←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
# [[شرک]] جلیّ: مرتبه آشکار و جلیّ [[شرک]] در انجام [[مناسک]] [[عبادی]] و [[اعمال]] خاص برای غیر [[خداوند]] است<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۹/۱۰۱؛ آملی، تفسیر المحیط الاعظم و البحر الخضم، ۴/۲۱۸.</ref> و یکی از مصادیق آن [[پرستش]] بتهای سنگی است. | # [[شرک]] جلیّ: مرتبه آشکار و جلیّ [[شرک]] در انجام [[مناسک]] [[عبادی]] و [[اعمال]] خاص برای غیر [[خداوند]] است<ref>فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۹/۱۰۱؛ آملی، تفسیر المحیط الاعظم و البحر الخضم، ۴/۲۱۸.</ref> و یکی از مصادیق آن [[پرستش]] بتهای سنگی است. | ||
# [[شرک خفی]]: در [[بینش]] [[اسلامی]] هر گونه [[دنیاپرستی]]، جاهپرستی و [[هواپرستی]] نوعی شرک در عبادت است<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۵/۱۸۱.</ref>. [[انسان]] در برخی مقاطع [[حیات]] خویش بر اسباب و علل طبیعی اعتماد میکند و در عمق ضمیر خویش به کارایی و گرهگشایی استقلالی آنها [[ایمان]] دارد<ref>سعیدیمهر، ۱/۱۶۱.</ref>. از نظر [[قرآن کریم]] کسی که در برابر [[هوای نفس]] خویش [[خاضع]] و [[فرمانبردار]] است، در عمل آن را [[معبود]] و [[اله]] خود قرار میدهد و به [[عبادت]] آن میپردازد<ref>سوره فرقان، آیه ۴۳.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | # [[شرک خفی]]: در [[بینش]] [[اسلامی]] هر گونه [[دنیاپرستی]]، جاهپرستی و [[هواپرستی]] نوعی شرک در عبادت است<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۵/۱۸۱.</ref>. [[انسان]] در برخی مقاطع [[حیات]] خویش بر اسباب و علل طبیعی اعتماد میکند و در عمق ضمیر خویش به کارایی و گرهگشایی استقلالی آنها [[ایمان]] دارد<ref>سعیدیمهر، ۱/۱۶۱.</ref>. از نظر [[قرآن کریم]] کسی که در برابر [[هوای نفس]] خویش [[خاضع]] و [[فرمانبردار]] است، در عمل آن را [[معبود]] و [[اله]] خود قرار میدهد و به [[عبادت]] آن میپردازد<ref>سوره فرقان، آیه ۴۳.</ref>.<ref>[[باقر صاحبی|صاحبی، باقر]]، [[شرک - صاحبی (مقاله)| مقاله «شرک»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۳۵۷ – ۳۶۵.</ref> | ||
== معناشناسی == | |||
واژه [[شِرک]]، مصدر از ریشه "ش - ر - ک" و به معنای انباز گرفتن در انجام دادن کاری، یا همتا قائل شدن است<ref>المصباح، ص۳۱۱، "شرک".</ref>. در برخی کاربردها [[شرک]] به معنای حِصّه و نصیب به کار رفته است<ref> المصباح، ص۳۱۱.</ref>. بسیاری از لغویان در توضیح این ریشه، آن را به معنای شرکت دانستهاند<ref>جمهرة اللغه، ج۲، ص۷۳۲؛ اساس البلاغه، ج۱، ص۳۲۸، "شرک".</ref>. ابنفارس یکی از دو معنای اصلی شرک را مقارنت و شرکت دانسته است؛ به این معنا که چیزی به گونهای میان دو نفر باشد که هیچیک به تنهایی [[حق تصرف]] در آن را نداشته باشد<ref> معجم مقاییس اللغه، ج۳، ص۲۶۵، "شرک".</ref>. مصطفوی در تحقیق ریشه "ش ـ ر ـ ک" و در کوشش برای بازگرداندن همه کاربردهای آن به معنایی واحد، بر این نظر تأکید کرده که معنای اصلی این ریشه، تقارن دو یا چند نفر در عملی یا امری است؛ به گونهای که برای هر یک از آنان بهره یا تأثیری در آن عمل یا امر باشد<ref> التحقیق، ج۶، ص۴۸، "شرک".</ref>. | |||
