←مراتب شرک
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
== [[مراتب شرک]] == | == [[مراتب شرک]] == | ||
== مقدمه == | |||
[[انسانها]] در آغاز بر اساس [[فطرت]] خود [[معتقد]] به [[توحید]] بودهاند و [[اعتقاد]] به [[شرک]] به جهت [[انحراف]] و نداشتن [[درک]] صحیح از مسائل غیر محسوس و ماورایی به وجود آمد، از این روی شرک به [[خدای متعال]] پیشینه دیرینهای دارد و [[بشریت]] پیوسته به آن [[مبتلا]] بوده است. | |||
در [[قرآن کریم]] تأکید بسیاری بر [[نفی]] و نکوهش شده است. [[متکلمان]] در [[دفاع از دین]] به بحث از شرک و جواب از [[شبهات]] [[مشرکان]] و [[ملحدان]] پرداختهاند و افزون بر مناظرههایی که ملحدان داشتند در کتابهای [[کلامی]] از اقسام شرک و [[اثبات]] توحید بحث کردهاند<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref>. | |||
== معناشناسی == | |||
شرک به معنای مشارکت و همراه شدن در چیزی و مقابل انفراد است<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۳/۲۶۵؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۴۵۱.</ref>. این واژه در اصطلاح کلامی و [[فقهی]] به معنای اعتقاد به دو «[[اله]]» یا بیشتر یا شریک قائلشدن برای [[خداوند تعالی]] در [[فرمانروایی]] یا [[ربوبیت]] است<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۷/۵۴؛ صدر، ماوراء الفقه، ۹/۲۶۱.</ref>. | |||
از واژگان مرتبط با [[شرک]]، [[الحاد]] و [[کفر]] است. الحاد به معنای منحرف شدن از [[حق]] است<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ۷/۳۰۷؛ راغب، مفردات الفاظ القرآن، ۷۳۷.</ref> و مقصود از آن [[انحراف]] از [[توحید]] و میل به شرک است<ref>ابوالفتوح حسینی، مفتاح الباب، ۱۵۳؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۵.</ref> و گاهی به معنای کفر به کار میرود<ref>حلی، الباب الحادیعشر، ۱۵۳.</ref>. تفاوت کفر با شرک در این است که کفر [[انکار]] وحدانیت [[حقتعالی]] یا [[نبوت پیامبر اسلام]]{{صل}}<ref>امام خمینی، الطهاره، ۳/۴۳۷ و ۴۴۲؛ جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۴.</ref> یا یکی از [[ضروریات دین]]<ref>کاشفالغطاء، کشف الغطاء عن مبهمات الشریعة الغراء، ۴/۳۲۹.</ref> است و از این نظر کفر اعم از شرک است؛ از اینرو برخی معتقدند در اصطلاح [[قرآن کریم]] کفر به معنای شرک نیست؛ چون شامل [[اهل کتاب]] هم میشود و [[قرآن]] اهل کتاب را از نظر [[تاریخی]] [[مشرک]] نمیداند، ولی [[کافر]] میداند و حتی کافر اعم از مشرک و اهل کتاب است؛ یعنی افراد ملحد را نیز دربر میگیرد<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۵/۹۸۶–۹۸۷.</ref>؛ بنابراین عناوینی چون کفر، الحاد و شرک برای اعتقاد غیر [[موحد]] به کار میرود و مشرک و کافر و ملحد در این جهت مشترکاند که از جرگه توحید خارج و از [[مغفرت الهی]] بینصیباند.<ref>جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۶.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | |||
== پیشینه == | |||
[[انسانها]] در آغاز بر اساس [[فطرت]] خود [[معتقد]] به توحید بودهاند و [[اعتقاد]] به شرک به جهت [[انحراف]] و نداشتن [[درک]] صحیح از مسائل غیر محسوس و ماورایی به وجود آمد و گروهی برای اینکه نمیتوانستند آن [[حقایق]] را درک کنند، موجودی ملموس را میتراشیدند تا [[صفات خداوند]] را در آن واسطهها ببینند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۱۵/۹۴۳–۹۴۴.</ref>؛ این است که شرک به [[خدای تعالی]] پیشینه دیرینهای دارد و [[بشریت]] پیوسته به آن [[مبتلا]] بوده است<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۹.</ref>. در [[حقیقت]] انسانهای اولیه [[بت]] را از آن جهت میپرستیدند که آن را نماینده و رمز یک امر [[حقیقی]] دیگر میدانستند که اصل آن مخفی است و بت مظهر آن امر مخفی است. | |||
در عصر کنونی نیز ادیانی مانند هندوئیسم، بودیسم و شینتو، [[بت]] میپرستند<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۹.</ref>. از سوی دیگر، [[پرستش]] نیاکان نیز در میان گروهی رواج داشته که ریشه آن ازجمله در [[ترس]] از بازگشت [[مردگان]] بوده است<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۹.</ref>. تقدیم [[هدایا]] به [[قبور]] مردگان از روی همین [[احساس]] و [[عقیده]] درباره [[ارواح]] آنها پیدا شده است<ref>ناس، تاریخ جامع ادیان، ۲۴.</ref>. این [[اعتقاد]] کمکم به نیاکانپرستی تبدیل شد و اکنون مظاهر آن در سرزمینهایی مانند ژاپن به چشم میخورد و بتان در مواردی مجسمه نیاکاناند<ref>ناس، تاریخ جامع ادیان، ۴۲۸؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۹.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | |||
