←تأثیرپذیری معتزله از افکار ائمه{{عم}}
| خط ۸۵: | خط ۸۵: | ||
بسیاری از معتزلیان، به ویژه [[اهل بغداد]]، امیرمؤمنان{{ع}} را از دیگر [[صحابه]] [[برتر]] میدانستند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۷.</ref>. آنان حتی [[روایات شیعه]] را، که در آنها به [[شیعیان امیرمؤمنان]]{{ع}} [[وعده]] [[بهشت]] داده شده، بر خودشان منطبق کردهاند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۲۶.</ref>. | بسیاری از معتزلیان، به ویژه [[اهل بغداد]]، امیرمؤمنان{{ع}} را از دیگر [[صحابه]] [[برتر]] میدانستند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۷.</ref>. آنان حتی [[روایات شیعه]] را، که در آنها به [[شیعیان امیرمؤمنان]]{{ع}} [[وعده]] [[بهشت]] داده شده، بر خودشان منطبق کردهاند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۲۶.</ref>. | ||
همچنین درباره [[ابوالهذیل]]، که از بزرگان معتزله بوده و یکی از فرقههای معتزله (هذلیه) به نام اوست، گفتهاند که سلسله [[اساتید]] او هم به ابوهاشم پسر محمد حنفیه منتهی میشود<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۳.</ref>. به نظر برخی از [[عالمان]]، او نخستین کسی بود که [[کلام]] را [[عقلی]] کرد<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۵.</ref>. | همچنین درباره [[ابوالهذیل]]، که از بزرگان معتزله بوده و یکی از فرقههای معتزله (هذلیه) به نام اوست، گفتهاند که سلسله [[اساتید]] او هم به ابوهاشم پسر محمد حنفیه منتهی میشود<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۳.</ref>. به نظر برخی از [[عالمان]]، او نخستین کسی بود که [[کلام]] را [[عقلی]] کرد<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۵.</ref>. | ||
همچنین [[ابراهیم بن سیار نظام]] که از بزرگان [[معتزله]] بوده و با [[فلسفه]] و علوم عقلی بسیار سر و کار داشته و از آنها در [[کلام]] بیشتر [[سود]] میجسته و [[فرقه]] نظامیه به نام اوست، [[شاگرد]] [[هشام بن حکم]] به شمار میآمده<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۸.</ref>، و [[ابوالحسن اشعری]] [[معتقد]] است که او به [[امامیه]] [[گرایش]] داشته است<ref>ابوالحسن اشعری، مقالات الاسلامیین، ص۲۵۲.</ref>. [[شهرستانی]] یکی از ویژگیهای فردی او را، تمایلش به رافضیان و اهانتش به بزرگان [[صحابه]] دانسته و از او نقل کرده است که [[امامت]] تنها با [[نص]] و تعیین آشکار محقق میشود و [[پیامبر]]{{صل}} در مواضع متعدد [[امامت علی]]{{ع}} را به گونهای روشن و آشکار بیان [[کرد]] تا [[مردم]] به [[اشتباه]] نیفتند؛ اما عمر این مطلب را [[کتمان]] کرد و همو عهدهدار جریان [[بیعت با ابوبکر]] در [[روز سقیفه]] بود. شهرستانی سپس میگوید: «[[نظام]] به عمر نسبت [[شک]] داده که در [[روز]] [[حدیبیه]] از پیامبر پرسید: آیا ما بر [[حق]] نیستیم؟ آیا آنها بر [[باطل]] نیستند؟ پیامبر جواب داده: آری؛ و عمر گفته: پس چرا در دینمان [[پستی]] را بپذیریم؟ نظام گفته: این به معنای [[شک و تردید]] در [[دین]]، و [[مقاومت]] در برابر [[تصمیم پیامبر]]{{صل}} است. او به [[دروغ]] خود ادامه داده و گفته عمر در روز [[بیعت]] [[[ابوبکر]]] به شکم [[فاطمه]]{{س}} ضربه زده، تا اینکه او سقط جنین کرده است و فریاد میکرد که [[خانه]] را با کسانی که در آن هستند، [[آتش]] بزنید؛ در حالی که در خانه غیر از علی، فاطمه، حسن و حسین کس دیگری نبود.»..<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ص۵۹.</ref>.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم | همچنین [[ابراهیم بن سیار نظام]] که از بزرگان [[معتزله]] بوده و با [[فلسفه]] و علوم عقلی بسیار سر و کار داشته و از آنها در [[کلام]] بیشتر [[سود]] میجسته و [[فرقه]] نظامیه به نام اوست، [[شاگرد]] [[هشام بن حکم]] به شمار میآمده<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۸.</ref>، و [[ابوالحسن اشعری]] [[معتقد]] است که او به [[امامیه]] [[گرایش]] داشته است<ref>ابوالحسن اشعری، مقالات الاسلامیین، ص۲۵۲.</ref>. [[شهرستانی]] یکی از ویژگیهای فردی او را، تمایلش به رافضیان و اهانتش به بزرگان [[صحابه]] دانسته و از او نقل کرده است که [[امامت]] تنها با [[نص]] و تعیین آشکار محقق میشود و [[پیامبر]]{{صل}} در مواضع متعدد [[امامت علی]]{{ع}} را به گونهای روشن و آشکار بیان [[کرد]] تا [[مردم]] به [[اشتباه]] نیفتند؛ اما عمر این مطلب را [[کتمان]] کرد و همو عهدهدار جریان [[بیعت با ابوبکر]] در [[روز سقیفه]] بود. شهرستانی سپس میگوید: «[[نظام]] به عمر نسبت [[شک]] داده که در [[روز]] [[حدیبیه]] از پیامبر پرسید: آیا ما بر [[حق]] نیستیم؟ آیا آنها بر [[باطل]] نیستند؟ پیامبر جواب داده: آری؛ و عمر گفته: پس چرا در دینمان [[پستی]] را بپذیریم؟ نظام گفته: این به معنای [[شک و تردید]] در [[دین]]، و [[مقاومت]] در برابر [[تصمیم پیامبر]]{{صل}} است. او به [[دروغ]] خود ادامه داده و گفته عمر در روز [[بیعت]] [[[ابوبکر]]] به شکم [[فاطمه]]{{س}} ضربه زده، تا اینکه او سقط جنین کرده است و فریاد میکرد که [[خانه]] را با کسانی که در آن هستند، [[آتش]] بزنید؛ در حالی که در خانه غیر از علی، فاطمه، حسن و حسین کس دیگری نبود.»..<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ص۵۹.</ref>.<ref>[[غلام حسن محرمی|محرمی، غلام حسن]]، [[نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۱ (مقاله)|نقش امامان شیعه در گسترش علوم عقلی ۲ ]]</ref> | ||
===رونق [[فلسفه]] در میان [[شیعیان]]=== | ===رونق [[فلسفه]] در میان [[شیعیان]]=== | ||