کاربرد واژه شرک و مشتقات آن در اصطلاح [[قرآن]] و علوم اسلامی هماهنگ با معنای لغوی آن و به مفهوم [[شریک قائل شدن برای خدا]] در امور مختص به او، مانند وجوبِ وجود، الوهیت، [[معبود]] بودن و [[تدبیر]] [[شئون]] [[آفریدگان]] است <ref>بحار الانوار، ج۳، ص۳.</ref> و [[مشرک]] کسی است که به [[یگانگی خدا]] [[ایمان]] نداشته باشد، یا در یکی از [[مقامات]] ویژه خدایی، چیزی را [[شریک]] او بداند و برای موجودی جز [[خدا]] "[[استقلال]] در تأثیر" قائل باشد<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref>. | |||
== شرک در قرآن کریم == | |||
در [[قرآن کریم]] مسئله شرک، [[آیات]] فراوانی را به خود اختصاص داده است؛ به گونهای که تنها واژه [[شرک]] و مشتقات آن نزدیک به ۲۰۰ بار در [[قرآن]] آمده است. بیشترین کاربرد مشتقات شرک در قالب باب اِفعال بوده و شکلهای {{متن قرآن|أَشْرَكُوا}}، {{متن قرآن|يُشْرِكُونَ}}، {{متن قرآن|تُشْرِكُونَ}}، {{متن قرآن|شُرَكَاءُ}} و {{متن قرآن|مُشْرِكِينَ}} بیشترین بسامد [[قرآنی]] را دارند. باب اِفعال از "شرک" به همان معنای ثلاثی مجرد به کار رفته است<ref> المصباح، ص۳۱۱، "شرک".</ref>. افزون بر این، در [[آیات]] بسیاری با تعابیر آلهه<ref>سوره اعراف، آیه ۱۹۷.</ref>، اَصنام<ref> سوره اعراف، آیه ۱۳۸.</ref>، ارباب<ref>سوره توبه، آیه ۳۱.</ref>، اَنداد<ref>سوره بقره، آیه ۲۲.</ref>، اَوثان<ref>سوره عنکبوت، آیه ۲۵.</ref>؛ نُصُب<ref>سوره مائده، آیه ۳.</ref>، بَعْل<ref>سوره صافات، آیه ۱۲۵.</ref> و نیز نامهای خاص بتهای [[لات]]، عُزّی، مَنات<ref>سوره نجم، آیه ۱۹.</ref> و ۵ [[بت]] [[قوم نوح]]، یعنی وَدّ، [[سُواع]]، [[یَغوث]]، نَسر و [[یَعوق]]<ref>سوره نوح، آیه ۲۳.</ref> به موضوع شرک پرداخته است. | |||
همچنین در قرآن در مواردی به [[مشرک]] از آن جهت که در [[اعتقاد]] خویش، برخی از [[شئون]] خداوندی را [[انکار]] میکند، "[[کافر]]" نیز اطلاق شده است که در این فرض، شماری از آیات دربردارنده تعبیر [[کفر]] نیز مفهوم شرک را دربر میگیرد<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref>. | |||
== اقسام شرک == | |||
شرک در برابر توحید است و همانند توحید، اقسام ذاتی، صفاتی، افعالی و [[عبادی]] دارد. از یک منظر هم میتوان شرک را به شرک در حوزه [[عقیده]] و شرک در حوزه عمل قسمت کرد که در این صورت [[شرک ذاتی]]، صفاتی و افعالی در قلمرو عقیده و شرک عبادی در عرصه عمل جای میگیرد. | |||
# [[شرک ذاتی]]: شرک ذاتی به معنای [[باور]] به دو یا بیش از دو [[واجب]] الوجود و [[غنی]] بالذات در نظام هستی است<ref> تفسیر موضوعی، ج۲، ص۵۷۸، "توحید در قرآن".</ref>. به نظر میرسد نه در عصر [[نزول قرآن]] و نه در هیچ دورهای کسی چنین باوری نداشته است؛ زیرا [[پیروان]] همه مکاتب معهود شرک، در محدوده خالقیت، [[ربوبیت]]، الوهیت و [[عبادت]] [[مشرک]] هستند نه در مرتبه ذات<ref> المیزان، ج۲۰، ص۳۸۹.