== حقیقت و اقسام شرک == | |||
میان دو مفهوم توحید و شرک نوعی تقابل وجود دارد: [[توحید]]، اعتقاد به [[وحدت]] و یگانگی و نفی کثرت است؛ در حالیکه شرک اعتقاد به تعدد و مشارکت آلهه و [[انکار]] وحدت و [[یگانگی خداوند]] است. با توجه به تقابل مفهوم توحید و شرک، بررسی اقسام و [[احکام]] شرک به فهم بهتر توحید و مسائل مربوط به آن کمک میکند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲/۱۱۹.</ref>. شرک به دو قسم شرک در عقیده و شرک در عمل تقسیم میشود<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲/۱۲۴–۱۲۷؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۲۳/۲۸۳ و ۲۶/۴۳۲.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | |||
=== [[شرک]] در [[عقیده]] === | |||
[[شرک]] در عقیده خود به سه قسم ذاتی، صفاتی و افعالی تقسیم میشود: | |||
# [[شرک ذاتی]]: این شرک به معنای آن است که [[انسان]] [[ذات خداوند]] را مرکب بداند یا به وجود دو یا چند [[خدا]] در عرض یکدیگر [[معتقد]] باشد<ref>شاهعبدالعظیمی، تفسیر اثنیعشر، ۷/۱۶۰؛ طیب اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۴/۴۳۴ و ۱۲/۹۲.</ref>. بر این اساس شرک ذاتی دارای دو معناست: یکی [[اعتقاد]] به مرکب بودن ذات الهی و دیگری اعتقاد به تعدد ذات الهی. بر اساس معنای نخست اعتقاد به مرکب بودن ذات الهی مستلزم شرک است؛ یعنی ترکیب ذات خداوند از آلهه متعدد؛ مانند ترکیب اقانیم ثلاث (اب، ابن و [[روح القدس]]) که عقیده [[مسیحیان]] است.<ref>شاهعبدالعظیمی، تفسیر اثنیعشر، ۷/۱۶۰.</ref> | |||
# [[شرک صفاتی]]: شرک صفاتی [[اعتقاد]] به این است که [[صفات الهی]] با [[ذات خداوند]] مغایرند و وجودی مستقل از وجود ذات دارند. با توجه به دقیق بودن بحث رابطه صفات با ذات، در میان [[مذاهب]] متعدد [[کلامی]] دربارۀ صفات ذاتی [[واجب]] [[اختلاف]] است. | |||
# [[شرک افعالی]]: این [[شرک]] به این معناست که [[انسان]] آثار را به علل و اسباب طبیعی نسبت دهد. [[معتزله]] که علل و اسباب طبیعی را در تأثیر مستقل میپندارند، به شرک در [[توحید افعالی]] دچارند<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۵/۱۸۱؛ طیب اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ۵/۲۳۹؛ مطهری، مجموعه آثار، ۲/۱۲۳.</ref>. شرک در افعال خود دارای دو قسم است: | |||
## [[شرک]] در خالقیت به معنای [[اعتقاد]] به وجود دو یا چند [[خالق]] مستقل؛ | |||
## شرک در [[ربوبیت]] به معنای اعتقاد به [[استقلال]] هر یک از پدیدههای طبیعی در ربوبیت و [[تدبیر]] استقلالی عالم. این نوع شرک در میان اقوام و [[ملل]] مختلف رواج بسیاری داشتهاست<ref>سعیدیمهر، ۱/۱۵۹–۱۶۰.</ref>. | |||
# [[شرک عبادی]]: آنچه بیش از همه در [[قرآن کریم]] مطرح است، [[نفی]] شرک در عبادت یعنی شرک در عمل است؛ زیرا در عصر [[نزول قرآن]] بیشتر [[مردم]] گرفتار این نوع شرک بودند و نوعاً یگانگی ذات و [[وحدت]] [[خالق]] و تا حدی [[توحید ربوبیت]] را قبول داشتند<ref>جوادی آملی، توحید در قرآن، ۵۷۱.</ref>. | |||
# [[شرک]] جلیّ: مرتبه آشکار و جلیّ [[شرک]] در انجام [[مناسک]] [[عبادی]] و [[اعمال]] خاص برای غیر [[خداوند]] است<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۹/۱۰۱؛ آملی، تفسیر المحیط الاعظم و البحر الخضم، ۴/۲۱۸.</ref> و یکی از مصادیق آن [[پرستش]] بتهای سنگی است. | |||
# [[شرک خفی]]: در [[بینش]] [[اسلامی]] هر گونه [[دنیاپرستی]]، جاهپرستی و [[هواپرستی]] نوعی شرک در عبادت است<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۵/۱۸۱.</ref>. [[انسان]] در برخی مقاطع [[حیات]] خویش بر اسباب و علل طبیعی اعتماد میکند و در عمق ضمیر خویش به کارایی و گرهگشایی استقلالی آنها [[ایمان]] دارد<ref>سعیدیمهر، ۱/۱۶۱.</ref>. از نظر [[قرآن کریم]] کسی که در برابر [[هوای نفس]] خویش [[خاضع]] و [[فرمانبردار]] است، در عمل آن را [[معبود]] و [[اله]] خود قرار میدهد و به [[عبادت]] آن میپردازد<ref>سوره فرقان، آیه ۴۳.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | |||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||