پرش به محتوا

فقه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۷ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:


=== معنای اصطلاحی ===
=== معنای اصطلاحی ===
معنای اصطلاحی رایج فقه در زبان [[فقیهان]] عبارت است از: "آگاهی از [[احکام]] فرعی [[شرعی]] از روی [[دلایل]] تفصیلی و منابع استنباط"<ref>{{عربی|العلم بالاحکام الشرعیة الفرعیة عن ادلّتها التفصیلیه}}، مشکینی، مصطلحات الفقه، ص۱۸۰.</ref>. براساس این تعریف، آگاهی از اصول و [[معارف اعتقادی]] [[دین]]، همچنین مسائلی که در دانش اصول فقه مطرح می‌شود، و [[آگاهی]] سطحی شخص [[مکلف]]، [[فقه]] مصطلح نامیده نمی‌شود، تنها به آگاهی از احکام واقعی [[دین]] که از [[قرآن]]، [[سنت]] و [[عقل]] [[استنباط]] می‌شود و احکام ظاهری و وضعی [[دین]] که از [[اخبار]] آحاد، امارات دیگر و اصول عملیه به‌دست می‌آید، فقه گویند<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۳.</ref>.
معنای اصطلاحی رایج فقه در زبان [[فقیهان]] عبارت است از: "آگاهی از [[احکام]] فرعی [[شرعی]] از روی [[دلایل]] تفصیلی و منابع استنباط"<ref>{{عربی|العلم بالاحکام الشرعیة الفرعیة عن ادلّتها التفصیلیه}}، مشکینی، مصطلحات الفقه، ص۱۸۰.</ref>. براساس این تعریف، آگاهی از اصول و [[معارف اعتقادی]] [[دین]]، همچنین مسائلی که در دانش اصول فقه مطرح می‌شود، و [[آگاهی]] سطحی شخص [[مکلف]]، فقه مصطلح نامیده نمی‌شود، تنها به آگاهی از احکام واقعی [[دین]] که از [[قرآن]]، [[سنت]] و [[عقل]] [[استنباط]] می‌شود و احکام ظاهری و وضعی [[دین]] که از [[اخبار]] آحاد، امارات دیگر و اصول عملیه به‌دست می‌آید، فقه گویند<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص۳.</ref>.