</ref>. البته شرک ذاتی از مصادیق بارز شرک است و [[معتقد]] به آن از دایره [[اسلام]] و [[جهانبینی توحیدی]] خارج است و همه [[احکام فقهی]] [[شرک]] بر چنین کسی مترتب است<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۶.</ref>. | |||
# [[شرک صفاتی]]: [[اعتقاد]] به اینکه [[صفات الهی]] با [[ذات خداوند]] مغایرند و وجودی مستقل از ذات او دارند، شرک صفاتی است. لازم اعتقاد به جدا بودن صفات ذاتی مانند [[علم]] از ذات خدا، تعدد قدما و شرک است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۳۸۹.</ref>. | |||
# [[شرک افعالی]]: این شرک در برابر توحید اَفعالی است و از آنجا که [[توحید افعالی]] به معنای [[اعتقاد]] به منتهی شدن همه امور و حرکتها و تأثیر و تأثرهای عالم به ذات الهی است: {{متن قرآن|وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنْتَهَى}}<ref>«و اینکه پایان (هر چیز) به سوی پروردگار توست» سوره نجم، آیه ۴۲.</ref>، شرک افعالی به معنای [[باور]] به اثرگذاری غیر خدا در امور عالم است. مهمترین اقسام شرک افعالی، هماهنگ با اقسام توحید افعالی عبارتاند از شرک در خالقیت، [[مالکیت]]، [[ربوبیّت]]، رزاقیت و ولایت<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۱۲۳.</ref>. | |||
# شرک در خالقیت: شرک در خالقیت بدین معناست که [[انسان]] بر خلاف نگاه [[توحیدی]] که [[خالق]] همه چیز را خدا میداند<ref>سوره انعام، آیه ۱۰۲.</ref>، به گونهای غیر خدا را در [[خلق]] برخی امور مستقل یا [[شریک]] خدا بداند<ref>جهان بینی توحیدی، مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، ص۶۴ - ۶۷.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref> | |||
# شرک در [[ربوبیت]]: [[ربوبیّت]] به معنای پروراندن و [[تدبیر]] کردن است<ref>مفردات، ص۳۳۶، "رب".</ref>. [[ربّ]] از صفات فعلی خدا از همین ریشه و به مفهوم پرورنده است. شرک در ربوبیّت در تقابل با [[توحید]] در ربوبیّت به معنای قائل شدن نقش برای غیر خدا در پروراندن جهان هستی و [[تدبیر]] آن است. [[قرآن کریم]] بر پیوند میان ربوبیّت و خالقیت دلالت دارد<ref>سوره بقره، آیه ۲۱.</ref>، از این رو میتوان براساس پذیرش خالقیت [[خدا]] بر [[اثبات]] [[توحید ربوبی]] و [[نفی]] [[شرک]] در [[ربوبیت]] [[استدلال]] کرد؛ با این بیان که [[خالق]] عالم فقط خداست و هر خالقی [[ربّ]] و مدبّر است و در نتیجه، ربّ و مدبّر عالم فقط خداست<ref>«گفت: (نه،) بلکه پروردگارتان، پروردگار آسمانها و زمین است که آنها را پدید آورده است و من بر این گواهم» سوره انبیاء، آیه ۵۶.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۷.</ref> | |||
# شرک در [[حاکمیت]]: [[قرآن کریم]] از [[فرمانروایی]] بر عالم، به "[[مُلک]]" تعبیر کرده<ref> تفسیر نسفی، ج۱، ص۵۵۱؛ تفسیر لاهیجی، ج۲، ص۸۶۴.</ref> و هرگونه شرک در آن را از غیر خدا نفی کرده<ref>سوره اسراء، آیه ۱۱۱.</ref> و این حاکمیت را مختص خداوند دانسته است<ref>سوره مائده، آیه ۱۷.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref> | |||
# [[شرک عبادی]]: شرک عبادی به معنای نهایت [[خضوع]] و تذلل [[انسان]] در برابر کسانی است که آنها را در [[تدبیر]] برخی [[شئون]] عالم اثرگذار و مستقل بداند<ref>معالم التوحید فی القرآن، ص۳۸۴.</ref>. از آنجا که این [[شرک]] در عمل [[ظهور]] مییابد، به آن "شرک عملی" نیز گفتهاند<ref>«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]]؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص ۴۰۷.</ref> | |||
== عوامل [[شرک]] ورزی == | |||
