بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
انتساب [[شیعه]] به [[کلام]] [[علوی]] آشکار است؛ زیرا [[شیعیان]] [[علوم]] را از [[ائمه اطهار]]{{عم}} اخذ میکنند و [[علم ائمه]]{{عم}} بنا به تقدم از [[امام علی]]{{ع}} به ایشان منتقل شده است. از دیگر سوی حتی مشایخ [[خوارج]] به رغم آنکه خود در غایت بعد نسبت به امام{{ع}} قرار داشتند، به گونهای شاگرد امام علی{{ع}} بودند. مرجعیت امام علی{{ع}} در این زمینه برای [[معتزله]] نیز روشن است؛ زیرا آنان اکثر اصول خود را در باب [[توحید]] و [[عدل]] از ظواهر کلام امام علی{{ع}} گرفتهاند. حتی [[حسن بصری]] و واصل بن عطا به عنوان مشایخ معتزله، منتسب به امام علی{{ع}} و وامدار [[علم]] ایشان بودهاند. از مشایخ [[اشاعره]] نیز [[ابوالحسن اشعری]]، شاگرد [[ابوعلی جبائی]] بود، که ابوعلی از بزرگان معتزله به شمار میرفت. اما از برخی مواضع معتزله روی گرداند<ref>ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۷۸.</ref>.<ref>[[عبدالهادی فقهیزاده|فقهیزاده]] و [[الهه تاجیک|تاجیک]]، [[مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی (مقاله)|مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی]]، ص ۶۳.</ref> | انتساب [[شیعه]] به [[کلام]] [[علوی]] آشکار است؛ زیرا [[شیعیان]] [[علوم]] را از [[ائمه اطهار]]{{عم}} اخذ میکنند و [[علم ائمه]]{{عم}} بنا به تقدم از [[امام علی]]{{ع}} به ایشان منتقل شده است. از دیگر سوی حتی مشایخ [[خوارج]] به رغم آنکه خود در غایت بعد نسبت به امام{{ع}} قرار داشتند، به گونهای شاگرد امام علی{{ع}} بودند. مرجعیت امام علی{{ع}} در این زمینه برای [[معتزله]] نیز روشن است؛ زیرا آنان اکثر اصول خود را در باب [[توحید]] و [[عدل]] از ظواهر کلام امام علی{{ع}} گرفتهاند. حتی [[حسن بصری]] و واصل بن عطا به عنوان مشایخ معتزله، منتسب به امام علی{{ع}} و وامدار [[علم]] ایشان بودهاند. از مشایخ [[اشاعره]] نیز [[ابوالحسن اشعری]]، شاگرد [[ابوعلی جبائی]] بود، که ابوعلی از بزرگان معتزله به شمار میرفت. اما از برخی مواضع معتزله روی گرداند<ref>ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۷۸.</ref>.<ref>[[عبدالهادی فقهیزاده|فقهیزاده]] و [[الهه تاجیک|تاجیک]]، [[مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی (مقاله)|مرجعیت علمی امام علی در گستره علوم دینی]]، ص ۶۳.</ref> | ||
==نقش [[امامان شیعه]] در گسترش | ==نقش [[امامان شیعه]] در گسترش علوم عقلی== | ||
سخنان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نخستین سرچشمه توجه [[شیعیان]] به علوم عقلی بود؛ ولی روی آوردن [[مسلمانان]] به این [[علوم]]، به طور رسمی و برای اولین بار، در قالب جریان [[معتزله]] پدیدار شد. معتزله یک جریان عقلگرا در میان مسلمانان بود که از علوم عقلی برای [[اثبات]] [[عقاید]] در حوزه [[علم کلام]] بهره میبرد. با [[ترجمه]] کتابهایی از [[فلاسفه]] یونان، علوم عقلی کمکم [[استقلال]] یافتند. بیشتر این کتابها در [[زمان]] [[مأمون]] ترجمه شدند؛ ولی پیش از او نیز کم و بیش ترجمههایی از این کتابها وجود داشت. | سخنان [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نخستین سرچشمه توجه [[شیعیان]] به علوم عقلی بود؛ ولی روی آوردن [[مسلمانان]] به این [[علوم]]، به طور رسمی و برای اولین بار، در قالب جریان [[معتزله]] پدیدار شد. معتزله یک جریان عقلگرا در میان مسلمانان بود که از علوم عقلی برای [[اثبات]] [[عقاید]] در حوزه [[علم کلام]] بهره میبرد. با [[ترجمه]] کتابهایی از [[فلاسفه]] یونان، علوم عقلی کمکم [[استقلال]] یافتند. بیشتر این کتابها در [[زمان]] [[مأمون]] ترجمه شدند؛ ولی پیش از او نیز کم و بیش ترجمههایی از این کتابها وجود داشت. | ||
