←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
بدین جهت [[شیعیان]] پیش از همه به مطالعه کتابهای [[فلسفی]] پرداختند و قبل از [[عصر مأمون]] و آغاز [[نهضت]] [[ترجمه]]، در جایگاه مترجم یا [[متکلم]] یا [[فیلسوف]]، با فلسفه در ارتباط بودند. یکی از نخستین مترجمان [[شیعی]]، [[محمد بن ابراهیم فزاری]] (م. ۱۵۶ق) است، که بیشتر به دلیل مهارتش در [[علم نجوم]] [[شهرت]] یافته بود؛ ولی قفطی او را در میان [[حکمای اسلامی]] آورده است<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۳۸۱؛ یوسف بن ابراهیم قفطی، تاریخ الحکما، ترجمه فارسی قرن ۱۱، ص۱۰۳.</ref>. | بدین جهت [[شیعیان]] پیش از همه به مطالعه کتابهای [[فلسفی]] پرداختند و قبل از [[عصر مأمون]] و آغاز [[نهضت]] [[ترجمه]]، در جایگاه مترجم یا [[متکلم]] یا [[فیلسوف]]، با فلسفه در ارتباط بودند. یکی از نخستین مترجمان [[شیعی]]، [[محمد بن ابراهیم فزاری]] (م. ۱۵۶ق) است، که بیشتر به دلیل مهارتش در [[علم نجوم]] [[شهرت]] یافته بود؛ ولی قفطی او را در میان [[حکمای اسلامی]] آورده است<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۳۸۱؛ یوسف بن ابراهیم قفطی، تاریخ الحکما، ترجمه فارسی قرن ۱۱، ص۱۰۳.</ref>. | ||
بزرگان [[خاندان نوبخت]] نیز، از [[پیشگامان]] توجه به [[علوم عقلی]] و [[فلسفی]] بودند و از نخستین مترجمان به شمار میآمدند<ref>یوسف بن ابراهیم قفطی، تاریخ الحکما، ص۲۲۷.</ref>. فضل بن ابی سهل [[نوبختی]]، [[رئیس]] اداره [[ترجمه]] در عصر [[هارون]] بود و کتابهای [[حکمت]] از [[زبان فارسی]]، زیر نظر او به [[عربی]] [[ترجمه]] میشد<ref>قطب الدین لاهیجی، محبوب القلوب، المقالة الثانیة، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی]]</ref> | بزرگان [[خاندان نوبخت]] نیز، از [[پیشگامان]] توجه به [[علوم عقلی]] و [[فلسفی]] بودند و از نخستین مترجمان به شمار میآمدند<ref>یوسف بن ابراهیم قفطی، تاریخ الحکما، ص۲۲۷.</ref>. فضل بن ابی سهل [[نوبختی]]، [[رئیس]] اداره [[ترجمه]] در عصر [[هارون]] بود و کتابهای [[حکمت]] از [[زبان فارسی]]، زیر نظر او به [[عربی]] [[ترجمه]] میشد<ref>قطب الدین لاهیجی، محبوب القلوب، المقالة الثانیة، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی]]</ref> | ||
===ترتیب [[متکلمان]] در [[مکتب]] [[ائمه]]{{عم}}=== | |||
رواج مباحث [[کلامی]] و [[عقیدتی]]، یکی از مهمترین زمینههای توجه به [[علوم عقلی]] در میان [[مسلمانان]] بوده است؛ زیرا بخشی از [[کلام]]، مباحث [[عقلی]] است. [[علم کلام]]، [[علمی]] صد در صد [[اسلامی]] است. خدای متعالی در [[قرآن]] به پیامبرش دستور میدهد که با مخالفان [[فکری]]، به [[نیکوترین]] روش [[گفتوگو]] کند. در [[حدیثی]] از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نقل شده که ما از زبان هفتاد [[پیامبر]] در [[دین خدا]] [[مجادله]] میکنیم<ref>احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۲۲.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ فردی که پرسید آیا [[رسول خدا]]{{صل}} مجادله میکرده است، فرمود: | |||
در هر چه به رسول خدا{{صل}} [[ظن]] و [[گمان]] کردی، در اینکه ایشان با [[امر خدا]] [[مخالفت]] کند [هیچ گاه] به او گمان مبر. مگر خدای متعالی [به پیامبر] نفرموده است: {{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ}}<ref>«بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زندهاش میگرداند» سوره یس، آیه ۷۹.</ref>. آیا میتوانی گمان کنی که رسول خدا{{صل}} با امر خدا مخالفت کرده و درباره آنچه که [[خدا]] به او دستور داده، مجادله نکرده و از آنچه که خدا به او [[خبر]] داده، [[مردم]] را [[آگاه]] نکرده است؟ | |||