# [[جهالت]] (بیعقلی و [[نادانی]]): بسیاری از [[آیات قرآن کریم]]، [[جهل]] را منشأ شرک شناساندهاند. جهل در برابر [[عقل]] به معنای [[سفاهت]] و حماقت است و همانگونه که عقل به نظری (نیروی عهدهدار فهم و [[اندیشه]]) و عملی (نیروی عهدهدار [[عزم]] و [[اراده]]) قسمت میشود،<ref>حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، ص۳۵.</ref> جهل نیز همین دو قسم را دارد: جهلی که عامل شرک است در برابر [[عقل عملی]] قرار دارد و این [[جهل]] با برخورداری از [[علم]] و [[دانش]] سازگار است. | |||
# [[هوای نفس]]: از عوامل مهم شرکورزی، [[پیروی از هوای نفس]] است. [[خواهشهای نفسانی]] مشرکان را به اتخاذ آلهه میکشانند<ref>سوره نجم، آیه ۲۳.</ref>؛ زیرا هواپرستانِ حقگریز، با پذیرش [[توحید]] و قبول [[دعوت انبیا]] باید در حصار حدود و قواعد [[شرعی]] قرار گیرند، درحالی که آنان میخواهند بیقید و رها باشند و در [[پیروی]] از [[نفس اماره]] هیچ محدودیتی نداشته باشند<ref>سوره قیامه، آیه ۵.</ref>. | |||
# حسگرایی: کسانی که از قلمرو امور [[حسّی]] فراتر نمیروند و از [[ادراک]] معارف ماورای طبیعت محروماند در مواجهه با چنین معارفی اصل آن را منکر میشوند و در صورت پذیرش، آن معارف متعالی را در حدّ [[حسّ]] تنزل میدهند. | |||
# [[تعصب]] و [[تقلید]] از نیاکان: [[تبعیت]] از بزرگان و [[تعصب]] به پیشینیان از عوامل و زمینههای [[بتپرستی]] مشرکان بود<ref>سوره بقره، آیه ۱۷۰.</ref>. نکوهش [[قرآن]] از تقلید پدران از این روست که اساساً در مسائل [[عقیدتی]] و اساس دین، [[تقلید]] روا نیست؛ زیرا مانع [[تعقل]] و کسب معرفت است و شخص به جای [[اندیشه]] و تعقل، [[معتقدات]] خود را از دیگران میگیرد. افزون بر اینکه مشرکان با تعصبهای شدید قومی و با عدم بهرهگیری از [[خردورزی]] بدون هیچ [[تأمّل]] و تفکّری بر آراء و [[تفکرات]] نیاکان خود پای میفشردند. | |||
# [[زمامداران]] [[ستمگر]]: [[حاکمان ستمگر]] در جبهه مقابل پیامبران، همواره در راستای منافع خود در جهت اشاعه شرک و [[پایداری]] بر آن کوشیدهاند؛ از جمله [[فرعون]] به [[دفاع]] از [[آیین]] بتپرستی برخاست و از [[مردم]] خواست دست او را در کشتن [[موسی]] باز بگذارند تا او [[دین]] مردم را [[تغییر]] ندهد<ref>سوره غافر، آیه ۲۶.</ref> سردمداران [[حکومت]] او نیز در راستای تثبیت بتپرستی از فرعون خواستند با موسی {{ع}}برخورد کند؛ زیرا او فرعون و خدایان را رها کرده است<ref>سوره اعراف، آیه ۱۲۷.