از این زمان به بعد مسلمانان در کنار ترجمه کتابهای [[فلسفی]]، آثار مستقلی نیز در [[فلسفه]] پدید آوردند. نخستین [[مسلمانی]] که با عنوان [[فیلسوف]] شناخته شد، کندی بود. پس از او فلسفه در میان مسلمانان رو به [[رشد]] نهاد؛ تا جایی که [[فارابی]] را دانشمندی همطراز [[ارسطو]] دانستند و او را «[[معلم]] ثانی» خواندند؛ زیرا ارسطو به عنوان «معلم اول» [[شهرت]] یافته بود. در اواخر [[قرن چهارم]] و اوایل [[قرن پنجم]]، فلسفه با ابنسینا به اوج خود رسید.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی]]</ref> | از این زمان به بعد مسلمانان در کنار ترجمه کتابهای [[فلسفی]]، آثار مستقلی نیز در [[فلسفه]] پدید آوردند. نخستین [[مسلمانی]] که با عنوان [[فیلسوف]] شناخته شد، کندی بود. پس از او فلسفه در میان مسلمانان رو به [[رشد]] نهاد؛ تا جایی که [[فارابی]] را دانشمندی همطراز [[ارسطو]] دانستند و او را «[[معلم]] ثانی» خواندند؛ زیرا ارسطو به عنوان «معلم اول» [[شهرت]] یافته بود. در اواخر [[قرن چهارم]] و اوایل [[قرن پنجم]]، فلسفه با ابنسینا به اوج خود رسید.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی]]</ref> | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
بیشک نقطهٔ آغاز توجه مسلمانان به علوم عقلی و، دستور [[قرآن]] به [[تأمل]]، [[تفکر]] و [[اندیشیدن]] است. خدای متعالی در بسیاری از [[آیات قرآن]] به مسلمانان دستور میدهد که در [[آفرینش آسمان]]، [[زمین]]، موجودات هستی، [[انسان]] و احوال گذشتگان، تفکر و [[تدبر]] کنند<ref>به برخی از این [[آیات]] اشاره میکنیم: {{متن قرآن|كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «بدینگونه نشانههای خود را برای گروهی که میاندیشند روشن میداریم» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۲۴؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «بیگمان در آن (کار) نشانههایی برای گروهی است که میاندیشند» [[سوره رعد]]، آیه ۳؛ {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «و این مثلها را برای [[مردم]] میزنیم باشد که بیندیشند» [[سوره حشر]]، آیه ۲۱؛ {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو [[قرآن]] را فرو فرستادیم تا برای [[مردم]] آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» [[سوره نحل]]، [[آیه]] ۴۴؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا}} «(همان) کسان که [[خداوند]] را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد میکنند و در [[آفرینش]] [[آسمانها]] و [[زمین]] میاندیشند: پروردگارا! این (ها) را [[بیهوده]] نیافریدهای» [[سوره آل عمران]]، آیه ۱۹۱.</ref>. | بیشک نقطهٔ آغاز توجه مسلمانان به علوم عقلی و، دستور [[قرآن]] به [[تأمل]]، [[تفکر]] و [[اندیشیدن]] است. خدای متعالی در بسیاری از [[آیات قرآن]] به مسلمانان دستور میدهد که در [[آفرینش آسمان]]، [[زمین]]، موجودات هستی، [[انسان]] و احوال گذشتگان، تفکر و [[تدبر]] کنند<ref>به برخی از این [[آیات]] اشاره میکنیم: {{متن قرآن|كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «بدینگونه نشانههای خود را برای گروهی که میاندیشند روشن میداریم» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۲۴؛ {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «بیگمان