== پیشینه ==
== پیشینه ==
[[قانون]] و برنامه [[زندگی]] در [[تاریخ]] [[بشر]] پیشینه‌ای دراز دارد. [[فرعونیان]] [[مصر]] دربارۀ [[جرم]]، [[مالکیت]] و تقسیم [[ارث]]، [[قوانین]] دقیقی داشته‌اند<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۱۹۳–۱۹۴.</ref>. قدیمی‌ترین قانون بشری منظمی که به دست آمده، قانون حمورابی (۲۱۲۳–۲۰۸۱ق م) است که بسیاری از قوانین آن بر گرفته از [[شرایع آسمانی]] بوده است<ref>شهابی، ادوار فقه، ۱/۳۸.</ref>، بلکه گفته شده این قانون‌نامه مانند [[شریعت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[آسمان]] نازل شده است<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۲۶۰.</ref>. همه [[ادیان آسمانی]] به‌ویژه [[آیین یهود]] دارای شریعت بوده‌اند<ref>شهابی، ادوار فقه، ۱/۳۸.</ref>. در اسفار پنج‌گانه [[تورات]] و شریعت [[یهود]] همه چیز از خوراکی، پزشکی، [[بهداشت]] شخصی و عمومی، مسائل مربوط به [[زنان]] و فعالیت‌های جنسی به عنوان [[واجبات]] و [[محرمات]]، عنوان [[دینی]] دارند<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۳۸۴–۳۸۵.</ref>. در فرمان‌های ده‌گانه [[موسی]]{{ع}} دربارۀ مسائل [[خانواده]]، روزهای سال، [[مالکیت]]، [[جنگ]] و [[صلح]] و ارتباطات [[مردم]] با یکدیگر دستورهایی وارد شده است<ref>فرمان‌های ده‌گانه موسی{{ع}}، خروج، ب۲۰، ۱–۱۷؛ افشار، بازشناسی ده‌ فرمان در تورات و قرآن، ۲۶–۲۸.</ref>. [[مسیحیان]] نیز پیرو [[شریعت]] موسی{{ع}} بوده‌اند<ref>شهابی، ادوار فقه، ۱/۳۸.</ref>. [[عرب جاهلی]] نیز در حوزه [[احکام]] مدنی، جزایی و پیمان‌های [[اجتماعی]] قوانینی داشتند<ref>علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ۴/۳۳۳–۳۶۰ و ۵/۵۰۶، ۵۲۶.</ref> که برخی از آنها در [[اسلام]] پذیرفته شد<ref>احمد بن‌ حنبل، مسند الامام، ۲/۲۰۷؛ علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ۵/۴۸۵.</ref> و برخی هم پذیرفته نشد<ref>نساء، ۱۹؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۴/۳۴۸–۳۴۹.</ref>.
[[قانون]] و برنامه [[زندگی]] در [[تاریخ]] [[بشر]] پیشینه‌ای دراز دارد. [[فرعونیان]] [[مصر]] دربارۀ [[جرم]]، [[مالکیت]] و تقسیم [[ارث]]، [[قوانین]] دقیقی داشته‌اند<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۱۹۳–۱۹۴.</ref>. قدیمی‌ترین قانون بشری منظمی که به دست آمده، قانون حمورابی (۲۱۲۳–۲۰۸۱ق م) است که بسیاری از قوانین آن بر گرفته از [[شرایع آسمانی]] بوده است<ref>شهابی، ادوار فقه، ۱/۳۸.</ref>، بلکه گفته شده این قانون‌نامه مانند [[شریعت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} از [[آسمان]] نازل شده است<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۲۶۰.</ref>. همه [[ادیان آسمانی]] به‌ویژه [[آیین یهود]] دارای شریعت بوده‌اند<ref>شهابی، ادوار فقه، ۱/۳۸.</ref>. در اسفار پنج‌گانه [[تورات]] و شریعت [[یهود]] همه چیز از خوراکی، پزشکی، [[بهداشت]] شخصی و عمومی، مسائل مربوط به [[زنان]] و فعالیت‌های جنسی به عنوان [[واجبات]] و [[محرمات]]، عنوان [[دینی]] دارند<ref>دورانت، تاریخ تمدن، ۱/۳۸۴–۳۸۵.</ref>. در فرمان‌های ده‌گانه [[موسی]]{{ع}} دربارۀ مسائل [[خانواده]]، روزهای سال، [[مالکیت]]، [[جنگ]] و [[صلح]] و ارتباطات [[مردم]] با یکدیگر دستورهایی وارد شده است<ref>فرمان‌های ده‌گانه موسی{{ع}}، خروج، ب۲۰، ۱–۱۷؛ افشار، بازشناسی ده‌ فرمان در تورات و قرآن، ۲۶–۲۸.</ref>. [[مسیحیان]] نیز پیرو [[شریعت]] موسی{{ع}} بوده‌اند<ref>شهابی، ادوار فقه، ۱/۳۸.</ref>. [[عرب جاهلی]] نیز در حوزه [[احکام]] مدنی، جزایی و پیمان‌های [[اجتماعی]] قوانینی داشتند<ref>علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ۴/۳۳۳–۳۶۰ و ۵/۵۰۶، ۵۲۶.</ref> که برخی از آنها در [[اسلام]] پذیرفته شد<ref>احمد بن‌ حنبل، مسند الامام، ۲/۲۰۷؛ علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ۵/۴۸۵.</ref> و برخی هم پذیرفته نشد<ref>نساء، ۱۹؛ صدوق، من لایحضره الفقیه، ۴/۳۴۸–۳۴۹.</ref>.


در [[قرآن کریم]] بنابر نظر مشهور، حدود پانصد [[آیه]] دربارۀ احکام آمده است<ref>فاضل مقداد، کنز العرفان، ۱/۵.</ref> و تفصیل و جزئیات آنها در [[روایات]] آمده است. در [[قرآن]] به [[مسلمانان]] سفارش شده است در [[دین]] [[تفقه]] کنند و آن را به دیگران بیاموزند<ref>سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>.<ref>امام خمینی، معتمد الاصول، ۱/۴۸۲.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز در [[تفسیری]] از سخن ایشان<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۹۰–۳۹۱.</ref> [[دانش]] را به [[علوم]] [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[علم]] ظاهر و [[آداب]] قالبیه ([[فقه]]) تقسیم کرد<ref>کلینی، کافی، ۱/۳۲.</ref>؛ چنان‌که به [[دستور خداوند]]،<ref>توبه، ۱۲۲.</ref> مأمورانی برای [[تعلیم]] مردم به مناطق مختلف اعزام می‌کرد<ref>ابن‌هشام، السیرة النبویه{{صل}}، ۲/۱۸۴.</ref>.
در [[قرآن کریم]] بنابر نظر مشهور، حدود پانصد [[آیه]] دربارۀ احکام آمده است<ref>فاضل مقداد، کنز العرفان، ۱/۵.</ref> و تفصیل و جزئیات آنها در [[روایات]] آمده است. در [[قرآن]] به [[مسلمانان]] سفارش شده است در [[دین]] [[تفقه]] کنند و آن را به دیگران بیاموزند<ref>سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>.<ref>امام خمینی، معتمد الاصول، ۱/۴۸۲.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز در [[تفسیری]] از سخن ایشان<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۳۹۰–۳۹۱.</ref> [[دانش]] را به [[علوم]] [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[علم]] ظاهر و [[آداب]] قالبیه (فقه) تقسیم کرد<ref>کلینی، کافی، ۱/۳۲.</ref>؛ چنان‌که به [[دستور خداوند]]،<ref>توبه، ۱۲۲.</ref> مأمورانی برای [[تعلیم]] مردم به مناطق مختلف اعزام می‌کرد<ref>ابن‌هشام، السیرة النبویه{{صل}}، ۲/۱۸۴.</ref>.