</ref>. | |||
# [[غلو]]: [[غلوّ]] درباره پیامآوران الهی، از ریشههای اصلی شرک به شمار میآید. [[پیامبران]] و [[اولیای الهی]] گرچه مظهر [[اسمای الهی]] و دارای چنان کمالی هستند که هرگز شناخت کامل [[منزلت]] آنان مقدور انسانهای عادی نیست، با این حال [[عبد]] و مربوباند. این منزلت موجب شده است عدّهای به غلوّ گرفتار شده و پیامبران را از قلمرو مربوب و ممکن بودن به [[مقام]] [[ربوبی]] و [[واجب]] بالا برند. | |||
# [[ربوبیت]] پنداری: [[شرک]] [[ربوبی]] از عوامل و ریشههای [[شرک عبادی]] است. از آنجا که [[مشرکان]] [[ربوبیّت]] آلهه را [[باور]] داشتند، خود را به [[عبادت]] آنها موظف میدانستند و در مقابل از خدایان [[انتظار]] داشتند که به اقتضای ربوبیتشان سودهای بیشتری به آنها داده و زیانهایی را دفع کنند. بنابراین جلب منفعت از سوی آلهه، از عوامل اساسی [[عبادت]] آنها به شمار میآمد. دستیابی به [[شفاعت]] [[بتها]] از انگیزههای عبادت [[مشرکان]] بوده است<ref>سوره یونس، آیه ۱۸.</ref>.<ref>تفسیر موضوعی، ج۲، ص۶۶۶، "توحید در قرآن".</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref> | |||
== پیامدهای [[شرک]] == | |||
بر اساس [[آموزههای قرآن کریم]]، [[شرک]] آثار شوم گستردهای در [[زندگی]] و [[سرنوشت انسان]] دارد. شماری از این پیامدها بدین شرحاند: | |||
# کوری [[باطن]]: [[مشرک]] بر اثر [[اعراض]] از [[توحید]] و رو آوردن به اوهامِ شرک، خود را در شرایطی قرار داده است که نه میتواند از دیدن خویشتن و مشاهده [[آیات انفسی]] بهرهمند شود و نه از [[رؤیت]] [[حقیقت]] [[جهان هستی]] و [[آیات آفاقی]] حظّی ببرد<ref>سوره یس، آیه ۸ و ۹.</ref>،. | |||
# بیپناهی و [[تحیر]]: از نگاه [[قرآن کریم]]، پناه بردن به غیر خدا و [[برگزیدن]] [[بتها]] به [[سرپرستی]] و [[تدبیر امور]] خود مانند بنا کردن [[خانه]] عنکبوت است؛<ref>تفسیر مقاتل، ج۳، ص۳۸۵.</ref> خانهای که به سبب بنیانی [[سست]]، صاحب خود را از گزند حوادث [[حفظ]] نمیکند<ref>سوره عنکبوت، آیه ۴۱.</ref> [[مشرک]] به سبب بیپناهی و بلاتکلیفی همواره در [[اضطراب]] و تحیر است و [[آرامش]] ندارد. | |||
# [[محرومیت]] از [[مغفرت الهی]]: [[خداوند]] هر گناهی جز [[شرک]] را میبخشاید و [[مشرک]] هرگز مشمول [[مغفرت]] او نیست<ref>سوره نساء، آیه ۱۱۶.</ref>. | |||
# [[حبط اعمال]]: همه [[اعمال]] مشرکان بر اثر شرک نابود میگردد و در نتیجه آنان هیچ عمل صالحی ندارند تا با ترازوی [[حق]] سنجیده شود، از همینرو در [[قیامت]] برای توزین اعمال منکران توحید<ref>التفسیر الکبیر، ج۳، ص۱۱۹.</ref>، سنجه و میزانی [[نصب]] نمیشود و سزای آنان به [[جرم]] [[کفر]] و ریشخند به [[پیامبران]] و [[آیات الهی]]، [[دوزخ]] است<ref>سوره کهف، آیه ۱۰۵.</ref>. | |||
# [[خواری]] و ناکامی: نتیجه [[پرستش]] و [[شریک]] قرار دادن غیر [[خدا]]، زمینگیر شدن و خواری است<ref>سوره اسراء، آیه ۲۲.</ref>. | |||
# [[عذاب اخروی]]: [[عذاب]] [[دوزخ]] از پیامدهای شرک به خداست: {{متن قرآن|فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ}}<ref>«پس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) مخوان که از عذابشدگان باشی» سوره شعراء، آیه ۲۱۳.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[شرک (مقاله)|مقاله "شرک"]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||