در آن (کار) نشانههایی برای گروهی است که میاندیشند» [[سوره رعد]]، آیه ۳؛ {{متن قرآن|وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «و این مثلها را برای [[مردم]] میزنیم باشد که بیندیشند» [[سوره حشر]]، آیه ۲۱؛ {{متن قرآن|بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «(آنان را) با برهانها (ی روشن) و نوشتهها (فرستادیم) و بر تو [[قرآن]] را فرو فرستادیم تا برای [[مردم]] آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» [[سوره نحل]]، [[آیه]] ۴۴؛ {{متن قرآن|الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا}} «(همان) کسان که [[خداوند]] را ایستاده و نشسته و آرمیده بر پهلو یاد میکنند و در [[آفرینش]] [[آسمانها]] و [[زمین]] میاندیشند: پروردگارا! این (ها) را [[بیهوده]] نیافریدهای» [[سوره آل عمران]]، آیه ۱۹۱.</ref>. | ||
بعد از قرآن، [[سخنان ائمه]]{{عم}} یکی از مهمترین عوامل توجه [[مسلمانان]] به | بعد از قرآن، [[سخنان ائمه]]{{عم}} یکی از مهمترین عوامل توجه [[مسلمانان]] به علوم عقلی است. در [[احادیث]] ایشان، [[عقل]] بالاترین [[آفریده]] و مخلوق [[خدا]] شمرده شده است. در [[حدیثی]] از [[امام باقر]]{{ع}} میخوانیم: «وقتی که خدای متعالی عقل را آفرید، با او سخن گفت و به او فرمود: پیش بیا. پس پیش آمد. آنگاه فرمود: برگرد. برگشت. در این هنگام فرمود: به [[عزت]] و جلالم [[سوگند]] مخلوقی محبوبتر از تو نیافریدم و تو را آنگونه که [[دوست]] داشتم، کامل کردم. بدان که با تو امر میکنم و با تو [[نهی]] مینمایم و با تو [[عقاب]] میکنم و با تو [[ثواب]] میدهم». | ||
همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرموده است: «خدای متعالی میان بندگانش چیزی بهتر از عقل تقسیم نکرده است. [[خواب]] [[عاقل]]، بهتر از [[بیداری]] [[جاهل]] است. نشستن عاقل بهتر از برخاستن جاهل است. خدا [[پیامبری]] را [[مبعوث]] نکرده، مگر اینکه عقل او را کامل کرده است، و عقل هر پیامبری بیشتر از [[عقول]] جمیع امتش بوده.»..<ref>محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۱.</ref>. | همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرموده است: «خدای متعالی میان بندگانش چیزی بهتر از عقل تقسیم نکرده است. [[خواب]] [[عاقل]]، بهتر از [[بیداری]] [[جاهل]] است. نشستن عاقل بهتر از برخاستن جاهل است. خدا [[پیامبری]] را [[مبعوث]] نکرده، مگر اینکه عقل او را کامل کرده است، و عقل هر پیامبری بیشتر از [[عقول]] جمیع امتش بوده.»..<ref>محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۱.</ref>. | ||
در بسیاری از احادیث [[امامان شیعه]]{{عم}} همواره نوعی [[اتحاد]] میان [[عقل و دین]] به چشم میخورد؛ مانند این احادیث: | در بسیاری از احادیث [[امامان شیعه]]{{عم}} همواره نوعی [[اتحاد]] میان [[عقل و دین]] به چشم میخورد؛ مانند این احادیث: | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
بدین جهت [[شیعیان]] پیش از همه به مطالعه کتابهای [[فلسفی]] پرداختند و قبل از [[عصر مأمون]] و آغاز [[نهضت]] [[ترجمه]]، در جایگاه مترجم یا [[متکلم]] یا [[فیلسوف]]، با فلسفه در ارتباط بودند. یکی از نخستین مترجمان [[شیعی]]، [[محمد بن ابراهیم فزاری]] (م. ۱۵۶ق) است، که بیشتر به دلیل مهارتش در [[علم نجوم]] [[شهرت]] یافته بود؛ ولی قفطی او را در میان [[حکمای اسلامی]] آورده است<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۳۸۱؛ یوسف بن ابراهیم قفطی، تاریخ الحکما، ترجمه فارسی قرن ۱۱، ص۱۰۳.