در دوره [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} فقه شیعه گسترش یافت<ref>مفید، الارشاد، ۲/۱۶۰–۱۶۳؛ آقابزرگ، الذریعه، ۲/۱۳۱–۱۳۲؛ امام خمینی، صحیفه، ۱۴/۳۷۳–۳۷۴.</ref> و طبقه‌ای از [[یاران]] امام صادق{{ع}} به «[[فقها]]» شهره شدند<ref>کشی، رجال، ۲۳۸ و ۳۷۵.</ref> و عده‌ای از [[اصحاب]] آن حضرت دارای کتاب [[فقهی]] بودند<ref>نجاشی، رجال، ۲۳۰–۲۳۲ و ۲۳۵.</ref>. در آغاز دوره غیبت، کتاب‌های فقهی در قالب [[حدیث]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۷۱.</ref> و فتوایی و استدلالی، به قلم [[ابن‌ ابی‌عقیل عمانی]]، ابن‌ جنید اسکافی، [[شیخ مفید]] و برخی دیگر نگاشته شدند<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۴۰–۱۴۱.</ref> و به‌تدریج گسترش یافتند و از آن [[زمان]] تاکنون حوزه‌های [[تدریس]] [[فقه]] برقرار بوده است و فقها آثار بسیاری در این زمینه نگاشته‌اند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۶۸–۸۸.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]] و [[محمد صادق مزینانی|مزینانی]]، [[فقه - رضوی و مزینانی (مقاله)| مقاله «فقه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۵۹۸ – ۶۱۱.</ref>
در دوره [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} فقه شیعه گسترش یافت<ref>مفید، الارشاد، ۲/۱۶۰–۱۶۳؛ آقابزرگ، الذریعه، ۲/۱۳۱–۱۳۲؛ امام خمینی، صحیفه، ۱۴/۳۷۳–۳۷۴.</ref> و طبقه‌ای از [[یاران]] امام صادق{{ع}} به «[[فقها]]» شهره شدند<ref>کشی، رجال، ۲۳۸ و ۳۷۵.</ref> و عده‌ای از [[اصحاب]] آن حضرت دارای کتاب [[فقهی]] بودند<ref>نجاشی، رجال، ۲۳۰–۲۳۲ و ۲۳۵.</ref>. در آغاز دوره غیبت، کتاب‌های فقهی در قالب [[حدیث]]<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۷۱.</ref> و فتوایی و استدلالی، به قلم [[ابن‌ ابی‌عقیل عمانی]]، ابن‌ جنید اسکافی، [[شیخ مفید]] و برخی دیگر نگاشته شدند<ref>گرجی، تاریخ فقه و فقها، ۱۴۰–۱۴۱.</ref> و به‌تدریج گسترش یافتند و از آن [[زمان]] تاکنون حوزه‌های [[تدریس]] فقه برقرار بوده است و فقها آثار بسیاری در این زمینه نگاشته‌اند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۶۸–۸۸.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]] و [[محمد صادق مزینانی|مزینانی]]، [[فقه - رضوی و مزینانی (مقاله)| مقاله «فقه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۵۹۸ – ۶۱۱.</ref>


== فقه در قرآن ==
== فقه در قرآن ==
خط ۳۰: خط ۳۰:


== گستره ==
== گستره ==
[[اندیشمندان اسلامی]] رویکردهای مختلفی در زمینه قلمرو فقه دارند. غزالی فقه را متکفل مصالح دنیوی مردم و فقیه را عالم به [[قانون]] سیاست و اداره امور دنیا و حل و فصل خصومات دانسته است<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱/۳۰–۳۲.</ref> برخی نگاه حداکثری دارند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲/۶۵؛ جوادی آملی، شریعت در آینه، ۱۳۰–۱۳۵.</ref> و برآن‌اند که برنامه [[دین]] و [[شریعت]]، [[سعادت ابدی]]<ref>عاملی، مدارک الاحکام، ۱/۳–۴.</ref> و [[صلاح]] [[زندگی]] دو [[جهان]]<ref>طباطبایی، المیزان، ۲/۱۴۰؛ مطهری، مجموعه آثار، ۲/۱۷۵؛ صدر، الاسلام یقود الحیاة، ۲۴–۳۰.</ref> است. [[فقه]] حدود پنجاه کتاب یا باب دارد که از [[طهارت]] آغاز و به [[قصاص]] و دیات ختم می‌شود.<ref>شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱/۲۴۵ و ۱۰/۱۰۵؛ مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۱۱۹–۱۲۰؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۱۴ و ۲/۵۷۷.</ref> این باب‌ها و کتاب‌ها همه شئون زندگی [[انسان]] را دربر می‌گیرند و مسائلی که در جهان امروز با انواع حقوق طرح می‌شود، همانند [[حقوق اساسی]]، حقوق مدنی، [[حقوق]] [[خانوادگی]]، حقوق جزایی و حقوق سیاسی در باب‌های گوناگون فقه آمده‌اند. افزون بر این در حوزه فقه، مسائلی چون [[عبادات]] وجود دارد که در حقوق امروز مطرح نیست<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۶۳.</ref>.
[[اندیشمندان اسلامی]] رویکردهای مختلفی در زمینه قلمرو فقه دارند. غزالی فقه را متکفل مصالح دنیوی مردم و فقیه را عالم به [[قانون]] سیاست و اداره امور دنیا و حل و فصل خصومات دانسته است<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱/۳۰–۳۲.</ref> برخی نگاه حداکثری دارند<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲/۶۵؛ جوادی آملی، شریعت در آینه، ۱۳۰–۱۳۵.</ref> و برآن‌اند که برنامه [[دین]] و [[شریعت]]، [[سعادت ابدی]]<ref>عاملی، مدارک الاحکام، ۱/۳–۴.</ref> و [[صلاح]] [[زندگی]] دو [[جهان]]<ref>طباطبایی، المیزان، ۲/۱۴۰؛ مطهری، مجموعه آثار، ۲/۱۷۵؛ صدر، الاسلام یقود الحیاة، ۲۴–۳۰.</ref> است. فقه حدود پنجاه کتاب یا باب دارد که از [[طهارت]] آغاز و به [[قصاص]] و دیات ختم می‌شود.<ref>شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱/۲۴۵ و ۱۰/۱۰۵؛ مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۱۱۹–۱۲۰؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱/۱۴ و ۲/۵۷۷.</ref> این باب‌ها و کتاب‌ها همه شئون زندگی [[انسان]] را دربر می‌گیرند و مسائلی که در جهان امروز با انواع حقوق طرح می‌شود، همانند [[حقوق اساسی]]، حقوق مدنی، [[حقوق]] [[خانوادگی]]، حقوق جزایی و حقوق سیاسی در باب‌های گوناگون فقه آمده‌اند. افزون بر این در حوزه فقه، مسائلی چون [[عبادات]] وجود دارد که در حقوق امروز مطرح نیست<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۰/۶۳.</ref>.


بسیاری از [[فقها]] برآن‌اند که [[اسلام]] افزون بر بُعد [[تبلیغ]]، متکفل [[اجرای احکام]] نیز است<ref>حلی، علامه، مختلف الشیعه، ۴/۴۶۳؛ نجفی، جواهر، ۲۱/۳۹۶؛ خویی، موسوعه، مبانی تکمله، ۴۱/۲۷۳؛ آهنگران و مسعودیان، اجرای حدود در عصر غیبت، ۱۵۱.</ref> و [[شریعت اسلام]] احکامش را بر اساس نهاد دولت و [[حکومت]] [[استوار]] ساخته است<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/۹۱.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]] و [[محمد صادق مزینانی|مزینانی]]، [[فقه - رضوی و مزینانی (مقاله)| مقاله «فقه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۵۹۸ – ۶۱۱.</ref>
بسیاری از [[فقها]] برآن‌اند که [[اسلام]] افزون بر بُعد [[تبلیغ]]، متکفل [[اجرای احکام]] نیز است<ref>حلی، علامه، مختلف الشیعه، ۴/۴۶۳؛ نجفی، جواهر، ۲۱/۳۹۶؛ خویی، موسوعه، مبانی تکمله، ۴۱/۲۷۳؛ آهنگران و مسعودیان، اجرای حدود در عصر غیبت، ۱۵۱.</ref> و [[شریعت اسلام]] احکامش را بر اساس نهاد دولت و [[حکومت]] [[استوار]] ساخته است<ref>منتظری، دراسات فی ولایة الفقیه، ۱/۹۱.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]] و [[محمد صادق مزینانی|مزینانی]]، [[فقه - رضوی و مزینانی (مقاله)| مقاله «فقه»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۷]]، ص۵۹۸ – ۶۱۱.</ref>
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش