه خدایان فرضی نابود میشوند که لازمه آن فقدان مطلق [[خدا]] و [[واجب الوجود]] است و این با [[ادله]] [[اثبات]] واجب الوجود سازگار نیست و همچنین وجود [[جهان]] با [[نظام]] خاص و به عبارتی وجود معالیل مختلف بر وجود علت دلالت میکند و این با عدم خدایان تعارض دارد. | |||
فرض دیگر اینکه یک خدا بر خدایان دیگر غالب آید و این اصل [[توحید]] را ثابت میکند و معلوم میکند که خدایان دیگر اصلاً در واقع خدا و واجب الوجود نبودند<ref>ر.ک: ملا نعیما طالقانی، اصل الأصول، مندرج در: منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج۳، ص۵۸۴.</ref>. | |||
همچنین در صورت تعدد خدا در [[آفرینش]] عالم و اداره و [[تدبیر]] آن تداخل دو [[قدرت]] و به عبارت دقیقتر توارد عاملین لازم میآمد که چون آن محال است، لازم میشد که قدرت یک خدا در صورت [[اختلاف]] دو خدا [[حاکم]] گردد و در این صورت [[علو]] و قاهریت یک خدا و مقهوریت و [[ضعف]] خدایان دیگر لازم میآید و این با فرض تعدد خدای قادر مطلق منافات دارد<ref>ر.ک: [[سید محمدحسین طباطبایی]]، [[المیزان]]، ج۱۵، ص۶۲ - ۶۳.</ref>. | |||
۳. '''نظریه تعدد خدا فاقد دلیل''': برای [[اثبات]] و [[تأیید]] هر نظریهای باید دلیل یا ادلهای برای آن اقامه کرد که از نظر [[عقلی]] قابل [[دفاع]] و توجیه باشد، صرف ارائه یک نظریه بدون اثبات آن در حد فرضیه و ادعای بدون دلیل باقی خواهد ماند. از سوی دیگر نظریه [[وحدت]] [[خداوند]] با [[ادله]] متعدد اعم از عقلی و [[فلسفی]]، تجربی، روانشناختی ثابت و [[مبرهن]] شده است که تفصیل آن در بخش پیشین گذشت. | |||
این دلیل مورد عنایت و توجه نصوص دینی قرار گرفته است که اشاره میشود: | |||
# {{متن قرآن|وَمَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ}}<ref>«و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که برهانی بر آن ندارد» سوره مؤمنون، آیه ۱۱۷.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}}<ref>«آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ بگو: اگر راست میگویید برهانتان را بیاورید» سوره نمل، آیه ۶۴.</ref>. | |||
# {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ}}<ref>«بگو آیا آنچه را به جای خداوند (به پرستش) میخوانید دیدهاید؟ به من بنمایید که روی زمین چه آفریدهاند؟ یا (آیا) در (پدید آوردن) آسمانها شرکت داشتهاند؟» سوره احقاف، آیه ۴.</ref>. | |||
[[آیات]] فوق از [[مشرکان]] و قایلان به تعدد [[خدا]] میخواهد [[برهان]] مدعای خودشان اثبات و از جزئیات آن خبر دهند و اگر مدعایشان درست است، [[ادله]] آن مانند نشان دادن [[مخلوقات]] خدایانشان یا مشارکت آنان در [[خلقت]] [[آسمانها]] را ارائه دهند که با [[سکوت]] مشرکان همراه بود<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۲۹۳.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||