</ref>. | بدین جهت [[شیعیان]] پیش از همه به مطالعه کتابهای [[فلسفی]] پرداختند و قبل از [[عصر مأمون]] و آغاز [[نهضت]] [[ترجمه]]، در جایگاه مترجم یا [[متکلم]] یا [[فیلسوف]]، با فلسفه در ارتباط بودند. یکی از نخستین مترجمان [[شیعی]]، [[محمد بن ابراهیم فزاری]] (م. ۱۵۶ق) است، که بیشتر به دلیل مهارتش در [[علم نجوم]] [[شهرت]] یافته بود؛ ولی قفطی او را در میان [[حکمای اسلامی]] آورده است<ref>ابن ندیم، الفهرست، ص۳۸۱؛ یوسف بن ابراهیم قفطی، تاریخ الحکما، ترجمه فارسی قرن ۱۱، ص۱۰۳.</ref>. | ||
بزرگان [[خاندان نوبخت]] نیز، از [[پیشگامان]] توجه به | بزرگان [[خاندان نوبخت]] نیز، از [[پیشگامان]] توجه به علوم عقلی و [[فلسفی]] بودند و از نخستین مترجمان به شمار میآمدند<ref>یوسف بن ابراهیم قفطی، تاریخ الحکما، ص۲۲۷.</ref>. فضل بن ابی سهل [[نوبختی]]، [[رئیس]] اداره [[ترجمه]] در عصر [[هارون]] بود و کتابهای [[حکمت]] از [[زبان فارسی]]، زیر نظر او به [[عربی]] [[ترجمه]] میشد<ref>قطب الدین لاهیجی، محبوب القلوب، المقالة الثانیة، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی]]</ref> | ||
===ترتیب [[متکلمان]] در [[مکتب]] [[ائمه]]{{عم}}=== | ===ترتیب [[متکلمان]] در [[مکتب]] [[ائمه]]{{عم}}=== | ||
رواج مباحث [[کلامی]] و [[عقیدتی]]، یکی از مهمترین زمینههای توجه به | رواج مباحث [[کلامی]] و [[عقیدتی]]، یکی از مهمترین زمینههای توجه به علوم عقلی در میان [[مسلمانان]] بوده است؛ زیرا بخشی از [[کلام]]، مباحث [[عقلی]] است. [[علم کلام]]، [[علمی]] صد در صد [[اسلامی]] است. خدای متعالی در [[قرآن]] به پیامبرش دستور میدهد که با مخالفان [[فکری]]، به [[نیکوترین]] روش [[گفتوگو]] کند. در [[حدیثی]] از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} نقل شده که ما از زبان هفتاد [[پیامبر]] در [[دین خدا]] [[مجادله]] میکنیم<ref>احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۲۲.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ فردی که پرسید آیا [[رسول خدا]]{{صل}} مجادله میکرده است، فرمود: | ||
در هر چه به رسول خدا{{صل}} [[ظن]] و [[گمان]] کردی، در اینکه ایشان با [[امر خدا]] [[مخالفت]] کند [هیچ گاه] به او گمان مبر. مگر خدای متعالی [به پیامبر] نفرموده است: {{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ}}<ref>«بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زندهاش میگرداند» سوره یس، آیه ۷۹.</ref>. آیا میتوانی گمان کنی که رسول خدا{{صل}} با امر خدا مخالفت کرده و درباره آنچه که [[خدا]] به او دستور داده، مجادله نکرده و از آنچه که خدا به او [[خبر]] داده، [[مردم]] را [[آگاه]] نکرده است؟ | در هر چه به رسول خدا{{صل}} [[ظن]] و [[گمان]] کردی، در اینکه ایشان با [[امر خدا]] [[مخالفت]] کند [هیچ گاه] به او گمان مبر. مگر خدای متعالی [به پیامبر] نفرموده است: {{متن قرآن|وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ}}<ref>«بگو: همان کس که آن را نخست آفرید زندهاش میگرداند» سوره یس، آیه ۷۹.</ref>. آیا میتوانی گمان کنی که رسول خدا{{صل}} با امر خدا مخالفت کرده و درباره آنچه که [[خدا]] به او دستور داده، مجادله نکرده و از آنچه که خدا به او [[خبر]] داده، [[مردم]] را [[آگاه]] نکرده است؟ | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
بسیاری از معتزلیان، به ویژه [[اهل بغداد]]، امیرمؤمنان{{ع}} را از دیگر [[صحابه]] [[برتر]] میدانستند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۷.</ref>. آنان حتی [[روایات شیعه]] را، که در آنها به [[شیعیان امیرمؤمنان]]{{ع}} [[وعده]] [[بهشت]] داده شده، بر خودشان منطبق کردهاند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۲۶.</ref>. | بسیاری از معتزلیان، به ویژه [[اهل بغداد]]، امیرمؤمنان{{ع}} را از دیگر [[صحابه]] [[برتر]] میدانستند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۷.</ref>. آنان حتی [[روایات شیعه]] را، که در آنها به [[شیعیان امیرمؤمنان]]{{ع}} [[وعده]] [[بهشت]] داده شده، بر خودشان منطبق کردهاند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۲۶.</ref>. | ||
همچنین درباره [[ابوالهذیل]]، که از بزرگان معتزله بوده و یکی از فرقههای معتزله (هذلیه) به نام اوست، گفتهاند که سلسله [[اساتید]] او هم به ابوهاشم پسر محمد حنفیه منتهی میشود<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۳.</ref>. به نظر برخی از [[عالمان]]، او نخستین کسی بود که [[کلام]] را [[عقلی]] کرد<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۵.</ref>. | همچنین درباره [[ابوالهذیل]]، که از بزرگان معتزله بوده و یکی از فرقههای معتزله (هذلیه) به نام اوست، گفتهاند که سلسله [[اساتید]] او هم به ابوهاشم پسر محمد حنفیه منتهی میشود<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۳.</ref>. به نظر برخی از [[عالمان]]، او نخستین کسی بود که [[کلام]] را [[عقلی]] کرد<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۵.</ref>. | ||
همچنین [[ابراهیم بن سیار نظام]] که از بزرگان [[معتزله]] بوده و با [[فلسفه]] و | همچنین [[ابراهیم بن سیار نظام]] که از بزرگان [[معتزله]] بوده و با [[فلسفه]] و علوم عقلی بسیار سر و کار داشته و از آنها در [[کلام]] بیشتر [[سود]] میجسته و [[فرقه]] نظامیه به نام اوست، [[شاگرد]] [[هشام بن حکم]] به شمار میآمده<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۸.</ref>، و [[ابوالحسن اشعری]] [[معتقد]] است که او به [[امامیه]] [[گرایش]] داشته است<ref>ابوالحسن اشعری، مقالات الاسلامیین، ص۲۵۲.</ref>. [[شهرستانی]] یکی از ویژگیهای فردی او را، تمایلش به رافضیان و اهانتش به بزرگان [[صحابه]] دانسته و از او نقل کرده است که [[امامت]] تنها با [[نص]] و تعیین آشکار محقق میشود و [[پیامبر]]{{صل}} در مواضع متعدد [[امامت علی]]{{ع}} را به گونهای روشن و آشکار بیان [[کرد]] تا [[مردم]] به [[اشتباه]] نیفتند؛ اما عمر این مطلب را [[کتمان]] کرد و همو عهدهدار جریان [[بیعت با ابوبکر]] در [[روز سقیفه]] بود. شهرستانی سپس میگوید: «[[نظام]] به عمر نسبت [[شک]] داده که در [[روز]] [[حدیبیه]] از پیامبر پرسید: آیا ما بر [[حق]] نیستیم؟ آیا آنها بر [[باطل]] نیستند؟ پیامبر جواب داده: آری؛ و عمر گفته: پس چرا در دینمان [[پستی]] را بپذیریم؟ نظام گفته: این به معنای [[شک و تردید]] در [[دین]]، و [[مقاومت]] در برابر [[تصمیم پیامبر]]{{صل}} است. او به [[دروغ]] خود ادامه داده و گفته عمر در روز [[بیعت]] [[[ابوبکر]]] به شکم [[فاطمه]]{{س}} ضربه زده، تا اینکه او سقط جنین کرده است و فریاد میکرد که [[خانه]] را با کسانی که در آن هستند، [[آتش]] بزنید؛ در حالی که در خانه غیر از علی، فاطمه، حسن و حسین کس دیگری نبود.»..<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ص۵۹.</ref>.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی]]</ref> | ||
===رونق [[فلسفه]] در میان [[شیعیان]]=== | ===رونق [[فلسفه]] در میان [[شیعیان]]=== | ||