یکی از [[علوم امامان]]{{عم}}، علم کلام است. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نخستین کسی بوده که در سخنانش به برخی مسائل کلامی چون [[توحید]]، [[صفات خدا]]، [[قضا و قدر]]، و [[جبر و اختیار]] پرداخته است. آن حضرت بعد از پیامبر{{صل}}، مهمترین مدافع فکری و عقیدتی [[اسلام]] بود و همواره در مقابل [[اهل کتاب]] از اسلام [[دفاع]] میکرد و به [[پرسشها]] و شبهههای آنان پاسخ میگفت. | |||
[[عبدالقاهر بغدادی]] میگوید: نخستین [[متکلم]] [[اهل سنت]] از [[صحابه]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است؛ به سبب مناظرهاش با خوارخ در مسائل [[وعد و وعید]] و مناظرهاش با [[قدریه]] درباره [[قضا]]، قدر، [[مشیت]] و [[استطاعت]]... [[قدریه]] ادعا کردهاند علی{{ع}} از آنهاست و [[رهبر]] آنان [[واصل بن عطا]] مذهبش را از محمد و عبدالله [[پسران]] علی{{ع}} گرفته است»<ref>عبدالقاهر بغدادی، اصول الدین، ص۳۲۱.</ref>. [[بغدادی]] همچنین [[زید بن علی]] و [[امام صادق]]{{ع}} را از [[متکلمان]] [[اهل سنت]] به شمار آورده و برای امام صادق{{ع}} کتابهایی در [[کلام]] برشمرده که عبارتاند از: کتابی در رد بر [[قدریه]]؛ کتابی در رد بر [[خوارج]]؛ کتابی در رد بر [[خلافت]]؛ او همچنین کتابی با عنوان رد بر قدریه از [[قرآن]] گزارش کرده است<ref>عبدالقاهر بغدادی، اصول الدین، ص۳۲۱.</ref>. | |||
همچنین تعدادی از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}}، که در شمار [[یاران امام علی]]{{ع}} به شمار میرفتند، نخستین کسانی بودند که بعد از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} با استدلالهایشان از [[حق]] آن حضرت در مقابل [[جریان سیاسی]] [[دستگاه خلافت]] [[دفاع]] کردند. از جمله آنها، [[دوازده]] نفری بودند که درباره مسئله [[امامت امیرمؤمنان]]{{ع}} با [[ابوبکر]] [[مناظره]] کردند: [[خالد بن سعید]]، [[سلمان فارسی]]، [[ابوذر غفاری]]، [[مقداد]]، [[عمار]]، [[بریده اسلمی]]، [[ابوالهیثم بن تیهان]]، [[سهل بن حنیف]]، [[عثمان بن حنیف]]، [[خزیمة بن ثابت]] [[ذوالشهادتین]]، [[ابی بن کعب]] و [[ابوایوب انصاری]]<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، رجال البرقی، ص۱۴۹.</ref>. بعد از آنها تعدادی از [[اصحاب]] و شاگردان آن حضرت مانند [[صعصعة بن صوحان]]، [[میثم تمار]]، [[کمیل بن زیاد نخعی]]، [[اویس قرنی]]، [[سلیم بن قیس]]، [[حارث بن اعور همدانی]]، [[اصبغ بن نباته]]، ابوذر غفاری و [[ابن عباس]]، همواره در طول عمرشان از حق [[امیرمؤمنان]]{{ع}} دفاع میکردند. | |||
اما بیشترین دوره رونق [[علم کلام]]، در [[قرن دوم]]، به ویژه [[عصر امام صادق]]{{ع}} بود که در اثر فضای باز [[سیاسی]] حاصل از [[سقوط]] [[بنی امیه]] و [[حکومت]] نوپای [[عباسیان]] به وجود آمده بود. آن حضرت، شاگردان برجستهای مانند [[هشام بن سالم]]، [[هشام بن حکم]]، [[مؤمن طاق]]، [[فضال بن حسن]] و [[جابر بن یزید جعفی]] را [[تربیت]] کرد که در کلام بسیار ورزیده بودند. مناظرههای این افراد با [[زندیقان]]، [[اهل کتاب]]، [[معتزله]]، [[مرجئه]] و [[اهل رأی]] و [[قیاس]]، در کتابها به یادگار مانده است. به نقل مرحوم [[کلینی]] در «[[کتاب الحجة]]»، [[امام صادق]]{{ع}} تعداد از [[اصحاب]] خود را [[متکلم]] خوانده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۷۱.</ref>. او همواره آنان را در این راه [[تشویق]] میکرد؛ چنان که وقتی [[هشام بن حکم]] ماجرای مناظرهاش را با [[عمرو بن عبید]]، از بزرگان و [[رهبران]] [[معتزله]]، نقل کرد، به او فرمود: «ای هشام؛ چه کسی این را به تو آموخت؟» هشام گفت: «یابن [[رسول الله]]؛ اینگونه بر زبانم جاری شد». پس فرمود: «ای هشام؛ به [[خدا]] [[سوگند]] در [[صحف ابراهیم]] و [[موسی]] اینگونه نوشته شده است»<ref>محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ج۲، ص۵۵۱.</ref>. | |||
حتی [[امام صادق]]{{ع}} دستور میداد که [[متکلمان شیعی]] در حضور خودش با مخالفان [[مناظره]] کنند و بدین ترتیب و به طور عملی آنان را [[تعلیم]] میدادند. هشام بن حکم میگفت: در [[منا]] پانصد مسئله [[کلامی]] از امام صادق{{ع}} پرسیدم که همه را پاسخ گفت<ref>محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ج۲، ص۵۵۱.</ref>. همچنین [[امامان شیعه]]{{عم}} به تدوین رساله یا کتاب در مسائل کلامی تشویق میکردند. از [[هشام بن سالم]] نقل شده که [[امام کاظم]]{{ع}} فرمود: به هشام بن حکم بگویید: چیزی بنویسد و برای من بفرستد و در آن [[قدریه]] را رد کند<ref>محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ج۲، ص۵۴۷.</ref>. | |||
مرحوم [[سید حسن صدر]]، متکلمان شیعی را تا [[عصر امام سجاد]] در یک طبقه قرار داده و [[متکلمان]] بعدی را در چند طبقه دستهبندی کرده است<ref>سید حسن صدر، الشیعة و فنون الاسلام، ص۲۷۴-۲۷۸.</ref>. تعدادی از متکلمان مشهور آن دوره عبارتاند از: | |||
# قیس الماصر که از اصحاب و [[شاگردان امام سجاد]]{{ع}} بود و [[کلام]] را از آن حضرت آموخته بود و شاگردانی را [[تربیت]] کرده بود<ref>سید حسن صدر، الشیعة و فنون الاسلام، ص۲۷۸.</ref>؛ | |||
# [[ابوجعفر مؤمن طاق]]، از [[اصحاب امام سجاد]]{{ع}}، که کلام را از آن حضرت آموخته بود و کتابهایی نوشته بود؛ مانند إفعل لاتفعل، [[الاحتجاج]] فی [[امامة]] [[امیرالمؤمنین]]، الکلام علی الخوارج، مجالسة مع الامام [[ابی حنیفه]] و المرجئه، المعرفه، و الرد علی المعتزله<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ش ۸۸۶، ص۳۲۵.</ref>؛ | |||
# [[حمران بن اعین]]، [[برادر]] [[زراره]]، که [[کلام]] را از [[امام سجاد]]{{ع}} آموخته بود<ref>ابوغالب ذراری، رسالة ابی غالب الذراری، ص۱۱۳.</ref>؛ | |||
# [[هشام بن حکم]] که از بزرگان [[شیعه]]، بلکه از [[اساتید]] [[علم کلام]] در میان همه [[مسلمانان]] و [[فرقههای اسلامی]] است. او [[مناظرات]] و گفتوگوهای بسیاری با علمای فرقههای مختلف داشت و ناظر مجالس مناظرهای بود که [[یحیی بن خالد برمکی]] [[وزیر]] [[هارون]] تشکیل میداد. او به سبب داشتن [[کیاست]]، حاضر جوابی و اطلاعات عمیق، همواره مورد [[حسد]] همعصرانش بود<ref>محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ج۲، ص۵۳۰.</ref>. [[ابن ندیم]] این کتابها را برای او برشمرده است: کتاب الامامة، کتاب الدلالات علی حدوث الاشیاء، کتاب الرد علی الزنادقة، کتاب الرد علی [[اصحاب الاثنین]]، کتاب [[التوحید]]، کتاب الرد علی [[هشام الجوالیقی]]، کتاب الرد علی [[اصحاب]] الطبائع، کتاب الشیخ و الغلام، کتاب التدبیر، کتاب [[المیزان]]، کتاب المیدان، کتاب الرد علی من قال بامامة المفضول، کتاب [[اختلاف]] [[الناس]] فی الامامة، کتاب الوصیة و الرد علی من انکرها، کتاب فی الجبر و القدر، کتاب الحکمین، کتاب الرد علی المعتزلة فی [[طلحه]] و الزبیر، کتاب القدر، کتاب الالفاظ، کتاب المعرفة، کتاب الاستطاعة، کتاب الثمانیة الابواب، کتاب الرد علی [[شیطان]] الطاق، کتاب الاخبار، کتاب یفتح، کتاب الرد علی ارسطاطالیس فی التوحید، کتاب المعتزلة<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۲۵۰.</ref>؛ | |||
# [[یونس بن یعقوب]]، از [[اصحاب امام صادق]]{{ع}}، که از [[متکلمان]] ماهر و زبردست بود<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ش ۱۲۰۸، ص۴۴۶.</ref>؛ | |||
#[[فضال بن حسن کوفی]]، از متکلمان مشهوری که همواره در مناظرههایش [[پیروز]] میدان بود. [[شیخ مفید]] بعضی از مناظرات او را با مخالفان در کتاب الفصول المختاره، آورده است<ref>محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، الفصول المختاره، ص۷۴.</ref>. این متکلمان همگی در [[قرن دوم]] میزیستند و پیش از پایان این [[قرن]] از [[دنیا]] رفته بودند؛ اما پس از آنها هم متکلمان برجستهای بودند که به برخی از آنها اشاره میکنیم. | |||
# [[سکاک محمد بن خلیل بغدادی]]، [[شاگرد]] هشام بن حکم بود و علم کلام را از او آموخته بود<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ش ۸۸۹، ص۳۲۸.</ref>؛ | |||
# [[ابومالک ضحاک حضرمی]] از بزرگان [[علم کلام]] بود و از محضر [[امام صادق]]{{ع}} و [[امام کاظم]]{{ع}} [[علم]] آموخته بود<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ش ۵۴۶، ص۲۰۵.</ref>. | |||
همچنین بسیاری از [[متکلمان شیعه]]، از [[خاندان نوبخت]] برخاستهاند. به گفته [[ابن ندیم]] [[آل]] نوبخت به [[تشیع]] معروف بودهاند<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۲۵۱.</ref>. از میان این خاندان، فضلای بسیاری در سه [[قرن]] برخاسته است؛ از جمله فضل بن ابی سهل بن نوبخت که در [[زمان]] [[هارون]] در رأس کتابخانه معروف [[بیت الحکمه]]، و از مترجمان [[فارسی]] به [[عربی]] در عصر هارون و [[مأمون]] بود؛ همچنین [[اسحاق بن ابی سهل بن نوبخت]] و پسرش [[اسماعیل بن اسحاق]] و پسر دیگرش [[علی بن اسحاق]] و نوادهاش [[ابوسهل]] [[اسماعیل بن علی بن اسحاق]]، که او را شیخ المتکلمین در [[شیعه]] [[لقب]] دادهاند<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ش ۶۸، ص۳۰.</ref>، و [[حسن بن موسی نوبختی]]، خواهرزاده ابوسهل اسماعیل بن علی و عدهای دیگر از آنها<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۲۵۱. نوبخت، منجم دربار منصور عباسی بود. روزی پسرش ابوسهل را به دربار منصور برد تا به جانشینی خود معرفی کند. منصور نامش را پرسید. گفت: «خورشید ماه طیما ذاه مابازارد باد خسرونه شاه». منصور گفت: «همه اینها اسم تو است»؟ گفت: «آری». منصور تبسم کرد و گفت: «پدرت چه کرده؟! اسمت را مختصر کن؛ یا همان کلمه طیماذ را از میان اسمت برگزین و یا من کنیه ابوسهل را برایت انتخاب میکنم». ابوسهل به همین کنیه راضی شد. از اینرو کنیه بسیاری از نوبختیان ابوسهل است.</ref>. | |||
[[متکلمان]] از [[اصحاب]] و شاگردان [[امامان]]{{عم}}، از توجه به [[فلسفه]]، حتی پیش از [[عصر مأمون]] که هنوز بسیاری از کتابهای [[فلسفی]] [[ترجمه]] نشده بود و [[بازار]] فلسفه رونق چندانی نداشت، [[غافل]] نبودند و گاهی در مباحث [[کلامی]] از آن بهره میجستند. نظریههای آنان به ویژه [[هشام بن حکم]] در برخی مسائل کلامی، [[شاهد]] این مطلب است. در میان آنان حتی بودند کسانی که با دیده نقد به فلسفه مینگریستند؛ چنان که نوشتهاند هشام بن حکم به [[فلاسفه]] ایراد میگرفت و این امر خوشایند یحیی [[برمکی]]، که خود را حامی [[فلسفه]] میدانست، نبوده و سرانجام همین امر موجب جدایی میان آن دو شد و کار به جایی کشید که یحیی [[هارون]] را بر ضد او تحریک کرد<ref>محمد بن حسن طوسی، اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، ج۲، ص۵۳۰.</ref>. هشام نیز کتابی در رد نظریه [[ارسطو]] در [[توحید]] نوشته که [[ابن ندیم]]<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۲۵۰.</ref> و [[نجاشی]]<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص۴۳۳، ش ۱۱۶۴.</ref> به آن اشاره کردهاند.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||